جمهوری دروغ را بهتر بشناسیم!

Share Button

طی ۴۱ سال حاکمیت خود این «جمهوری دروغ» هزینه های بسیار گزاف روی دست مملکت و مردم ما نهاده است. هیچ یک از دولتمردان یا سپاهیان رژیم از بابت این هزینه سازیها برای مملکت، کمترین ضرری نکرده اند و این ملت بوده است که از کیسه او این هزینه ها انجام گرفته است. اگر جامعه به خود نیاید و این رژیم را به زیر نکشد، این رژیم ممکنست میهن ما و کل منطقه را به یک جهنم جنگ هسته ای هم بکشاند

از رهبرعظما گرفته تا آشیخ حسن رئیس جمهور، از آشیخ جواد وزیر خارجه، تا مسئولین امنیت پرواز فرودگاههای کشور، از سایتهای خبری گوناگون رژیم گرفته تا صدا و سیمای آن، از سرداران سپاهش گرفته تا تا متخصصین پرواز و کارشناسان آن، همه دروغ گفتند و آنهم روی مسئله ای، که اهمیت فراملی داشت واهمیت انسانی و بار اخلاقی نیز!

تنها سید علی دروغ نگفت بلکه نظام دروغ  گفت یعنی جمهوری اسلامی با تمام ابوابجمعی اش، یک جمهوری دروغ است که با دروغ مستقر شده و ۴۱ سال به مردم میهن ما و دنیا دروغ گفته است. 

در جریان فاجعه سرنگونی هواپیمای مسافری اوکرائین، حتی یکنفر در این رژیم پیدا نشد که اقلاْ برای ثبت در تاریخ این جمهوری دروغ وظیفه اخلاقی و یک جو شرافت حرفه ای از خود نشان داده، در انبوه گزارشات و اظهار نظر های دروغ  رژیم با شک وو تردید اظهار نظر کند. 

رژیم تاریخی مملو از دروغ دارد و بنیادش بر دروغ است ولی این آخرین دروغ، در حکم اعتراف علنی و رسمی به این بودکه این رژیم  در پشت ماسک تزویر، خود را با این ملت در تمامیتش بیگانه میداند، این رژیم هیچ گونه دلبستگی به این آب خاک ندارد و درست از این جهت است که بخش بزرگی از درآمد مملکت را برای حزب الله در لبنان، برای حماس و جهاد اسلامی در غره، برای بشار اسد در سوریه و برای انصار الله در یمن خرج میکند و حتی جهیزیه زوج های جوان افغانیهای گردان فاطمین  تامین میکند. 

این بذل و بخششهای ریخت و پاش گرانه سکه ای میباشد که یکسوی آن عدم دلبستگی رژیم به ملت ایران است و سوی دیگر آن، تلاش برای جایگزین کردن این بیگانگی با ملت ایران، یافتن جای پا یا هویتی در آنسوی مرزهای ایران است و حتی اسراپیل ستیزی رژیم هم تا حدود زیادی پوششی برای یافتن چنین هویت جدیدی است. 

اگر کسی فکر کند دروغگویی رژیم منحصر به این چند سال یا حتی این ۴۱ سال حکومت است اشتباه کرده است.

وقتی آخوندهای حاکم با دروغی فرا تر از شیادی، مانند دیدن عکس امام در قرص ماه برای خمینی قداست آفرینی کردند و به او هاله ای قُدسی و ملکوتی دادند به میلیونها مردمی که به دعوت آخوندها ساده لوحانه علیه شاه به خیابانها ریختند این دروغ بزرگ را گفتند، وقتی به میمنت ورود«امام» تار مو در لابلای صفحات قرآن ها یافتند، و کسی از آنها این دروغهای تاریخی فراتر از شیادی و کلاهبرداری سیاسی را تکذیب نکرد، پایه «جمهوری دروغ بنیاد» ریخته شد.

وقتی جنایتکارانی که در لباس نظامی صدها هزار جوان را به جای اینکه با احساسات میهنی تجهیز روانی و تهیج کنند تا با انگیزه میهن پرستی از سرزمینشان دفاع کنند، به نوحه خونی و مداحی متوسل شدند، با وعده های حور وغلمان مرمرین تن  و وعده کمک از«امدادهای غیبی» آنها را به میادین مین یا به استقبال رگبارهای مسلسلهای ارتشیان صدام می فرستادند و کسی از آنها باز نمی گشت تا بگوید امدادی از غیب درمیان نبود، نه تنها پایه های نیروهای مسلح «جمهوری دروغ» بر دروغ بنا گشت، بلکه  پی بنا و بنیاد یک نیروی مسلح با ایدئولوژی خرافی«اعتقادی/فرقه ای» ریخته شد که برایش «مردم» عاری از معنا و مفهوم بود، در حالی که امام و ولی امر آن، ولینعمت و خداوندگاری بود که هم نعمت این دنیا و هم نیکبختی و سعادت جا.دانی آن دنیا را به او میداد. وقتی علاوه بر «امدادهای غیبی» سروکله «الطاف خفیه الهی» هم برای جوانان بسیجی مغز شویی شده پیدا شد، ضلع جدیدی به کثیر الاضلاع  نظام دروغ افزوده شد. 

وقتی ظرف ۴۱ سال، ۷۰.۰۰۰ امامزاده به امامزاده ی ما افزده شد، پایه های کاخ خونین «جمهوری دروغ» بتون آرمه شد.

وقتی هاله نور بر سر رئیس جمهور مملکت پرتو نورانی افکند، سوار شدن خیل شیادان بر گرده ملتی که کاسه سرش از مغز خالی و شعورش ربوده شده بود به مرحله تکاملی خود رسید.

دروغهای رژیم در مورد حادثه تراژیک سرنگونی هواپیمای از این جهت انعکاس رسانه ای یافت که پای دول خارجی و هواپیمای خارجی در میان بود، پای شرکت های بیمه هوایی که به زودی سرو کله اشان با لیستهای بلند بالای خسارات جانی و مالی پیدا خواهد شد، در میان بود.  و رژیم خسارات مالی و جانی میلیارد دلاری این فاجعه را از جیب ملت پرداخت خواهد کرد بدون اینکه خم به ابرو بیاورد.

با قطعیت میتوان گفت اگر پای طرفهای خارجی در میان نبود، در تمام دستگاه حاکم این جمهوری دروغ بنیاد کسی یافت نمی شد تا حقیقت را به مردم بگوید و سر و ته  قضیه به خوبی به شیوه آخوندی یا ولایی تمام میشد یا جمع میشد!

با این دروغ بزرگ که ابعاد جنایی دارد، دیگر احدی نمیتواند ادعا کند کمترین پیوند آرمانی، اخلاقی، سیاسی، انسانی  بین این نظام با ملت ایران وجود دارد. 

دیگر جای استدلال و برهان سیاسی برای افشای رژیم نیست. باید از آن با عناوینی چون پفیوز، بیشرف نام برد  تا دیگر ماسکی برچهره کریهش نماند. 

اگر دونالد ترامپ یک هزارم این دروغ را به تمام ملت آمریکا و نه تنها به جبهه رقیب گفته بود، رسانه های هم دموکرات و هم محافظه کار پوستش می کندند، پلیس فدرال او را به بازجویی و دادگاه قانون اساسی او را به  پای میز محاکمه می کشید.

دروغ اخیر رژیم از این جهت تاریخی است که تا کنون رژیمی پیدا نشده است تا با این دامنه به تمام ملتی که بر آن فرمان میراند از جمله طرفداران خود هم دروغ بگوید و آنها را بفریبد تا وفاداری و سرسپردگی آنها به خود را، بهر قیمت برای خویش حفظ کند! 

در اینکه نیروهای مسلح رژیم از سپاه گرفته تا بسیج و ارتش، گارد مخصوص رژیم هستند کسی تردید ندارد، ولی این رژیم به آنها هم دروغ گفت، به همه آنهایی که به نام اصولگرا نامیده میشوند و هنجره خود را در دفاع از رژیم میدرانند دروغ گفت، به آن اصلاح طلبانی که با خفت و خواری تلاش میکنند به عرابه قدرت آویزان شوند دروغ گفت، به دین و مذهبی که ادعایش را دارد دروغ گفت به تنها کسانی که دروغ نگفت آنهایی بودند وهستند که در جنایات رژیم با آن شریکند!

تردید نیست که بُعد انسانی و بسیار تراتژیک سرنگونی هواپیمای اوکرائینی بسیار عظیم است ولی تمرکز فکر روی این بُعد و ندیدن آن پیش زمینه ای که این فاجعه بر آن رخ داد بسیار فراتر این حادثه اهمیت دارد که در زیر گوشه ای از آنرا توضیح میدهم.

قریب ۲۰ سال پیش در باغ وحش تهران، معلوم نبود به چه دلیلی، یکی از تماچیان به داخل قفس شیر افتاده بود و شیر گرسنه تلاش میکرد با دنانهایش از ناحیه شانه چپ، او را به ته قفس بکشد تا با خیال راحت او را بخورد. در برابر قفس، نگهبانی هفت تیر به کمر، بی حرکت ایستاده و مانند یک تماچی منظره را تماشا میکرد در حالی که جمیعت بر سر او داد میکشید! بزن! بزن! 

سرانجام فریادهای تند و توهین آمیز جمعیت، آن نگهبان را واداشت تا علیرغم میل خود با شلیک دو گلوله شیر را بکُشد. فرد بسیار مجروح شده به بیمارستان اعزام شد و در فردای آنروز رسانه نوشتند که او از خطر مرگ نجات یافته است.

تردید بسیاری دارم، اگر آن نگهبان باغ وحش، که ترس بازخواست شدن به خاطر شلیک دو گلوله و کشتن یک حیوان در او نیرو مندتر از احساس مسئولیت انسانی بود، به جای مامور باغ وحش در صفوف سپاه و نیروهای ویژه برای  سرکوب و شرکت در«جمع کردن» و «تمام کردن» تظاهرات آبان ماه گذشته به مقابله خیابانی با تظاهر کنندگان اعزام میشد، بدون کمترین واهمه ای،« آتش به اختیار» تمام خشاب مسلسل خود را تا آخرین فشنگهایش به روی جمعیت خالی نمیکرد. او از کشتن مردم ترسی نداشت بلکه از نکشتن آنها میترسید! میترسید تا مبادا به خاطر نکشتن مورد مٰوآخذه قرار گیرد، پستش را در این دنیا از دست دهد  و نعمت های ملکوتی را در آن دنیا.

 در این جمهوری دروغ تنها دروغ نیست که «نهان و نهادزاد» است بلکه بی ارزشی جان آدمهایی که «خودی» نیستند نیز یک امر نهادینه شده است. 

کافیست به سابقه جنایاتی که در این رژیم طی این ۴۱ سال علیه مخالفین و منتقدین آن انجام شده فکر کنیم! بدون استثناء همه آنها که مخالفین رژیم را کُشته اند، ارتقاء مقام گرفتند. در حالی که بسیار زنانی که در برابر تجاوز به عنف توسط افراد سپاه یا دیگر افراد رژیم برای دفاع از خود و ناموس خویش متجاوزان را توانسته اند بکشند بدون استثناء همگی تسلیم جوخه های اعدام شدند. همه اسیدپاشان، به خاطر صدور حکم ریاکارانه قصاص برای آنان که اجرای آن از عهده قربانیان اسید پاشی بر نمی آمد، بدون مجازات آزاد شددند.

در «جمهوری دروغ» کشتن مخالفان رژیم و مرگ غیرخودیها نه تنها هزینه ندارد بلکه اکثرموارد پاداش و ترفیع درجه هم دارد. این رویکرد در تمامی ساختار رژیم به یک فرهنگ تبدیل گردیده است. نمونه آن کشتن افرادی مانند ستار بهشتی زیر شکنجهِ زهرا بنی یعقوب، زهرا کاظمی، کشتار ۶۷، شکنجه کُش کردن های کهریزک و ترور حجاریان و دکتر سامی و.. . است.

فرهنگی شدن مشروعیت کُشتن مخالفان نظام و بی تفاوتی نسبت به کشته شدن بی گناهان(غیر خودی) دیگر(مانند نمونه همین سرنگون سازی هواپیما و کشتن دهها هزار غیر نظامی در سوریه توسط حاج قاسم قاتل ) در این میان، همه ترمزهای روانی و اخلاقی را در میان نیروهای سرکوبگر رژیم از کار انداخته است. 

کشتن مخالفان و در کنار آن به قیمت کشتار انبوه غیرخودیها، آن فرهنگی است که به افراد سپاه قدس یا تربیت یافتگان در مکتب نظامی آن مانند حاج قاسم جلاد، اجازه میدهد تا به خاطر کشتن یک مخالف مسلح رژیم اسد، دهها نفر غیر نظامی را هم بکشند، به آنها اجازه میدهد تا نیمه شهر باستانی حلب را با تمام آثار تاریخی آن بر سر ساکنینش ویران کنند تا چند ده تن پیکارجوی ضد رژیم اسد در زیر آوار آن زنده به گور شوند. 

در قوانین جزایی مدرن، گفته میشود بهتر است صد مجرم از مجازات برهند تا یک بیگناه به اشتباه مجازات شود. ۵۰۰ سال پیش از میلاد، سون تسو، ژنرال برجسته چین باستان گفت آن ژنرالی که شهرها را ویران می سازد و کُشت و کشتار میکند، یک ژنرال خوب نیست. ژنرال خوب آن ژنرالی است که جنگ را بدون کُشت و کشتار  ببرد. و این آموزه آن استرتژ نامدار چین باستان، امروزه بخشی از آموزش نظامی در دنیای مدرن است.

دونالد ترامپ دو سال پیش یک فرمان حمله موشکی خود به سوریه را، ده دقیقه قبل از انجام آن، لغو کرد که در آنهنگام تیتر درشت رسانه ها شد. چون ژنرالهایش در آخرین لحظه به او گفتند در اثر این حمله موشکی ممکن است تا ۱۵۰ نفر در اثر آن  کشته شوند. 

اگر آن افسر یا درجه داری که ماشه پرتاب موشک زمین به هوا را در اختیار داشت و هواپیمای  اوکراپینی را ساقط کرد، با فرهنگ شرح داده شده فوق در بین نیروهای مسلح جمهوری دروغ تربیت نشده بود و به جای آن یک فرهنگ مدرن نظامیگری حرفه ای و مدرن می داشت، قطعاْ، با احساس مسولیت بیشتری عمل کرده و موشک را پرتاب نمیکرد. و با توجه به سقف پرواز پائین هواپیما ساقط شده آنچنانکه گزارشات میگویند، با کمی دقت حتی غیر حرفه ای، آدم درک میکرد که هدفی را که گرفته است یک هواییمای بوئینگ مسافر بری است و از این هم ساده تر، شاید اگر شلیک اشتباهی به مجازاتی در حد عدم دریافت چند ماه حقوق یا منتظر خدمت شدن ممکن بود بیانجامد، قطعاْ پرتاب کننده آن موشک، بر شهوت مدال و جایزه گرفتن خود غلبه کرده و چشماهایش را بیشتر باز میکرد تا تشخیص درست دهد.   

ولی جان مطلب و مسئله در اینجاست که  آن افسر یا درجه دار تیم ضدهوایی، مانند دیگر افراد نیروهای نظامی رژیم تربیت نشده اند تا به جان قربانیان بی گناه یک عمل جنگی خود هم فکر کنند. آنها با عشق کُشتن تربیت شده اند. 

آنچه کوشیدم در این یادداشت توضیح دهم، فقدان احساس مسئولیت انسانی در مقابل غیرخودی،  سرسپردگی تام و تمام واطاعت پذیری صد درصدی فرقه بنیاد و فقدان اخلاق نظامیگری در نیروهای مسلح رژیم است. 

طی ۴۱ سال حاکمیت خود این «جمهوری دروغ» هزینه های بسیار گزاف روی دست مملکت و مردم ما نهاده است. هیچ یک از دولتمردان یا سپاهیان رژیم از بابت این هزینه سازیها برای مملکت، کمترین ضرری نکرده اند و این ملت بوده است که از کیسه او این هزینه ها انجام گرفته است. اگر جامعه به خود نیاید و این رژیم را به زیر نکشد، این رژیم ممکنست میهن ما و کل منطقه را به یک جهنم جنگ هسته ای هم بکشاند

No Comments