نگاهی به اوضاع عراق پسا استعفای المهدی

Share Button

سران سپاه و دولتمردان رژیم هرچه از مملکت تاراج کردند، در بانکها، صرافیها، مستغلات و بازرگانی و خدمات مختلف در عراق به کار انداختند، و… ، همه این سرمایه گذاری های پنهانی را حالا دیگر را باید بر باد رفته دانست و در بسیار موارد صاحبان آنها شاید جرات نکنند به عراق بروند تا آنها را مطالبه کنند و باید حتی منتظر پرونده جنایی برای دولتمردان رژیم و افراد سپاه قدس هم باشیم.

امروز نخست وزیر عراق، عادل عبدُل المهدی اعلام کرد که از پست نخست وزیری استعفاء می دهد. 

کسی در سوگ استعفای این نخست وزیر، نه عزا گرفت و نه حتی یک تظاهرات ۱۰ نفره در دفاع از او، یا برای انصرافش از استعفاء در جایی برگزار شد. 

در حیرتم که او بعد از ترک کاخ نخست وزیری، واقع در منطقه حفاظت شده سبز بغداد، برای زندگی به کجا خواهد رفت  که از تعقیب و آزار مردم و سرانجام دستگیری و زندان در امان باشد. 

این سرنوشت کسی است که رژیم خامنه ای با تمام قوا در پشت سر او ایستاده بود و حاج قاسم شیاد هم بارها و بارها به بغداد رفت و برگشت تا فراکسیونهای پارلمانی عراق را وادارد و اقناع سازد تا همچنان در پشت سر او بایستند. 

مقام عظما اعتراضات  دو ماهه اخیر در عراق را به دسیسه آمریکا و عربستان نسبت دادند. برای یک لحظه این اتهام را وارد بدانیم. 

مردم عراق در اجرای دسیسه عربستان و آمریکا حاضر شدند ۴۰۰ کشته بدهند، و حاضرند ۴۰۰ هزار دیگر یا بیشتر هم  کشته بدهند تا از َشّر نفوذ رژیم ایران و عوامل آن در کشورشان خلاصی یابند. مردم عراق حاضر بودند شبانه روز را در خیابانها و میادین شهرها شب را در زد و خورد با نیروهای امنیتی به صبح بیاورند تا به سرسپردگی سیاستمداران شان به رژیم آخوندی ایران، اعتراض کنند. و همه اینها را به تحریک دسایس آمریکا و عربستان کردند! 

حال این گوی و این میدان! اگر در پشت سر آن سیاست های چنگ اندازانه به امور داخلی عراق، و قُمپوزهای استعماری نمایانه تبختر آمیز برای آن دست اندازیها، ذره ای عیار واقعی وجود داشته است، رژیم خامنه ای هم باید بتواند همین فردا از خودش(مانند آمریکا و عربستان) یک تظاهرات ولو ۱۰ یا ۱۰۰ نفره  را بیاندازد تا از نخست وزیری المهدی دفاع کنند. 

اگر آمریکای اشغالگر و عربستان وهابی مذهب در این سرزمین امامان و امامزادگان شیعه رژیم، توانسته اند با دسیسه گری، دولت مطلوب طبع خامنه ای را ساقط کنند،  یعنی اینکه این مردم طرفداران همان عربستان و آمریکا هستند و دسیسه ای هم درکار نیست. و اینها از ایران شیعی/آخوندی تا آنجا متنفر هستند که دفاتر نمایندگی آن را به آتش میکشند درحالی که صدایی هم جز صدای شلیک تک تیرها یا رگبارهای نیروهای امنیتی و حشد الشعبی در دفاع از این دفاتر نمایندگی ها بر نمی آید؟ در این زمینه بسیار میتوان نوشت و من میگذرم و به پیامدهای استعفای نخست وزیر میپردازم.

ولی قبل آن، بگویم که امروز معترضین اعلام کردند که هدف آنها تنها استعفای المهدی نیست بلکه ساقط کردن سران سه قوه و پیاده کردن کل نظام و ابواب جمعی شان و دادگاهی کردن همه آنهاست.

دارو دسته المهدی و دیگر سران حکومتی به شمول حشد الشعبی، باید پاسخ کشتارهایی را که مرتکب شده اند را بدهند. باید بگویند که فرمان پشت سر این کشتارها و سرکوب جنبش اعتراضی از کجا صادر شده است؟ و همچنین بر سر صدها میلیارد دلار درآمد سرقت شده و به تاراج رفته مملکت در دوران فرمانروایی  16 ساله وابستگان رژیم خامنه ای بر عراق چه آمده است. 

آنجا عراق است و من تردید ندارم که حکومت آینده آن، النگوها و گوشواره های زنان و دختران این وابستگان به رژیم خامنه ای را هم از دست و گوش آنها درخواهند آورد. ممکن است، همه آن حدود ۴۰۰ میلیارد دلار ثروت تاراج شده طی این ۱۶ سال تاخت و تاز را پس نگیرد ولی یقین دارم بیشتر آن را پس خواهد گرفت و جهان و دولت های منطقه در این زمینه حامی دولت جدید عراق خواهد بود.

اگر بخواهم تصویری کامل و چشم اندازی نیمه کامل از اوضاع آینده عراق به دست بدهم مطلب طولانی خواهد شد لذا کوتاه میکنم: 

1 ـ  عزل المهدی پایان کار نیست بلکه شروع تصفیه ای بسیار وسیع درعراق خواهد بود.

۲ ـ رژیم ایران و بسیاری تحلیلگران کتابی بارها و بارها نوشتند و گفتند که آمریکا عراق را دو دستی تحویل ایران داد. در حالی که ۱۶ سال جولانگری عوامل ایران، تمام نیروی طرفدار و وابسته به رژیم ایران را از زوایای تاریک جامعه به صحن علنی کشاند، و نقاب تزویر و دروغ آنها را درید تا آنها برای مردم شناخته شوند! تا تسویه کامل آنها امروز در تمام عرصه های اداری و دولتی دیوانی و نظامی آسان باشد، تا مردم عراق عیار این مدعیان دینداری و زهاد مذهبی را بیازمایند. 

3 ـ رژیم آخوندی ایران که با اطمینانی ابلهانه بر این تصور بود که زیر پایش در عراق محکم است، میلیاردها دلار از خزانه میهنمان را به عراق قاچاق کرد تا برای روز مبادا، از آن استفاده کند، به شمول دور زدن تحریم ها. 

رژیم خامنه ای میلیارد ها دلار در سرویسهای توریسم زیارتی از مهمانسرا تا هتل گرفته تا بیمارستان و درمانگاه  سرمایه گذاری کرد تا به میلیونها زائر ایرانی سالیانه سرویس بدهند و پول روی پول حکام دزد ایران بگذارند. 

سران سپاه و دولتمردان رژیم هرچه از مملکت تاراج کردند، در بانکها، صرافیها، مستغلات و بازرگانی و خدمات مختلف در عراق به کار انداختند، و… ، همه این سرمایه گذاری های پنهانی را حالا دیگر را باید بر باد رفته دانست و در بسیار موارد صاحبان آنها شاید جرات نکنند به عراق بروند تا آنها را مطالبه کنند و باید حتی منتظر پرونده جنایی برای دولتمردان رژیم و افراد سپاه قدس هم باشیم.

۳ ـ بزرگترین طرف تجاری ایران که در غیاب درآمد نفتی تا حدود زیادی کمبود نیاز ارزی(دلار، یورو و درهم) ایران را تامین میکند، همین عراق است که بزرگترین مشتری کالاهای ساخته و نیم ساخته و مواد غذایی و میوه و خواروبار، فولاد، سیمان و دیگر مصالح ساختمانی ایران میباشد که از عمده کالاهای صادراتی ایران به عراق می باشند، در کنار آنها برق و گاز نیز به عراق فروخته میشود. تغییرات سیاسی عراق یعنی به روز سیاه ارزی نشستن رژیم خامنه ای چون همه این صادرات پایان مییابد و پیامد آن تنها روی قحطی ارزی نیست بلکه رژیم بازار خارجی دیگری برای مازاد تولید مصالح ساختمانی، و دیگر کالاهای پیش گفته ندارد و بسته شدن بازار عراق به روی صادرات ایران یعنی بیکار شدن صد ها هزار نفر شاغل نیز. یعنی محروم شدن از حدود ۲۵ میلیارد دلار درآمد ارزی و در نتیجه هلاکت دلاری، یعنی بر باد رفتن دهها میلیارد دلار سرمایه به کار انداخته شده در عراق، یعنی سوخت رفتن دهها میلیارد دلار سرمایه های خصوصی بلندپایگان رژیم در عراق(لبنان و سوریه بماند تا بعد).

۴ ـ عراق پسا رژیم کنونی، بی شک یک متحد بسیار قوی آمریکا، عربستان، امارات، مصر و اردن خواهد بود که خواب را از چشمان رژیم خامنه ای(البته اگر بعد از این بهار عراقی/لبنانی چندان دوام بیاورد) خواهد رُبود.

۵ ـ به لحاظ روانشناختی؛ پیروزی مردم عراق بر رژیم فاسد شان، بیشک بر اعتماد به نفس مردم ایران در مبارزه با رژیم تا حدود بسیار زیادی خواهد افزود و از آن طرف برعکس، نظامیان و مهره های حکومتی به کابوس شبانه روزی دُچار خواهد ساخت که بر میزان تنش های اجتماعی و سیاسی در میهنمان خواهد افزود. 

آیت الله سیستانی یک ماه پیش در پیامی هشدار آمیز به رژیم عراق گفت: «عراق در فردای این اعتراضات دیگر آن عراق گذشته نخواهد بود. به خود بیاید!» با عاریه گیری گفته آن روحانی خردمند باید گفت که اوضاع ایران، طرز تفکر نظامیان آن، نوع نگاه توده  وسیع رانتخوار و جیره خوار رژیم نسبت به رژیم و میزان اعتماد آنها به ماندگاری رژیم؛ در فردای تغییرات عراق و لبنان آن نخواهد بود که تا کنون بوده است.

۶ ـ  دامنه ِ نوار زلزله سیاسی که این ایام عراق و لبنان را زیرو رو کرده است و بر شدت لرزه های آن هم دائماً افزوده میشود به این دو کشور ختم نخواهد شد. 

رژیم ایران در نقطه کانونی این نوار ژِئوپولیتیک زلزله سیاسی قرار دارد که دامنه های آن به سوریه، نوارِغزه، یمن و ترکیه و سرانجام به روسیه هم کشیده خواهد شد. هرچند ممکن است این پیش بینی به نظر خواننده این مطلب خام اندیشانه به نظر آید ولی من به آن اطمینان دارم. 

  توجه!

میتوانید اخبار و گزارشهای کوتاه را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» بخوانید!

@CimorghIran

No Comments