همه از رژیم بخواهیم تسلیم شود!

Share Button

میهن ما در شرایطی است که اگر حتی و فقط اگر و حتی آمریکا خواهان تسلیم یک جانبه ایران(بخوان رژیم) هم باشد، رژیم باید به خاطر نجات مملکت تسلیم شود. چون گزینه دیگر، بطور قطع فروپاشی و نابودی مملکت است که تسلیم شدن بعدی آن مسلم، قطعی و اجتناب ناپذیر خواهد بود. البته اگر کسی در عرصه قدرت مانده باشد تا صلاحیت و جسارت امضای تسلیم نامه را به خود بدهد.

نفر دوم بالا از سمت راست لئو تروتسکی است

پس از انقلاب اکتبر در روسیه، دولت جدید به رهبری بلشویکها و لنین تصمیم گرفتند که به هر قیمتی شده مملکت را که در اثر ۴ سال جنگ خارجی ویک سال جنگ داخلی و آشفتگی ناشی از انقلاب در آستانه از هم پاشیدگی بود را از خطر متلاشی شدن نجات دهند. روسیه انقلابی به آلمان و متحدین آن (اتریش، مجارستان، بلغارستان و ترکیه) پیشنهاد صلح یک جانبه داد.

لنین تروتسکی را در رأس هیئتی مامور این کار کرد.

وقتی تروتسکی با هیئت آلمانی دیدار کرد؛ آنها به هیُت روسیه(نمایندگان دومین قدرت اروپایی تا آن روز) حکم کردند که در مراسم امضای قرارداد باید به جای آن یونیفرم های پشمی بلشویکی لباس رسمی دیپلماتیک مشکی بپوشند. تروتسکی این مطلب را برای لنین نوشت. لنین در پاسخ به او نوشت:«اگر گفتند لباس زنانه هم بپوش، بپوش ولی قرارداد صلح را امضاء کن!»

تروتسکی نه تنها لباس رسمی دیپلماتیک غیر بلشویکی را پوشید بلکه طی آن قرارداد صلح، که در شهر «برست لیتوفسک» امضاء شد، بخشهای وسیعی از خاک روسیه به وسعت ۷۸۰ هزار کیلومتر مربع با جمعیتی معادل ۵۶ میلیون نفر را نیز به آلمان و متحدین آن واگذار کرد.

برای لنین و تروتسکی، هرچند بلشویک بودند در میهن پرستی آنان شبهه ای نبود، مسئله، مسئله غیرت یا آبروی شخصی نبود بلکه نجات روسیه فرسوده از جنگ و انقلاب بود.

تاریخ و هیچ منتقد سیاسی یا ایدئولوژیکی، هرگز لنین یا حزب بلشویک را به این خاطر این تسلیم و امتیاز دهی به خیانت یا حتی ضعف متهم نکرد بلکه درست مانند یادآوری آن در این نوشتار، تسلیمی به ناچارآنها، تحت آن شرایط عین میهن پرستی و  به عنوان مسئولیت پذیری ملی درتاریخ ماندنی بود.

قدرت و بضاعت مادی و نظامی روسیه آنروز در همین حد بود و ادامه جنگ برای آن نه به مثابه خودکُشی سیاسی لنین و تروتسکی بلکه به مثابه خودکشی مملکت و ملت و پاره پاره شدن کشور بود.

اگر آن جنگ میراث رژیم تزاری برای روسیه شوروی و بلشویکها بود، جنگی که رژیم آخوندی به رهبری  خامنه ای درصدد کشاندن مملکت ما به باتلاق آنست، «نعمت الهی» تکراری جنگ ۸ ساله ای است که خمینی میهن ما را با هدف صدور انقلاب به ورطه آن کشاند.

بحث از اقدام به خودکشی سیاسی و حیثیتی خامنه ای یا شیخ حسن نیست که آنها با چنگ و دندان به همین زندگی انگلی و گند خوارانه خود تا ثانیه های آخر چسبیده اند بلکه بحث از خودکشی«سازی مملکت» با پافشاری رژیم روی یک سیاست اشتباه آمیز راهبُردی و تاریخی است که از پایه و بنیاد با منافع ملی ما مغایرت داشته، دارد و خواهد داشت. راهبُردی هلاکت بار می باشد که این رژیم از بدو استقرار خود آن را به مملکت ما تحمیل کرده است و آنهم ” جنگ تا رفع فتنه از عالم است و آزادی قُدس و الی آخر» که رسالت آنرا خدای شیعیان به خمینی، خامنه ای، آشیخ حسن و جنتی و… و ششلول بندهای سپاه داده است.

ملت ایران باید از خود و از این نمایندگان خدای شیعی بپرسند که آیا این غنی سازی ارانیوم با غلظتی بیش از حد مورد نیاز نیروگاه اتمی ارزش این مخاطرات را دارد که برای آن، مملکت را در معرض خطر بزرگ یک جنگ ویرانگر قرار دهند؟ آیا این اروانیوم لعنتی اینقدر برای مملکت حیاتی است؟ یا نه! حیات سیاسی شخص خامنه ای و رژیم او بسته به این اورانیوم ۲۰ درصدی و موشک های بالستیک است تا از محل آن در اُمت  و بین مریدان خود غرور کاذب ولایتمدارانه ایجاد کنند؟

چرا باید مملکت به دست خامنه ای و سرداران بی مغز و از آن بدتر بی مسئولیت سپاه خودکُشی کند تا حرف این [«نا» مردان ایران ستیز یکی باشد و یکی بماند] و روی آن حرف، به بهای نابودی مملکت و برای پر کردن جیب روسیه و ترکیه رانت خواران جنگی روی آن باقی بمانند.

رویترز امروز گزارشهای متعدد و نگران کننده ای از وخیم شدن جو سیاسی و بالا رفتن تب تنش نظامی بین ایران و آمریکا و حتی با انگلیس، سایر ممالک اروپایی، آمریکا و عربستان دارد.

یک گزارش خبرگزاری ریترز میگوید:« ایران روز دوشنبه گفت ظرف ده روز آینده قرارداد بین المللی غنی سازی نازل و انبار کردن اورانیوم را زیر پا خواهد گذارد. اقدامی که احتمالاً تنش با آمریکا را افزایش خواهد داد. ولی ایران اضافه کرده است که دول اروپایی می توانند این قرارداد و رعایت مفاد آن را در سطح گذشته نجات دهند.»

در گزارش دیگری رویترز می نویسد:«عباس موسوی سخنگوی وزارت خارجه ایران عربستان را به نظامی کردن فضای منطقه متهم کرد» باید به این سخنگوی طوطی صفت گفت” دریدگی و وقاحت آخوندی هم حدی باید داشته باشد. آیا این عربستان بوده است که پا در راه موشک پراکنی و هل من مبارز طلبی های اتمی و موشکی و صدور تروریسم گذارده و پیشقراول تنش آفرینی بوده است یا ایران خمینی و خامنه ای و نظامیان سپاه؟

رویترز: «سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید گفت که تهدید ایران به گذشتن از سطح مورد توافق برای انباشت و میزان غنی سازی اورانیوم یک «باج گیری»است. که تشدید فشار بین المللی را برآن کشور ایجاب میکند».

رویترز:« نماینده اتحادیه اروپا امروز دوشنبه گفت اگر آژانس بین المللی انرژی اتمی رسماً تخلف ایران را از قرارداد ۲۰۱۵ اعلام کند،اتحادیه اروپا واکنش لازم را نشان خواهد داد.»

رویترز:«نتانیاهو قدرتهای جهانی را فراخواند تا در جواب تهدید ایران به  تولید سوخت هسته ای مازاد بر درصد تعین شده در قرارداد اتمی، سریعاً تحریمهای شدید را علیه آن به اجرا بگذارند.»  

در گزارشهای دیگری رویترز از جمله خبر میدهد که ترزا می نخست وزیر انگلیس به ایران هشدار داد که در  صورت تخلف ایران از مقاوله هسته ای، همه گزینه ها برای کشورش علیه ایران روی میز است و دولت آلمان هم به ایران هشدار داد که تعهد خود را به قرارداد اتمی رعایت کند و بر تنش نه افزاید.

چند ماه پیش خامنه ای گفت که آمریکا هیچ غلط دیگری نمی تواند بکند و هر غلطی تا کنون میخواسته کرده است. او افزود که ایران علیرغم تحریمهای آمریکا هر مقدار نفت بخواهد صادر میکند.

آیا آن حرفهای آن روز خامنه ای یاوه گویی بود یا تهدید کردنهای امروز او و دولتمردانش جنون آمیز و یاوه گویانه هستند. چون اگر آمریکا هیچ غلطی نتوانسته بکند و نکرده است و ایران میتواند هر چقدر نفت که میخواهد صادر کند پس دیگر وارد کردن مملکت به یک دور جدید چالش اتمی و به مراتب خطرناکتر از گذشته، بی دلیل و نا موجه است.

و اگر در آن روز خامنه ای یاوه گویی کرد و حالا مملکت و رژیم در اثر علط های آمریکا به نکبت افتاده اند، باید گفت سرنوشت مملکت به دست یاوه گوئی افتاده است که ابائی از یاوه گوئی های هزینه ساز و خطر ناک برای مملکت واهمه ای ندارد به راحتی کشور را به مخاطره: ـ بودن و نابود شدن میاندازد.

واقعیت اینست که رژیم تعادل خود را از دست داده است و به واکنش های عصبی خارج از کنترل و خود به خودی افتاده است که ناشی از استیصالی است که بدان دچار گردیده است.

با گذشت هر روز خزانه دولت نه تنها از ارز بلکه از ریال هم تهی تر میشود در اثر تحریم منابع مالیاتی و کمرکی کاهش یافته و وقوع یک موج مهیب ورشکستگی رسمی  واقعی است که بانکها، سازمان تامین اجتماعی وزارت نیرو، صنایع خودرو سازی و حتی صنایع نفت را تهدید میکند.

بالاتر از این خطرات، خطر این نیز برای رژیم هست که پول ندارد تا مانند گذشته هزینه نیروهای حزب الله لبنان را بدهد به رژیم بشار اسد کمک کند و برای حوثیهای یمنی ساز و برگ جنگی و موشکی و پهبادی بفرستند و بخشی از خرج حماس و جهاد اسلامی را در غزه بدهد.اگر رژیم نتواند مخارج این نیروهای فرامرزی را تامین کند تمام هیمنه و اتوریته منطقه ای آن در هم می شکند و این درهم شکستگی همراه با درهم شکستگی داخلی تمام موجودیت آن را در داخل به مخاطره می افکند.

رژیم خوب میداند که آمریکا نیازی به حمله نظامی به آن ندارد فقط ادامه وضعیت فعلی به همین حالت آچمز سیاسی و اقتصادی، که من از آن به نمد مالی نام میبرم، کار آن را خواهد ساخت.

در برابر این وضع مایوس کننده، رژیم هیچ راه فراری ندارد مگر تهدید های انتحاری (نه خود کُشی خودش، بلکه خود کُشی سازی مملکت و ملت).

در روزهای اخیر رژیم سعی کرد با بمب گذاری در بدنه ۶ نفتکش در دریای عمان و خلیج فارس، پیام تهدید آمیز خود را با هزینه کمی به گوش غرب برساند ولی نتیجه کار کاملاً برعکس شد. غرب و ممالک عربی منطقه نه تنها از این اقدامات تروریستی رژیم و سپاه آن نترسیدند بلکه آن را به بهانه مضاعفی برای تحت فشار قرار دادن  دیپلماتیک و افشای ماهیت تروریستی آن تبدیل کردند.

حتی اگر به فرض محال همه این خرابکاریها را صحنه سازی سعودی و اسرائیل و آمریکا هم بدانیم(که به نظر من ابداً قطعی نیست) باز هم اینها نشانه این می باشند که رژیم تا چه اندازه بدبخت و ذلیل است که این چنین آسان به تله انتحاری و رسوایی تروریستی کشیده میشود.

در این میان تنها دولتی که خوشحال است روسیه و ترکیه می باشند که بدبختی و استیصال رژیم خامنه ای را فرصتی برای ایزوله کردن، باج گیری و امتیاز گیری بیشتر از آن می دانند و از این وضع بهره برداری کامل را می کنند.

برنده این تنش ها نه غرب و نه حتی اسرائیل و سعودی بلکه روسیه و بعد ترکیه می باشند.

سکوت در برابر این وضعیت خطرناکی که به وجود آمده یا کم کاری در روشنگری پیرامون آن از سوی منتقدان و تحلیلگران ایرانی یعنی کمک به رژیم در به ورطه جنگ راندن مملکت می باشد.

میهن ما در شرایطی است که اگر حتی و فقط اگر و حتی آمریکا خواهان تسلیم یک جانبه ایران(بخوان رژیم) هم باشد، رژیم باید به خاطر نجات مملکت تسلیم شود. چون گزینه دیگر، بطور قطع فروپاشی و نابودی مملکت است که تسلیم شدن بعدی آن مسلم، قطعی و اجتناب ناپذیر خواهد بود. البته اگر کسی در عرصه قدرت مانده باشد تا صلاحیت و جسارت امضای تسلیم نامه را به خود بدهد.

از بلشویکهای روسیه بیاموزیم و با شجاعت اخلاقی و احساس تعهد ملی با فریاد از رژیم بخواهیم تسلیم شود و دست از تهدید و تروریسم و سرکوب داخلی مخالفین خود بردارد. تکرار کنیم که اعمال خشونت و تهدید کردن به عملیات انتحاری ملی رژیم را نجات نمی دهد!

لطفاً به خاطر خطری که امنیت میهنمان را تهدید میکند با هر عنوان و به هر نام که مایلید باز پخش کنید!

No Comments