بسوی اتحاد، زیر پرچم و رهبری واحد!

Share Button


در این روزهای اعتراضات، در سراسر میهنمان فریاد«رضا شاه، روحت شاد!» طنین افکن بود. این را میتوان، هم نشانه رفتن  مردم به سوی وحدت جنبش آزادیخواهانه ملی تلقی کرد و هم نشانه بیداری! بیداری نسبت به اینکه در سایه نام رضا شاه کبیر به عنوان نماد ترقی خواهی و ایران مدرن و با تکیه بر ستونِ لرزش ناپذیری که او بنیاد نهاد، مردم میهنمان  از نو پس از، از سر گذراندن کابوس هولناک «آخوند/ لُمپن سالاری» به سوی وحدت ملی گام برمیدارند. یعنی پرده ضخیم این دروغ تاریخ را که سلسله پهلوی میهن دوست و خدمتگذار ملت نبوده اند را از روی چشمانشان کنار میزنند، یعنی به نقش متحد ساز و میهن پرستانه رضاشاه کبیر و محمد رضا شاه پناه میبرند تا با نمادینه سازی نام ماندگارشان، از نو به یک خانواده ۸۰ میلیونی تبدیل شوند. خانواده ای که فقط آخوند ها، دعانویسان، رمالان، تعزیه گردانان، خائنین به ملت و دیگر انگلهای اجتماعی در آن بیگانه اند.

مدت ۳۶ سال است که از نزدیک شاهد اعتراضات نیروهای اپوزیسیون  برون مرزی علیه رژیم بوده ام. از اعتراضات به موارد مشخص اعدام مبارزان گرفته تا ابراز همبستگی اعتراضی به سرکوب های وسیع ۱۸ تیر ۸۷، اعتراضات ۸۸ سبز، اعتراضات دی ماه ۹۶ و هم بستگی تظاهرات روزهای اخیر به خاطر گران شدن بنزین.

از تظاهرات روزهای اخیر در همبستگی با اعتراضات مردمی داخل کشور بگذریم، بدون استثناء، در تمام اعتراضات سالهای گذشته؛ آنقدر انرژی که صرف درگیریهای درونی جریانهای اپوزیسیونی میشد، نیمه آنهم علیه رژیم صرف نمی گردید. درگیریهای بسیار مُخربی که در و دروازه تمامی اپوزیسیون را به روی ستون پنجم رژیم باز میکرد تا نفوذیها و تفرقه افکنان حرفه ای و تعلیم دیده خود را با نقاب های سیاسی و ایدئولوژیک بسیار مختلف  به درون آنها بِراند تا آنها مبارزه با رژیم را به مبارزه درونی بین خود نیروهای اپوزیسیون تبدیل کنند. 

به جرات میتوان گفت، تا قبل از موج اعتراضات اخیر، رژیم در به جان هم انداختن نیروهای اپوزیسیون، حتی روی مسائل بسیار فرعی، از نوع نوع پلاکاردها تا پرچمها بسیار موفق بود. در هیچ حرکت اعتراضی مشترکی نبود که مسئله پرچم و متن پلاکاردها به موضوع اختلافات فلج کننده تبدیل نگردد.

اما وقتی این روزها  به همایشهای اعتراضی هم میهنانمان، در سراسر دنیا می نگرم، میبینم که اولاً میزان جمعیت ابداً با گذشته قابل مقایسه نیست و بسیار بیشتر است و در ثانی پرچم معترضین هم دیگر یکی شده است! و آنهم «پرچم شیر وخورشید سه رنگ است». در برخی موارد پرچم کیانیِ کاوه آهنگر هم به چشم می خُورد که هرچند مغایرتی با پرچم ۳ رنگ ملی مان ندارد ولی اگر نمی بود باز هم  بهتر بود و همبستگی ملی ما را در این حرکت مقطعی و تاکتیکی نیروهای جنبش ملی واحدمان را بیشتر نمایان می ساخت. 

پرچم کاوه آهنگر بیان فرهنگ تاریخی و تاریخی بودن فرهنگ ماست در حالی که پرچم ۳ رنگ شیر و خورشید نماد «وحدت ملی و سیاسی» معاصر ماست! و نماد جنبش تاریخی مردم ایران برای تبدیل شدن به «ملت» است! 

این دعوا و چالش نداشتن بر سرِ پرچم را میتوان؛ هم نشانده همگرایی سیاسی و وحدت گفتمان جنبش ملی امان تلقی کرد و هم نشانه بیداری مردم که می خواهند از شر این رژیم تبهکار آزاد شوند و دریافته اند که برای تحقق این هدف باید زیر یک پرچم، جمع شوند. تعّدُد پرچمها یعنی، قبیله ای بودن جنبش، یعنی اختلاف و تفرقه! و با اختلاف و تفرقه هرگز در هیچ امری نمی توان پیروز و موفق شد. 

پس مرسوم و همگانی شدن پرچم مان را در این جنبش بزرگ اعتراضی، باید نشانه متحد شدنمان علیه رژیم تلقی کرد، متحد شدنی که بدون آن پیروزی را در خواب هم نمی توانیم ببینیم! 

و اما، هرچند پرچم واحد، برای جنبش ملی یک شرط لازم است ولی شرط کافی نیست! در یک گروه کنسرت، یک واحد نظامی، یک اداره یا سازمان چند نفره یا چند ده نفره هم، اگر رهبر کنسرت، فرمانده نظامی و هماهنگ کننده ای در اداره یا سازمان وجود نداشته باشد، نه کنسرتی اجرا خواهد شد، نه رژه نظامی منظمی برگزار میشود و نه چنان اداره یا سازمانی قادر خواهد بود تا به وظایفش عمل کند! 

در این روزهای اعتراضات، در سراسر میهنمان فریاد«رضا شاه، روحت شاد!» طنین افکن بود. این را میتوان، هم نشانه رفتن  مردم به سوی وحدت جنبش آزادیخواهانه ملی تلقی کرد و هم نشانه بیداری! بیداری نسبت به اینکه در سایه نام رضا شاه کبیر به عنوان نماد ترقی خواهی و ایران مدرن و با تکیه بر ستونِ لرزش ناپذیری که او بنیاد نهاد، مردم میهنمان  از نو پس از، از سر گذراندن کابوس هولناک «آخوند/ لُمپن سالاری» به سوی وحدت ملی گام برمیدارند. یعنی پرده ضخیم این دروغ تاریخ را که سلسله پهلوی میهن دوست و خدمتگذار ملت نبوده اند را از روی چشمانشان کنار میزنند، یعنی به نقش متحد ساز و میهن پرستانه رضاشاه کبیر و محمد رضا شاه پناه میبرند تا با نمادینه سازی نام ماندگارشان، از نو به یک خانواده ۸۰ میلیونی تبدیل شوند. خانواده ای که فقط آخوند ها، دعانویسان، رمالان، تعزیه گردانان، خائنین به ملت و دیگر انگلهای اجتماعی در آن بیگانه اند.

از دور روز قبل به فکر افتادم ببینم این گرایش به پهلوی گرایی تا چه حد خود را نسبت به وارث آن سلسله یعنی شاهزاده رضا پهلوی نشان میدهد! 

تعداد کاربران کانال شاهزاده را یادداشت کردم و برای مقایسه تعداد دیگری از کانالهای دیگر را هم  که مرتب میبینم و به آنها سمپاتی دارم را نیز: نتیجه به نحو حیرت آوری شاد کننده بود. آمار کاربران کانال شاهزاده لحضه به لحظه افزایش میافت در حالی که آمار دیگران یا ثابت بود یا کاهش داشت. ظرف ۳ روز تعداد کاربران (@OfficialRezaPahlavi) از ۸۶۰۲۲ در ۲۱  نوامبر یعنی ۳ روز پیش به ۹۶۹۰۵  در لحظه نگارش این یادداشت افزایش یافته است. یعنی ۸۷۳ در ۳ روز و آهنگ این افزایش رو به شتابگیری هم میباشد. این یعنی ما به سوی اتحاد میرویم. این یعنی: ارکستر بزرگ ۸۰ میلیونی جنبش آزادیخواهانه ملی ما رهبر خود را یافته است و هماهنگی پرشکوهِ سرودِ آن، حالا دیگر به گوش جهانیان خواهد رسید!

ملت ایران پرچم واحد آزادی خود را بازیافته است و همراه با آن؛ رهبری را که میتواند ملت را از این دهلیز تاریک مرگ و نکبت نجات دهد نیز! 

بکوشیم این مارش پیروزمندانه را تناورتر و پر شتاب تر کنیم!

پاینده ایران 

زنده باد ملت بزرگ ایران

حبیب تبریزیان   

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

No Comments