شبح جنگ و انفعال جامعه سیاسی منتقد رژیم

Share Button

رهبر نظام، سید علی خامنه ای و شیخ حسن روحانی در سخنرانیهای خود تمایلات و اهداف ماجراجویانه خود را تمایلات و اهداف مردم ایران ذکر میکنند و بین خود و مملکت و ملت علامت تساوی میگذارند. باید با صدای بلند گفت که راه باند آخوندی حاکم از راه تاریخی ملت آزادمنش و صلح دوست ایران جداست! باید فریاد زد! این رژیم نماینده ملت ایران نیست تا از زبان آن سخن بگوید و چالش آفرینی کند!

شبح جنگ بر فراز سر میهنمان سایه افکنده است و با گذشت هر روز و اتفاقهای پیش بینی نشده یا اشتباه محاسبه شده، بالهای مخوف خود را بیشتر و بیشتر می گستراند.

قضیه روشن است! دولت ترامپ و متحدین آن طالب جنگ نیستند و این یک واقعیت است. علت این عدم تمایل به جنگ ترامپ به هیچ وجه از، پاک نیتی، جنگ گریزی یا ترس او ناشی نمیشود بلکه از این واقعیت غیر قابل چشم پوشی ناشی می گردد که ایالات متحده از بهترین و کارآمد ترین ابزار نمدمالی و جان ستانی برای تنبیه و شکست حتمی رژیم برخوردار است و نیازی نمی بیند به اسلحه متوسل شود مگر اینکه رژیم خامنه ای اول دست به سلاح شود. دولت ترامپ میداند که با تحریم ایران رژیم را فلج میکند و نیازی به جنگ نیست! 

در فیلمهای کابوی می بینیم که آن هفت کشی که از اعتماد به نفس برخوردار است و می داند سرعت عمل دارد، منتظر میماند تا حریف، نخست دست به اسلحه شود تا او به عنوان دفاع از خود ترتیب او را بدهد در حالی که دست او هنوز روی طپانچه اش می باشد. 

پس اگر جنگی بین ایران و آمریکا رخ دهد باید مطمئن بود که اولاً امریکا شروع کننده جنگ نخواهد بود! دوماً، ضربه آمریکا نابود کننده خواهد بود و سوماً  شروع کننده و مقصر آغاز جنگ هم ایران معرفی خواهد شد.

پس اگر آمریکا می گوید طالب جنگ نیست، باید ادعای آن را، هم به درستی درک کرد و هم واقعی دانست. 

در برابر آمریکا، رژیم گام به گام در تله اشتباه محاسبات خود می افتد. حرکت ماجراجویانه راهزنی دریایی و توقیف تانکر سوئدی ثبت شده در انگلیس، رژیم را به یک تله بی بازگشت رانده است که اگر در آن پیش رود هلاک میشود و اگر وا دهد چنان بی اعتبار میشود، که کنترل دستگاه حاکمه  خودش هم از دستش خارج خواهد شد. فراموش نکنیم که انگلیس برای توقیف تانکر نفتی ایران در جبل الطارق محمل و توجیه قانونی داشت و تانکر مزبور حق انتقال و تحویل نفت به سوریه تحریم شده را نداشت و به این دلیل توقیف شد.

در این میان اشتباه محاسبه دیگری وجود دارد که اهمیت استراتژیک، جنگ افروزانه و ویرانگر خواهد داشت.این اشتباه محاسبه اینست که رژیم فکر میکند با فرار به جلو و بحران افزایی موفق میشود در پشت سر خود اجماع ملی و حمایت مردمی جلب کند. حمایتی که در حال حاضر از آن بی بهره است. 

در ارتکاب این اشتباه محاسبه هول انگیز، رژیم تنها نیست. نیروهای نان به روز خور سیاسی که در فردای شکست نظامی رژیم در یک لحظه قبای سیاسی خود را پشت و رو خواهند کرد و تغییر نقش خواهند داد نیز شریک هستند و شاید جرم اینها بیش از خود رژیم و رهبر آن باشد.

این گونه نیروهای سیاسی فاقد احساس مسئولیت شناسی، فرصت طلب یا عاری از ژرف نگری تحلیلی، با اظهار نظرهای خوش آیند رژیم، رژیم را در توهماتش نسبت به امکان جلب حمایت مردم در صورت وقوع جنگ و تشدید بحران تقویت می کنند. سران سپاه که حتی از منطق عقلانیت نظامی گرانه که باید بهره مند باشند برخوردار نیستند، در این تصور هستند که در صورت جنگ میتوانند موجی صدها میلیونی از مسلمانان معترض را علیه آمریکا و متحدین آن در منطقه و جهان اسلام به وجود آورند و آن را در مقابل رژیمهای عرب دوست آمریکا قرار دهند که کاستی توان نظامی آنها را جبران خواهد کرد. موجی شبیه آنچه پس از جنگ  6 روزه ژوئن ۶۷ اعراب و اسرائیل رخ داد که منجر به سرنگونی تعدادی از حکومت های پادشاهی منطقه شد، رادیکالیسم ضد غربی را آفرید و مسئله فلسطین را به مسئله جهان اسلام تبدیل کرد.

از اصلاح طلبانی نظر سید محمد خاتمی و شرکاء، که هرچه هم موضع انتقادی نسبت به رژیم داشته باشند، با آن در یک کشتی نشسته اند و هم سرنوشت می باشند باید گذشت. ولی بر سر دیگر نیروهای سیاسی که مدعی زاویه راهبردی و انتقادی با رژیم هستند باید فریاد کشید و به آنها هشدار داد که چرا ساکت مانده اید؟ همین سکوت رضایت آمیز یا تأیید آمیز شماها و موضع حمایت آمیز اشخاصی نظیر خاتمی است که رژیم را در اشتباه محاسباتش تشجیع کرده تا مملکت را به سوی یک جنگ ویرانگر براند و با این تصور که از ثمرات آن هم به عنوان «انقلاب سوم» برخوردار خواهد گردید!

باید به مردم گفت که رژیم، خود و مملکت را به لبه پرتگاهی کشانده که یا باید تسلیم جامعه جهانی شود و یا مملکت را هم با خود به پرتگاه نابودی بافکند!

مسئولیت پذیری تاریخی و میهنی به ما حکم میکند تا با بانگ بلند از رژیم بخواهیم دست از ماجراجویی و تنش آفرینی بردارد! تسلیم شدن رژیم در مسئله موشکی، هسته ای و راهزنی دریایی و صدور تروریسم به منطقه، به هیچ وجه تسلیم شدن ایران و مردم آن نیست. زیرا این راه که رژیم در پیش گرفته است هرگز راه مردم میهن ما نبوده و نیست تا برگشت از آن تسلیم ملت تلقی شود. رهبر نظام، خامنه ای و شیخ حسن روحانی در سخنرانیهای خود تمایلات و اهداف ماجراجویانه خود را تمایلات و اهداف مردم ایران ذکر میکنند و بین خود و مملکت و ملت علامت تساوی میگذارند. باید با صدای بلند گفت که راه باند آخوندی حاکم از راه تاریخی ملت آزادمنش و صلح دوست ایران جداست! باید فریاد زد! این رژیم نماینده ملت ایران نیست تا از زبان آن سخن بگوید و چالش آفرینی کند! 

رژیم باید تسلیم شود! تسلیم رژیم به جامعه جهانی تسلیم آن به مردم ایران هم هست! زیرا چالش آفرینی های رژیم پیش از آنکه علیه دیگران باشد، ابزار و رویکردی ابزاری برای انقیاد و سرکوب ملت ایران است!

لطفاً در صورت تایید نظرگاه فوق از بازپخش آن خودداری نکنید!

           سیمرغ ایران

@CimorgIran

No Comments