حمله های بی پاسخ اسرائیل به نیروهای ایران

Share Button

آنچه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را به فروپاشی کشاند و آن امپراطوری را که از وسیع ترین منابع طبیعی، گسترده ترین شبکه سیاسی و رونق گفتمانی و دکترین سیاسی در دنیا، و عمیق ترین عمق استراتژیکی(هم سیاسی و هم نظامی) در جهان برخوردار بود را به نکبت امروزی کشاند، تا آنجا که بزرگترین ُمتحدش ایرانِ خامنه ای و رژیم لومپن کراتیک او شده است، کشانده شدن آن امپراطوری به میدان مسابقه تسلیحاتی و رقابت تکنولوژیک در این عرصه بود. عرصه ای که کمترین شانسی در آن برای شوروی وجود نداشت. رژیم خامنه ای با بضاعتی صدها بار کمتر و گفتمانی کپک زده و غیر قابل مقایسه با کمونیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم پا در همان راه گذاشته است. 

جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان با اسرائیل در ژوئن ۲۰۰۶، این توهم را، هم در حزب الله و هم در پشتیبان استراتژیک آن، رژیم خامنه ای و سپاه قدس، آفرید که “حزب الله لبنان از قدرتی همسان با اسرائیل قرار دارد” در حالی که در آن جنگ، این، نیروی جنگی حزب الله و دلاوری افراد آن نبود که اسرائیل را به مدت ۳۳ روز در لبنان زمین گیر کرد بلکه سپر سازی از مردم غیرنظامی و تبدیل اماکن عمومی از شیرخوارگاهها گرفته تا مساجد و بیمارستانها و مدارس و منازل مردم به استحکامات نظامی و موشکی بود که کوبیدن آنها برای اسرائیل ممکن نبود زیرا به کشتار وسیع غیرنظامیان ی انجامید و اسرائیل نمیتوانست پاسخگوی چنان کشتاری در مجامع بین المللی باشد. 

قریب ۱۳ سال پس از جنگ ۳۳ روزه، حزب الله لبنان و نیروهای سپاه قدس در سوریه آماج ضربات مداوم اسرائیل میشوند بدون اینکه از خود واکنش متقابل نشان دهند.

برای نشان دادن ضعف ساختاری/نظامی حزب الله لبنان و متحدین سپاه قدس و در مجموع نیروهای سپاه، کافیست به این توجه شود که استراتژی هردو، هم حزب الله و هم سپاه قدس دیگر بر اساس قدرت و توان موشکی نهاده شده است. این یک چرخشی است که معنایش این می باشد که این دو(هم حزب الله و هم سپاه)، از نیروی رزمی میدانی که حاضر به جانفشانی باشد دیگر برخوردار نیستند. این ضعف مزمن در نیروهای آنان خود را در طول جنگ سوریه به بهترین نحوی نشان داد.

 درجنگ داخلی سوریه، این بمباران سبعانه و کور هوایی توسط رژیم اسد و روسیه بود که توانست بخشهایی از کشور را از گروههای معارض رژیم اسد، با ویرانسازی و کشتار مردم عادی و تبدیل بخشهای تحت کنترل آنان به زمین سوخته و عاری از سکنه باز ستاند.

اهمیت یابی درجه نخست زرادخانه موشکی در استراتژی جنگی، چه برای حزب الله وچه سپاه و رژیم ایران، در واقع نمایانگر تهی شدن ظرفیت جنگی این دو از پشتوانه انسانی آنهاست که روزی از آن برخوردار بوده اند. 

هم حزب الله و هم رژیم ایران و هم حوثیهای یمنی؛ نیروی موشکی و پهبادی را جایگزین نیروی انگیزه دار انسانی در استراتژی جنگی خود کرده اند. این جایگزین سازی استراتژیک به این معناست که اینها به میدانی کشانده شده اند که در آن برتری کامل با حریفانشان می باشد. 

این فقط یک توهم ابلهانه است که تصور شود اسرائیل و آمریکا در این میدان فرصتی به حزب الله لبنان، سپاه ایران و حوثیهای یمنی خواهند داد. این ورطه است که در آن آخرین رمق این نیروها گرفته میشود.

زاچی هانبی(zachi Hanegbi )، وزیر همکاریهای منطقه ای اسرائیل، یکشنبه گذشته پس از حمله موشکی چهارشنبه گذشته اسرائیل به جنوب سوریه که محل استقرار نیروهای سپاه قدس و حزب الله می باشد، در یک مصاحبه مطبوعاتی مغرورانه  گفت که اسرائیل تنها دولتی است که ایرانیها(افراد سپاه و پروکسی های آن/م) را می کشد! 

لازم به یاد آوریست که در این حمله ۶ تن از سپاه قدس و حزب الله کشته شدند.

… هانیبی در پاسخ خبرنگاران که آیا اسرائیل از واکنش آمریکا که محتاطانه عمل میکند و خواهان احتیاط است، نگران نیست؛ این نگرانی را بی مورد دانسته و گفت که پاسخگویی «احتیاط آمیزانه» دولت ترامپ  به بحران بین انگلیس، که آن هم مانند اسرائیل یک متحد آمریکا است، با ایران مربوط میشود.

او افزود: « اکنون، ۲ سال متوالی است که اسرائیل تنها دولت در جهان میباشد که ایرانیان را میکشد. ما صدها بار ایرانیها را در در سوریه کوبیده ائیم. گاهی اوقات رژیم به آن ضربات اعتراف کرده است و در برخی موارد، این ضربات از سوی رسانه های خارجی اطلاع رسانی و افشاء شده اند. ولی در هر حال همه چیز تحت کنترل و هماهنگ شده بوده است.»… « واکنش ایرانیها در جواب به این حملات خیلی محدود بوده است و دلیل این امر هم این نبوده است که آنها فاقد توانایی بوده اند بلکه ناشی از این می باشد که آنها درک میکنند که اسرائیل شوخی بردار نیست و جدی میباشد.»..« ما در دفاع از امنیت ملی خود بسیار جدی هستیم.»

هفته گذشته نخست وزیر، بنیامین نتانیاهو گفت:« تنها ارتشی در جهان که با ایران(رژیم /م) می جنگد، ارتش اسرائیل می باشد.

ارتش اسرائیل اعلام کرده است که در سالهای اخیر صدهها حمله در سوریه، به نیروهای ایرانی که از بشار اسد حمایت می کنند انجام داده است. (پایان ترجمه بخشی از گزارش تایمز اسرائیل).

آنچه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را به فروپاشی کشاند و آن امپراطوری را که از وسیع ترین منابع طبیعی، گسترده ترین شبکه سیاسی و رونق گفتمانی و دکترین سیاسی در دنیا، و عمیق ترین عمق استراتژیکی(هم سیاسی و هم نظامی) در جهان برخوردار بود را به نکبت امروزی کشاند، تا آنجا که بزرگترین ُمتحدش ایرانِ خامنه ای و رژیم لومپن کراتیک او شده است، کشانده شدن آن امپراطوری به میدان مسابقه تسلیحاتی و رقابت تکنولوژیک در این عرصه بود. عرصه ای که کمترین شانسی در آن برای شوروی وجود نداشت. رژیم خامنه ای با بضاعتی صدها بار کمتر و گفتمانی کپک زده و غیر قابل مقایسه با کمونیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم پا در همان راه گذاشته است. شوربختانه عقب ماندگی زیاد ایران از ممالک هم طرازش می باشد.

فقط یک انقلاب مردمی، با چشم اندازی جهان گرایانه و رهبریتی که نماد چنین تحولی باش میتواند از پیامدهای سهمگین آسیب های وارده ناشی از این نظام بر میهن ما بکاهد.

فقط یک انقلاب مردمی، با چشم اندازی جهان گرایانه و رهبریتی که نماد چنین تحولی باش میتواند از پیامدهای سهمگین آسیب های وارده ناشی از این نظام بر میهن ما بکاهد.

No Comments