«ما»ای وجود ندارد! رژیم در آن سو و مردم در این سو قرار دارند!

Share Button


رژیم حاکم بر ایران دشمن مشترک  آمریکا، اسرائیل، ملل منطقه و امنیت همه اینها می باشد و نتیجه منطقی این حکم اینست که جای ملت ایران در این رویارویی در کنار طرفهای پیش گفته است نه باند خامنه ایی و سپاه او!  

دوستی بر یادداشت هفته قبل من با عنوان«الفبای مبارزه: تاکتیک، استراتژی و دو شعار راهبُردی» که در آن از جمله نوشته بودم: «فعالین سیاسی باید با روشنگری به مردم بگویند تسلیم سید علی خامنه ای و پذیرش دعوت دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به مذاکره، نه تنها تسلیم ایران و ملت آن نیست، بلکه عین پیروزی ملت ایران است و یکی از بزرگترین پیروزیهای تاریخی آن!  خرده گرفت که توصیه تسلیم به آمریکا با احساس عمومی مردم «ما» مغایر است. مردم میگویند چرا«ما» باید تسلیم شویم؟

گره اصلی را باید در همین ضمیر جمعی «ما»ی تلقین و القاء شده به جامعه جَستجو کرد که گویا ما ۸۰ میلیون جمعیت ایران همه در یک جبهه هستیم! رژیم حاکم؛ طی ۴۰ سال معنای نادرست و معکوس ضمیر«ما» را چنان به ذهن جامعه حقنه کرده است که برای مردم به امری غیر قابل پرسش تبدیل گردیده است.

هدف این نوشتار واکاوی معنا و بار این «ما» و این جمع بست عوام فریبانه و گمراه کننده است که بخش عمده مردم ما را در سنگری«خویش ستیز» و نافی هویت ملی امان قرار داده است و پرسش اساسی این است که چرا؟

طبق این ضمیر «ما» مردم ایران در درگیری بین رژیم و آمریکا باید خود را هم سرنوشت با رژیم بدانند و تلقی کنند. رژیمی که نه نماینده «ما» ی ایران و ملت آن، بلکه اشغال کننده سرزمین ماست.

کجای این رژیم به نماد ملی و نماینده منافع ملی ما شباهت دارد که ما را اخلاقاْ وا دارد تا در جنگ بین دار و دسته مافیای آخوندی/نظامی حاکم با دونالد ترامپ، ما در کنار رژیم قرار بگیریم؟ بدون اینکه لحظه ای روی این نکته درنگ کنیم و از خود بپرسیم موضوع دعوا چیست و چقدر به ما مربوط می شود؟ از خود بپرسیم این ادعاها و خواست های دولت ترامپ با خواستهای«ما» مردم نزدیک تر است یا ادعاها و خواست های رژیم حاکم بر ما؟

ترامپ می گوید رژیم ایران اتمی نشود؟ از خود بپرسیم: آیا موفقیت رژیم در مسلح شدن به سلاح اتمی مانند رژیم کره شمالی نفعی برای «ما» مردم ایران دارد؟ یا نه فقط سبب (اقتدار) افزایش قدرت رژیم سرکوبگر میشود. ممکن است گفته شود که هدف رژیم، دستیابی به فناوری هسته ای برای امور غیر نظامی است! خوب، اولاْ اگر چنین است چرا باید رژیم از غنی سازی بالای ۲۰٪ و تهدید بیشتر از آن با لحنی نظامی گرانه و تهدید آمیز با غرب حرف میزند؟ اگر رژیم بخواهد مثلا در رشته استفاده از نیروی خورشیدی هم به فناوری لازم دست یابد باز هم از آن فناوری با همین لحن چالش برانگیز با طرفهای مقابل سخن میگوید؟

ترامپ می گوید  رژیم خامنه ای حقوق بشر را نقض نکند؟  به جریانهای تروریستی مانند حماس، حزب الله لبنان، حوثی های یمن و تروریست های شیعه عراقی لجستیک تجهیزاتی و آموزشی ندهد؟ از تحریکات تروریستی در منطقه دست بردارد، و.. . کدامیک از این مطالبات دولت ترامپ علیه منافع ملی و مغایر خواست «ما» ملت ایران می باشد؟

رژیم با استفاده از مفهوم سازیهای مجعول کمونیسم روسی و قرائت مجعول تر آن مفهوم سازیها، از آمریکا در فرهنگ سیاسی جامعه یک دیو ساخته است که رسالت تاریخی مبارزه با آن در جهان به ملت(اُمت شیعه) ایران به رهبری مقام معظم ما محول شده است. و اُمت بزرگ ایران باید در سراسر دنیا علیه آن دیو و اّذناب استکباری آن مبارزه کند.

دولت ترامپ سپاه پاسداران را در لیست سازمانهای تروریستی قرار داده است. باید از این «ما»ی ملت و نه «ما»ی اُمت پرسید آیا «سپاه» حافظ امنیت مردم است یا حافظ استبداد حاکم؟ آیا ملت ایران با آن پیشینه های درخشان تاریخی انسانگرایانه خود میتواند از جنگ سپاه قدس در سوریه علیه مردم آنجا به بهانه مبارزه با تروریسم و مشارکت در کشتار بیش از ۴۰۰ هزار نفر مردم آنجا دفاع کند؟ آیا مردم ایران میتوانند از بمبارانهای سراسری شهرها و روستاها، مدارس و بیمارستانهای سوریه با سلاح شیمیایی و بشکه های آتش زا دفاع کند و در چنین دفاعی خود را در کنار سردار حاج قاسم سلیمان یا همدانی قرار دهد؟ آیا در کشور سوریه ۴۰۰ هزار تروریست وجود داشته است تا کشته شوند؟ آیا مردم ایران میتوانند از تامین بخش بزرگی از هزینه جنگی رژیم مردم کش بشار اسد توسط باند خامنه ای و ششلول بندان سپاهی اش دفاع کنند و در این دفاع، از ضمیر جمع «ما» استفاده کنند؟

پس از اعلام تروریست بودن سپاه از سوی آمریکا، فرصت طلبان حرفه ای مجلس نشین که در شرایط عادی، ملاحظه افکار عمومی را کرده و جرات دفاع چندان علنی از سپاه را بخاطر منفور بودن آن را ندارند، فرصت را برای ابراز مالشگری و عبودیت خود مغتنم شمرده، با لباس سپاهی در مجلس ظاهر شدند و برای نمایاندن خود در عکس های گرفته شده بر یکدیگر سبقت گرفتند.

با اعلام حرکت ناوگروه لینکن به منطقه  و تهدیدات ترامپ، فرصت طلبان سیاسی حرفه ای هم فرصتی یافتند تا با محکوم سازی آمریکا با عناوین مختلف، خجولانه مراتب بیعت و سرسپردگی خود را نسبت به رژیم حاکم نشان دهند.

در بحث با آن دوست مورد اشاره فوق، وی گفت بیشتر «مردم» نه می خواهند در کنار ترامپ قرار گیرند و نه در کنار رژیم. این پاسخ وی، در ظاهر، بسیار معقول و وطن پرستانه می نماید ولی در شرایطی که رژیم آخوندی خامنه ای حق این مردم را از داشتن یک رهبریت ملی از آنها گرفته است چگونه دهها میلیون ایرانی می توانند با حفظ استقلال رای به میدان بیایند و بگویند «ما چه میخواهیم»! در چنین شرایط دو قطبی شده ای جز این است که این دهها میلیون مردمان منفرد و فاقد تشکیلات حزبی و سیاسی، عملاْ به پیاده نظام و سیاهی لشگر فاقد حقوق و شخصیت مستقل رژیم تبدیل میشوند و رژیم سخنگوی آنها میشود تا از زبان آنها هرچه می خواهد بگوید و ادعا کند؟  

مگر نه این است که همه سران رژیم در عتاب و خطاب شان، خود را پشت عبارات : مردم ایران، ملت ایران و ایران، پنهان میکنند و از زبان آنها میگویند: آنها، این  یا آن را می پذیرد یا نمی پذیرد؟

در کجای این عربده کشی های ضد آمریکایی، ضد اسرائیلی و ضد سعودی، این فرصت به«ملت ایران» داده شد تا از زبان خود بگوید چه میخواهد و چه نمی خواهد؟

این مردم و این ملت بدون داشتن سازمان بندی حزبی و حضور پارلمانی و رهبری سیاسی «خودشان» چگونه میتواند نظر خود را بدهند؟  مادامی که این رژیم در غیاب نمایندگان واقعی آنها در صحنه سیاسی و ساختار حکومت؛ خود را زبان انحصاری اراده ملی و جمعی «ما»ی آنان به دنیا معرفی میکند؟ و از حنجره مصادره شده آنان برای عربده کشیهای تهدید آمیز، چالش برانگیز و هزینه ساز، علیه این و آن دولت در دنیا سوء استفاده میکند؟

در خاتمه بحث، مفید است تا مقایسه ای بین وضعیت سیاسی در ونزوئلا و وضعیت سیاسی در مملکت خودمان به عمل بیاوریم.

دولت ترامپ علیه ونزوئلا همان تحریم هایی را اعمال کرده است که علیه ایران و شاید هم بدتر. در حالی که دولت مادورو (به علت شرایط ویژه) یک صدم آن فشاری را که رژیم خامنه ای علیه مردم ایران «ما»  می آورد علیه مردم خود نیاورده است: نه رکورد جهانی اعدام یا اصلاْ اعدام دارد، نه در آن یک صدم اختلاس هایی که در مملکت ما رخ دادهُ می دهد. نه با موشک بازی و موشک پراکنی دائمی در منطقه خود آشوب و تروریسم می آفریند و نه در زیر لوای آن اسید پاشی و… ، می شود. با این وجود در آنجا از درون پارلمان شخصی برخاسته به نام خوان گایدو که به زبان مردم و نماینده آنان تبدیل شده است و سیاستی را تعقیب میکند که قطب مقابل سیاست مادورو می باشد. این نماینده مردم یا حتی بخشی از آنها به خود اجازه داده است تا حتی از آمریکا تقاضای کمک کند بدون اینکه از طرف مردم ونزوئلا تکفیر سیاسی شود یا بدون اینکه به ناموس فروشی سیاسی متهم شود.

این نماینده مردم ونزوئلا به خود حق می دهد تا از طرف مردم کشورش مواضعی اتخاذ کند که ۱۸۰ درجه با  مواضع دیکتاتور ونزوئلا متفاوت است. سوال این است: آیا خوان گایدو خائن است؟ اگر خائن است، معنایش این می باشد که ملت ونزوئلا یا حداقل نیمی از مردم آن خائن به خود و مملکت خود هستند. بر این سیاق، همه آن ممالکی که برای آزادی خود از  یوغ کمونیسم روسی از ممالک غربی و در درجه اول آمریکا کمک گرفتند تا به آزادی و استقلال دست یافتند مانند: تمام ممالک اروپای شرقی، اوکراین و جمهوریهای آسیای میانه و.. ، خائن به خود هستند.

بی شک این حق مردم ایران است بگویند حتی میخواهند سلاح اتمی داشته باشند، می خواهند در منطقه آشوب تروریستی ایجاد کنند و.. . ولی در این صورت؛ این ملت باید نماینده خود را داشته باشد تا آن نماینده و رهبر حق داشته باشد از زبان این ملت سخن بگوید و اعلام کند: «ما»، «ملت ایران»، «ایران»، چه می خواهیم و چه نمی خواهیم! «ما» در منطقه می خواهیم با آمریکا و سلطه آن بجنگیم و اسرائیل را از روی صفحه گیتی پاک کنیم و… ،! ولی گفتن این حرفها ولو اینکه خواست مردم هم باشند، از زبان رژیم فعلی و خامنه ای، روحانی و امامان جمعه مانند این میباشد که از درون یک لوله فاضل آب آشامیدنی را برای مصرف جاری کنیم یا اگر حق با رژیم است برعکس.

مسئله اساسی در این رابطه این است که رژیم فعلی نماینده ملت ایران نیست حتی اگر، به فرض محال، خواست واقعی آن را بیان کند. ملت ایران می خواهد صدایش از گلوی نماد و نماینده و رهبر واقعی خودش در آید و جهان را به شمول آمریکا، اروپا، اسرائیل و عربستان خطاب قرار دهد.

مردم ایران نباید اجازه دهند، دزدان و راهزنانی که آنها را غارت کرده، به حقوق آنها از هر نظر تجاوز کرده، مملکتشان را به نابودی کشانده است و.. ، به وکیل مدافع و سخنگوی آنان تبدیل گردد. واقعیت تلخ این می باشد که ملت ایران در جنگ با این رژیمی که بر او به نام دین و میراث دار ایران آخوندی شده،  فرمانروایی می کند و نه با آمریکا.

آمریکا، خوب یا بد، دیو یا فرشته در شرایط فعلی آن چیزی را از رژیم خامنه ای می طلبد که مردم ایران می طلبند!

رژیم حاکم بر ایران دشمن مشترک آمریکاُ اسرائیل، ملل منطقه و امنیت همه اینها می باشد و نتیجه منطقی این حکم اینست که جای ملت ایران در این رویارویی در کنار طرفهای پیش گفته است نه باند خامنه ایی و سپاه او!

No Comments