نمایش جنگی ایران و آرام شدن خاطر دنیا از جنگ!

Share Button

تکیه رژیم خامنه ای روی قدرت موشکی در چالشهای منطقه ای و جهانی اش و تلاشش برای اتمی شدن، بی اعتمادی آن را به توانایی نیروی پیاده اش که از آغاز و منطقاْ منشاء اقتدار او بود را نشان میدهد. افتخار رژیم در جنگ ۸ ساله روی نیروهای استشهادیش می باشد و نه تکنولوژی جنگی اش که یک «میدان باخت قطعی در مقابل غرب میباشد» است.  

ساعاتی پس از حمله موشکی ایران به دو پایگاه آمریکا، عین الاسد و اربیل در رویترز خبر آنرا خواندم. خبر آنقدر جدی نبود تا روی آن با سرعت تحلیلی مفصل بنویسم. 

بنظرم با شلیک این ۱۵ موشک، نگرانی دنیا از اینکه به قول آشیخ حسن «جنگی که مادرهمه جنگها باشد»درگیرد راحت شد و فهمید که سر و ته قضیه با یک رشته  ژستها وادعاهای نمایشی پایان خواهد یافت.

آمریکا به خوبی میدانست که پس از کشته شدن حاج قاسم و ۶ تن نظامی ایرانی دیگر همراه او، که کسی هم از آنها حرفی نمیزند، مجبور است واکنشی نشان دهد که کاملاْ بیصورت نشود و گریزی از پذیرفتن ضمنی چنین واکنشی و دادن فرصت به رژیم خامنه ای نیست.

آمریکا چه با اطلاع قبلی و طبق توافق و چه تلویحی، خود را برای انجام چنین حرکت نمایشی از طرف ایران آماده کرده بود و این نکته را ایران هم میدانست ولی اینرا نیز میدانست که چنین نمایشی نمیتواند از حد نمایش برای آبروخریدن فراتر رود.

آمریکا بارها اخطار کرده و هشدار داده بود که در برابر به خطر افتادن جان شهروندان خود و هم پیمانان خویش ساکت نخواهد نشست و تا لحظه نگارش این یادداشت هم خبری از صدمات انسانی گزارش نشده است.

انتخاب حمله مستقیم موشکی از ایران و انتخاب پایگاه های آمریکا درعراق به عنوان هدف این حمله، این امتیاز را داشت که ایران پا روی خط قرمز حریم هم پیمانان منطقه ای آمریکا: عربستان، امارات، بحرین و اسرائیل نمیگذاشت چون اگر مثلاْ به اسرائیل یا عربستان حمله میکرد، حتی اگر قطره خونی از دماغ کسی هم بر زمین نمی ریخت، آمریکا نمیتوانست بی کار بماند چون پای  یکی از متحدینش و تعهدات امنیتی آن در میان بود.

ولی انتخاب عراق به عنوان آماج حمله نه تنها چنین حالتی نداشت، بلکه این امتیاز را هم داشت که رژیم عراق را از تنگنای سیاسی و دیپلماتیک فعلی به خاطر کشتن سلیمانی و المهندس نجات میداد و موازنه ای کنش واکنشی، حد اقل در ظاهر برقرار میکرد.

امروز صبح خامنه ای در جمعی که برای اعتراض علیه آمریکا گرد آمده بودند، رجز خوانانه گفت که سیلی محکمی به صورت آمریکا نواختیم.

یک کامنت گذار لبنانی در ذیل خبر موشک پراکنی ایران نوشته بود، این حرکت ایران فقط محض نجات آبرو بود و البته این موشکها چنان تنظیم شده بودند که مبادا به کسی صدمه وارد شود و بعلاوه ایران هم از انبار داری تعدادی از موشکهای از رده خارج شده خود خلاص میشد. این کامنت گذار، واکنش ایران را به پارس کردن پر سرو صدای یک نوع سگهای کوچک بی آزار بنام(Chihuahua) تشبیه کرده بود که زیاد پارس میکنند ولی گاز نمیگیرند. 

از ۹ کامنت درج شده ذیل گزارش این موشک پراکنی درنهارنت لبنان، همه آنها این موشک پراکنی را عملی برای بی صورت نشدن حاکمان ایران دانسته بودند.

بهر حال آنچه تا اینجا روشن است خونی از دماغ کسی در این موشک پراکنی ریخته نشده و تاسیسات مهمی هم خراب نشده است. و بسیار بعید است که آمریکا در واکنش به این نمایش، همانطور که اشاره کردم عکس العمل سختی نشان دهد.

بعد از انتشار خبر این موشک پراکنی، برخلاف مورد حمله موشکی یا پهبادی به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان، نه بورسهای دنیا تغییر دراماتیکی کردند و نه دلار سقوط کرد، نه قیمت نفت جهش کرد و نه قیمت طلا غیر عادی بالا رفت. این خونسردی بورس دنیا خود نشان میدهد که  بازار دنیا هم این موشک پراکنی را جدی نگرفته است.

من فکر میکنم پس از زورآزمایی های واقعی و نمایشی اخیر، مقامات حاکمه ایران که درک کرده است، فراتر از عربده کشی های توخالی و نمایشات موشکی نا موفق در وحشت آفرینی، نمی تواند فراتر رود، برای تعامل بیشتر با دنیا و حتی با آمریکا آماده شود.

نکته ای که لازم به یاد آوری است این است که تکیه رژیم خامنه ای روی قدرت موشکی در چالشهای منطقه ای و جهانی اش و تلاشش برای اتمی شدن، بی اعتمادی آن را به تواندمندی نیروی پیاده زمینی که از آغاز و منطقاْ منشاء اقتدار او بود را نشان میدهد. افتخار رژیم در جنگ ۸ ساله روی نیروهای استشهادیش می باشد و نه تکنولوژی جنگی اش که یک «میدان باخت قطعی» در مقابل غرب است. همین حکم در مورد حزب الله و حوثیها و شبه نظامیان حشد الشعبی هم صادق است.

سون تسو میگوید یک ژنرال کارکشته به میدان دشمن کشانده نمی شود بلکه دشمن را به میدانی که خود در آن برتری دارد می کشاند. میدان رقابت و جنگ موشکی، میدانی نیست که رژیم ایران ارزنی در آن بر آمریکا برتری داشته یا توان رقابتی داشته باشد. کشانده شدن به این میدان از همان آغاز در تله «دشمن» افتادن بوده است. در این میدان، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیتسی در برابر آمریکا به زانو درآمد و اقتصادش ویران گشت و در این میدان سرنوشتی بهتر از آن در انتظار رژیم خامنه ای نیست.

در اشاره به استیصال و شکست خوردگی رژیم در چالش اخیرش با عراق و موشک پراکنی نمایشی جنگی اش، این آموزه سون تسو را یاد آور میشوم که میگوید: یک ژنرال آگاه و مجرّب وقتی با حریفی روبرو شده که شکست او قطعی به نظر میرسد، باید راهی برای فرار و عقب نشینی او باز بگذارد. در غیر اینصورت آن حریف شکست خورده یا محکوم به شکست تا نفس آخر خواهد جنگید.

آمریکا با چشم بستن به روی این نمایش موشکی، عملاْ به توصیه سون تسو عمل میکند و راه یا روزنه بی آبرو نشدن را به روی رهبری ایران باز میگذارد.

پس از اتمام نگارش این یادداشت ، آخرین گزارش رویترز را دیدم که عنوان آن:«ترامپ پس از موشک پراکنی انتقامی ایران در حال سبک و سنگین کردن پاسخ است» میباشد. آمریکا به این موشک پراکنی نمیتواند پاسخ محکمی بدهد چون در عرف نظامی جهان در چنین مواردی از«پاسخ متناسب» نامبرده میشود و فرار تر حد متناسب جنگ افروزی به حساب آورده میشود. من فکر نمیکم اتفاق مهمی بیافتد واگر بیافتد معلوم میشود که ارزیابی من در این یادداشت چندان درست نیست!

افزوده: مطلب فوق با خبرهای کوتاه و کامنت های جدید تکمیل میشود. درج آنها ادامه خواهد داشت

پس از این موشک پراکنی حالا، سیاستمداران مخالف با ایران در عراق به دولت المهدی فشار می آورند که باید همانطور که با آمریکا رفتار کرد با ایران نیز رفتار کند و ایران را به خاطر تخطی و تجاوز به حق حاکمیت خود به سازمان ملل و شورای امنیت بکشاند. تعدادی از نمایندگان مجلس و سیاستمداران هم از الحلبوسی رئیس مجلس خواسته اند تا جلسه فوق العاده نمایندگان را تشکیل دهد تا به تجاوز ایران به حریم هوایی عراق به عنوان یک عمل جنگی رسیدگی کنند. این فشار سیاسی در واقع بهترین پاسخ آمریکا به موشک پراکنی ایران است زیرا برای ایران و حشد الشعبی در عراق مسئله ساز میشود و نمایندگان طرفدار ایران نمیتوانند از این حرکت ایران در صحن مجلس علناْ دفاع کنند و اگر هم آنرا محکوم کنند برای سیاست های نوکرمآبانه خود در برابر ایران پاسخی ندارند به ملت بدهند.

تظاهرکنندگان عراقی وعده تظاهرات میلیونی داده و به مجلس و رئیس جمهور ۳ روز مهلت داده اند تا جمعه نخست وزیر جدید را معرفی کند والی آنها سطح اعتراضات و رویکرد اعتراضی را تغییر خواهند داد. از ساعاتی قبل جمعیت به سوی میدان التحریر در حرکت است و یکی از شعارهای مهم آنها این است که چرا موشکهای ایران برای ضربه به آمریکا فقط باید در خاک عراق بیفتد؟ به نظر من آمریکا دیگر کاری ندارد بکند. چون این موشک \راکنی بیش از آنکه آمریکا را تهدید کرده باشد، به احساسات مردم عراق ضربه زده است.

No Comments