سیاست رژیم برای خفه کردن جنبش های عراق و لبنان محکوم به شکست است؟

Share Button

مداخله رژیم خامنه ای در عراق و لبنان نه تنها موفقیتی نخواهد داشت بلکه بحران را به درون خود ایران خواهد کشاند. رژیم اگر یک ذره شعور داشت باید میدانست که روشهای سرکوبی که در جامعه بسته ایران با وجود حاکمیت بلامنازع قدرت متمرکز فراقانونی در آن موفقیت(گذرا) داشت در لبنانی که احزاب سیاسی آن تجربه جنگ طولانی داخلی دارند، در عراقی که  مردم آن پس از صدام هرگز همگی به انقیاد حکومت مرکزی تن نداده اند، نتیجه نمی دهد.

از چین به عنوان دومین قدرت اقتصادی جهان نام برده میشود. ولی اگر روزی چین زیر فشار آمریت زمانه مجبور شود موازین سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مناسب یک جامعه صنعتی را که در ممالک پیشرفته صنعتی امروز مرسوم است را مراعات کند، و مجبور هم خواهد شد، دیگر قادر به رقابت با هند و فلیپین و اندونزی هم نخواهد بود تا چه رسد به آمریکا یا ژاپن.

توسعه اقتصادی چین ناشی از کار برده وار و ارزان قیمت صدها میلیون بردگان مدرن در موسسات چینی است. ناشی از فقدان اتحادیه های کارگری واقعی است که کارفرمایان را وادار سازند موازین مدرن مناسب یک جامعه صنعتی را در امور رفاهی کارگران رعایت کنند. ناشی از بازار شدیداً حمایت شده داخلی با تعرفه های گزاف و نرخ ارزی نامتعادل است و..  و.. .

تا آنجا که به  صنایع ایران و روسیه مربوط میشود، وضعی به مراتب بدتر از چین دارند زیرا همان نوع مدیریت نوع چینی را دارند ولی به مراتب بی کفایت تر.عین این مدیریت شبه نظامی گرانه تحمیلی بر اقتصاد  در عرصه سیاسی و مدیریت اجتماعی با بسته نگه داشتن جامعه با شدت بیشتری وجود دارد. 

اگر امروز چین در هنگ کُنک با بن بست سیاسی روبروست ناشی از این است که هنگ کُنگ  با یک فرهنگ سیاسی غربی و دموکراسی نوع انگلیسی، نمی تواند و نمی خواهد تحت آمریت رژیمی باشد که سیستمی دیگری داشته و دولتمداری ناسازگاری با دموکراسی غربی دارد. 

شاید انگلیس که قریب ۲۰ سال قبل این مستعمره غربی شده خود را به صاحب اصلی اش برمی گرداند، میدانست که با این کار در زیر ساختار نظام کماندویی/دولتی چین بمب ساعتی کار می گذارد. تردید نباید داشت که چین نه تنها مسئله هنگ کنگ را نخواهد توانست حل کند بلکه در بلند مدت، خطر اینکه نافرمانی این شهر کوچک ۸ میلیونی به سرزمین اصلی چین سرایت کند و آن را ازهم بپاشاند، بسیار زیاد است.

مثال طولانی فوق را از این بابت آوردم که شباهت زیادی بین رفتار ایران نسبت به جنبش اعتراضی مردم دو کشور لبنان و عراق با رفتار چین در هنگ کُنگ دارد. 

در این دو کشور، جنبش مردمی با محرکه های نیرومند سیاسی و اجتماعی از یک سو و در اثر عدم وحدت اراده چنگیزیِ نوع ایران در ساختار حکومتی شان برای سرکوب قاطع و در نطفه کشی اعتراضات وجود دارد که ناشی از فقدان قدرت متمرکز و مقتدر در این کشورهاست، عملاً دولتهای شان را وادار به عقب نشینی کرده اند و رژیمهای آنها را، حداقل تاکتیکی هم که باشد وادار به امتیاز دهی کرده است. 

قدرت خیابانی شکل گرفته در این دو کشور، که مستقیم و غیر مستقیم از طرف، بخشهایی از بوروکراسی سیاسی و نظامی در داخل کشور و قدرتهای بزرگ دنیا و منطقه هم حمایت می شود؛ میدان وسیع مانور سیاسی دارد در حالی که رژیمهای این دو کشور که هم با بحران مشروعیت در داخل و خارج وهم بحران سیاسی و اجتماعی و هم جنگ قدرت در درون ساختار قدرت سیاسی با خودشان و هم با بحران حاد اقتصادی روبرو می باشند؛ در قفس تنگ این بحرانها، جایی برای مانور ندارند. بنا بر این تا سقوط کامل مجبور به عقب نشینی گام بگام تا آخر خط هستند.

تحت چنین شرایطی است که رژیم خامنه ای و شرکای مافیایی او، سعی دارند پروکسی های حشد الشعبی خود در عراق و حزب الله در لبنان را وادار سازند تا با همان روش سرکوبگری که  خود رژیم در ایران که طی ۴۰ بکار گرفته و تا امروز هم ظاهراً نتیجه داده است، جنبش شد دولتی مردم این دو کشور را سرکوب سازند. 

رژیم در این سیاست کمترین ارزیابی از نیروهای میدانی و دینامیک رخدادهای کنونی این دو ممکت ندارد و بعلاوه حتی ارزیابی درستی از نیروهای خود و متحدین خویش هم ندارد.

دیری نخواهد پایید که همین حشد الشعبی و حزب الله که متحدین (پروکسی ها)ی رژیم هستند خودشان تحت تاثیر جنبش مردم دچار ریزش و  تفرقه شوند. کما اینکه مقتدا صدر که روزی نوچه رژیم بود امروزه سمج ترین نیروی مخالف دخالت ایران در عراق است و خود را یک ناسیونالیست عراقی معرفی میکند. بگذریم از اینکه حتی اگر حشد الشعبی و حزب الله هم از درون نپاشند باز حریف جنبش کنونی مردم نخواهند شد.

مداخله رژیم خامنه ای در عراق و لبنان نه تنها موفقیتی نخواهد داشت بلکه بحران را به درون خود ایران خواهد کشاند. رژیم اگر یک ذره شعور داشت باید میدانست که روشهای سرکوبی که در جامعه بسته ایران با وجود حاکمیت بلامنازع قدرت متمرکز فراقانونی در آن موفقیت(گذرا) داشت در لبنانی که احزاب سیاسی آن تجربه جنگ طولانی داخلی دارند، در عراقی که  مردم آن پس از صدام هرگز همگی به انقیاد حکومت مرکزی تن نداده اند، نتیجه نمی دهد.

نتیجه گیری: 

رژیم در عراق و لبنان راهی رفته است که از اول خطا بوده است و روشن بود که برای این گستراندن نیرو توان و ذخیره استراتژیک لازم را نداشته نداشته است. 

رژیم روی بسیج شیعیان این دو کشور به عنوان ذخیره استراتژیک (ماندگار) خود در حالی حساب کرده است که گفتمان شیعی رژیم در داخل مملکت خودمان ورشکست شده و نیروهای آن موج به موج پس از انقلاب ریزش کرده اند.و چنین گفتمانی اصولاً بر خلاف منافع مبتنی بر پارامترهای مادی فرسایش پذیر و موقتی هستند همانطور روش ساحل شنی دریا نمی توان برج ساخت. رژیم طی دو دهه صد ها تن طلا و نقره برای تجدید بنای زیارتگاهای عراق و زینبیه سوریه به این دو کشور ارسال کرده است. صدها میلیارد دلار دیگر از سرمایه و ثروت ملی ما را در این دو  کشور در هتل و مهمانسرا سازی در واحد های خدماتی و تولیدی سرمایه گذاری کرده است. 

رژیم این دو کشور سقوط میکنند و دیناری از آن سرمایه هنگفتی که مافیای حکومت آخوندی به آن دو مملکت برده اند به میهنمان باز نخواهد گشت و عاقبت مصادره میشود.

حبیب تبریزیان


گزارش گر رویترز نتیجه میگیرد: ـ بازنده این بحران حزب الله و متحدین او و برنده آن سعد حریری است! 

توجه! در کانال سیمرغ ایران

میتوانید اخبار گزارشها ی کوتاه روزانه را ببینید!

CimrghIran@


No Comments