افشای شبکه جاسوسی و دیس اینفُرماسیون سایبری ایران در آمریکا

Share Button

خلاصه میکنم: فکر نمی کنم که گزارش فوق رویترز که متکی بر تحقیقات موسسه  FireEye و تایید  فیسبوک و توییتر می باشد، همه آن کوه یخ جاسوسی و ستون پنجم دیس اینفُرماتیو رژیم راُ افشاء کرده باشد. به نظر من ابعاد مسئله بسیار بیش از اینهاست و به ویژه اینکه این گزارش فقط به فعالیت تخریبی دستگاه اطلاعاتی رژیم در آمریکا و علیه ترامپ، عربستان و بنفع رژیم و پروکسی های تروریست آن در منطقه پرداخته و کلاْ فعالیت رژیم علیه مخالفین را که در عرصه آن از تجهیزات و ابزار های مادی و انسانی به مراتب بیشتری برخوردار است را کاملاْ نادیده گرفته است.

رویترز امروز ۴ شنبه ۸ خرداد گزارشی دارد از فعالیت شبکه ستون پنجمی و دیس اینفُرماتیو رژیم تهران در آمریکا برای تاثیر گذاری روی افکار عمومی آمریکا به نفع رژیم ایران با محق نشان دادن خود و متحدین فلسطینی اش و علیه دونالد ترامپ، اسرائیل و عربستان.

فعالین این شبکه تحت پوشش حسابهای سایرین به نام شخصیتها یا جریانات خوشنام مانند روزنامه نگاران و نامزدهای نمایندگی کنگره (انتخابات ۲۰۱۸کنگره) اخبار و کامنت هایی در دفاع از ایران و فلسطین و توجیه سیاست های ایران و.. ، انتشار داده اند.

فاش کننده این شبکه موسسه FireEye است که کارش دادن خدمات امنیت سایبری در دنیا می باشد.

بنا به گزارش رویترز کشفیات محققین این موسسه  نشان می دهد: «گروههایی فاقد هویت، احتمالاْ با حمایت دولتی توانستند شبکه های رسانه ای اجتماعی را با خوراک دهی به آنها و داستان سازیهای خود  و دیگر اشکالی که می توانست روی افکار عمومی تاثیر گذار باشد، تحت القائات دیس اینفرماتیو و مانوپولاتیو خود قرار دهند.

طبق تحقیقات کارشناسان FireEye فعالیت ویژه ای برای افزایش موضوعات ضد اسرائیلی، ضد سعودی و طرفداری از فلسطین  انجام شده بود.

این فعالیتها از طریق افرادی که بر خود عناوین و نامهای جعلی می گذاردند و خود را بنام  افراد سرشناس یا از سخنگوی نهادهای معتبر معرفی میکردند انجام می گرفت. آنها حسابهای اینترنتی گوناگون، از جمله در توئیتر و فیسبوک باز میکردند و در آنجا ماموریت خود را انجام می دادند. بیشتر این حسابها سال گذشته باز شده بودند که بعدها بسته شدند.

سخنگویان فیسبوک و توئیتر در تماس با رویترز این خبر را تایید کردند.

لی فوستر، محقق موسسه FireEye، می گوید برخی از این هویت های جعلی شناخته شدند و او اضافه میکند که بیشتر اینها در پشت ماسک هایی، بیشتر از روزنامه نگاران آمریکایی، به نحو موفقیت آمیزی توانسته بودند، برخی رسانه های خبری را مجاب کنند تا نوشتارها و نامه های آنان را به عنوان نظر خوانندگان یا مفسران و ستون نویسان مهمان رسانه ها  و یا وبلاگ نویسان منتشر کنند که این یادداشت های ارسالی به این رسانه ها، برخی از مواضع مترقیانه و برخی از مواضع محافظه کارانه نگاشته و تنظیم میشدند.» ولی سمت و سوی حمله هر دوی این مواضع یکی بود علیه ترامپ و سعودی و به نفع ایران و فلسطینیها. پایان ترجمه بخشی از گزارش رویترز.

نتیجه گیری:

از قریب ۲۰ سال پیش که کار وبلاگ نویسی را شروع کردم بنا به دلایلی که به پیشینه سیاسی ام و زخمهایی که از ساواک و بعد دستگاه های اطلاعاتی رژیم بر روح و روان خود داشتم، همواره  با نگاه نقادانه امنیتی(در حد منطقی)به فضای سیاسی و بعدها دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی نگاه کرده و میکنم. این نگاه نه تنها نتیجه تجربیات گذشته سیاسی است بلکه حاصل مطالعه دهها کتاب و تعداد بسیار بیشتری مقالات و گزارش، به زبانهای انگلیسی، سوئدی و نروژی در این زمینه نیز می باشد. این حجم از منابع تئوریک  در کنار قریب ۵۰ سال فعالیت مداوم سیاسی چه به عنوان کنشگر یا به عنوان تحلیلگر سیاسی، شاخکهای حسی ام را در تشخیص عوامل اطلاعاتی تقویت کرده اند. و این را محض خودستایی نمی گویم و البته خواننده مختار است تصور دیگری از این توضیحات داشته باشد ولی هدف من اینست که می خواهم خواننده این سطور بداند، که هدف از توضیح این نکات در درجه نخست فقط کمک به کاهش هزینه مبارزه با رژیمی حیله گر و جنایتکاراست و مهمتر اینکه، از نظر کار اطلاعاتی و دیس اینفُرماتیو(گمراه سازی)، مانو\ولاسیون (القاء گری) و تخریب مخالفین خود از داخل و علیل کردن آنها، در تاریخ نظیر ندارد.

فقط کافیست بگویم در این راه، رژیم سرمایه  ۱۴۰۰ ساله مذهبی را با عوامفریبی آخوندی به اضافه درآمد کلان نفتی و آزادی عمل کامل  در: بازداشت و زندانی کردن، شکنجه کردن، گروگان گرفتن اطرافیان مخالفین و فشار عاطفی بر آنها، پرونده سازی اخلاقی، اعدام کردن های دل بخواهی و فله ای و..، بگونه ای سازمان داده است که در تاریخ نظیر ندارد.

و در درجه دوم، می خواهم خواننده این سطور بداند  که نویسنده اگر در این زمینه سخنی میگوید بدون تردید با مسائل این عرصه از مبارزه نه تنها بیگانه نیست بلکه مطالعه وسیع و  تجارب چند ده ساله را دارا میباشد و همین!

چند ماه پیش خبرگزاری های معتبر دنیا از کشف و بسته شدن هزاران حساب اینترنتی قلابی در دنیای مجازی خبر دادند که مرکز همه آنها مسکو وسرویس اطلاعات روسیه FSB (وارث و فرزند خلف KGB)  بود. اگر این رسانه های بزرگ دنیا پس از دخالت FSB در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بیدار شدند و پی بردند که سرویس اطلاعاتی پوتین (و نه حتی روسیه)، در عرصه دنیای سایبری یکه تاز هستند، من این یکه تازی دیس اینفُرماتیو سرویس اطلاعات پوتین  را در جریان آخرین انتخابات ریاست جمهوری روسیه که به انتخاب مجدد پوتین منجر شد دیدم.

در آن انتخابات، با اینکه پیروزی مهندسی شده پوتین حتی به شرط آزادی کامل انتخابات محرز بود، سرویس اطلاعاتی پوتین اصل را بر تخریب کامل رقیبان انتخاباتی اش نهاده بودند تا پیروزی خود را شکننده تر از آنچه پیش بینی امیشد نشان دهند و حضور رهبران اپوزیسیون را برای همیشه در صحنه سیاسی ناممکن سازند.

یکی از شِگردها، انتشار مکالمه تلفنی خصوصی Alexei Navalny ، چهره اصلی اپوزیسیون ضد پوتین در انتخابات گذشته  در رسانه های رسمی بود. Navalny  در آن مکالمات با فحش های پایین تنه ای به یکی دیگر از رهبران اپوزیسیون از خطاهای او نام میبرد که انتشار آن، وجهه ی  سیاسی نوالنی را در افکار عمومی بسیار خراب کرد.

دیگر فعالیت های ستون پنجمی  سرویس اطلاعاتی پوتین که از جمله به مشعشعانه ترین وجهی خود را  نشان داد در جریان اشغال شبه جزیره کریمه و بعد اپوزیسیون سازی از تجزیه طلبان منطقه دُنباس (بخش روسی نشین سرزمین اوکراین در جنوب شرقی آن کشور) بود و مسلح کردن آنها به مدرنترین تجهیزات جنگی که خود روسیه داشت.

این روزها از این نشریه به آن نشریه َسَرک میکشم کمتر نشریه ای وجود دارد که در آن مقالات یک طرفه ای علیه عربستان بخاطر جنگ یمن درج نشده باشد. و بیشترین اخبار در این زمینه مربوط به اکسیونهایی میشود که از طرف Front Organisations* در ممالک اروپایی برگزار میشود یا مقالاتی است که راجع به کشتار مردم «بیگناه» یمن که از سوی عربستان جریان دارد و همه برگزار کنندگان این اَکسیونها  و مقاله نویسان هم، شناسنامه های گمراه کننده حقوق بشری یا صلح طلبی با عناوین مختلف دارند.

این بنگاه های حقوق بشری و فعالین صلح، قبلاْ هزاران صفحه راجع به قتل خاشقچی**، جاسوس اردوغان و عضو اخوان المسلمین نوشته و پخش کردند در همان حالی که در ترکیه بگیر و ببند مخالفین اردوغان حتی نمایندگان دارای مصونیت پارلمانی جریان داشت و ماشین کشتار بشار اسد  در سوریه به قلع و قمع مخالفین با هر وسیله مشغول بود و ماشین سرکوب رژیم خامنه ای هم شبانه روز در فعالیت بود.

کمتر کسی در این اَکسیون ها  و مقالات و یتیشن صادرکنندگان؛ این مسئله رازآمیز را به پرسش می گذارد که:  این حوثی هایی که از گرسنگی ناشی از محاصره دریایی و هوایی توسط نیروهای ائتلاف عربی می نالند و غرق در عقب ماندگی، افرادشان با دمپایی و صندل در جبهه های جنگ هستند چگونه میتوانند موشک بالستیک و پهباد هایی بسازند که بیش از ۶۰۰ کیلومتر بُرد دارند و بزرگترین مخزن یا لوله نفتی عربستان را با بمب های دقیق و راداری بزنند؟ یا مناطق مسکونی عربستان را موشک باران کنند؟ مگر موشک بالستیک فشفشه  آتش بازی است که حوثیها روزی چند تا از آن را به خاک عربستان پرتاب میکنند؟ هزینه هر یک از آنها چقدر است و از کجا تامین میشود؟

کمتر کسی از اینها که در کسوت مدافعان حقوق بشر و دفاع از صلح علیه سعودی به صحنه آمده اند  وارد ماهیت سیاسی این جنگ میشوند تا بگویند اگر حوثیها در یمن یک جمهوری اسلامی نظیر ایران برقرار کنند چه بر سر مردم بینوای یمن و مردم منطقه خواهد آمد؟ و چه کسی؟ دیگر میتواند جلوی گسترش بازوی سیاسی/ نظامی رژیم ایران را در شبه جزیره عربستان و از آنجا تا جنوب، شمال و شرق آفریقا را بگیرد؟ معلوم نیست چرا این حقوق بشری ها و شیفتگان صلح حتی برای یک بار هم که شده به قتل عام مردم سوریه توسط گروههای وابسته به ایران و جنایات سپاه قدس چیزی نگفتند و اعتراضی نکردند.

به گزارش ترجمه شده فوق از رویترز و فعال شدن مجدد خود در عرصه سیاسی برگردم.

در آنزمان اگر هم فیسبوک یا توییتری وجود داشت، من از آنها بی خبر بودم. در عوض پالتاک بود که در آن فعال بودم و در اوایل برایم جذاب بود، مضافاْ اینکه با یکی از جریانات مشروطه خواه هم شروع به همکاری کرده بودم.

ولی در همان آغاز فعالیت پالتاکی خود، متوجه نفوذ و نقش عوامل اطلاعاتی رژیم در آن شبکه شدم. ولی فکر میکردم با روشنگری و کار توضیحی میتوان آنها را افشاء کرد. ولی متاسفانه جمعیت پالتاکی که عمدتاْ فاقد پیشینه سیاسی و کار تشکیلاتی و مست از گرمای بحث های سرگرم کننده پالتاکی بودند، گوششان به این بدهکار نبود که در آن اتاقهای پالتاکی و در پشت آن مُانیتورهای زبان بسته، عوامل اطلاعاتی رژیم خامنه ای فعالند و آنها هم که این امر را می پذیرفتندُ فعالیت اطلاعات رژیم را فقط به خبر چینی و شناسایی تقلیل می دادند در حالی که بیشترین کار دستگاه های اطلاعاتی در این دوره نه کسب اطلاعات مخالفین بلکه تزریق اطلاعات گمراه کنندهُ بدیل سازی و اپوزیسیون سازی، گفتمان سازی و.. به درون ذهن همه اپوزیسیون و تسخیر فکری آن از درون بود.  

در این دوران بیشترین بحث از این نوع، حول محور جُمهوریخواهی در برابر مشروطه خواهی، عاشورا سازی از ۲۸ مرداد و شهید سازی مصدق و شمر سازی از شاه بود که، بقایای نیروهای چپ که هنوز نیمه نفسی داشتند تعزیه گردان اصلی و دستگاه های اطلاعات رژیم سناریو نویس و کارگردان آن نمایشات بودند و در جبهه مقابل هم شاه اللهی های اطلاعاتی ساخته یا  بی تجربه های سیاسی که از متن دیوانسالاری شاه مهاجرت کرده و به عرصه مبارزه سیاسی پرتاب شده بودند و برخوردی احساسی و عاطفی به مسائل سیاسی داشتند تا اسلوبی.

در این دوره حداقل ۳ جریان جمهوری خواهی تشکیل شد که در عمل فعالیتشان فقط  به شلاق زدن جنازه سیاسی محمدرضا شاه در عرصه دنیای مجازی منحصر بود تا مبادا که او از گور برخیزد و شانس این جمهوری طلبان و مصدق طلبان را برای گرفتن انحصاری قدرت سیاسی از دست جمهوری آخوندها کاهش داده یا از بین ببرد.

بعد از مدتی پالتاک را رها کرده و شروع به نوشتن کردم که یادداشتهایم  در برخی سایتهای پُر بازدید کننده برون مرزی درج می شد. اما پس از مدتی دقت؛ رگه های نفوذ دستگاه های اطلاعاتی را در همه این سایتها دیدم که البته این حرف به معنای اتهام زنی به مدیران یا ادمین ها یا مطلب گذاران هیچ سایتی نیست. هدف فقط اینست که بگویم وقتی کسی یا جریانی؛ نقشه راه، استراتژی، راهبُرد تاکتیکی و استراتژیک ندارد، به آسانی به ورطه اشتباهی گرفتن جای دوست به جای دشمن و بالعکس، و نشاندن دشمن فرعی به  جای دشمن اصلی و بالعکس فرو میغلطند و از اینجا به بعد شکست رقم می خورد.

سوال بی ربطی نیست اگر از آنهایی که میلیونها صفحه اینترنتی یا کاغذی و میلیونها ساعت وقت گذاردند تا نشان دهند جمهوری بهتر از مشروطه است؟ و آنهم در زمانی که ماشین کشتار رژیم شب و روز فعال بود چه خدمتی به همان جمهوری آرمانی خود کردند؟ چه خدمتی به پیشبرد امر مبارزه برای آزادی کردند؟ و..؟

خلاصه میکنم: فکر نمی کنم که گزارش فوق رویترز که متکی بر تحقیقات موسسه  FireEye و تایید  فیسبوک و توییتر می باشد، همه آن کوه یخ جاسوسی و ستون پنجم دیس اینفُرماتیو رژیم راُ افشاء کرده باشد. به نظر من ابعاد مسئله بسیار بیش از اینهاست و به ویژه اینکه این گزارش فقط به فعالیت تخریبی دستگاه اطلاعاتی رژیم در آمریکا و علیه ترامپ، عربستان و بنفع رژیم و پروکسی های تروریست آن در منطقه پرداخته و کلاْ فعالیت رژیم علیه مخالفین را که در عرصه آن از تجهیزات و ابزار های مادی و انسانی به مراتب بیشتری برخوردار است را کاملاْ نادیده گرفته است.

بر عهده فعالین سیاسی ضد رژیم است که از روی ابعاد  فعالیتهای دیس اینفُرماتیو رژیم علیه ترامپ، سعودی و برای معصوم و مظلوم نمایی رژیم سفاک خامنه ای و جوخه های مرگ آن در اذهان عمومی دنیا و تبرئه کردن گروههای تروریست فلسطینی (که دولت ساحل غربی جز آنها نیست چون این دولت خود زیر ضربه رژیم خامنه ایست) به ابعاد فعالیت تخریبی رژیم و دستگاه های اطلاعاتی اش در بین اُپوزیسیون پی ببرنند!  هزینه خوش خیالی ما ادامه سلطه استبداد آخوندی است!          

در ادبیات سیاسی و ژورنالیسم سیاسی اینگونه سازمان های حقوق بشری یا صلح و… را، Front Organisation  مینامند. آنها که با فعالیت احزاب کمونیست و جنبش های چپ عموما آشنا هستند خوب می دانند که این گونه سازمانهای بازوهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جریانهای عمده سیاسی یا دولتهای (بیشتر کمونیستی سابق)  هستند. رژیم ایران و اردوغان و سازمانهای حماسُ حزب الله لبنان و القاعده صدها و شاید هزاران سازمان «فِرُنتال» در هیئت های مذهبیِ خدمات خیره ایی و انجمن های قرائت قرآن و ..، دارند که پی بردن به هویت آنها از ظاهر فعالیتشان آسان نیست. ولی همه اینها در آخر در خدمت سازمانهای تروریستی پشت سر خود هستند.

**

من قبلا درباره قتل خاشقچی نوشته ام ولی در اینجا فقط  این را میگویم که اگر ما بخواهیم روی این قتل و امثال آن که در مورد عربستان اولین بار است بمانیمُ هرگز برای افشای کشتارهای صد هزار نفری بشار اسد و قتل و عام ها در زندانهای ایران و سربه نیست کردنها در همان زندانها وقت نخواهیم یافت. عربستان هرچه هست مرتجع یا استبدادی، امروز از موضع «نه ضد ایرانی » بلکه از موضع «ضد تروریستی» با رژیم خامنه ای سرشاخ است. انتخاب مابین رژیم خامنه ای و رژیم سعودی نیست بلکه بین تروریسمی است که اولین قربانی آن خود مردم ایران هستند و ضد تروریسم که مردم ایران را ناخواسته با حکومت عربستان در یک سنگر قرار داده است. اگر ما این وضعیت را که؛ نه مهندسی رژیم عربستان بلکه محصول دینامیسم برآمده از سیاستهای رژیم خامنه ای است را نپذیریم، نیت مان هرچه باشد، عملاْ در کنار رژیم خامنه ای و علیه منافع ملی میهنمان قرار گرفته ایم و این منطق عینی این میدان است که با هیچ حسن نیت و خیر اندیشی نمی توان آن را تغییر داد.

*****************************     

آگاهی سیاسی  زمانی معنا می یابد، که  در گام نخست: یک فرد یا یک جریان مدعی آگاهی؛ هدف چشم اندازی یا راهبردی خود را با جریان عمده و دوران ساز تاریخی در جهان هماهنگ سازد.

نمیتوان با یک هدف چشم اندازی درست و مترقیانه ولی خلاف جریان عمده تاریخی و دوران ساز در جهان به هدف نزدیک شد تا چه رسد به دست یافتن بدان.

بعد از این انتخاب راه  تاریخی و همسو با جریان عمده تاریخ، یک فرد، یک رهبر یا یک جریان سیاسی، باید  چنان راهکارهای عملیاتی و تاکتیکی برگزیند که او را به آن هدف چشم اندازی استراتژیک می رساند.

با حرکت کورمال و روش آزمون خطا (ِایمپریک = تجربی و عملگرایانه) نمی توان به هدفی از پیش تعین شده یا استراتژیک رسید.

به این می گویند تلفیق تئوری با عمل! این دیگر یک هنر ناشی از ورزش سیاسی و فکری میباشد که فقط با کتاب خواندن یا افسر عملیاتی میدان سیاست بودن کسب نمیشود! خلاقیت می خواهد!

برای تو در میدان پیکار؛ هیچ متحد و دوستی بهتر از متحدین و یاران ابله و ناتوانی که در صفوف  دشمن تو هستند نیستند! تا میتوانی آنها را بالا ببر! پیروزی تو حتمی خواهد بود!

***********************

  • Social media accounts took on the personas of journalists, activists, Republican lawmakers and ordinary Americans to promote pro-Iranian messages, according to the latest investigative report from FireEye.
  • These profiles were included in a sweep of nearly 3,000 Twitter accounts that were removed by the social media giant, who says they originated in Iran. 

Dozens of social media accounts displaying suspicious behavior have been uncovered in a new report that sees pro-Iranian messaging promoted by profiles impersonating real people, as well as journalists and activists who don’t seem to exist.

The accounts, which promoted often aggressive messages and hashtags in support of the Iranian government, have also taken on the personas of Republican members of congress and ordinary Americans, according to the latest investigative reportfrom California-based cybersecurity firm FireEye.

The firm describes their findings as a “network of social media accounts” impersonating U.S. political candidates and “leveraging U.S. and Israeli media in support of Iranian interests.”

While Iranian influence campaigns carried out from within the country are not new, FireEye’s findings dissect yet more individual accounts that have surfaced in various media outlets engaging in “inauthentic behavior … that we assess with low confidence was organized in support of Iranian political interests,” the report’s authors said.

These profiles were included in a sweep of nearly 3,000 Twitter accounts that were removed by the social media giant, who says they originated in Iran. 

Yoel Roth@yoyoel

Earlier this month, we removed more than 2,800 inauthentic accounts originating in Iran. These are the accounts that FireEye, a private security firm, reported on today. We were not provided with this report or its findings.4949:02 PM – May 28, 2019Twitter Ads info and privacy328 people are talking about this

Yoel Roth, head of site integrity at Twitter, posted a tweet last week saying that the accounts “employed a range of false personas to target conversations about political and social issues in Iran and globally. Some engaged directly through public replies with politicians, journalists, and others.”Hijacking real people’s pictures with multiple names and locations

FireEye itself stresses the words “low confidence”, adding that it has not yet been able to attribute the activity to a geographic location or to Iranian state sponsorship. But the behavior follows patterns that the company investigated last year, illustrated in its August 2018 report that uncovered an extensive network of fake news sites and associated accounts it believes were linked to the Islamic Republic and government cyber actors.

Yoel Roth@yoyoel · May 28, 2019Replying to @yoyoel

As we conduct investigations into the wider networks and actors involved in information operations, we typically avoid making any declarative public statements until we can be sure that we have reached the end of our analyses.

Yoel Roth@yoyoel

These accounts employed a range of false personas to target conversations about political and social issues in Iran and globally. Some engaged directly through public replies with politicians, journalists, and others.1019:02 PM – May 28, 2019Twitter Ads info and privacy35 people are talking about this

“Narratives promoted by these and other accounts in the network included anti-Saudi, anti-Israeli, and pro-Palestinian themes,” the report mentioned. This included support for the 2015 Iran nuclear deal and criticism of the Trump administration’s designation of Iran’s Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) as a Foreign Terrorist Organization.

While much of those positions are held by ordinary people, FireEye describes “several limited indicators that the network was operated by Iranian actors.” Iran’s Foreign Affairs Ministry did not reply to CNBC’s request for comment, but the government in Tehran has denied accusations of offensive cyber activity.Journalists that don’t exist

Some accounts with American names of individuals claiming to be U.S.-based journalists — one for instance called ”@AlexRyanNYC” who falsely claimed to be a Newsday journalist and had appropriated a genuine person’s photo — had their under interfaces set to Persian or had posted tweets in Persian years back in their history, the report described. These individuals could not be traced to any other legitimate public profiles or company bios.

Another highlighted account in the FireEye report was a persona called “Mathew Obrien”, who also claimed to be a Newsday reporter and had pro-Iranian government ‘letters to the editor’ published in various local U.S. newspapers in Texas.

The name would appear with slight spelling variations — also spelled Matthew O’Brien and Mathew Obrien — and claimed to be based in several different U.S. cities, while posting tweets in often faulty English, the report claimed. Several of the personas in this network falsely claimed affiliations with U.S. outlets like New York Daily News and the Seattle Times, and would often promote each other’s tweets.

Yoel Roth@yoyoel · May 28, 2019Replying to @yoyoel

These accounts employed a range of false personas to target conversations about political and social issues in Iran and globally. Some engaged directly through public replies with politicians, journalists, and others.

Yoel Roth@yoyoel

Several of the accounts falsely represented themselves as media based in the United States and claimed affiliation with outlets like the New York Daily News, Newsday, and the Seattle Times. pic.twitter.com/NsCzUmsk2v1499:02 PM – May 28, 2019Twitter Ads info and privacy

View image on Twitter
View image on Twitter
View image on Twitter
View image on Twitter

66 people are talking about this

Lee Foster, FireEye’s senior manager for information operations analysis, says the accounts are still being investigated.

“Some of (the personas) use the same headshot in different forums with different names, some submitted identical letters (to newspapers) but under different names… this leads us to suspect, with low confidence, that they’re inauthentic. We do know it’s possible that there is some authentic behavior there as well, but collectively, it’s all very unusual.”

Geographic attribution is hard to attain however, and the clues vary, he says. “You’re looking for stronger technical indicators tying it to a geography, to a state, more than simply the behavior.”

In previous investigations, FireEye’s intelligence analysts have spotted indicators like heavy use of Persian language or Iranian phone numbers used to register accounts. Technical clues, like those found in cases of Russian-led security breaches, include forensic indicators in the malware being used. Persian has also been found in ransomware code targeting systems in different countries including Saudi Arabia, South Korea and the U.S.Political influence campaigns: no signs of stopping

Political influence campaigns, lately most associated with Russia but practiced by numerous actors, are on the rise as social media platforms and governments grapple with how to combat them.

Iran has been testing social media, influence campaigns and “temporary disruptive effects, similar to its data deletion attacks against dozens of Saudi governmental and private-sector networks in late 2016 and early 2017,” officials from the Office of the Director of National Intelligence (ODNI) told Congress in January.

U.S. social media companies like Facebook and Twitter are increasingly — but tentatively — cooperating with U.S. intelligence on monitoring for misinformation campaigns, ODNI director Dan Coates said at the time, but the debate over the companies’ roles in policing and removing online content continues.

CNBC’s Kate Fazzini contributed to this report

No Comments