وقتی حجاب و چادر چاقچور، فلاکت سیاسی می آورد نه رانت آبدار سیاسی

Share Button

تاثیر روانشناختی مشارکت این تیپ اجتماعی از زنان را در تغییر دادن نگاه همان مردن سنتی هم که از موضع منافع طبقاتی، اجتماعی، ملی و یا به انگیزه های آزادی خواهانه در این دو جنبش بزرگ شرکت میکنند نباید به هیچ وجه دست کم گرفت. جنبش کنونی در لبنان و عراق تا حد زیادی زنجیرهای سلطه مردسالاری را از دست و پا و شعور زنان این دو جامعه پاره خواهد ک

اول خبر زیرکه ترجمه فقط چند پاراگراف از گزارش طولانی نحارنت لبنان به نقل از فرانس پرس است را بخوانید، تا در کامنت روی آن در ذیل مطلب ارتباط موضوع آن را با تیتر فوق بگویم!

نحار نت(لبنان)

ساعت ۱۱۰۰ روز یکشنبه

ده ها هزار اعتراض کننده لبنانی روز یکشنبه یک زنجیره انسانی ساختند که سراسر کشور را طی خواهد کرد تا وحدت ملی نویافته را نمادینه کند.

راه پیمایان برنامه دارند تا دست دردست، با زنجیره انسانی خود فاصله بین خاستگاه اعتراضات: بیروت تا طرابلس و سپس  طایر، که ۱۷۰ کیلومتر میشود را طی کنند.

تظاهرات کنندگان و داوطلبین، پای پیاده یا با دوچرخه یا موتور سیکلت، در بزرگراه اصلی جنوب به شمال از خانه ها بیرون زده اند.

جولیا تقوبا نصیف، یکی از سازمانگران راهپماِئی می گوید: همه چیز فراهم است، ما حتی داوطلبانی داریم با موتور سیکلت که آنها فواصل(انقطاع ها) را رصد کرده اطلاع میدهند.

پایان خلاصه ترجمه 

کامنت من:

در جنبشِ درجریان لبنان امروز، زنان و جنبش آنان و حتی دگرباشان جنسی بسیار فعال هستند. آنها با اکسیون های خود، سپر دفاعی برای مردها ایجاد میکنند، و در آنجا که خطر برخورد بین چماقداران حزب الله و جنبش امل وجود دارد بین آنها و اعتراض کنندگان مرد، نوار حائل تشکیل میدهند. 

گرچه حزب الله لبنان از جنس انصار حزب الله خودمان یا الشبیحه سوری بشار اسد است که مرد و زن، پیر و جوان نمی شناسند همه را باهم لت و پار میکنند، ولی با این حال، آنجا ایران نیست، لبنان است! با یک جمعیت بزرگ مسیحی و فرهنگ  نیمه اروپایی و وابسته به کمکهای مالی آمریکا و فرانسه.

در عراق هم که بسیار سنتی تر از لبنان می باشد، در روزهای اخیر گروههای کوچکی از زنان به میدان آمده اند. ولی، چه در لبنان که مشارکت زنان در جنبش زیاد و چه درعراق که کم است، این زنهایی که به میدان آمده اند، نه زنان محجبه و از اقشار سنتی و حامل فرهنگ مردانه، بلکه بیش از ۹۰% آنان از دختران و زنان مدرن و طبقه متوسط می باشند. 

با قطعیت میتوان گفت بسیاری از آن مردها و جوانانی که در لبنان و عراق  خود خیابانهای شهرهای این دو کشور را با تظاهرات خویش تسخیر کرده اند، اجازه نمی دهند که وابستگان زن آنها به خیابانها بیاید تا چه رسد به تظاهرات شبانه یا راهپیمایی ۱۷۰ کیلومتری دست بزند.

نتیجه اینکه بخشی از رهبری جنبش در این دو کشور، عملاً به دست زنانی افتاده است که حامل فرهنگ مدرن و سکولار و آزادیهای لیبرالی می باشند و زنان دارای تفکر مردانه  و مردسالارانه در خانه ها مانده اند. 

برای درک اهمیت قضیه به ایران خودمان در زمان انقلاب نگاه کنیم که زنان چادر چاقچوری، به کمک مداحان و روضه خوانان و شبه روشنفکران دینی، حتی به زنان طبقه متوسط کشور هم؛ حجاب و چادر چاقچور های خود را بنام انقلاب و ارزشهای انقلابی تحمیل کردند. 

نکته بسیار مهم جامعه شناختی در این رابطه درک ماهیت ترقیخواهانه حضور راهبردی زنان مدرن با فرهنگ طبقه متوسط در این جنبشها و حضور سیاسی تاثیر گذارنده و تقلید شونده«جامعه نسوان» در انقلاب اسلامی ما میباشد. 

اگر یک فرد کارگر است الزماً به معنی این نیست که او دارای تفکر، منش و شعور طبقاتی کارگریست. بسیار از کارگران نه با شعور طبیعی طبقاتی خود بلکه از زاویه منافع طبقاتی سرمایه داران به جایگاه خود را نگریسته و برای خود هویت سازی میکنند. این کارگران دارای وجدان و شعور کارگری نیست بلکه آنها دچار شعور کاذب و وجدان طبقاتی کاذب می باشند که البته این حکم منطقی را به همه گروهای اجتماعی حتی سِنی تعمیم داد. 

به همین سیاق آن توده زنی که با انقلاب اسلامی به میدان سیاست کشانده شد، نه با شعور زنانگی، فمینیستی و جنسیتی خود به معنی جامعه شناختی آن، بلکه با توهمات مذهبی و مغزهای تسخیر شده از فرهنگ مردسالارانه و بر حق دانستن این سلطه مردانه و در دفاع از آن به خیابانها آمد، تا آزادیهای فمینیستی زمان شاه را که رایگان کسب کرده بود را محکوم و سرکوب کنند.

حال امروزه در عراق و لبنان، آن گونه زنان در این دو جنبش بزرگ ملی، خوشبختانه خانه مانده اند و میدان مبارزه، در سطح رهبری را کاملاً برای زنان غیر سنتی از طبقه متوسط  با فرهنگ مدرن باز گذارده اند. 

تاثیر روانشناختی مشارکت این تیپ اجتماعی از زنان را در تغییر دادن نگاه همان مردن سنتی هم که از موضع منافع طبقاتی، اجتماعی، ملی و یا به انگیزه های آزادی خواهانه در این دو جنبش بزرگ شرکت میکنند نباید به هیچ وجه دست کم گرفت. جنبش کنونی در لبنان و عراق تا حد زیادی زنجیرهای سلطه مردسالاری را از دست و پا و شعور زنان این دو جامعه پاره خواهد کرد. 

این است ارتباط مسئله زنان با زنجیره انسانی مورد گزارش فوق       

No Comments