یک تیر و دو نشان برای حل مسئله سپاه

Share Button


طرح آرمان امیری دایر بر خواست ادغام سپاه در ارتش و آزاد کردن مملکت و اقتصاد و سیاست آن از چنگال آهنین مافیای سپاه، طرحی است که نه تنها می تواند همه مخالفین نظام را حول محور خود متحد کند بلکه قادر است نیروهای بینابینی و حتی بخشی از اصولگرایانی را هم که سر در چپاولهای سپاه ندارند را به محور خود جذب کند. از همه مهمتر، این طرح قطعاً بازخورد مثبتی در بین نیروهای ارتش و حتی نیروهای انتظامی خواهد داشت.

کانال تلگرامی کلمه یادداشتی به قلم آقای آرمان امیری دارد با عنوان « یک تیر و دو نشان برای حل مسئله سپاه». با خواندن یادداشت فکر کردم نویسنده باید به جای «یک تیر و دو نشان» می نوشت«.. چند نشان»! چرا؟

نمی دانم که خود نویسنده به هنگام نگارش این یادداشت، خود به اهمیت و درستی مسئله ای که مطرح کرده است آگاه بوده یا نه؟ ولی من فکر میکنم که مسئله طرح شده در این یادداشت، یک تک خال بزرگ سیاسی است که در بهترین و مناسبترین شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زمین زده می شود، البته اگر بازیگران مردمی میدان مبارزه سیاسی آن را خوب درک کنند و مهمتر اینکه آن را به شعار راهبردی خود در مبارزه سیاسی اشان تبدیل کنند.

من ضمن توصیه اکید مطالعه یادداشت آرمان، به همه کسانی که با حسن نیت این سطور را می خوانند، از آنها می خواهم بکوشند این شعار یا طرح راهبردی را هرچه وسیع تر در جامعه انعکاس دهند.

هیچ کس نه می تواند یک ران مرغ و یا یک بشقاب پلو را، ضربتی یک لقمه کرده قورت دهد چون نه فقط لذت مزه ران بریان و پلو را نخواهد چشید بلکه قطعاً خفه هم خواهد شد. این مثال ساده ترجمه عامیانه دو مفهوم تاکتیک و استراتژی در هر مبارزه ای می باشد که الف ـ با در مبارزه یا هر کوشش هدفمندی است.

مبارزه، بشمول مبارزه سیاسی، دارای دو وجه می باشد: ـ تاکتیک و استراتژی. تاکتیک یعنی لقمه لقمه خوردن و جویدن و قورت دادن و استراتژی یعنی خوردن همان بشقاب بزرگ پلو و ران بزرگ مرغ یا بره.

آنها که این قاعده ساده مبارزه را درک نمیکنند، فقط قربانیان میدان مبارزه هستند که در عمل آرمان سوزند نه آرمان ساز.

تبدیل کردن هر اعتراض مطالباتی به جنگ با رژیم و طرح شعارهایی با ماهیت براندازنده که اغلب از طرف برخی نیروهای سرنگونی طلب به اعتراضات خود انگیخته مردمی تحمیل می شود، نمونه بارز چنین کج اندیشی مبارزاتی می باشد.

یک مبارز یا حزب سیاسی باید برای رسیدن به هدف نهایی خود که هدف استراتژیک و حد اکثریتی اش میباشد، با توجه به آمادگی های اجتماعی و سیاسی، و در نظر گرفتن مجموعه شرایط،، هدفهای گام به گام، کوتاه مدت و میان مدت خود را برگزیند تا بتواند در رنگین کمان رنگارنگ سیاسی، بیشترین همپوشی های تاکتیکی را در جهت رسیدن به هدف استراتژیک خود بیابد.

یک مبارز سیاسی یا حزب باید بتواند با نیروهای دیگری که حتی نیم قدم همراهی نشان میدهند(در چارچوب اصول و هدف نهایی خویش) همراه شود.

تصور این نیست که ارتش جمهوری اسلامی تافته ای کاملاً جدا بافته از پیکر نظام و نیروهای مسلح آنست بلکه فقط ارتش به خاطر طبیعت نسبتاً حرفه ای اش در رابطه با دکترین امنیت ملی، قابلیت اصلاح و تبدیل شدن به یک ارتش ملی و غیر ایدئولوژیک را دارد در حالی که این خصوصیتی است که سپاه کاملاً فاقد آنست. مضافاً اینکه ارتش دست در رانت های نجومی سپاه ندارد.

لطف کرده این یادداشت را بازنشر کنید!    

یک تیر و دو نشان برای حل مساله سپاه

کلمه

آرمان_امیری

با قرار گرفتن نام سپاه در فهرست تروریستی آمریکا، برخی احزاب و جریاناتی که مدعی انتقاد از عملکرد سپاه بودند، با این توجیه که در برابر دشمن خارجی از نیروی داخلی حمایت می‌کنند، به حمایت از سپاه پرداختند. ادعای این گروه‌ها آن است که هرچند با رفتارهای داخلی سپاه مخالف هستند، اما در عرصه روابط بین‌الملل از آن دفاع می‌کنند. تعجب ما از همینجا آغاز می‌شود: آیا انتقادات به سپاه فقط در عرصه داخلی است؟ آیا هیچ جریانی از سیاست‌های منطقه‌ای اخیر انتقاد ندارد؟

با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد، سیاست تنش‌زدایی دولت اصلاحات به کلی متوقف و حتی وارونه شد. اظهارات نسنجیده و ماجراجویانه او همچون ضرورت محو اسرائیل دقیقا همان مواردی بود که از جانب میرحسین موسوی در مناظره تاریخی مورد انتقاد قرار گرفت. موسوی بعدها در گفتگو با شبکه الجزیره نیز به صراحت تاکید کرد که از ابتدا با شعار نابودی اسرائیل مخالف بوده است. نشانه‌ای از نارضایتی او از رویکرد تقابل‌گرا و تنش‌زای منطقه‌ای. با این حال، اتفاقاتی که در سال‌های پس از ۸۸ در عرصه سیاست منطقه‌ای ما رخ داد، حتی به مراتب مخرب‌تر از نسنجیده‌گویی‌های احمدی‌نژاد بود.

با ورود سپاه به سیاست‌های منطقه‌ای کشور، اوضاع از اظهارات نسنجیده قبلی، به وضعیت «اقدامات نسنجیده عملی» وارد شد و نتایج ویرانگرش شدت بیشتری یافت. تقابل دو رویکرد تهاجمی از جانب ایران و عربستان وضعیت خاورمیانه را به جایی کشاند که بسیاری از آن با تعبیر «جنگ نیابتی» یاد کردند. در چنین شرایطی، تروریست خواندن سپاه پاسداران، هرچند می‌تواند نقطه اوج فشارهای آمریکا به شمار آید، اما بدون شک فقط یک حلقه در زنجیره انزوای منطقه‌ای ایران است.

به هر حال، صورت مساله امروز مشخص است. نام سپاه در فهرست تروریستی قرار گرفته و این یعنی افزایش فشارهای تحریمی بر کشور. حال به نظر می‌رسد، جریانات سیاسی رسمی ما فقط دو راه پیش روی نظام می‌بینند:

نخست اینکه با پذیرش پیش‌شرط‌های سنگین وارد مذاکره با آمریکا شود و احتمالا امتیازات گسترده‌ای را تقدیم کند که سپاه را از این فهرست بیرون بکشد.

دوم اینکه وارد لاک دفاعی شده و عواقب رو به گسترش فشار اقتصادی و حتی امنیتی را بپذیرد. فشاری که تا همین جای کار نیز کمر اقتصاد کشور را خرد کرده است و از تحمل جامعه خارج شده.

طبیعی است که اگر مساله را در همین دوگانه خلاصه کنیم، با توجه به نامعلوم بودن سرنوشت مذاکره، بخش بزرگی از نیروها مقاومت را ترجیح بدهند که البته تکلیف آن هم مشخص نیست. یعنی این نگرانی وجود دارد که بعد از مدتی که اوضاع اقتصادی از این هم بدتر شد، از موضع ضعف بیشتر وارد میز مذاکره شود. یعنی مصداق همان قضیه «خوردن چوب و پیاز و پس دادن پول». ما اما راه حل سومی را پیشنهاد می‌کنیم که می‌تواند این دوگانه شوم را بر هم بزند.

از مدت‌ها پیش زمزمه‌های ضرورت بازنگری در قانون اساسی گسترش یافته است. حتی شخص رهبری نیز در مواردی به چنین تغییراتی چراغ سبز نشان داده‌اند. مساله‌ای که باقی مانده این است که هنوز هیچ نیرویی، پیشنهاد شفافی برای این تغییر در قانون اساسی ارائه نکرده که هم در چشم‌انداز آینده‌ کشور مطلوب به شمار آید و هم دقیقا توضیح بدهد که با این تغییر، چطور مشکلات کوتاه مدت ما برطرف می‌شود. ما اما گمان می‌کنیم، حداقل یک مطالبه بسیار مشخص وجود دارد که به این پرسش‌ها پاسخی صریح و مشخص می‌دهد: «ضرورت ادغام سپاه در ارتش».

بدون تردید در چشم‌انداز بلند مدت نمی‌توانیم کشور خود را آزاد، دموکراتیک و پیشرفته تصور کنیم، مگر آنکه قانون اساسی ما صراحتا بر ضرورت بازگشت تمامی نیروهای مسلح به پادگاه‌ها تاکید کند. از سوی دیگر، حال که دشمنان کشور، برای اعمال فشار به ما، عملکرد منطقه‌ای سپاه را مورد هدف قرار داده‌اند، با انحلال سپاه و ادغام آن در ارتش، می‌توان با حذف سپاه، بدون هیچ گفتگو و چانه‌زنی بی‌موردی، این بهانه را به کل از دست دشمنان خارج کرد.

طرح مطالبه ادغام سپاه در ارتش، می‌تواند مصداق تبدیل یک تهدید به فرصت باشد تا بتوانیم در بدترین شرایط، با یک تیر دو نشان بزنیم: گرفتن بهانه از دست دشمن خارجی و تصفیه و سالم‌سازی فضای سیاسی و اقتصاد داخلی./مجمع دیوانگان

https://t.me/divanesara/831

✅@kaleme

No Comments