عراق علیه یک اشغالگر رسوا قیام میکند: ایران

Share Button

نیروهای مسلح و امنیتی نیز بین خودشان دُچادر چند دستگی و اختلاف نظر هستند؛ بین افسران سطوح پایین  و افسران قدیمی سابقه دار، بین آنهایی که با وزارت دفاع هستند و آنهایی که با وزارت کشور که واحد های نزدیک به ایران می باشند و دیگر اشتقاقات کوچکتر.

دخالت سنگین بار جمهوری اسلامی در امور داخلی منطقه، سبب نارضایتی عمیق گشته است بویژه بین عراق تحت رهبری 

شیعیان

نیویورک تایمز

  • Nov. 5, 2019

By Alissa J. Rubin

بغداد ـ قریب یک ماه قبل بود که اعتراضات پراکنده شروع شروع شد. این اعتراضات پیوسته گسترش یافتند تا در هفته گذشته در بغداد که تعداد آن به بیش از more than 200,000 Iraqis marched) 200.000 ) نفر رسید، که طغیان خشمی علیه دولت عراق و اشغالگران خارجی بود ـ  این بار نه علیه آمریکا بلکه علیه ایران. 

در حالی که رهبران کنونی دولت عراق در داخل منطقه سبز، جائی که مقامات نیروهای اشغالگر آمریکایی در دوره اشغال از آنجا امور عراق را اداره میکردند، از ترس به لرزه افتاده اند، و اعتراض کنندگان در خارج آن منطقه سبز، خشم خود را علیه جمهوری اسلامی متوجه کرده اند، که آنها حالا  سلطه بسیار زیاد تر آن را به چشمهای خود می بینند. 

در خیابانها و میدانهای پایتخت عراق، در شهر مقدس کربلا ـ جائی که اعتراض کنندگان روز یکشنبه بمب های آتش زا به سوی کنسولگری ایران پرتاب میکردند ـ در خیابانهای پشت آن، در راهروهای دانشگاه، بحث و جدل هایی در مورد اینکه، کی باید آینده این دو کشور را شکل دهد در گرفته  است. عراق و به موازات آن لبنان، کشوری عمدتاً شیعیی که با اعتراضات وسیع دست به گریبان هستند و بخشی از طغیان گسترش یابنده در آنها علیه ایران میباشد که در آن کشور شیعیان سلطه و اکثریت قاطع دارند و دولت آن برای توسعه قدرت و نفوذ خود به سراسر منطقه پروژه دارد. 

اعتراض کنندگان فریاد میزنند: « آزاد! آزاد عراق! « ایران  برو بیرون، برو گمشو»

این انقلاب، ضد آمریکایی نیست، ضد ایرانی است، ضد مذهب است ـ ضد مذهب سیاسی است، نه مذهب، آنچنانکه سعد اسکندر رئیس موسسه اسناد ملی عراق میگوید.

تظاهرات کنندگان میدان تحریر بغداد، که آن را جوانان این روزها در اختیار خود گرفته اند، روز شنبه  شاهد پیوستن زنان و گروههای سنی متفاوت بود.

اسکندر میگوید؛ تظاهرات کنندگان، ذله شده و از فساد و شبه نظامیان شیعه که برخی از آنان، باندهای مافیایی باج گیر تشکیل داده اند جانشان به لبشان رسیده است. او اضافه میکند: ـ ولی فراتر از همه، این؛« یک انقلاب است با ابعاد اجتماعی». در عراق، وطن پرستی همواره  ماهیت سیاسی داشته است ولی حالا جنبه عدالت اجتماعی هم به خود گرفته است.

در حالی که ایران هدفِ  مستقیم اعتراض کنندگان قرار گرفته است، میزان خشم آنها از این فراتر میرود. این نبردی است بین نسل جوان در عراق و پیران آن و نسل های محتاط  تر، بین نخبگان سیاسی، که نسلهای نو خاسته کنونی رهبری آنان را نمی پذیرند و قبول ندارند.

از این ها فراتر؛ این نبردی است بین آنها که؛ چاپیده اند، آنهایی که بعد از حمله منتهی به سقوط صدام حسین جیب های خود را پُر کرده اند، و آنهایی که جان میکنند تا فقط زنده بمانند، و با خشم نظاره کنند، در حالی که احزاب که بعضی از آنها وابسته به ایران هستند، به نسبت میزان وابستگی شان به ایران، از آن  پولهای هنگفت می گیرند.

لیث کوبّا، یک مشاور دولت، میگوید:« دقیقاً ۹۹ سال پیش بود که یک انقلاب بزرگ در عراق به وقوع پیوست، آن انقلاب کاملاً عراقی زاده شد.  

با این که انقلاب ۱۹۲۰ سرانجام شکست خورد، ولی احساساتی که آن را برانگیخت، یعنی نفی سلطه خارجی، در تار و پودِ روان عراقیها باقی ماند.

نظامی که پس از مداخله ۲۰۰۳ مستقر شد، با اینکه توسط مردم  و با نیروی آمریکا شکل گرفت،ولی به تقسیم قدرت سیاسی بر حسب مرزهای مذهبی و قومی  انجامید. ایران این زمینه را مورد بهره برداری خود قرار داد تا در عرصه سیاسی عراق خود را نهادینه و ریشه گیر کند.

با عقب نشینی آمریکا در ۲۰۰۹، احزاب وابسته به ایران شبکه های خود را در داخل حکومت گسترش دادند. در ۱۹۱۴ هنگامی که دولت اسلامی(داعش) هجوم آورد، این ایران بود که شتاب کرد تا با کمک و به کمک شبه نظامیان خود عراق را نجات دهد*. در این رابطه بود که احزاب وابسته به ایران، به قدرتِ مسلط و سیاست ساز در  نظام سیاسی عراق تبدیل شدند.

این، سردار قاسم سلیمانی معروف، فرمانده سپاه قدس بود، که با واسطه گری خود دولت فعلی را سرهم بندی و ایجاد کرد. در حالی که در بین مردم عادی کوچه و بازار و جوانان کشور؛ این احساس شکل می گرفت که ایران دارد به هزینه عراق برای خود بهره برداری میکند. هرچند که در غالب اوقات این استنباط قدری اغرق آمیز بود ولی با این حال این نارضایت مندی ها به زمینه و بستر جنبش اعتراض فعلی تبدیل شد.

سید علی جاسمی، یک کارگر ساختمانی، در زیر پل جمهوری مرکز تجمعات، در حالی که اشکهای ناشی از گاز اشک آور چشمان خود را از صورت خود می شوید، می گوید:«همه بودجه مملکت ما به جیب ایران میرود».

او می افزاید: « همه وزرا، همه تاسیسات غیر نظامی در کشور، توسط ایران اداره می شوند». او ادامه می دهد« ولی با وجود سلطه همه جانبه ایران بر کشورمان،  پاسپورت ما عراقی است!». «ما می خواهیم از شّرِ این حکومت آزاد شویم، ما میخواهیم مملکتمان را پس بگیریم، ما می خواهیم یک رئیس جمهور مستقل داشته باشیم.» محمد ال ـ امین، یک دانشجوی دوره دوم پزشکی، که در مرکز کمکهای اولیه اجتماعات اعتراضی برای درمان آسیب دیدگان گاز اشک آور و گاز فلفل فعالیت دارد می گوید:« وقتی ما بزرگ می شدیم، پدر و مادرمان به ما می گفتند؛ خفه شوید! دیوار ها می شوند.» او ادامه می دهد«ولی حالا ما اینترنت داریم، ما میتوانیم مسافرت کنیم، میتوانیم  ببینیم دنیا که چه طوری است ما یک زندگی دیگری می خواهیم.» 

مطالبات تظاهرات کنندگان : ـ رها شدن از فساد است، از این احزاب سیاسی، و ایجاد یک سیستم جمهوری به جای سیستم فعلی پارلمانی کنونی است ـ این مطالبات در نگاه اول عقلانی به نظر میرسند ولی در عین حال تحقق بدون خونریزی آنها، غیر ممکن.

 حصول سریع مطالبات، آنچنانکه معترضین آنها ها را می خواهند، از جمله اینکه نمایندگان و وزرا کاسه و کوزه هایشان را جمع کنند و به خانه بروند هر چه بیشتر دشوار تر میشود.  

آن سیاستمدارانی که می خواهند با اعتراض کنندگان همکاری کنند، درک میکنند که تغییرات بنیادی که آنها مطالبه میکنند از جمله: قانون جدید انتخابات، و نهایتاً یک قانون اساسی جدید، یک شبه نمی تواند به دست آید. با این وجود، نگاه اسلوبی و نظام مند این سیاستمداران به مسئله، معترضینی را  که بی صبرانه در انتظار شروع تغییرات مورد انتظار هستند را نسبت به آنها دلسرد میکند.

رئیس جمهور عراق، بهرام صالح، کوشش دارد تا در این جهت حرکت کند، تا قوانینی را به تصویب برساند که سیستم فعلی لیست حزبی لغو و به جای آن به رای دهندگان اجازه دهد تا آرای خود را به نامزدهای مورد نظر بدهند. ولی، در ماهیت امر، این به معنای این است که از نمایندگان پارلمان فعلی خواسته شود به قانونی رای دهند که صندلی نمایندگی بسیاری از خود آن نمایندگان را  از آنها میگیرد.

در جمعه شب گذشته،  بزرگترین اجتماع اعتراضی در تاریخ معاصر عراق برگزار شد و اجتماع کنندگان مسالمت آمیز ولی با صدای نرم اعتراض  خود را نسبت به حکومت نشان میدادند. آنها تمام ساختمانها را پرچم نشان کردند. در داخل منطقه سبز، مهمانسرای دولت مانند یک کتابخانه در سکوت فرو رفته بود و کف ورودی سرسرای فرش شده  با مرمر آن برق انداخته بود، در آنجا، تعداد انگشت شماری آدم در آن سالن بزرگ آن گرد آمده بودند و حیران از وضعیت کشور در حالی که یک مستخدم چای و قهوه برایشان سرو می کرد. چنین به نظر میرسید که ابداً عجله ای در کار نیست.

این دو محلِ از لحاظ فیزیکی، که بیش از چند صد تر با هم فاصله ندارند؛ ولی دو محلی که از نظر نمادین، دو دنیای متفاوت را نشان میدهند. دشوار است تصور کنیم که عراقیها چگونه میتوانند احساسات  ضد سردمداران، احساسات ضد ایران، احساسات ضد حزبی، در خیابانها را با نگاه این امتیاز بَران از نظام، تطبیق دهند.

ماریا فانتاپی، تحلیلگر سابقه دار “کارگروه بحران بین المللی” میگوید، در یک سطح دو جماعت وجود دارد، جماعت خیابانی و جماعت حکومتی. هریک از این دو جماعت در دنیای خودشان عرق میباشند.

او میگوید:« به طور مثال اعتراض کنندگان: ـ آنها احساس آزادی خودشان را جشن میگیرند و احساس قدرت گرفتن خود را در این جوی که ایجاد کرده اند. نه تنها مردان جوان بلکه همچنین برای اولین بار زنان جوان و دیگر اقشار اجتماعی هم در این شادمانی شرکت دارند.

او اضافه میکند: «ولی تظاهرات کنندگان « به آنچه ممکن است هدف نهایی شود نگاه نمی کنند. آنها جشن می گیرند که این جنبش را ایجاد کرده اند.»اعضای طبقه سیاسی، نیز، به طور کلی با خودشان بحث میکنند و نه با اعتراض کنندگان ـ  و اغلب همدیگر را مقصر ایجاد وضع فعلی معرفی میکنند. پارلمان فقط یک یا دو بار، برای بحث درباره تغییرات قانونی که می تواند پاسخگوی مطالبات معترضین باشد جلسه داشته است.

آقای اسکندر، رئیس سابق موسسه اسناد ملی یاداور می شود که بیشتر سیاستمداران هنوز امید دارند که گرد و خاک اعتراضات بخوابد.

نخست وزیر؛ عادل عبدل ال ـ مهدی، در معرض انتقاد قرار گرفت به خاطر این که به نیروهای امنیتی اجازه داده است تا اعتراضات را با کار بردن زور سرکوب کنند. طبق گزارش خود دولت از تحقیقات انجام شده، در طی هفته نخست اکتبر، ۱۵۰ تن از اعتراض کنندگان جان باختند که بسیاری از آنان به ضرب گلوله کشته شدند و نزدیک به ۵٫۵۰۰ نفر از جمله ۱۰۰۰ نفر آنها اعضای نیروهای امنیتی زخمی شدند. این اشتباه محاسبه موجب شد تا دهها هزار نفر به خیابانها بیایند. 

اجتماعات برگزار شده بنحو انفجاری در هر یک از شهرهای مختلف کشور، از ۲۰٫۰۰۰ تا ۲۵٫۰۰۰ نفر رسید  و در پایتخت که تعداد بر ۲۰۰٫۰۰۰ نفر هم بالغ گردید. و خشونت روز دوشنبه، هنگامی که نیروهای امنیتی به طرف تظاهرات کنندگانی که سعی می کردند از پل التحریر در بغداد بگذرند آتش گشودند  با کشته شدن حداقل ۵ نفر، شعله ور شد.

 نخست وزیر، که در معرض انتقادها بود، گامهایی در جهت بهبود زندگی عراقیها برداشت؛: ـ بر عرضه برق  و تداوم زمانی آن افزود، روابط با کُردهای عراق را بهتر ساخت، بسیاری موانع استحفاظی را که بخشهای بزرگی از بغداد را از دیگر بخشها جدا می ساختند را برداشت. ولی او به عنوان یک رهبر ضعیف که موقعیت سیاسیش تا حدود زیادی مدیون مصالحه ای می باشد که ایران ترتیب دهنده آن بوده است و در عین حال مورد تایید واشنگتن بود،  شناخته می شود.

اما، با وجود اینکه نخست وزیر، شخصیتهای تکنوکرات را بر راس وزارتخانه های نفت و انرژی گذارد، مع الوصف، احزاب وابسته به ایران که در سالهای گذشته مهمترین پست های وزارتی را داشته بودند، توانستند ۵ پست مهم وزارتی: ـ کشور، ارتباطات ـ کار و امور اجتماعی را همچنان حفظ کنند.

سرپرستی این وزارتخانه ها،  به آن احزاب امکان دسترسی به، هزاران افراد تحت الحمایه شغلی، قراردادهای هنگفت و درآمد های کلان را میدهد که خود منشاء فسادی است که معترضین آن را محکوم کرده و علیه آن هر روزه  تظاهرات میکنند.

موحیمن فاضل، ۳۰ ساله می گوید: « دیگر فساد مزمن گشته است و خود را به وضوح در همه وزارتخانه ها نشان می دهد. من فارغ التحصیل مهندسی هستم ، ولی هنگامی که برای یک  شغل در وزارت نفت درخواست دادم، آنها از من ۷٫۵۰۰ دلار خواستند، حالا من بعنوان یک فرد آزاد در رشته ساختمان کار میکنم».  

در جمعه گذشته در میدان تحریر بغداد، مرکز اعتراضات، جوانان یک پلاکارد سفید نصب کردند  که روی آن با علامت Xs روی سراسر عکس علی خامنه ای و سردار قاسم سلیمانی ضربدر قرمز Xs ، کشیده شده بود.

نیروهای مسلح و امنیتی نیز بین خودشان دُچادر چند دستگی و اختلاف نظر هستند؛ بین افسران سطوح پایین  و افسران قدیمی سابقه دار، بین آنهایی که با وزارت دفاع هستند و آنهایی که با وزارت کشور که واحد های نزدیک به ایران می باشند و دیگر اشتقاقات کوچکتر. 

این انشقاقات، به اختلاف نظرهایی در میان واحد های امنیتی، روی نحوه مقابله آنها با معترضانی منجر شد که ساختمان نیمه تمام معروف به رستوران ترکی را تحت کنترل خود گرفتنه بودند که مشرف به پل جمهوری است. ارتش از قبول  طرحی برای پاکسازی معترضین در آن ساختمان خودداری کرد، با اینکه مسلم بود حضور اعتراض کنندگان در روی آن ساختمان به آنها یک تفوق ایده آل برای پرتاب بمبهای آتش زا میدهد تا آنها با پرتاب این بمب ها، پوشش حفاظتی برای رفقایشان در پایین که میخواهند خود را به منطقه سبز برسانند ایجاد کنند.

افسران ارتش میترسند که خونریزی بیشتر به افزایش اعتراضات بزرگتر منجر شود. یک مقام برجسته نظامی که در مورد پیشنهاد پاکسازی آن ساختمان از تظاهر کنندگان سخن؛ میگوید:« هیچ لزومی ندارد با مداخله خود، این را به یک مسئله بزرگ تبدیل کنیم».

کانالهای خبری عراق، در نیمه شب دوشنبه  اطلاع دادند که دولت دستور بستن اینترنت را داده است. برای این کار هیچ توضیحی داده نشد، ولی در اول اُکتبر هم، هنگامی که مقامات احساس کردند اوضاع در حال خارج شدن از کنترل است آنرا در اوایل اُکتبر هم بسته بودند.

با این حال،دولت تدریجاً خدمات اینترنتی از جمله فیس بوک، توییتر و واتس آپ را که در طول تمام اعتراضات بسته بود را آزاد کرد.

این مسئله مبهم است که تا کی اعتراض کنندگان در خیابانها باقی خواهد ماند. برای آنهایی که هر روزه با پرچم هایشان بسته به دور گردنشان به میدان التحریر میروند، مانند ابو جمال خباز ۴۰ ساله؛ پاسخ این است که آنها تا هر زمانی که نیاز باشد خواهند رفت و خواهند ایستاد.

آقای جمال میگوید: « من میتوانم برای یک روز، برای دو روز، برای یک هفته، برای یک سال و برای ۵۰۰ سال به تظاهرات بروم.

*سپاه قدس و سردار حاج قاسم سلیمانی، بخاطر ایران یا عراق به عراق نرفتن تا با داعش بجنگند، آنها برای دفاع از منافع خود به عنوان صاحبان ایران رفتند تا از باند مفتضحانه شکست خورده نوری المالکی دفاع کنند و ضمنا از این فرصت برای سفت کردن جای پای خود، در عراق استفاده کنند. (ح ت)

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانیدی

@CimorghIran

No Comments