حضور سردار سلامی در مجلس: معنا و ابهامات بی شمار آن

Share Button

دولت آمریکا فرمان نمد مالی اقتصادی ایران را با تحریمهایی خُرد کننده داده است و عزم آن را دارد تا با همین نمد مالی جان رژیم را بگیرد  ولی در عین حال این احتمال را می دهد که رژیم در زیر فشار نمد مالی از ترس مرگ تدریجی، دست به اقداماتی استیصال آمیز و انتحاری بزند، از این روی است که هدف از اعزام ناوگروه آمریکا و اقدامات دیپلماتیک تکمیلی و مقدماتی بر آن، ریختن خون رژیم مقدس آخوندی و در راس آن امیرالمومنین ما  و جایگزین سازی نمد مالی رژیم با حمله نظامی نیست.

خبر کوتاه است: سردار سلامی در مجلس حضور یافت و پیرامون وضعیت بحرانی کنونی کشور توضیحاتی را به نمایندگان مجلس داد.

اول و قبل از هرچیز،  معنای صریح حضور فرمانده سپاه در مجلس برای توضیح پیرامون بزرگترین چالش امنیتی که حکومت اسلامی با آن روبرو می باشد، دور زدن ارتش، وزارت دفاع و شخص وزیر دفاع است که قاعدتاً در این زمینه باید پاسخگوی مجلس یا دولت باشند و نه سپاه!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!

امروز صبح با مرور انعکاس وسیع حضور فرمانده سپاه در مجلس، همین دو سطر فوق را نوشتم و ادامه را به عصر نهادم. حالا ساعت ۹ شب، هرچه سایتهای حکومتی و پادگانی را میگردم تا متن اخبار مُفّصل درج شده ی حضور سردار سلامی در مجلس و توضیحات او را برای رفرنس این یادداشت پیدا کنم، در هیچ یک از سایتهایی که آن را امروز صبح درج کرده بودند پیدا نمی کنم. در برخی سایتها خیلی به اختصار و مبهم خبرو در مواردی تغییر داده شده،  حضور او را در جلسه غیر علنی مجلس درج کرده اند ولی در سایتهای اصلی وابسته به سپاه مانند فارس نیوز و تسنیم و تابناک خبرها حذف شده اند. چرا؟ فقط خدا میداند!

در یکی از سایتها نقل قولی بود از یک سردار سپاه که گفته بود دشمنان روی تفرقه در درون نیروهای مسلح سرمایه گذاری کرده اند. شاید گفته این سردار توضیحی برای حذف خبر مفصل سردار سلامی در مجلس باشد.

بهرحال گاف کوچکی نیست  که وقتی مسئله جنگ یا تهدید نظامی در کار است، نه وزیر دفاع به بازی گرفته شود و نه وزارت دفاع و ارتش! در حالی که اگر جنگی رخ دهد، این ارتش است که رسماً و بیشتر به لحاظ جایگاهش در سیستم امنیتی کشور، وظیفه دفاع از تمامیت ارضی مملکت را دارد و سپاه  قاعداً زیر مجموعه آن یا حداقل وزارت دفاع باشد زیر به عنوان یک نیروی ایدئولوژیک وظیفه اش در درجه اول حفظ نظام مقدس و دفاع از انقلاب است نه تمامیت ارضی کشور.

و اما تا آن حد که توانستم صبح، قبل از حذف توضیحات سردار سلامی آن را بخوانم، او در بیاناتش برای نمایندگان تاکید کرد که تمام این هیاهو از طرف آمریکا جنگ روانی است و ناوگروه اعزامی  آمریکا آرایش واقعی جنگی و آمادگی رزمی ندارد.

این اظهارت  سردار سلامی که مشابه آن تقریباً از سوی همه دولتمردان و مفسرین سیاسی و نظامی رژیم هم تکرار شده است،  انسان را بیاد مثل معروف «انشالله بز است» می اندازد. و قضیه چنین است: شخصی به غایت مؤمن و خشکه مذهبی پوستینی داشت که از آن  بعنوان جای نماز استفاده میکرد. صبح یک روز که رفت تا پوستین را بردارد و پهن کند تا روی نماز بگذارد سگ همسایه را دید که روی آن دراز کشیده است. او با یک چخ محکم سگ را فراری داد ولی با این فکر گرفتار شد که؛ نَفَسِ سگ هم حتی با فاصله چند متری نجس است و غیر قابل تطهیر تا چه رسد که روی پوستین دراز بکشد. او فکر کرد که از پوستین گران قیمت خود نمی تواند بگذارد بنابراین گفت: «انشالله که بز است» و با این راه حل کلاه شرعی، فکر بیرون انداختن یا سوزاندن پوستین از سر به در کرد و روی آن نماز گزارد.

حال اگر سردار سلامی که عمری عربده موشکی کشیده است به حضور ناوگروه آمریکایی و تهدیدهای مقامات آمریکایی و جدی گرفتن خطر حمله نظامی در بیشتر رسانه های بزرگ دنیا، نگوید «انشالله جنگ روانی است»، باید به اقدام متقابل دست بزند، نوعی از اقدام که هرگز در استراتژی عربده کشی چالش گرانه رژیم، سرداران و سپاه آن بطور جدی در نظر گرفته نشده است هدف عمده آن عربده کشی ها و چالش گری ها به عنوان یک جنگ روانی، در درجه اول؛ حفظ فضای امنیتی و ترس در داخل کشور به قصد سرکوب مردم و خفه کردن اعتراضات آنان بوده است و در درجه دوم، ایجاد و حفظ  روحیه در افراد سپاه، بسیج و کلاً طرفدارن رژیم در داخل از یک سو و در بین پروکسی های آن در عراق، لبنان، یمن و…، از سوی دیگر بوده است. والی در صورت فقدان چنین جو و فضای ستیزه جویانه ای در بین نیروهای سپاه و بسیج، رژیم چگونه میتواند از این نیروها علیه مردمی که آنها را هم نهاد و همجنس با دشمن خارجی معرفی می کند استفاده کند؟

حال که لحظه سرنوشت نزدیک شده است، رژیم و سپاه آن، با اتخاذ موضع انفعالی  و زبانی غیر ستیزه جویانه و خود را به موش مردگی زدن، هم آمریکا را برای دست زدن به اقدام نظامی در وضعیت دشوار قرار میدهند، و هم خود را از شر دیت زدن به اقدامات بی سرانجام متقابل و حتی نمایشی که میدانند هلاکت بار است می رهانند.

و اما واقعیت چیست؟ واقعیت اینست که همانطور که پمپئو گفته است و دیگر مقامات آمریکا تکرار کرده اند، ناوگروه آمریکا برای جنگ با ایران به منطقه اعزام نمی شوند ولی  این گزاره هم به همان اندازه واقعیت است که بگوییم آنها برای جنگیدن می آیند و نه برای ماهیگیری و آفتاب گرفتن در خلیج فارس یا دریای عمان.

با مثالی این مسئله را روشن تر بیان می کنم. وقتی هلاکوی مغول؛ بغداد، مرکز خلافت عباسی را فتح کرد فرمان کشتن معتصمُ بالله، آخرین خلیفه اسلام(عباسی) را می دهد. در این هنگام گروهی از سرسپردگان عرب خان مغول سراسیمه پیش می دوند و به خان می گویند: خان دست نگه دار! این شخص امیرالمومنین و خلیفه مسلمین است اگر قطره خونی از او ریخته شود، زمین و زمان کُن فیکون می شود! خان مغول لحظه ای به فکر فرو میرود و فرمان میدهد خلیفه را در نمدی بگذارند و آنقدر نمد مالی اش کنند تا جان دهد. این راه حلی برای جلوگیری از ریختن خون امیر المومنین بود.

دولت آمریکا فرمان نمد مالی اقتصادی ایران را با تحریمهایی خُرد کننده داده است و عزم آن را دارد تا با همین نمد مالی جان رژیم را بگیرد  ولی در عین حال این احتمال را می دهد که رژیم در زیر فشار نمد مالی از ترس مرگ تدریجی، دست به اقداماتی استیصال آمیز و انتحاری بزند، از این روی است که هدف از اعزام ناوگروه آمریکا و اقدامات دیپلماتیک تکمیلی و مقدماتی بر آن، ریختن خون رژیم مقدس آخوندی و در راس آن امیرالمومنین ما  و جایگزین سازی نمد مالی رژیم با حمله نظامی نیست.

این تدارکات نظامی برای این است که اگر رژیم در اثر استیصال دست به عمل انتحاری بزند، مانع آن شوند خود  کشی آن سپهر سیاسی و اقتصادی منطقه یا جهان را به هم بریزد.

اگر ارتش سردار مغول بر درب دروازه های بغداد و پشت دیوار کاخ معتصم بالله شمشیر  بدست نایستاده بود، خان مغول هرگز قدرت نمد مالی خلیفه مسلمین را نداشت. آن ارتش ضامن تمام کردن کار با حربه «نَمَد» بود.  

حال دیگر با خواننده و شونده است که این فعل و انفعالات نیروهای آمریکا  را در کادر جنگ روانی بگذارد یا تدارک برای یک جنگ واقعی!

ولی در هر صورت نمد مالی اقتصادی، تحریمی رژیم و موشک باران آن از سوی خزانه داری آمریکا قطعاً تا پایان کار رژیم خامنه ای ادامه خواهد یافت.   

No Comments