فساد یا ناکارآمدی نظام ها؟ کدام ریشه بحرانها هستند؟

Share Button

شاه حرصی یا انگیزه ای برای کنترل دربار بر ثروت مملکت نداشت زیرا نه خود و نه نهاد پادشاهی را جدا از مملکت می دید کما اینکه املاک پدرش را هم به خیریه بنیاد پهلوی تبدیل و واگذار کرد که خود دخل و تصرفی در آن نداشت در حالی که این رژیم، با ملت و کشور بیگانه است و این بیگانگی رژیم با مملکت را به واضح ترین شکلی در دولت و حکومت دوگانه حاکم بر کشور، در اقتصاد سیاه و پنهان و اقتصاد رسمی و قانونی، در دولت پنهان با دولت صوری و رسمی میتوان دید.

این روزها جنبش ضد فساد در عراق و لبنان به موضوع اصلی رسانه های این دو کشور و منطقه تبدیل شده اند. شگفت این است که تقریباً همه دولتمردان یا بلندپایگان سیاسی این دو کشور همگی به این معترفند که در کشورشان فساد وجود دارد و از حد گذشته است و باید با آن مبارزه کرد! گویی که نه خود آنها و نه نظام سیاسی آفریده آنها در این فساد نقشی نداشته اند.

در لبنان میشل عون رئیس جمهور کشور با ستایش از جنبش اعتراضی ضد فساد داد سخن می دهد بدون اینکه به روی خود بیاورد که حزب او در کنار حزب الله و جنبش اَمل از نیروهای عمده سیاسی حاکم در لبنان ورشکست شده امروز بوده اند. در عراق هم، تنها جریانی که راجع به فساد داد سخن نداد جریانهای مستقیماً وابسته به ایران بودند و دلیل آن هم این است که در این جریانات مانند، عصائب اهل الحق، حزب الله عراق، عماریون و.. ، اگر از فساد زدایی حرف بزنند تقریباً عنصر سالمی از آنها در عرصه سیاسی باقی نخواهد ماند که آنها خود را در پشت سر آن پنهان کنند و منتظر بمانند که طوفان مبارزه ضد فساد از سر بگذرد و اوضاع آرام شود.

بقیه جریانهای سیاسی و فرقه ای در عراق کم یا بیش رگه ها یا عناصر سالمی در خود دارند تا بتوانند، در این مبارزه شطرنج ضد فساد به میدان بفرستند تا پیکر فساد آفرین نظام و جریان فرقه ای خود را در پشت سر آن پنهان کنند.

نکته کلیدی در گزاره های فوق اینست که باید بین نظام دزد و دزد پرور که ویژگی آن ناکارآمدی ماهوی آنست با نظامی کارآمد که فساد و دزدی، آثار جانبی کارآمدی آنست تفاوت ماهوی قائل شد، تا در تله  مبارزه با فاسدان به جای سیستم و نظام فاسد و ناکارآمد نه افتاد.

پس از فروپاشی سیستم کمونیستی در شوروی که فساد و بچاپ بچاپ در آن آوازه جهانی یافت و مافیای حزبی  و KGB«دو بدین چنگ و دو بدان چنگال» به اموال و سرمایه های انباشته شده تحت مالکیت دولتی پنجه انداخته بودند، یکی از  اقتصاددانان یا سیاستمداران آمریکا در پاسخ به سر و صدای «آی دزد آی دزد!» در رسانه های غربی گفت: این چاپیدن ها اشکالی ندارد چون آخر سر در تولید و خدمات سرمایه گذاری میشوند و توسعه آفرین خواهند شد و نفعش به همه مملکت میرسد و آن موقع که این مافیا خودش به قدرت برسد جلوی فساد را که علیه حاکمیت خودش باشد را خواهد گرفت!(نقل به مضمون از رسانه های آن موقع. ح ت)

این شخص که یادم نیست اقتصاددان بود یا سیاستمدار، چین تنگ شیائو پینگ و مائو تسه تونگ را با رژیم گانگستری باریس یلتسین و ولادیمیر پوتین همگن گرفته بود. 

او این را درک نکرده بود که در چین کمونیست، بلند پایگان حزبی و نظامی کارخانه ها و موسسات خدماتی را رایگان گرفتند و سرمایه های دولتی را تحت شرایطی به مالکیت خود در آوردند تا در آن نظامی که هنوز در آن دیسیپلین آهنین کمونیستی برقرار بود و میخواست از راه یک اقتصاد مختلط به توسعه سریع برسد، به توسعه مملکت خدمت کنند و خود را هم ثروتمند کنند. 

پیش شرط این تصرفات، کمک آنها به توسعه سریع کشور و اشتغال زایی بود. در این سیاست جدید تنگ شیائینگی، بخش بزرگ اقتصاد دولتی یا سوسیالیستی به نوعی سوخت رسان لوکوموتیو سریع السیر بخش خصوصی گردید. 

میلیونها دهقانی که از روستاها به این صنایع و خدمات جذب شدند، به زبان صِرف اقتصاد سیاسی، بی رحمانه استثمار می شدند ولی زحمت کار فیزیکی آنها از هنگامی که در تعاونی های کشاورزی و یا مزارع دولتی کار میکردند بسیار کمتر و درآمد آنها بسیار بیشتر بود. 

این خصوصی سازی، کارگران (عمله ها) کشاورزی را به کارگران صنعتی مبدل کرد وبسیاری بوروکراتهای حزبی و نظامی را به کلان سرمایه دارانی در مقیاس جهانی و از دل آن صنایعی برخاست که با ژاپن و کره جنوبی رقابت میکنند. 

این بوروکراتها بازاریهای نخود و لوبیا فروش* ایران اسلامی نبودند. مُدیرانی کارکشته بودند که توانایی مدیریتی خود را در حزب کمونیست و ارتش سرخ آموخته بودند.   

در ایران شاهنشاهی، برزیل، شیلی و اندونزی، کره جنوبی، تایلند و فیلیپینِ نظامیان و ژنرالها هم فساد وجود داشت، ولی این فساد عارضه جانبی یک نظام توسعه گرا بود نه ناشی از غارت یک مملکت بی صاحب شده سیاسی مانند ایران اسلامی شده و روسیه پوتینی شده.

در ایران و روسیه، دزدان مال بی صاحب را غارت کردند و نفعشان در بی صاحب ماند مملکت بود. منظورم از بی صاحب ماندن این نیست که حکومتی نبود بلکه این است که حکومت هایی که در این دو کشور روی کار آمدند، ریشه تاریخی نداشتند، حتی خود را ماندگار هم نمی دیدند. هیچ دسته سیاسی در این دو نظام به فردای خود مطمئن نبود. رژیم ایران تقریباً همه آنهایی که روز اول با انقلاب بودند را از قطار پیاده کرد و پوتین نیز همین کار را در روسیه کرد.

از این روی بود که فساد در ایران از روز اول ماهوی بود و نه عارضی و جانبی، فسادی که از ناکارآمدی برمیخاست و نفعش در ادامه آن نا کار آمدی بود و هست. در این نظام بجز رهبر و بیت او همه خود را مستاجری می بینند که دیر یا زود، اجاره نامه اشان منقضی خواهد شد پس چه سود که به فکر نگهداری و مواظبت خانه باشند؟

خودِ رهبر عظما هم هرآنچه از ثروت مملکت را که تحت کنترل خودش و ایل و تبار آخوندی خودش است از نظام اداری مملکت کاملاً منفصل کرده است که تابع سیستم مالیاتی، گمرکی و حسابرسی عمومی نیستند و بخشی را که لازمه داشتن یک دولت و اقتصاد فرعی است را به دولت و بخش خصوصی وانهاده است.

شخص خامنه ای، رئیسی، سران سپاه سرپرستان نهادها و بنیادهای مختلف، آنقدر به طور «قانونی» سرمایه و ثروت مملکت را تحت کنتُرل خود گرفته اند که ابداً مجبور به رشوه خواری نباشند. ستاد فرمان امام با چند صد میلیارد دلار(۱۰۰ میلیارد در ۱۵ سال پیش)، آستان قدس با بیش از نیمی از همه خراسان، بنیاد شهید با هزاران واحد مستغلاتی، معدن، شرکت تجاری و خدماتی، قرارگاه خاتم الانبیاء با کنترل بخش زیادی از فعالیت های نفتی و گازی و مخابرات و تلفن و دیگر صنایع  و معادن سود ده و.. ، . مگر اینها مرض دارند رشوه بگیرند یا اختلاص کنند؟ کُل مملکت مال اینها و در ید قدرت اینهاست. اینها دستشان برای قربانی کردن اختلاس گرانی از قبیل بابک زنجانی و .. باز است. این اختلاس گران نه از بدنه رژیم و خانه زاد آن بلکه زگیلهای چسبیده به بدنه و پیکر نظام را تشکیل میدهند!  

شاه حرصی برای کنترل دربار بر ثروت مملکت نداشت زیرا نه خود و نه نهاد پادشاهی را جدا از مملکت می دید در حالی که این رژیم، با ملت و کشور بیگانه است و این بیگانگی رژیم با مملکت را به واضح ترین شکلی در دولت و حکومت دوگانه حاکم بر کشور، بر اقتصاد سیاه و پنهان و اقتصاد رسمی و قانونی، دولت پنهان با دولت صوری و رسمی میتوان دید. 

انگیزه نگارش این یادداشت، خبری بود از لبنان مبنی براینکه مقامات قضایی آن کشور، همسو با ضرورت فساد زدایی، یک فساد را در یک بیمارستان کشف کرده اند و رئیس آن بیمارستان تحت تعقیب قرار گرفته است. 

حشد الشعبی در عراق و دارو دسته حزب الله و میشل عون و نبی بری در لبنان میخواهند مبارزه با نظام ناکارآمد را که در خیابانهای این دو کشور شکل گرفته و به جنبشی مردمی فراروئیده است که هدفش کُل نظام فاسد و ناکارآمد میباشد را به مبارزه با فساد و فاسدان در چارچوب نظام موجود تقلیل دهند. فساد و دزدی اصلی، در این دو نظام مانند ایران ما، نه آنها که رشوه گرفته یا حتی اختلاسهای میلیاردی کرده اند بلکه آنها که با قانون سازی، در چارچوب نظام حقوقی موجود و به شکل قانونی ثروت مملکت را بلعیده اند میباشد.

ناکارآمدی مشخصه اصلی این نظامها است که فاسدان برآمده از آن در نهادینه کردن آن آن ناکارآمدی تلاش میکنند. زیرا در یک نظام توسعه آفرین، در جایی به دزدیها  و فساد اداری و مدیریتی پایان داده میشود ولی در یک نظام فاسد و فساد بنیاد هرگز!   

توجه!

شما میتوانید اخبار و گزارشهای سیاسی روز را در کانال تلگرامی «سیمرغ ایران» ببینید!

@CimorghIran

No Comments