رژیم مملکت را به ویرانی میراند و بی کفایتی مخالفین هم کمک میکند

Share Button

رژیم تحت رهبری خامنه در میهن ما، در یک جنگ بی افتخار و هم اکنون باخته شده،  کمر به نابودی مملکت بسته است. حداقل کاری که اپوزیسیون رژیم میتواند تحت این شرایط بسیار خطیر تاریخی انجام دهد این است که با صدای واحد و رسا؛ از رژیم بخواهد که درگیری اش با آمریکا و اسرائیل را به همه پرسی عمومی بگذارد تا عیار مردمی و ملی بودن این سیاست برهمگان روشن گردد.

روئیترز امروز اظهارت روحانی، رئیس جمهور کشور را گزارش کرده است که او در این اظهارت می گوید؛ علیرغم تحریمهای آمرکا، ایران میتواند نفت خود را بفروشد. او تصمیم ترامپ را دایر بر به صفر رساندن صادرات نفت ایران اشتباه خوانده و تاکید کرده است آمریکا سرانجام درخواهد یافت که این تصمیم اشتباه بوده است.

قبل از روحانی، ۳ هفته قبل، خامنه ای هم در عکس العمل به پایان دادن استثناء ها برای خرید نفت از ایران از سوی ترامپ، با تهدید گفت که ایران هرچقدر بخواهد نفت خواهد فروخت.

خبرگزاری(روئیترز)، در پست بعدی مورد اشاره فوق، اظهارت وزیر نفت سعودی، خالد الفلیح را درج کرده که او گفته است، سعودی حاضر است عدم عرضه نفت ایران به بازار دنیا را در هماهنگی با دیگر عرضه کنندگان جبران کند.

و دو روز پیش هم عراق دولت دوست رژیم ایران، ابراز آمادگی کرد که میتواند کمبود احتمالی نفت در بازار دنیا را با رساندن تولید خود به ۶ میلیون بشکه جبران کند.  

آنچه محرز می باشد این است که اظهارت وزیر انرژی سعودی بلوف نیست زیرا ظرفیت صادرات این کشور بیش از ۱۲ میلیون بشکه در روز و صادرات کنونی آن، پس از توافق اوپک و روسیه برای کاستن عرضه و افزایش قیمت، نزدیک به ۸ میلیون بشکه است.

در آمریکا هم، تولید و صادرات نفت شِل مدام در حال افزایش است. بنابراین برخلاف تصور مقامات ایران که گمان می کردند و شعار می دادند که با حذف عرضه نفت ایران، دنیا با تشنگی نفتی روبرو شده و بهای نفت به بالای ۲۰۰ دلار می رسد چنین اتفاقی نخواهد افتاد و فقط هپروتی بودن تصورات دولتمردان ایران را نشان می دهد چون بازار نفت دنیا برعکس این را نشان داده و میدهد. گواه این امر هم، توافق روسیه و اوپک برای کاستن تولید با هدف افزایش قیمت است.

و اما اظهارات روحانی را باید یک ادعای بلوف آمیز تلقی کرد، که از ترس پیدایش پانیک ارزی و قحطی جنسی در بازار داخلی در اثر تشدید تحریم نفتی، انجام میشود. هرچند دست اندرکاران و کلان رانتبران خریداران این گونه بلوف ها نیستند چون میدانند خبری از دلارهای نفتی در ماههای آینده نخواهد بود. آنها با زدو بند و نفوذی که دارند، تتمه ذخیره ارزی بانک مرکزی و دولت را به نرخ دولتی خواهند بُرد و تجار صادر کننده هم بر حجم صادرات خود خواهند افزود تا در قالب صادرات، ارز و سرمایه های خود را از کشور خارج کنند.

این فقط مردم عادی هستند که هزینه این سیاستهای بلوف آمیز و دروغ گویی های مقامات را به صورت گرانی و بیکاری خواهند پرداخت.

مقامات حکومتی رژیم و در راس آنها شخص خامنه ای و قبل از او روح الله خمینی، چالشگری دشمن آفرینانه با غرب و دول منطقه را به استراتژی فرمانروایی خویش برای تبدیل کرده اند.

هدف از این رویکرد چالشگرانه و دشمن آفرین رژیم، نگاه داشتن مردم در پشت سر نظام آخوندی بوده است که نتیجه آن ویران سازی مملکت و انزوای بین الملللی آن و لغزاندن بیش از پیش کشور به دامن روسیه بوده است.

سران رژیم توانستند برای مدتی به مردم تلقین کنند که غرب و در درجه آول آمریکا و اسرائیل و دول حاشیه خلیج فارس دشمن آنها و منافع ملی ما هستند.

رژیم به این دشمن سازی عمدی جنبه حیثیتی داد و حیثیت ناداشته خود را جایگزین حیثیت ملی در این قمار استراتژیک و بدون بُرد کرد و بنام ملت و مملکت و منافع ملی برای دنیا شاخ و شانه کشید و همچنان می کشد، در حالی که هیچ یک از این دشمن سازیها کمترین ارتباطی با منافع ملی مردم ما نداشته، ندارد و نخواهد داشت.

موضع گیری سماجت آمیز رژیم و پافشاری غیر عُقلایی(به معنای ملی کلمه) آن در ادامه جنگ اقتصادی/سیاسی با آمریکا، اسرائیل و ممالک عربی حاشیه خلیج فارس که میتوانند به کارزار نظامی هم کشانده شوند، حالا دیگر به بحران مزمنی مبدل شده است که رژیم نه توان پیش روی در آن را دارد و به علت حیثیتی شدن آن، نه راه بازگشت از آن را.

رژیم ذره ای شانس پیروزی در این کشاکش ندارد و مردم هم روز به روز بیشتر این  نکته را درک می کنند در حالی که این بحران آفرینی خود آفریده، منافع ملی و بالاتر از آن، موجودیت ملی ما را به مخاطره جدی انداخته است.

از واضح، واضحتر است که حیثیت رژیم و شخص خامنه ای به هیچ وجه به معنای حیثیت ملی ما نیست کما اینکه حیثیت دونالد ترامپ هم حیثیت آمریکا نیست.

ترامپ ممکن است مثلاً در جنگ تجاری جاری اش علیه چین شکست بخورد که این در درجه اول شکست یک رویکرد ویژه است و نه یک شکست حیثیتی و در درجه دوم شکست احتمالی دونالد ترامپ، شکست او در این رویکرد ویژه می باشد و نه شکست آمریکا و  ملت آن. از اینها مهمتر، دونالد ترامپ محض قلدری و شهرت آفرینی به جنگ اقتصادی با چین وارد نشده بلکه بخاطر ایجاد اشتغال و رفاه بیشتر برای مردم خود آمریکا به این مبارزه وارد شده است.

طی این دو دهه که رژیم کوشید از فن آوری هسته ای و موشکی و موفقیت های نمایشی در این جبهه، ناکامی های خود را در تمامی عرصه های  دیگر مدیریتی مملکت بپوشاند، دنیا فرسنگها به جلو جهیده است. از اروپا و اقیانوسیه حرف نمی زنیم؛ عربستان سعودی، مصر و امارات طی همین مدت کوتاه، در همه زمینه ها، ده ها سال از ایران ما پیش افتاده اند. مصر دومین کانال آبی را در سوئز ساخته است و در تدارک ساخت دومین پایتخت (سوپر مدرن)خود می باشد. در همین زمان این کشور، از یک وارد کننده گاز به یک صادر کننده آن تبدیل شده و با گذشتن از یک دوره پرآشوب و پرهزینه سیاسی ۳ ساله، امسال به رشد اقتصادی ۶%ی دست یافته که طبق پیش بینی ها این رشد ادامه خواهد داشت. این میزان رشد موجب گشت تا نرخ بیکاری در سال گذشته از ۱۳٫۳ به ۸٫۹% برسد.

عربستان طی این مدت، با اجرای بسیار وسیع و همه جانبه اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در راه تبدیل شدن به موتور تحول در منطقه می باشد. فقط پروژه گسترش توریسم مدرن این کشور، برای زیر و رو کردن چهره آن، از یک کشور محافظه کار مذهبی یه یک دولت مدرن کفایت میکند.

این کشور و امارات به یکی از کانونهای بزرگ استفاده از نیروی خورشیدی و انرژیهای تجدید پذیر در دنیا تبدیل شده اند و در کنار همه اینها، فقط عربستان پروژه ایجاد ۶ نیروگاه هسته ای بزرگ را در در دستور کار خود دارد که ساخت دو نیروگاه آن از نیمه گذشته است. درآمد توریستی این کشور برای سال جاری مسیحی ۷۰ میلیارد دلار پیش بینی میشود و تدارک برای  تبدیل سواحل دریای سرخ این کشور به یکی از مدرنترین جاذبه های توریستی دنیا تا سال ۲۰۲۵  انجام پذیرفته است.

طی ۳ ساله گذشته اسرائیل نیز از یک وارد کننده گاز به صادرکننده گاز تبدیل شده است. قرار است از دو سال دیگر با پایان یافتن قرارداد گاز لهستان با روسیه، لهستان بخشی از گاز مورد نیاز خود را از اسرائیل بخرد. در حالی که قطر همچنان از میدان مشترک گازی(آزادگان) با ایران یکطرفه بهره برداری میکند یا حد اقل تا یکی دو سال پیش به مدت ده سال می کرد.

در این زمینه ها نمونه ها از بسیار بیشتر می باشند.

به موازات این تحولات جهشی در منطقه، حکومت ما صدها میلیارد دلار درآمد نفتی دهه گذشته و پیش از آن را در ماجراجویی های شبه انقلابی ولی ماهیتاً ماورای ارتجاعی در سوریه، یمن، غزه و عراق و.. ، بر باد داده است و در جنگ خیابانی با دلال های خرده پای ارزی،  در جنگ کوهستانی و مرزی با کوله بران نگون بختی که از فرط استیصال به این شغل روی آورده اند درگیر است.

به طور خلاصه، کل حاکمیت و رژیم در جنگ دائمی میگذرد؛ چه جنگ سیاسی و اقتصادی با آمریکا، چه جنگ سیاسی با ملل منطقه و چه جنگ گرم در سوریه و یمن، چه جنگ با بی حجابان و بد حجابان در خیابانهای مملکت، چه جنگ با مالباختگان معترض موسسات مالی، چه جنگ با کارگران و مستمری  بگیرانی که دستمزدها و مستمری های شان ملا خور شده است و بالاخره در جنگ داخلی، در درون ساختار مافیایی قدرت حاکم و… .

رژیم بر آن نیست که به جنگ در هیچیک از این جبهه های برشمرده، داوطلبانه پایان دهد و هزینه سماجت جنگی آن، نابودی مملکت است و در این گزاره کمترین اغراقی نیست.فقط ملت ایران میتواند با سرنگون سازی این رژیم به این وضعیت مداوم جنگی پایان دهد.

دیروز بیشتر رسانه های بزرگ دنیا آخرین گزارش صندوق بین المللی پول در مورد حال و آینده اقتصادی مملکت ما را درج کرده بودند.

بطور مثال سایت خبری جهانی CNBC نوشت که اقتصاد ایران در سال گذشته مسیحی نه تنها رشدی نداشته  بلکه ۳٫۹% افت داشته است که این افت برای سال جاری مسیحی ۶% پیش بینی میشود. همین گزارش مینویسد که نرخ بیکاری در آینده افزایش خواهد داشت و تورم به بالای ۴۰% خواهد رسید.

این درحالی است که مصر که از آشوب اجتماعی سه ساله برخاسته، سال گذشته ۵٫۵% رشد اقتصادی داشته و تورم در آن مملکت تک رقمی است.

تمام این فاکتها بطور انکار ناپذیری نشان میدهد که مملکت ما با سرعت به سوی از هم پاشیدگی کامل پیش میرود و این سرنوشت شوم، فقط محصول سیاست چالش گرانه رژیم به رهبری خامنه ای با دنیا می باشد.

ولی در این سرنوشت، مخالفین رژیم به هیچ وجه بی تقصیر نیستند زیرا علیرغم اینکه مردم در عملکرد روزانه خود با رژیم مبارزه میکنند و در برابر تاخت و تازهای آن می ایستند، مدعیان سیاسی رژیم از هر فرقه و گروه، به خرده کاری سیاسی مشغول و به محفل بازی سیاسی دلخوش هستند.

جای افسوس است که ما مدعیان پرمدعای مخالفت یا ضدیت با رژیم، حتی از درس آموزی از جنبش سیاسی جاری کشور عقب مانده و عمیقاً سنتی سودان هم نتوانسته و نمی توانیم بیاموزیم.

امروز در سودان، همه گروههای مدعی رژیم عمر البشیر تحت پرچم و نامی واحد«بیانیه آزادی و تغییر»با هم متحد شده اند. آنها رژیم عمر البشیر را برانداختند و از موضع قدرت خیابانی در پشت میز مذاکره با شورای نظامی حاکم نشستند که نتیجه کار واقعاً شگفت انگیز است.*

رژیم تحت رهبری خامنه در میهن ما، در یک جنگ بی افتخار و هم اکنون باخته شده،  کمر به نابودی مملکت بسته است. حداقل کاری که اپوزیسیون رژیم میتواند تحت این شرایط بسیار خطیر تاریخی انجام دهد این است که با صدای واحد و رسا؛ از رژیم بخواهد که درگیری اش با آمریکا و اسرائیل را به همه پرسی عمومی بگذارد
.تا عیار مردمی و ملی بودن این سیاست برهمگان روشن گردد

مگر نه این است که همه سران نظام ادعا میکنند که در دفاع از منافع ملی با آمریکا و اسرائیل سرشاخ شده اند؟ چرا باید از به رفراندم نهادن این مسئله که آن را مسلم می دانند، امتناع کنند؟ اگر رژیم راست می گوید و در این ادعا مُحق است، برای این سرشاخی با آمریکا و اسرائیل و عربستان، با یک همه پرسی از مردم بیعت بگیرد تا حد اقل این مردم بدانند که در صورت پاسخ آری، باید هزینه این سرشاخ شدن با آمریکا و اسرائیل و عربستان و امارات را بپردازند و دست از نق زدن برای کمبودها بردارند.

این اپوزیسون هزار پارچه قادر نیست مانند مردم سودان و الجزایر حماسه بیافریند ولی اگر خود را روی همین مسئله، یعنی تحمیل یک رفراندم به رژیم متمرکز کند، هم خود از کرختی و خرده کاری خارج می شود و هم مردم در مسیری مشخص خواهند افتاد که میدانند مرزشان با رژیم کجاست؟.

*       

حوادث بسیار شایان توجه سودان در سایت «ایران سبز» و کانال تلگرامی «سقراطیون ایران» بطور مرتب درج شده است. مطالعه تحلیلها و اخبار رویدادهای شمال آفریقا را توصیه می کنم.

…………………………………………………….

افزوده ها

IMF expects continuing growth of Egypt’s exports

MENA , MENA , Tuesday 30 Apr 2019

IMF

The International Monetary Fund (IMF) expects Egypt’s exports to remain on an upward track, projecting a boom in the country’s tourism sector, alongside an increase in natural gas discoveries.

In a new report on its economic outlook for the Middle East region, North Africa, Afghanistan, and Pakistan, released on Monday 29/4/2019, the IMF predicted that Egypt’s current account deficit will decline by 2% of GDP by 2020.

“Meanwhile, growth for oil importers is projected to slow from 4.2 percent in 2018 to 3.6 percent this year, reflecting the slowing global economy and domestic factors. However, this aggregate projection does not reflect the wide variation among oil-importing countries. Egypt, for instance, continues to perform strongly, while weak growth in Pakistan weighs on the region’s aggregate growth rate,” the report said.

Meanwhile, the IMF forecasts that Arab countries will see a surge in growth rates from 2.8% in 2019 to 3.8% in 2020.

“Growth in oil importers of the MENAP region is projected to remain relatively modest, constrained by persistent structural rigidities. Elevated public debt in many countries limits the fiscal space needed for critical social and infrastructure spending and leaves economies vulnerable to less favorable financial conditions,” the report added.

“The outlook remains clouded by mounting global trade tensions and financial market uncertainty. Social tensions are rising in many countries as unemployment remains high and socioeconomic conditions worsen,” the report said.

“Continued growth-friendly fiscal consolidation is needed to rebuild buffers and enhance resilience, along with intensified structural and governance reforms to improve competitiveness, boost private investment, and generate jobs. Increased regional integration will also help support medium-term growth,” the report noted.

No Comments