کشته شدن حاج قاسم و المهندس، فراتر از هلاکت دو تروریست

Share Button

حشد الشعبی به حساب خود می خواست تهدید و ضربه بمباران قرار گاه کتائب را به فرصتی برای ایجاد و برافروختن احساسات مذهبی و سیاسی علیه آمریکا تبدیل کند و از این روی بود که در تله آنچه افتاد که سون تسو آموخته بود، یعنی کله شقی و بی پروایی هلاکتبار ناشی از رفتار ضعیف نمایانه و گول زننده آمریکا.

سون تسو ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان
سون تسوُ ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان

سون تسو: یک ژنرال کارکشته، وقتی به قدرت خود اعتماد دارد، خود را ضعیف نشان میدهد تا با دامن زدن به روحیه خود بزرگ بینی و نخوت رزمی در حریف خود، او را به عملیات نسنجیده و تهور آمیز وادارد که برای رویارویی با آن عملیات از قبل خود را کاملاْ آماده ساخته است. (نقل به مضمون از کتاب هنر جنگ)

 حشد الشعبی، شبه نظامیان بدر و عصایب اهل الحق، مدتها به عملیات ایذایی علیه نیروهای آمریکایی در عراق دست زدند و نظامیان آمریکا آنچنان واکنش نشان دادند که آن  ژنرال چنینی، ۲۵۰۰ سال قبل آموزش داده بود.

حدود ده روز پیش نوشتم که خویشتنداری آمریکا در مقابل این عملیلت ایذایی باندهای حشد الشعبی ناشی از ضعف نیست بلکه ناشی از ملاحظات و محاسبات سیاسی و تاکتیکی میباشد.

امروز صبح که خبر حمله هوایی و کشته شدن حاج قاسم و ابو مهدی المهندس را در رویترز دیدم، نخستین نکته ای که به ذهنم رسید این بود که این حمله بر مبنای اطلاعات دقیق دریافت شده از درون سازمان حشد الشعبی انجام گرفته است چون تمام رفت آمدهای سران سپاه، بویژه سلیمانی در سّریت کامل انجام میگرفت و وقتی رسانه های داخلی نوشتند که این حمله با اطلاعات دقیق از حرکت این دو نفر انجام شده است، از خواندن این خبر ابداْ تعجبی نکردم. 

خبر مهمتر بعدی دستگیری(هنوز تائید نشده) هادی العامری (فرمانده حشد) و رهبر عصایب اهل الحق، قیس الخزعلی میباشد. هم کشتن آن دو و هم دستگیری این دونفر بعد از آن کشتار،  معنای سیاسی و پیامدهای بسیار مهمتری از خود عمل کشتن این دو نفر دارند که دامنه آن از چارچوب تنش های جاری سیاسی در عراق بسیار فراتر میرود.

ولی نخست به بُعد اطلاعاتی قضیه میپردازم:

برای من که روی تعدادی از مهمترین عملیات جاسوسی آنگلیس و آمریکا علیه سرویس مخوف اطلاعاتی آلمان هیتلری مطالعاتی دارم، قضیه غیر از این نمیتوانست باشد که این حمله با استفاده از اطلاعاتی که از داخل حشد به دستگاه نظامی آمریکا رسیده بوده، با اطمینان به نفس کامل انجام شده است. زیرا اگر غیر از این می بود و هدف گیری اشتباه از کار درمیآمد برای آمریکا به  یک رسوایی نظامی، سیاسی و اطلاعاتی خفت آمیز بزرگ و برای حشد الشعبی و ایران به یک پیروزی روانی بزرگ تبدیل میشد. ولی موفقیت حذف سلیمانی و خزالی فقط و هنوز روی ساده سکه این عملیات است. 

بی شک اگر آمریکا و متحدین غربی آن در شبه نظامیان حشد الشعبی چنین نفوذی داشته اند که قادر بوده اند تحّرکات و رفت و آمد های«بسیار سّری» سران این سازمان را  رصد کنند، به قدر کافی هم، در درون آن مهره کاری کرده اند تا بتوانند بعد از حذف این دو، از درون تشکیلات آنها هم، آن تشکیلات را تسخیر کنند و این امر یک رویکرد کاملاْ کلاسیک در عرصه جاسوسی و اطلاعاتی است که غرب به ویژه انگلیس در آن سابقه و مهارت طولانی دارند. بنابراین، عملیات بعدی، اطلاعاتی، تخریب درونی و با هدف تسخیر درونی حشد الشعبی به عنوان فاز دوم این عملیات ادامه خواهد یافت که در سایه اغتشاش سازمانی ناشی از ضربات اخیر انجام خواهد گرفت و این نیرو را کاملاْ درجهت عکس اهداف اولیه آن و به احتمال زیاد در نهایت علیه  ایران به کار خواهند گرفت. 

با اطمینان میتوان گفت که از امروز به هر فرد حشد الشعبی در دستگاه های  اطلاعتی ایران به عنوان یک جاسوس آمریکا و اسرائیل نگریسته خواهد شد که درد سر آفرین و سرگیجه آور خواهد بود.

و اما دیگر جنبه ها: 

۳ روز پیش، افراد حشد الشعبی از همه موانع بسیار سخت امنیتی (منطقه سبز)عبور کردند و به رهبری هادی العامری و قیس الخزالی و حتی شخص وزیر کشور عراق(که فرماندهی نیروهای امنیتی را دارد) خود را به پشت دیوارهای سفارت آمریکا رسانده و دست به تخریب و آتش سوزی خارج از سفارت زدند. اگر این عمل از جانب یک توده اعتراضی انجام میگرفت زیاد مهم نبود ولی یک چنین  قانون شکنی آشکاری از سوی هیچ دولتی \ذیرفتنی نبودُ حتی در تسخیر سفارت آمریکا هم هیچ یک از مقام های رسمی حضور نیافتند. رهبران حشد الشعبی در این توهم بودند که میتوانند سناریوی موفق ۴۰ سال پیش ایران را در عراق امروز به صحنه بیاورند و با آن، موج آفرینی ضد آمریکایی میلیونی کنند. شرکت هادی العامری به عنوان نماینده مجلس و شخص وزیر کشور عراق در رهبری حمله به سفارت را فقط میتوان این چنین تلقی کرد که آنها پیروزی خود را در موج آفرینی توده ای چنان مسلم و مفروض گرفته بودند که برایشان مسلم بود در پناه آن موج آفرینی میلیونی (هیستریک سیاسی) دیگر کسی نمیتوانست به خاطر تخلف قانونی و حقوقی آن کسی از آنان باز خواست کند. 

برخی سیاستمدارن عراقی هم که تا آن هنگام کم یا بیش ماسک بی طرفی داشتند، یا از قبل برای شرکت در این اجرای این سناریو آماده شده بودند و یا برای عقب نماندن از دیگران با این تصور که آمریکا در اثر حمله هوایی به کتائب (حزب الله لبنان)، در معرض خشم عمومی مردم قرار خواهد گرفت و قافیه را خواهد باخت در تله افتادند. 

آنها مانند آدمهای کوکی طبق نسخه از قبل نوشته شدهُ بدون ارزیابی میدانی رفتار کردند. اول رئیس مجلس بعد نخست وزیر مستعفی، المهدی و.. . یکی پس از دیگری حمله آمریکا را محکوم کرده و شروع به گفتن این کردند که نه تنها نیروهای نظامی آمریکا باید از عراق خارج شوند بلکه سفارت آن کشور هم باید تعطیل شود.

آنچه باعث عرق کردن تب تند این هیاهو گران شد اول واکنش سخت آمریکا بود که به جای واکنشی دفاعی و ترسیده به واکنشی تهاجمی و جسارت آمیز که اینها ابداْ انتظارش را نداشتند دست زد و به جای خارج کردن دیپلماتها و کارکنان سفارت ۷۵۰ تن از نخبه ترین نیروهای نظامی خود، یعنی تفنگداران دریایی واکنش سریع  خود را با هلیکوپترهای غول آسای آپاچی، روی بام سفارت پیاده کرد و سربازان آمریکا روی بام سفارت هم شروع به شلیک بمب های صوتی و گاز اشک آور به سوی معترضین کردند. 

بی ترپد میتوان گفت که آنها آماده بودند در صورت به خطر افتادن جان کارکنان سفارت از گلوله های جنگی هم  استفاده کنند و احتمالا مراتب این آمادگی را به مقامات عراق هم اطلاع داده بودند. فراموش نکنیم که یکی از عواملی که باعث ترقی پمپئو گردید انتقاد تند او از بی عملی دولت اوباما و شخص هیلاری کلینتون به خاطر بی عملی و پاسیفیسم در جریان حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی بود که منجر به کشته شدن کنسول و تعدادی دیگر شد. 

نکته شایان توجه این است که تظاهر کنندگان ضد فساد درعراق در جمعیتی هزارانی، چند بار برای وارد شدن به «منطقه سبز» تلاش کردند ولی علیرغم دادن دهها تن کشته و صدها تن زخمی نتوانستند صفوف نیروهای حافظ منطقه را بشکنند و پیش روند و وارد آن شوند ولی برعکس صدها نفرافراد حشدالشعبی، بدون هیچ گونه مانعی از همه موانع بازرسی ها گذشته و وارد محوطه بیرونی سفارت شدند. 

یکی از عللی که سبب عقب نشینی حشد الشعبی از منطقه سبز شد علاوه بر واکنش خونسردانه و عاری از ترس آمریکا، این بود که حشد الشعبی در کوشش خود برای بسیج و و تهیج وسیع مردم و برگرداندن موج اعتراضات مردمی علیه آمریکا در همان دقایق نخست شکست خورد. 

ساعاتی پس از هجوم حشد به منطقه سبز، تعدادی از افراد مسلح آن به میدان التحریر رفتند و پس از عدم نتیجه از اقناع تظاهرات کنندگان ضد دولتی آنجا برای پیوستن به نیروهای اعتراضی حشد الشعبی ضد آمریکایی در منطقه سبز، دست به اسلحه شده و سعی کردند با تهدید آنانرا به منطقه سبز و جمع محاصره کننده سفارت بکشانند که تهدید هم نتیجه نداد و آنها به جمعیت شلیک کردند که در نتیجه ۴ نفر را زخمی و یک نفر از معترضین در میدان التحریر را کشتند.

نکته نه چندان کم اهمیت تر در این رابطه این است که، به گزارش «عراق پست»، چند روز پیش از همه این رویدادها و حمله هوایی آمریکا به کتائب، فرماندهی حفاظت منطقه سبز به فرمان وزیر کشور یا نیروهای امنیتی تغیر کرد و یک ژنرال وابسته به حشد الشعبی به فرماندهی حفاظت منطقه گمارده شد که بهانه این تغییر فرماندهی، احتمال بروز تشنج و خطر ورود معترضین ضد دولتی به منطقه عنوان شده بود! 

حشد الشعبی به حساب خود می خواست تهدید و ضربه بمباران قرار گاه کتائب را به فرصتی برای ایجاد و برافروختن احساسات مذهبی و سیاسی علیه آمریکا تبدیل کند و از این روی بود که در تله آنچه افتاد که سون تسو آموخته بود، یعنی کله شقی و بی پروایی هلاکتبار ناشی از رفتار ضعیف نمایانه و گول زننده آمریکا.

نکته بسیار مهمتر دیگر این بود که، مقامات نظامی و خود ترامپ  دو روز پس از بمباران قرار گاههای کتائب و جمعیت کشی کتائب و حشد الشعبی به سوی سفارت آمریکا، گفتند که چنانچهُ دستگاههای اطلاعاتی آمریکا به نشانه ای از تدارک یا طرح یک عمل تهدید آمیز علیه آمریکا دست یابند، منتظر نخواهند ماند و به عمل پیشگیرانه دست خواهد زد. 

 کشتن قاسم سلیمانی و المهندس را میتوان در این راستا به حساب آورد. و این بدان معناست که از این به بعد آمریکا اول خواهد کشت بعد دلیل(اطلاعاتی و پیشگیرانه) این کشتنها را توضیح خواهد داد!   

مطلب طولانی شد. تحلیلی جامعتر پیامدهای حوادث دراماتیک امروز را در بخش دوم این نوشتارُ عصر امروز یا فردا نگاشته و درج میکنم.  

حبیب تبریزیان

۳ ژنوایه ۲۰۲۰        

حبیب تبریزیان

۳ ژنوایه ۲۰۲۰        

No Comments