لبنان و عراق در آینه گزارش فرانس پرس

Share Button

و در میان این بلبشوی اعتراضات، تعدادی از فرماندهان ارتش که به نظر میرسید به ایالات متحده نزدیک باشند به کنار رانده شده اند. نایتز میگوید:« ایران پنجه هایش را به دور عراق محکم کرده و بسیار جسورتر هم شده است.»

درحالی که اعتراضات در عراق و لبنان زبانه می کشد، ایران دو چنگی به نفوذ سخت به دست آمده اش چسبیده است.

تحلیلگران میگویند ایران تلاشهای بسیار به کار برد تا جنبش اعتراضی سرتاسری ضد دولت در عراق را از تهدید به فرصت برای نفوذ به سختی کسب کرده خود تبدیل کند. 

در لبنان نیز، جایی که جنبش مشابهی علیه فساد و ناکارآمدی برخاسته بود، متحد عمده نزدیک ایران، حزب الله، ترتیباتی برای حفظ این نفوذ داده بود. 

رناد منصور، از مرکز تحقیقاتی چتام هَوس لندن، میگوید: «خیلی روشن است که ایران در هر دو کشور عراق و لبنان میخواهد نظامشان حفظ شود و متلاشی نگردند.»

 او به آژانس خبری فرانسه می گوید:« در هر دو کشور، خواست مردم بالقوه برای نظامشان تزلزل آفرین تلقی میگردد».

در عراق، بسیاری اعتراض کنندگان طی یک ماه گذشته، دعوت به سرنگونی نظام سیاسی کشور که معترضین، ایران را پشتیبان آن می دانند کرده اند، امری که برای مقامات ایران بسیار نگران کننده است.

مایکل نایتز یک عضو قدیمی انستیتوی واشنگتن می گوید:«رهبران ایران احتمالاً در اوج نفوذ خود در این کشور هستندو بنابراین نمی خواهند تغییری در آن رخ دهد، زیرا وضعیت کنونی، آن چیزی است که ایده آل آنها است».

برای چند دهه، ایران با دقت فعالیت کرده است تا در عراق؛ بین خود با طیف وسیعی از سیاستمداران، نظامیان، مخالفان شیعیی ضد رژیم صدام حسین و جناحهای کردی در شمال و حتی قبایل سنی در غرب کشور،  پیوند برقرار کند. 

بنابراین، این پیوندها نقش مهمی برای وساطت و مداخله ایران در بحران سیاسی جاری در آن کشور دارند، و قاسم سلیمانی که فرماندهی سپاه قدس ایران را دارد، اغلب در این ایام از بغداد بازدید میکند.

تهران همچنین از بسیاری جناحها در شبه نظامیان حشد الشعبی که در ۲۰۱۴ تشکیل گردید تا با گروه دولت اسلامی بجنگد پشتیبانی میکند. ایران همچنین برق و گاز طبیعی که شدیاً مورد نیاز بخش انرژی عراق است  به آن کشور می فروشد. عراق همچنین دومین مشتری بزرگ اتوموبیل، فرش و میوه جات ایران است.

“در چنگال ایران”

ارزش نفوذ سیاسی و اقتصادی ایران در عراق هنگامی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد که در نظر گرفته شود، ایران در بحبوحه تلاشهای آمریکا برای منزوی و فلج کردن اقتصادیش قرار دارد. 

نایتز میگوید«رهبران ایران در صورت شکست، بطور مطلق همه چیز خود را از دست میدهند و بنابراین آنها ایستادگی خواهند کرد. و در طی همین ایستادگی است که آنها دستشان خودشان و متحدین شان را رو میکنند که همین امر بر خشم بیشتر مردم نسبت به آنها می افزاید». 

از اول ماه اُکتبر که قیام مردم در عراق شکل گرفت، بسیاری تظاهر کنندگان ایران را متهم می کردند که از نظام فاسد و نا کارآمدی که آنها میخواهند براندازند پشتیبانی میکند. 

علیرغم اینکه عراق دومین تولید کننده بزرگ نفت خام در اوپک میباشد، از هر ۵ نفر یک عراقی یک نفر زیر خط فقر زندگی می کند بیکاری در میان جوانان ۲۵% می باشد.

سعید آََظهر، یک جوان تظاهرا کننده ۲۱ ساله، در میدان التحریر بغداد می گوید:«همه رهبران ما در چَنگ ایران هستند».

در یک نمایش بی سابقه از ابراز احساسات ضد ایرانی، تظاهرات کنندگان دَم گرفتند: « برو! برو! بیرون ایران! بغداد می خواهد آزاد باشد!» 

در صحنه هایی از اعتراضات، نشان داده میشود که عراقیها عکس سلیمانی را با کفششان میزنند، که یک حرکت شدیداً تحقیر آمیز در این منطقه است. 

چند منبع به آژانس خبری فرانس پرس گفتند که حمله تند انتقادها زمانی گریبان ایران را گرفت که سلیمانی به دفعات در هفته های اخیر از عراق بازدید کرد تا به جناح های حشد الشعبی توصیه کند چکار باید بکنند.

یک مقام دولتی در رابطه با سفرهای سلیمانی گفت:« او شُو اجرا میکند».

منبع آگاه دیگر نسبت به سفر سلیمانی می گوید:« آنها راهی را انتخاب کرده اند؛ تا با تظاهر کنندگان به توافق برسند که اجازه دهند رهبری سیاسی فعلی در جایگاه خود باقی بماند. میز در منطقه می باشد.

منبع دیگری می گوید که یکی از همین دیدارها بود که موجب متوقف شدن توافق رهبر شبه نظامیان؛ الامیری و روحانیِ پوپولیست مقتدا صدر برای عَزل نخست وزیر، عادل عبدل المهدی گردید.

ولی به نظر میرسد که همه این طرفها میخواهند تا صفوف فشرده خود را به دور حفظ وضع موجود بهم فشرده کنند. 

و در میان این بلبشوی اعتراضات، تعدادی از فرماندهان ارتش که به نظر میرسید به ایالات متحده نزدیک باشند به کنار رانده شده اند. نایتز میگوید:« ایران پنجه هایش را به دور عراق محکم کرده و بسیار جسورتر هم شده است.»

طغیان در لبنان

یک هفته قبل از سرگیری راهپیماییهای اعتراضی ضد دولتی در بغداد، در ۲۴ اُکتبر، در یک کشور دیگر خاورمیانه: لبنان، خشم اعتراضی مردم نسبت به نظام فاسد طغیان کرد.

دولت لبنان تحت سلطه  یک ائتلافی مرکب از جنبش مسلح شیعی، یعنی حزب الله است که خود این جنبش شدیاً زیر نفوذ ایران میباشد.

 سعید امل سعد یک کارشناس حزب الله شناس از دانشگاه لبنان، میگوید: «حزب الله هرگز وضعی بهتر از این نداشته است.»

سعد به آژانس خبری فرانس می گوید:«ولی بعد از راهپیماییهای اعتراضی غیر منتظره اخیر که دامنه آن به مناطق تحت نفوذ این حزب در لبنان کشانده شد،”حزب الله و ایران در وضعی دشوار قرار گرفته اند”».

انتقاد از رهبر جنبش سید حسن نصر الله حتی به تلویزیون خود این حزب؛ تلویزیون الجدید نیز کشانده شد که چنین اتفاقی در این بازوی تبلیغاتی حزب الله قبلاً غیر قابل تصور مینمود.

نصرالله پس از اینکه در ابتدا از اعتراضات پشتیبانی کرد، پس کشید و گفت که حزبش از استعفای دولت پشتیبانی نمی کند زیرا که موجب یک خلاء سیاسی خطرناک میگردد.

وفاداران به حزب دست ضد حمله علیه اعتراض کنندگان زدند که  موجب زد و خورد با اعتراض کنندگان و روزنامه نگاران گردید. 

کوثر به آژانس خبری فرانسه میگوید:« حزب الله ممکن است تا حدی ضربه اخلاقی خورده باشد یا ضربه هایی از رسانه گرفته باشد ولی قدرتش پا برجا است.»

منبع آژانس خبری فرانسه 

ترجمه از حبیب تبریزیان

کامنت: 

1 ـ گزارش تحلیلی فوق در مجموع واقعی ولی بی کاستی نیست. در سطر آخر، کوثر نامی میگوید که حزب الله قدرتش باقیست. ولی نه او و نه خود گزارشگر؛ به دینامیک جنبش اعتراضی که معادله نیروها را بهم میزند و تعادل آنها را به سمت انطباق با پی بنیادهای اجتماعی شان میراند، و میتواند به ریزش در حزب الله و ایجاد شکاف در آن شوداشاره ای نمی کنند. همچنین به مقایسه عمق استراتژیک این دو جبهه با هم نیز اشاره ای در گزارش نیست.

۲ ـ دفاع حزب الله و رهبرش در آغاز جنبش اعتراض، ناشی از این توهم بود که حزب الله فکر میکرد لبه تیز حمله این اعتراضات به سوی المستقبل، بلوک ۱۴ مارس که رقیب بلوک اوسب می باشد. ولی بعد که متوجه شد، کار برعکس است او با یک چرخش پرهزینه ۱۸۰ درجه ای علیه جنبش اعتراضی برگشت. درست مانند علم الهدا که جنبش تیر را علیه روحانی تحریک کرد ولی در همان ساعات اولیه این اعتراضات متوجه شد که اعتراضات بر علیه خود نظام چرخید.

۳ ـ در نظام مستعمراتی، از دست دادن یک یا چند مستعمره به فروپاشی نظام کشور متروپل منجر نمی گردید زیرا ظرفیت متروپول آنقدر بود که به آسانی از هم نپاشد. ولی در مورد چنگ اندازی رژیم ایران به لبنان و عراق چنین ظرفیتی وجود ندارد و رژیم تمام امنیت نظام خود را به این چنگ اندازیها گره استراتژیک و امنیتی زده است. 

نویسنده گزارش فوق خوب میگوید که:«رهبران ایران در صورت شکست، بطور مطلق همه چیز خود را از دست میدهند و بنا براین آنها ایستادگی خواهند کرد. و در طی همین ایستادگی است  که آنها دستشان خودشان و متحدین شان را رو میکنند که همین امر بر خشم بیشتر مردم نسبت به آنها می افزاید». 

دیوار برج و باروی قدرت رژیم ولایی دیگر، تا به آنسوی عراق، لبنان و سوریه امتداد یافته است و بنابراین فروریزی هر یک از دیوارها یعنی مقدمه فروپاشی رژیم خامنه ای.

۴ ـ سید حسن نصرالله پس از استعفای غیر منتظره سعد حریری شوکه شده و مخالفت خود را با آن استعفا با گفتن اینکه خلاء سیاسی ایجاد میکند، ابراز می دارد. در ایران ما، اگر شیخ حسن روحانی استعفاء دهد ظرف یک دقیقه، عظما رئیس جمهور می سازد و تعین میکند. ولی در لبنان چنین نیست و رقیبی برای حریری نیست زیرا این جنبه نظام مستعمل فرقه ای در لبنان، در این شرایط خاص به شاخی برای حزبا لله  تبدیل شده. زیرا نخست وزیر باید سُنی مذهب باشد. 

سید حسن حزب الله از خدا می میخواست که لبه تیز اعتراضات ضد فساد؛ گریبان گروه سعد حریری و دولت او را بگیرد، در آن صورت او به پشتیبانی خود از این اعتراضات تا نفس آخر ادامه میداد ولی سعد حریری با مانور های سریع و درست خود در کنار اعتراضات قرار گرفت و غیر مستقیم حزب الله را در برابر آن قرار داد. 

سید حسن نصرالله که دولت و فرمانروای واقعی ولی ناپاسخگوی لبنان است، به یک دولت صوری و فرمایشی نیاز دارد که همه کاسه کوزه ها را بر سر آن بشکند و خود حتی در مقام منتقد فساد و قدرت دولت در صحنه بیاید. همان کاری که عظما در ایران میکند.

ح ت


توجه! در کانال سیمرغ ایران

میتوانید اخبار گزارشها ی کوتاه روزانه را ببینید!

CimrghIran

No Comments