نگاهی به اوضاع منطقه و موج دوم بهار عربی

Share Button

نخستین موج بهار عربی  خودجوش و از خیابانها آغاز شد و در ممالک محافظه کار عرب، این موج توسط فرمانروایان این ممالک به تخته پرشی برای  اصلاحات بنیادی تبدیل گردید که همچنان ادامه یافته و تعمیق میشود. دومین موج بهار عربی با سازماندهی (و نه خود انگیخته و بی نظم) و تقریباً بی خشونت انجام گرفته که همچنان در جریان میباشد و یکی از ویژگی های عمده آن نقش ضعیف و رو به کاهش اسلامگرایان در آنهاست زیرا که مردم این کشورها اسلام حکومتی و سیاسی را هم در داخل کشور خود و هم در منطقه دیده اند و به آثار فلاکت بار آن آگاهند.  

اگر بخواهیم یک ویژگی عام برای تحولات جاری در منطقه، از خاور میانه تا شمال آفریقا قائل شویم این ویژگی چیزی جز شتاب گیری افول اسلام سیاسی نیست؛ چه در شکل القاعده ای و طالبانی اش، چه نوع فقاهتی شیعی ایرانی آن و چه اخوان المسلمین ـ ی آن در ترکیه یا قطر.

پارادوکس این ویژگی در این است که پیشقراولان این موج ضد اسلامگرایی که به افول آن شتاب میدهند، ممالک یا شخصیت هایی هستند که خود از مراکز و مراجع اسلامی می باشند. مصر و ژنرال سیسی (سنتی و مذهبی) و ملک سلمان به عنوان متولی حرمین شریفین در سعودی محافظه کار.

برای توصیف سرنوشت بنیادگرایی اسلامی، از اوج تا حضیض امروزی اش، که در ۴ دهه کنونی به خشن ترین موج تاریخی تروریسم در جهان از یک سو و روی کار آمدن رژیمهای فرقه ای و مردم کُشی چون طالبان در افغانستان، خمینی و خامنه ای در ایران، ژنرال نمیری و عمر البشیر در سودان منجر شد؛ مناسبترین روش، تشبیه و مقایسه  رویاروئی فردی جوانسال و فردی رو به کهولت جسمی و فکری می باشد. اولی در آغاز بالندگی جسمی و فکری خود قرار دارد و دومی در آستانه کاهندگی و افول جسمی و فکری.

روی کار آمدن رژیم آخوندی در ایران اولین تجربه بشر در دوران معاصر بود که طی آن روحانیت جاه طلب شیعی، با تبدیل دین و مذهب و مقدسات به ابزار سیاسی، توانست در مملکتی بزرگ و پر جمعیت به قدرت سیاسی چنگ اندازد و القاعده و طلبان با همین ابزار توانستند از درون تضاد بین نیروهای مدرن با نیروهای غرب ستیز در جوامع خاورمیانه، با برجسته سازی تعارضات فرهنگی آنها و تجهیز آن با تیزاب دین و آئین یارگیری کنند.

در بدو ظهور این فاز از پیدانش و نمو اسلام گرایی حریفان مدرن آن، چه دموکراسی های غربی و چه اقشار مدرن خود ممالک گرفتار شده در چنبره اسلامیسم تجربه رویارویی با این هیولای تاریخی را نداشتند ولی دوران این بی تجربگی دیگر سپری شده است.

ولی با گذشت زمان، نه تنها نیروهای بنیادگرا تحلیل می روند بلکه از آن سو، نیروهای مدرن و تجدد طلبی که آماج تهاجم این نیروهای مخرب تاریخ گردیده اند، در پیکار با آن و روشهای نامتعارفش تجربه کسب کرده و با گذشت زمان، تواناتر  شده و موازنه را بطور قاطع در تمامی عرصه به سود خویش و آرمانهای ترقیخواهانه خود تغییر میدهند.

از افغانستان شروع کنیم: ـ ۱۸ سال پیش که نیروهای آمریکا و ناتو برای ساقط کردن طالبان و درهم کوبیدن پناهگاه القاعده وارد افغانستان شدند، فقط این نیروها بودند که سنگر به سنگر با طالبان و القاعده می جنگیدند و پیش می رفتند و چیزی به عنوان دولت و ارتش ملی وجود نداشت. ولی امروز، ارتش منظم و ملی افغانستان، هرچند هنوز پرتلفات، ولی سهم اصلی را در جنگ با طالبان به عهده دارد و از درگیری منظم طالبان هم با آن خبر چندانی نیست بلکه آنها به عملیات تروریستی روی آورده اند که حاکی از ضعف آنها می باشد.

با گذشت زمان ارتش ملی افغانستان قوی تر و طالبان رو به ضعف میرود و جاذبه دینی خودش را هم از دست میدهد.

در ترکیه: ـ اخوان المسلمین ترکیه به رهبری ارودوغان در کسوت حزبی به ظاهر مدرن(عدالت و توسعه)، قریب ۱۵سال پیش با گفتمان اسلامیستی مدرن نما قدرت حکومتی را به دست گرفت.

شکست اردوغان و حزبش در انتخابات محلی اخیر و تصرف شهرداریهای بزرگ شهرهایی مانند استانبول، آنکارا و ازمیر، به معنای  برباد رفتن رویاهای اتومانی آنها می باشد که با شکست توطئه آنها در سودان، لیبی و سوریه تکمیل خواهد شد.

افزایش نرخ بیکاری به سطح کم سابقه بیش از ۱۵%، تورم بالای ۲۰%، سقوط ارزش پول ملی (لیره) به یک سوم ارزش ۵ سال پیش و دو سوم یک سال پیش (۱ = ۵٫۹۵)، فقط سیر احتضار گریز ناپذیر اردوغان و رژیم او را نشان میدهند.

و آخرین ضربه را هم هفته پیش، داود اوغلو نخست وزیر و و وزیر خارجه سابق و از اعضای مرکزی حزب «عدالت و توسعه» به اردوغان و حزب عدالت و توسعه وارد ساخت. او در یک نامه ۱۵ صفحه ای که در فیس بوک درج شد، رهبری حزب و اردوغان را متهم کرد که در کشور استبداد برقرار کرده و جامعه را دو تکه کرده اند و کشور را بسوی فقط و فلاکت اقتصادی کشانده اند..

پیش بینی ها این است که این موضع داود اغلو و موضع مشابه عبدالله گُل، یکی دیگر از روسای جمهور سابق و عضو مرکزی حزب عدالت و توسعه، مقدمه ای برای انشقاق در حزب عدالت و و توسعه می باشد.

با توجه به پرونده سنگینی که اردوغان و باند او از نظر قانون شکنی نزد اپوزیسیون و مردم و جامعه جهانی دارند، ساقط شدن او پیش از خاتمه دوران ریاست جمهوریش چندان نامحتمل به نظر نمی رسد و در صورت برافتادن از تخت حکومتی، بی شک جای او در زندان خواهد بود.

در هرحال گفتمان اسلامی اردوغانی دیگر رنگ باخته است و افول سریع ستاره اقبال آن نیز آغاز شده است.

در زمینه دردسری که او با دخالت در سوریه و شراکت با روسیه در آن کشور، و با خرید موشکی اس ۴۰۰ از روسیه برای خود ایجاد کرده است، گفتنی زیاد است که در اینجا مجالش نیست..

در یمن: ـ روزی که ارتش های دولتهای ائتلافی به رهبری عربستان وارد عدن و جنوب یمن شدند، منطقه ای نبود که یا در اختیار حوثیها و یا القاعده نباشد ولی امروز بیشترین سهم جنگ ضد حوثیها را ارتش جدید یمن به عهده دارد که بیشترین بخش کشور را از آنها پس گرفته و القاعده را تا حدود زیادی سرکوب کرده است. ممکن است جنگ داخلی یمن و قلع و قمع شورش حوثیها زمانی دیگر طول بکشد ولی در شکست قطعی آن شکی نباید داشت که در واقع شکست دیگری برای  ماجراجوئیهای منطقه ای سران رژیم اخوندی ایران خواهد بود.

این ارتش با برخورداری از لوژستیک اطلاعاتی آمریکا و حمایت مستقیم ائتلاف عربی به رهبری سعودی بر حوثی ها فرادستی قاطع دارد و اگر پیشروی آن به کندی انجام می شود ناشی عقب ماندگی جامعه و بافت قبیله ای، کوهستانی بودن منطقه و فقدان خطوط  مواصلاتی مدرن می باشد. در هر حال نمودار مبارزه در این کشور بطور قاطع بر فرادستی ارتش دولت قانونی یمن دلالت میکند.

در سخن از ایران و چالشگری های ضد اسرائیلی ضد آمریکائی آن؛ هیچ نشانه هایی بهتر از مواضع ضد و نقیض خود مقامات ایران نیست. از یکسو خامنه ای از امکان صدور نفت به هر میزان که بخواهد دم میزند که با لحن گلایه مندانه  و ملایم وزیر خارجه، ظریف و شیخ حسن در برخورد با این مسئله از سوی دیگر در تباین می باشد.

از یک طرف سران نظامی رژیم هنوز عربده کشی میکنند ولی از آزمایشهای موشکی و مانور های تحریک آمیز قایق های سریع السیر سپاه در خلیج فارس خبری  دیگر خبری نیست.

خامنه ای در یک سخنرانی غرا، پیش از خروج آمرکا از برجام، گفت: «من به سازمان انرژی هسته ای دستور  میدهم از همین حال تهیه و راه اندازی۱۹۰۰۰۰ هزار سانتریفیوژ جدید راتدارک ببیند.» کلیپ را حتماً ببینید!. ولی از انجام این تهدیدات خبری نشد و نیست.

رویترز امروز ۲۹ آوریل، سخنان ظریف را گزارش کرده است که میگوید:« خارج شدن از برجام فقط یکی از گزینه های ایران در برابر تحریمهای آمریکا است.» دو روز قبل او گفت« آمریکا با زبان تهدید نمی تواند ایران را وادار به مذاکره کند.»* معنای تهدید اول ظریف این است که او آخرین کارت بلوف رژیم را در یک بازی باخت شده بر زمین میزند و دومین اظهار نظر او به معنای اینست که اگر آمریکا تهدید نکند، راه مذاکره با ایران باز می شود. علامتی که مغایر با اظهارات صریح رهبری و همه دولتمردان رژیم و فلسفه سیاسی اعتقادی آنها دایر برعدم مشروعیت مذاکره با آمریکاست.

صندوق ذخایر ارزی رژیم کاملاً خالی شده است و عدم تمدید استثناء های خرید نفتی آمریکا، حاکی از اعتماد به نفس مقامات آمریکایی در این زمینه است و در این تحریمها حتی چین و عراق و ترکیه هم علیرغم اظهارت شفاهی مخالفشان،در عمل با تحریم ها همراهی کرده اند. فروش نفت ایران اگر به صفر نرسد، سقف آن از چند صد هزار بشکه؛ آنهم بطور قاچاقی در بازار سیاه و با دادن تخفیفهای بسیار بالاتر نخواهد رفت که به زحمت کفاف واردات کالاهای استراتژیک مورد مصرف مردم را خواهد داد و چرخ اقتصاد بیش از اینکه از کار افتاده است از حرکت باز خواهد ایستاد.

همین امروز رویترز در گزارشی اطلاع داد رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ و نخست وزیر ژاپن، شینزو آبه روی به صفر رساندن صادرات نفت ایران به توافق رسیده اند. و علاوه بر عربستان و امارات که  قبلاً و بارها آمادگی کشورشان، برای جبران کمبود احتمالی نفت ناشی از حذف صادرات ایران به بازار جهانی اطمینان داده بودند، عراق هم دیروز اعلام کرد که میتواند عدم عرضه نفت ایران و کمبود احتمالی نفت در بازار جهانی را با رساندن تولید خود به ۶ میلیون بشکه در روز، جبران کند.

از موضعگیری عربستان و امارت در برخورد با تحریمهای ایران و جبران کمبود عرضه نفت ایران نمی توان متعجب شد ولی عراق!؟ که رژیم در تبلیغات خود آنرا جز مستملکات خود در منطقه میداند، چی؟

در اشاره به تحولات جاری در شمال آفریقا: ـ لیبی، سودان و الجزایر، همه نشانه ها حکایت از محاصره شدن و در تنگنا افتادن اسلامگرایی و تروریسم در این منطقه و باخت ترکیه، قطر و حتی رژیم خامنه ای و روسیه در این منطقه است. تحولات جاری این منطقه را نمی توان صرفاً با ویژگی سیاسی گرایش نهایی این تحولات به سوی دموکراسی توضیح داد و توصیف کرد. این تحولات از یک عمیق فرهنگی و ایدئولوژی مبارزاتی ضد اسلامیستی و رونسانس گونه برخوردار می باشد که نتیجه ورشکستگی اسلامیسم در منطقه می باشد.

از لیبی در این منطقه گذشته سیر تحولات در سودان، الجزایر و تونس بسیار ملایم، غیر خشونت آمیز و در عین حال پرمایه پیش میرود.

در لیبی؛ دولت  فائز سراج در طرابلس، فقط تابلو و پرده استتاری بر یک حکومت میلیشیایی/ فرقه ای/ اسلامیستی است که از آنکارا و دوحه رهبری میشود. این حکومت دوگانه(ظاهری و باطنی)، زیر ضربه پیشروی غافلگیرانه ارتش ملی لیبی به فرماندهی  ژنرال حفتر، ماهیت سخت جان خود را نشان می دهد.

معما این است که دولت فائز سراج که از برقراری امنیت در خیابانهای طرابلس و حتی موسسات دولت خود و ابوابجمعی خویش عاجز بود چگونه توانسته است ۳ هفته در برابر ارتش نسبتاً مجهز ژنرال حفتر مقاومت کند و حتی در مواردی آنرا به عقب براند. چنیین مقاومت غیر قابل انتظاری فقط از این حکایت میکند که در پس  ظاهر بسیار علیل و ذلیل دولت «فائز سراج»، و زیر پوشش آن به عنوان دولت به رسمیت شناخته شده از سوی سازمان ملل، چه تدارکات و زیر سازیهای نظامی کلانی انجام گرفته بوده است.

روشن است که این تدارکات از طرف ترکیه و قطر و حتی ایران( از طریق ترانزیت سودان) و در اختفای کامل انجام گرفته است  که حالا دامنه آن با تهاجم ارتش ملی لیبی نمودار میشود. توضیح اینکه دیروز یک کشتی ایران حامل بار مرموز بنا به گفته وزیر کشور لیبی، در بندر میسترا که در کنترل نیروهای جهادی است لنگر انداخت و بنا به یک گزارش از سوی نیروهای وزارت کشور دولت سراج توقیف شده است که باید در انتظار اخبار بیشتر و افشای محموله مرموز این کشتی بود.  

در اشاره عمومی به موضوع یادداشت؛ باید گفت که نزدیک به ۲۰ سال از جنگ غرب به رهبری آمریکا با تروریسم اسلامیستی و قبل از آن جنگ سیاسی و دیپلماتیک با رژیم خمینی و خامنه ای  میگذرد. طی این مدت غرب و متحدین منطقه ای آن، مانند آن فرد جوانسال بی تجربه مثال زده شده فوق، فوت و فن مبارزه با این هیولای نوظهور را فراگرفته و فن آوری مدرن علیه آنرا ایجاد کرده اند در حالیکه تروریسم اسلامی در همه اشکالش هم از نظر جاذبه گفتمانی (دیسکورسیو) و هم از نظر توانایی مادی و پشت جبهه ای، کاملاَ تحلیل رفته و فرسوده شده است.

دولتهایی(عربستان، مصر، امارت) که تا ده سال پیش در این عرصه مواضعی دفاعی داشتند، حالا در خط مقدم جبهه و تمامی عرصه ها موضعی ابتکاری و تهاجمی دارند. این درحالیست که رژیم های ایران، روسیه، ترکیه  به نفس نفس و حالِ احتضار افتاده اند.

نخستین موج بهار عربی  خودجوش و از خیابانها آغاز شد و در ممالک محافظه کار عرب، این موج توسط فرمانروایان این ممالک به تخته پرشی برای  اصلاحات بنیادی تبدیل گردید که همچنان ادامه یافته و تعمیق میشود.

دومین موج بهار عربی با سازماندهی (و نه خود انگیخته و بی نظم) و تقریباً بی خشونت انجام گرفته که همچنان در جریان میباشد و یکی از ویژگی های عمده آن نقش ضعیف و رو به کاهش اسلامگرایان در آنهاست زیرا که مردم این کشورها اسلام حکومتی و سیاسی را هم در داخل کشور خود و هم در منطقه دیده اند و به آثار فلاکت بار آن آگاهند.  
**************

*

روزنامه تایمز اسرائیل

Iranian general: We won’t talk to US under pressure of sanctions

The new head of Iran’s hardline Islamic Revolutionary Guards Corps on Monday said the country wouldn’t negotiate with the United States while it maintains economic sanctions on his country.

“By putting economic pressure on Iran, America wants to force us to enter talks with this country … any negotiation under the circumstances is surrendering to America and it will never happen,” Brig. Gen. Hossein Salami said, according to Reuters.

***************

اردوغان چهره مداخله گرانه خود در لیبی را آشکار میکند

The Libya Observer

Erdogan: Turkey will do everything in its power to save Libya from becoming another Syria

Libya’s Interior Ministry seized Iranian ship at Misrata port

 April 27, 2019 – 19:43  Posted in: NEWS  Written By: AbdulkaderAssad

The Interior Ministry of the Presidential Council’s government said it had seized an Iranian vessel that is on the US and European Union’s sanctions list in Makhtaf area near Misrata port.

The ministry said in a statement on Saturday that the Public Prosecutor had ordered the seizure of the vessel until the investigation into the shipment ends with no reports of illegal goods on board.

The statement added that the seizure of the ship came after news had broken on social media and media outlets that the Iranian vessel was entering Misrata port with unknown shipment on board.

“The ship turned to be SHARHR.KORD with the number 9270684 from Iran. The statement explained.

It also said that the Public Prosecutor was informed about the incident and then recognized upon investigation that the vessel was listed for sanctions by the UD and EU, adding that the ship had 144 containers on board.

Media outlets loyal to Khalifa Haftar claimed that the Iranian ship was bringing weapons and Iranian fighters to help Libyan Army forces under Presidential Council’s government command in their fighting against Haftar’s forces.

No Comments