دولت سایه در لبنان تشکیل میشود! از آن درس بگیریم!

Share Button

.
فقط دعوت از مردم که به خیابانها بیایید! و با نیروهای رژیم دست به یقه شوید، و رژیم را براَفکنید! نمونه ای از شورشهای کور و خشم آلود صدها سال پیش دهقانان عاصی از استثمار فئودالها و شورش های بردگان است که همگی هم سرانجام به خون در می غلتیدند، هرچند فرمانروایان پیام اجتماعی آن شورشها را می گرفتند و بر اساس آنها اصلاحاتی انجام می دادند تا طولانی تر فرانروایی کنند. 

نحار نت:(بیروت)

جنبش اعتراضی لبنان بر آنست در صورتی که رئیس جمهور تا پایان این هفته نتواند، پارلمان را به “نشست الزام آور تعین نخست وزیر”* فرا بخواند، یک«دولت انقلابی» را معرفی کند. 

از منبعی که این خبر را در اختیار نشریه کویتی«الانباء» نهاده، پرسیده شده است که آیا معنی تشکیل چنین دولتی عبور از قانون اساسی است؟ او در پاسخ گفته است که این، یک دولت سایه است که فقط زبان اعتراضات است تا بتواند با مقامات مذاکره کند. 

کامنت: 

این را میتوان یک گام بزرگ و درست تاکتیکی تلقی کرد که اولاً برای مردم دقیقاً روشن میکند که جنبش اعتراضی چه میخواهد و چه را نمیخواهد. این دولت(سایه) می تواند مانورهای طفره آمیز و توطئه گرانه جبهه ارتجاع را با طرحها، راه حلها و نهایتاً با مانورهای متقابل خود خنثی سازد و به بیداری بیشتر مردم کمک کند و در عین حال میتواند به جنبش فعلی هم دامنه ای وسیع تر و توده ای تر داده و میتواند با ترکیب کارشناسی و غیر فرقه ای خود، تصویری از یک حکومت غیر فرقه ای کاردان و سالم را به ملت ارائه دهد. 

ولی این گام جنبش اعتراضی لبنان، برای ما ایرانیها نیز آموزنده است. 

از خود بپرسیم: ـ فرض کنیم که جنبش اعتراضی اخیر مردم علیه رژیم، از گردنه سخت سرکوب رژیم عبور میکرد و در قله پیروزی خود، در جایی قرار می گرفت که جنبش کنونی مردم لبنان در آن قرار دارد. 

فرض کنیم ما مبارزان ایرانی هم  می بایستی هیئتی رهبری کننده یا دولتی در سایه تشکیل دهیم که از طرف جنبش ملی و آزادی خواهانه ما حرف بزند یا وارد تعاملات سیاسی شود. در چنین صورتی چه اندازه بین ما وفاق و همخوانی آرمانی، سیاسی و اجتماعی وجود دارد تا بتوانیم یک چنین دولت در سایه ای درست کنیم، پشت سر آن مصمانه بایستیم تا کاروان مبارزه ما را با هزینه کم به سرمنزل مقصود بِراند؟ 

مبارزه کردن به صورت کورمال و تَهیج مردم به صورت گله ای، خام ترین، ابتدایی ترین و پر هزینه ترین نوع مبارزه است سیاسی است.

هر مبارزه ی توده ای یا مطالباتی اگر نخواهد توسط فرصت طلبان سیاسی مصادره شود، اگر نخواهد وسیله ایی برای تسویه حسابهای باندهای درون حکومت تبدیل شود، و اگر نخواهد هزینه سنگین و بی نتیجه روی دست ملت بنهد؛ باید سازمان یابد! باید بداند که سازمانیابی، بدونی داشتن رهبر سازمانی امکان پذیر نیست و سازمان یابی و رهبری داشتن دو روی سکه ای هستند که تفکیک ناپذیرند. و اینها خود میسر نمی شوند مگر اینکه جنبش اعتراضی یا انقلابی از خود برنامه، استراتژی، راهبُرد تاکتیکی و چشم انداز سیاسی داشته باشد. 

فقط دعوت از مردم که به خیابانها بیایید! و با نیروهای رژیم دست به یقه شوید، و رژیم را براَفکنید! نمونه ای از شورشهای کور و خشم آلود صدها سال پیش دهقانان عاصی از استثمار فئودالها و شورش های بردگان است که همگی هم سرانجام به خون در می غلتیدند، هرچند فرمانروایان پیام اجتماعی آن شورشها را می گرفتند و بر اساس آنها اصلاحاتی انجام می دادند تا طولانی تر فرانروایی کنند. 

تمام اعتراضات این ۴۰ ساله مردم ما علیه رژیم آخوند/لُمپنی حاکم را  باید در کادر چنین شورشهای ناکام قرون وسطایی و باستانی قرار داد که شباهتی به انقلابات مدرن و آینده ساز ندارند. 

تقلیل گرایی بیشتر این نمیشود که چنین اعتراضات نا سازمان یافته و فاقد برنامه و رهبری را قیام مردمی تلقی کرد و اساساً شانسی برای پیروزی حتی محدود آنها قائل شد.

هدف از برشمردن این نکات، خواندن آیه یاس نیست بلکه تاکید ضرورت: ـ گفتمان سازی و سازمانی یابی و سازمانگری است که اینها محقق نمی شوند مگر اینکه برای آنها یک چهره راهبُردی حقیقی یا حقوقی وجود داشته باشد. حقیقی یعنی رهبری کاریزماتیک و فردی. و حقوقی یعنی رهبری سازمانی که معمولاً همه انقلابات موفق ترکیبی از این دو نوع را  بر راس خود داشته اند.

نه یک سازمان رهبری کننده از آسمان  برای ملتی عصیان کرده نازل میشود و نه یک چهره کاریزماتیکی که «توده های عادی مردم» بدان اعتماد و باور داشته باشند. 

انقلابات را نخبگان انجام نمی دهند بلکه توده هایی انجام میدهند که قبل از اینکه با قطب نمای تحلیلی حرکت کنند بر حسب تجربه خود و با محرکه احساساتی که از باور آنها فراروئیده است انجام میدهند. برای چنین توده ای، یک رهبری کاریزماتیک «هم استراتژی است و هم تاکتیک، هم چشم انداز است و هم گفتمان انقلابی!» 

هرچند چنین رهبرانی از دل تاریخ و ذهنیت تاریخی مردم و پیش زمینه های اجتماعی بر میخیزند، ولی این؛ من و توی صاحب قلم، صاحب زبان، صاحب هنر(شاعر، ترانه سرا، و ترانه خوان و.. ) هستیم که آن پتانسیل رهبری را از آن پیش زمینه های موجود، به رهبری میدانی، و حلقه متحد کننده توده میلیونی تبدیل میکنیم!

رژیم با آگاهی دقیق این نکات انرژی زیادی صرف میکند تا در اپوزیسیون شخصیت سوزی کند و در عین حال هر مهره ای را که فکر میکند میتواند شکاف آفرین باشد، ولو موضعی علیه خودش داشته باشد را تقویت کند تا از شکل گیری چنان رهبریتی متحد کننده مردم جلوگیری کند و در این راه به شخصیت سازی از آدمکهای خود  هم می پردازد.        

*the binding parliamentary consultations

توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

No Comments