داستان آموزنده عَرعَرِ خر ـ رقص شتر و بحران لبنان!

Share Button


حزب الله علاوه بر دریافت کمکهای سخاوتمندانه از ایران؛ از طریق قاچاق حشیش، کوکائین و هروئین، در فراسوی مرزهای لبنان، و شبکه وسیع پولشویی در آمریکای جنوبی و مرکزی و اروپا، اقتصادی مستحکم تر از دولت فلج شده از رقابت های فرقه ای در لبنان داشت.

حکایت آواز خر و رقص شتر


در یکی از کتابهای قدیمی فارسی که فکر میکنم کلیله و دمنه باشد، داستانی از رابطه یا رفاقت یک خر و یک شتر وجود دارد.  شتری بود که به علت پاهای دراز خود هر روز خری را سوار خود میکرد و او را از رودخانه عمیقی خر نمیتوانست خود عبور کند، عبور می داد تا به مرغزار آنسوی رودخانه برسد و بعد از چرا هم او سوار کرده برمیگرداند.

همیشه خر که در میانه راه از سواری مفت خرکیف  میشد شروع به عرعر میکرد. عرعر خر از سوی جانوران درنده شنیده میشد و آنها در ساحل به کمین شتر و بارش میماندند که مسئله ساز میشد. همیشه شتر به التماس می افتاد و به خر میگفت: این گرگها را به اینجا می کشانی و مارا آخر پاره پاره کرده میخورند ولی «خرکیفی» خر مانع میشد گوش به التماسهای شتر بدهد! و شتر مجبور بود با دیدن گرگها خر را سوار کرده هراسان بگریزد.

روزی که رودخانه بسیار متلاطم بود، شتر شروع به رقصیدن کرد. خر به التماس افتاد که رفیق نه رقص! این چه جای رقصیدن است! من میافتم و در رودخانه غرق میشوم! شتر به التماسهای خر که نرقصد، وقعی ننهاد و پاسخ داد که من آواز تو را این همه تحمل کردم! توهم رقص مرا یک دقیقه تحمل کن! التماسهای خر اثر نداد، و شتر رقص کنان، خر مسکین را به میان امواج تند آب رودخانه پرتاب کرد!

سعد حریری طی قریب ۱۵ سال پس از ترور خونین پدرش به دست عوامل سید حسن نصرالله، در مباشرت با دستگاه اطلاعاتی سوریه و ایران، مجبور بود در صحنه سیاسی با رقیب قوی پنجه ای که از سرمایه ی دیر ماندگارِ: ـ دین، مذهب و کسوت روحانی، برای خود، مانند رژیم خمینی ساخته، سرمایه سیاسی ساخته بود بسازد، بسوزد و دندان روی جگر نهد.

حزب الله و سید حسن نصرالله با الگوسازی از حکومت اسلامی ایران آن سرمایه سیاسی باد آورده دین بنیاد، را به بهانه مبارزه با صهیونیسم و استکبار، به نیروی مسلحی تبدیل کرد که از ارتش ملی لبنان بزرگتر بود و نمایش دادن اقتدار آن توانسته بود غروری کاذب و سیاسی/ فرقه ای هم در بخشهای عقب مانده جامعه ایجاد کند و حریفان سیاسی خود در کشور را هم با اقتداری که توده عقب مانده جامعه در پشتش قرار داشت، مرعوب سازد.

دلارهای سخاوتمندانه واریزی از ایران به کیسه گشاد حزب الله، به آن امکان داده بود، خدماتی را به شیعیان لبنان و گروههای فرو دست آن سامان بدهد که از خدمات دولتی استاندارد بهتری داشتند.

حزب الله علاوه بر دریافت کمکهای سخاوتمندانه از ایران؛ از طریق قاچاق حشیش، کوکائین و هروئین، در فراسوی مرزهای لبنان، و شبکه وسیع پولشویی در آمریکای جنوبی و مرکزی و اروپا، اقتصادی مستحکم تر از دولت فلج شده از رقابت های فرقه ای در لبنان داشت.

حالا این روزها طوفان از راه رسیده است: بحران اقتصادی ناشی از ضعف عمیق سیستم مالیاتی، خشکیدن درآمد از توریسم، فرار سرمایه و رونق سفته بازی و فساد مدیریتی، کاهش پرداختی های دلاری از سوی ایران، افزایش هزینه های انسانی و مالی جنگ در سوریه دولت فرمال، رسمی ولی بی اقتدار و اختیارِ لبنان را که فقط یک تابلوی رسمی و حقوقی برای«دولت پنهان» حزب الله و متحدین آن بود را، در برابر این«دولت پنهان» قرار داده است در شرایطی که مردم دیگر از آن دولت پنهان نه آنچه می گرفتند میگیرند و نه بعلت اوضاع بد اقتصادی و دیگر تحولات، ترسی از آن دارند.

شتر بارکشِ زبان بسته دولت رسمی، هم بی اندازه هم خسته است و هم میخواهد انتقام ۱۵ سال سواری دادن را، از سوارکار بی رحم خود را بگیرد.

در اوج بدترین بحران اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک که همراه با تحریمهای خُرد کننده مالی آمریکا بر حزب الله، که دامن بانکهای کشور را نیز گرفته است، شتر دولت رسمی یکباره در میان امواج تند آب هوس رقص میکند و خر پُر نِخوت« دولت پنهان» حزب الله و شرکاء را در وسط طوفانِ بحرانی قرار میدهد که، خروج از آن فقط در توان حریری و متحدین داخلی و خارجی اوست.

نیویورک تایمز دیروز گزارشی دارد که از قول ۴ نفر از یک جلسه مشترک حزب الله و سعد حریری نخست وزیر که مشاوران سیاسی حزب الله هم در آن حضور داشته اند قبل از استعفای نخست وزیر که در آن از جمله مینویسد: خلیل مشاور شخصی سید حسن نصرالله تقریباً به حریری التماس آمیز میگوید: استعفاء نده! بحران میخوابد و این تظاهرات خاموش میشود! ولی حریری میگوید من مصمم هستم استعفاء بدهم!

گزارشگر نیویورک تایمز نتیجه میگیرد: ـ بازنده این بحران حزب الله و متحدین او و برنده آن سعد حریری است!

میتوانید اخبار گزارشها ی کوتاه روزانه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» ببینید!

CimrghIran@


No Comments