فرقه گرایی (سکتاریانیسم) در عرصه سیاسی

Share Button

اینها فاقد هرگونه ایدئولوژی، چه دینی چه غیر دینی هستند. خدای اینها همان منابع غارتی میباشد که با انقلاب به آسانی به دامن اینها افتاده است. افراد این طبقه تا روزی که از این خدای مافیائی درآمد های کلان خود را میگیرند، به این خدا اعتقاد دارند و اگر کانال دزدی شان قطع شود خود را به  هر ابلیسی از همان کائنات میفروشند.  

امروز فریاد و فغان مردم دو کشور عراق و لبنان، از نظام فرقه ای حاکم بر خود و فساد فراگیری که فرقه گرایی آفریده  است درآمده است.

تاریخ جهان؛ انقلابات، شورشها و اعتراضات اجتماعی زیادی، با آرمانها و اهداف مختلفی را در خود ثبت کرده است ولی برای نخستین بار است که مبارزه با فساد به شعار راهبُردی انقلاب و اعتراضات اجتماعی در یک جامعه تبدیل میگردد. 

البته فساد مانند باکتری که کم یا بیش در همه موجودات زنده وجود دارد، در تمام جوامع دنیای امروز هم وجود دارد. منتها اولاً همانطور که میزان و دامنه انتشار میکُرب در یک موجود زنده است که سلامت آن موجود را به اندازه ای به خطر می اندازد  که درمان آنتی بیوتیکی را الزامی میکند، در مورد جوامع نیز چنین است. 

وقتی فساد نه به صورت اتفاقات هراز گاهی، موردی و شخصی بلکه  در ساختار نظام سیاسی یک کشور نهادینه می شود، دیگر آن کشور به عفونت زدایی سراسری و عمومی نیاز پیدا میکند.

در این عفونت زدایی، یک پزشک منشاء و کانون عفونی را شناسایی کرده و حمله آنتی بیوتیکی درمانی خود را متوجه آن میکند. 

شایان توجه است که در  هر دوی این دو کشور فرقه ایِ فساد زده، فرقه شیعه دست بالا را در حکومت دارد و منشاء فساد هم در درجه اول همین فرقه نه الزاماً نظام فرقه ای.

عراق، پس از حمله ائتلاف و سرنگون سازی رژیم صدام فرقه ای شد. در درباره  قساوت دیکتاتوری صدام زیاد گفته شده است ولی تَصور نمی رود از فساد نظام بعثی چیزی شنیده شده باشد. 

لبنان از همان زمان استقلال در ۱۹۴۶ فرقه ای بود که در آن فرقه های گوناگون مسلمان(شیعه ـ سُنی ـ دروزی) و فرقه های مختلف مسیحی،(فالانژ، مارونی، کلیسای یونانی، دانشاک و..) وجود داشت. اگر حزبی هم بنام «سوسیالیست ترقی» خواه وجود داشت، آنهم در پس نام صرفاً سیاسی/ایدئولوژیک خود فرقه ای و قومی بود.

ولی لبنان تا ظهور حزب الله به عنوان ادامه بازوی فرقه ای رژیم ایران، نه تنها به عنوان یک مملکت فاسد شناخته نمی شد بلکه از پایتخت آن به عنوان پاریس خاورمیانه و از سیستم بانکی آن سوئیس خاورمیانه نام برده میشد. از دانشگاه آمریکایی بیروت به عنوان یکی از معروفترین و بهترین دانشگاه های جهان نام برده میشد و سواحل مدیترانه ای آن، کازینوها، دانسینگ ها و بارهای بیروت با نمونه های ایتالیایی یا فرانسوی خود چشم و همچشمی داشتند.

پس، نظام فرقه ای لبنان هم هرچند بحران آفرین، ولی فی نفسه  چندان فاسد نبود. با شیعه ای شدن مدل حاکمیت واقعی آن، این کشور جایگاه توریستی خود را در منطقه و جهان بطور کامل از دست داد زیرا، ثروت در دزدی بود نه در خدمات توریستی! و به همین ترتیب، سیستم بانکی آن نزول کرد و فساد و رشوه خواری و رانت خواری بر کشور مسلط شد، چنگ اندازی روی همه موسسات خدماتی؛ از سیستم جمع آوری زباله گرفته تا آبرسانی، برق، خدمات تلفنی، اینترنتی و رسانه ای و چنگ اندازی به اراضی زیبای ساحلی  چون سرطان به تمام تارو پود ساختار قدرت و بدنه بوروکراسی آن چنگ انداخت و وابستگان به فرقه های حاکم در این غارت و تصاحب سرمایه های ملی باهم به رقابت پرداختند و حزب الله خدمات پولشویی و قاچاق مواد مخدر را هم به همه اینها افزود. 

لبنان که تا قبل از ظهور حزب الله، وارد کننده نیروی کار از ممالک فقیر عربی بود به صادر کننده نیروی کار ارزان به منطقه  تبدیل گرید.. 

حالا فرقه های فاسد حاکم بر دو کشور عراق و لبنان قسم می خورند که پیام اعتراضات مردم را گرفته اند و  مصمم می باشند تا جبران مافات کرده با فساد مبارزه کنند. 

در حالی که فساد نهادینه شده در این دو کشور از بستر نظام فرقه ای در آنها برخاسته است ولی علت اصلی شیوع آن، ورود ویروس و باکتری  فساد از خارج، از مداخلات فساد آفرین رژیم ایران در این دو کشور میباشد. 

پولهای کلانی که رژیم ایران در این دو کشور خرج کرد تا سیاستمداران، نمایندگان مجلس، فرماندهان پلیس و حتی آخوندها و کشیش های این دو کشور را بخرد، دولتمردان و شخصیت های رسانه ای و اجتماعی آنان را آبستن فساد های مستند شده توسط دستگاه های اطلاعاتی رژیم مافیایی ایران کرده، راه باج گیری از آنان را هموار ساخته و درهای جهنم فساد مزمن را به روی دو کشور گشوده است.

برای آن سیاستمدارانی که در این دو کشور آبستن پرونده سازی های مستند رژیم ایران شده اند و قدرتشان را هم مدیون این رژیم می دانند، راهی جز اطاعت نیست. 

نقاط ضعف بسیاری از این دولتمردان، تنها سیاسی و یا اقتصادی نیست که نهایتاً با کناره گیری از سیاست یا حداکثر قبول مدتی  زندان حل شود، پرونده های اخلاقی در این جوامع سنتی فقط با خودکشی طرف حل میشود تا از شر شانتاژ رژیم ایران آزاد گردد.  

تاریخ  جهان مشابه فساد نهادینه شده در جمهوری اسلامی را هرگز بیاد ندارد. این رژیم که چنته اش از ارائه یک مدیریت سالم و توسعه آفرین کاملاً خالی بود از همان روز نخست؛ با فساد، ارتشاء و تقسیم غنایم غارت شده شروع کرد. 

این رژیم به مصادره اموال وابستگان به رژیم سابق و تقسیم آن بین طبقه سیاسی حاک اکتفاء نکرد، بلکه اراضی شهری، جنگلی، مراتع و شکارگاها، معادن از هر نوع آن را به حواریون خود واگذار کرد. 

این رژیم کارخانه های مملکت را که در حقیقت، حتی مال صاحبان(حقوقی) دولتی یا خصوصی شان هم نبودند بلکه بیشتر سرمایه در گردش آنان از محل وام ها و تسهیلات بانکی تآمین شده بود را، و خود بانکها که نه مال صاحبان و سهامداران شان بلکه مال سپرده گذران و صندوقهای بیمه عمومی و بازنشستگی بودند بودند را، مصادره و به حامیان خود به نسبت نزدیکی شان  بخشید. 

مافیای سپاه بر سود آورترین بخشهای اقتصاد چنگ انداخت و به دولتی در درداخل دولت ولی بی پاسخگو به جامعه تبدیل شد. مافیای دستگاه قضایی نیز امپراطوری باجگیرانه خود را برقرار ساخت. خود خامنه ای با به متولی گری بر بنیاد فرمان خمینی با نزدیک به ۵۰۰ میلیارد دلار به قیمت روز، و نزدیک به  100 میلیارد دلار در زمان تصاحب آن، بزرگترین امپراطوری مافیایی در میهن ماست و دولتی بر فراز دولت نمایشی.

دامنه فساد رژیم، به اینجاها خاتمه نیافت، مدرک سازی و مدرک فروشی دُکترا و فروش آزمونهای کنکور و چپاندن صد هزار سهمیه دانشجویی به قیمت تنزل کیفیت آموزش دانشگاهی بخشی از این فساد تاریخی بود که با آن طبقه ای که در اثر انقلاب قدرت را تصاحب کرد، همزاد بوده و هست. 

فساد چیزی نیست که از خارج به درون این طبقه رخنه کرده باشد، فساد در این تشنگان قدرت، و حاشیه نشینان عقده ای سابق قبل از انقلاب موروثی و ژنتیک است.

طبقه حاکمی که با این غارتگری و فساد به قدرت رسیده و با آن اقتدارش را مستقر کرده است، محال است به خودکشی تاریخی دست بزند. 

اصلاح این رژیم یعنی انتظار خود کشی و دفن آن توسط خودش! این رژیم از فساد یک ابزار نیرومند استراتژیک ساخته است که با آن هر دژ و استحکات سالمی را تخریب میکند، با آن حتی گردانندگان یا کارکنان رسانه های بزرگ جهان را و برخی شخصیت های بین المللی را نیز می خرد.  

همه حکومتهای دنیا حتی برای فعالیتهای جاسوسی شان موازین و حد و حدود بودجه ای دارند و ناظرین رسانه ایی و قانونی بر آن نظارت یا نظارت نسبی، مستقیم و غیر مستقیم دارند. مثلاً سیا یا موساد و ام آی ۶ نمیتوانند به هرقیمت و با هر شیوه افراد حکومتی را در ایران بخرند. ولی رژیم حاکم بر میهن ما برای فعالیتهای فساد آفرین و تروریستی خود، کمترین محدودیتی ندارد و بودجه آن کنترل شدنی نیست اگر در مواردی از بودجه رسمی دولت نتواند تامین شود، بودجه مولتی میلیارد دلاری نهاد های گوناگون در مملکت در دسترس میباشند. تمام سرمایه و ثروت ملی ما منبع بودجه امنیتی باند مافیایی حاکم است.

هیئت حاکمه  و حلقه های مرکزی قدرت  در میهن ما که خاستگاه اجتماعی آنان: ـ حوزه های(علوم!) دینی، هیئت ها و حسینه ها، چاله میدانها و زورخانه ها، بازار سنتی و لومپن بازاریها و اقشار معلق شهری و فاقد تعلقات ثابت اجتماعی هستند، دین و مذهب و اعتقادی جز همین شیوه ثروت اندازی و زالو وارگی ندارند. 

اینها فاقد هرگونه ایدئولوژی، چه دینی چه غیر دینی هستند. خدای اینها همان منابع غارتی میباشد که با انقلاب به آسانی به دامن اینها افتاده است. افراد این طبقه تا روزی که از این خدای مافیائی درآمد های کلان خود را میگیرند، به این خدا اعتقاد دارند و اگر کانال دزدی شان قطع شود خود را به  هر ابلیسی از همان کائنات میفروشند.     

فرقه گرایی رانت خوارانه فقط منحصر به طبقه حاکم نیست بلکه به نوعی در آنچه به اپوزیسیون این رژیم معروف است نیز وجود دارد.

 که بخش بعدی این یادداشت را به کالبد شکافی فرقه گرایی اپوزیسیون ضد رژیم اختصاص میدهم.

به عنوان ختم کلام: 

مارکس بر این عقیده بود که تا استقرار سرمایه داری در جهان و پیدایش پرولتاری انقلابی در دامان آن سیستم ، کار فلسفه توضیح  جهان بود. ولی با استقرار سرمایه داری و رشد طبقه کارگر در زهدان آن؛ فلسفه نه تنها باید جهان را توضیح دهد بلکه باید راه تغییر آن را هم به کمک این طبقه همیشه انقلابی نشان دهد! 

هدف از عاریه گیری این نقل قول از مارکس، که به آن باوری هم ندارم، اینست که بگویم: ـ هدف از این تحلیلها همگی نه تنها کالبد شکافی و توضیح کپک زدگی این رژیم است؛ بلکه آسیب شناسی آن و استخراج رهیافت و راهبردهای از درون  این آسیب شناسی برای تغییر آن است. اگر این تحلیلها و مشابه آنها به این امر کمک نکنند آب در هاون کوبیدن و سرگرمی مطالعاتی برای خلق الله است. 

شوربختانه بیشترین بخش حجم نوشتارهای انتقادی از این رژیم، توضیح مکرر جنایات و فجایع آنست بدون اینکه روزنه ای برای برون رفت بنمایند.

حبیب تبریزیان

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

No Comments