فراخوان تحریم کافی نیست! آنرا سازمان دهیم!(۲)

Share Button

این اولین مجلسی خواهد بود که رهبری نظام حاضر است به قدرت واقعی و نقش تقنینی واقعی آن تا ارتقائش به مجلسی که به قول خمینی«در راس امور» باشد، میدان بدهد. این فرایند هرچند پارادکسال، به ظاهر با سرشت توتالیتر نظام در تباین است ولی در واقع امر فرایندی است که طی آن مجلس از ته مانده  صوری استقلالش ازاله خواهد شد. مجلسی که تا کنون، در باطن بخشی از رهبری نظام بود حالا دیگر رسماْ در رهبری نظام چنان مستحیل میشود که فقط نامی از آن باقی می ماند. تصمیم مجلس از آن به بعد تصمیمی نیست که با اراده رهبر کمترین تعارضی داشته باشد. اراده این مجلس مشیت مقام عظما خواهد بود و بالعکس!

از یکسال پیش تحلیلگران سیاسی رژیم نسبت به عدم استقبال مردم از شرکت در انتخابات آینده مجلس به سران نظام هشدار داده اند. روی این اصل، رژیم خود را برای مشارکت نازل مردم در این انتخابات آماده کرده است. 

برای مخالفین رژیم، مهم این است که بدانند در برابر این عدم مشارکت مردم، رژیم چه سیاستی در پیش خواهد گرفت؟ و از این هم مهمتر، بدانند مجلس یکدست شده آینده، چه رویکردی را نسبت به مسائل جاری و حاد مملکتی اتخاذ خواهد کرد.

برای اصرار و التماس «شیخ حسن رئیس جمهور» به مردم، که هرطور هست، علیرغم همه نارضایتی هایشان نسبت گردش امور، از صندوقهای رای قهر نکنند و در انتخابات آینده شرکت کنند، باید دو وجه قائل شد. 

وجه اول اینست که کاهش چشمگیر مشارکت انتخاباتی نسبت به دوره های گذشته ضربه ای است به کلیت نظام که آشیخ حسن و باند او  نیز بخش حاشیه ای آن هستند و به این اعتبار، هم سرنوشت «نظام» میباشند. بنابراین او سعی میکند پیشاپیش، از شدت این ضربه بکاهد.

وجه دوم دلشوره انتخاباتی آشیخ، که از جهات دیگری به مخالفین رژیم هم مربوط میشود این میباشد، که سرنوشت خود شیخ حسن در این انتخابات رقم خواهد خورد، اتفاقی که غیر مستقیم ضربه ای به کل برنامه مبارزاتی مخالفین برانداز رژیم هم می باشد که در سطور بعد ارتباط این دو را توضیح خواهم داد. 

در درجه اول، آن پایگاه اصلاح طلبانه ای که در ۳ انتخابات قبل پشت سر شیخ حسن و مجلس کنونی ایستاد دیگر تا نزدیک به۹۰٪ فرسایش داشته است.

آرمان امیری یکی از تحلیلگرانی که سایت «کلمه» منتسب به میر حسین موسوی مطالب او را انتشار میدهد، در باره رد صلاحیتهای فله ای نامزدهای اصلاح طلبان می نویسد:« رژیم از این روی با خیال راحت نامزدهای اصلاحطلبان را بی پروا رد صلاحیت کرد که میداند اصلاحطلبان دیگر در بین مردم جایگاهی ندارند، نه به عنوان اپوزیسیون جایگاهی دارند و نه به عنوان«پوزیسیون» و کادرهای اجرایی مطرحند تا رهبری آنها را به بازی بگیرد».

نظر این تحلیلگر کاملاْ مقرون به واقعیت است. 

اگر اصولگرایان به برکت توزیع رانت توانسته اند و میتوانند بخش عمده پایگاه اجتماعی خود را حفظ کنند، اصلاح طلبان که دیگر، نه میتوانند رانت پخش کنند و نه قدرت پیشبُرد اصلاحات را داشته و دارند و نه جسارت مبارزه با رژیم را و نه کارنامه ای جز تسلیم طلبی و گدایی قدرت طی قریب ۲۰ سال شراکت یا پلکیدن در حاشیه قدرت، جز اضمحلال سیاسی سرنوشت دیگری نمیتوانند داشته باشند.

جو حاکم بر فضای سیاسی غیرحکومتی، آنست که این تحلیلگر توضیح داده است و در شعار«اصلاح طلب اصولگرا، دیگه تمام ماجرا!» ی مردم به روشنی تبلور یافته است.

شیخ حسن از این میترسد، که مجلس آینده به رهبری سردار گازانبری»، از او بُزقربانی(scapegoat) بسازد و تمام کاسه کوزه های فلاکت مملکت را به گردن او انداخته و او را برای جلب رضایت مردم، خواباندن خشم آنان و از نو کشاندنشان به مدار دفاع از نظام، قربانی کنند. 

رژیم شدیداْ به قربانی کردن نیاز دارد. و این قربانی کسی مناسب تر از شیخ حسن شیاد و دروغگو کس دیگری نمیتواند باشد که قربانی کردنش برای مردم دل خنک کن باشد و ضربه ای هم به ارکان رژیم از قربانی کردن او وارد نمیشود، آنچنان که در مورد کروبی، موسوی و منتظری رخ داد.

و اما جنبه دوم  

 دلشوره «شیخ» را در آنجا که به مخالفین رژیم مربوط میشود باید جدی گرفت.

به ضرس قاطع میتوان گفت که رژیم «تهدید» عدم مشارکت انتخاباتی مردم را، برای خود به یک«فرصت» بزرگ سیاسی تبدیل خواهد کرد. 

تقریباْ همه آنهایی که به پای صندوقهای رای نخواهند رفت از اقشار متوسط، (بیشتربه معنای فرهنگی) جامعه هستند. بخش عمده(۸۰ ـ ۹۰)٪ ی  اینها کسانی هستند که آن قریب ۲۰ میلیون رای را در انتخابات قبل به روحانی دادند. با ریزشهای دیگر در بقیه ستونهای اجتماعی انتخاباتی رژیم، میتوان گفت: ـ در انتخابات  اسفند ماه آینده، این ۲۰ میلیون، از میزان حدوداْ ۶۰ میلیونی واجدین شرایط رای دهی کاسته خواهد شد. این رقم را به تحریم کنندگان ۲۰ میلونی ۳ دور انتخاباتی قبل که بیافزائیم، حداقل میشود ۴۰ میلیون که در رای گیری اسفند ماه آینده به انتخابت رژیم «نه!» خواهند گفت، درنتیجه انتخابات آینده به آزاد ترین وجهی بین بدنه خود نظام انجام خواهد شد. 

به طور عمده فقط کسانی به پای صندقهای رای خواهند رفت که از سرسپرگان رژیم هستند و اینها غیر ممکن است رایی به یک اصلاح طلب یا حتی طرفدران روحانی بدهند. و تا آنجا که فقط به کّمی میزان شرکت کنندگان مربوط میشود، رژیم با یک دستکاری ۳۰ ـ ۴۰٪ ی در مجموع درصد آراء، بدون اینکه تبعیضی نسبت به یکی از نامزدها اعمال کند، میزان مشارکت را به بالای ۵۰٪ خواهد رساند. و مسئله را حل خواهد کرد و فریاد مخالفین هم که: آی! تقلب شده است به جایی نخواهد رسید چون برنده و بازنده شدگان میدانند که تقلبِ جانبدارانه ای رخ نداده است و مشکل، خانوادگی خواهد بود.

نتیجه اینکه مجلس آینده با کمترین میزان شرکت کننده در تاریخ فرمانرایی رژیم، به طور یکدست از اصول گرایان یا بهتر گفته شود عناصر نظامی و امنیتی ملبس به لباس اصولگرایی تشکیل خواهد شد.

این اولین مجلسی خواهد بود که رهبری نظام حاضر است به قدرت واقعی و نقش تقنینی واقعی آن، تا ارتقائش به مجلسی که به قول خمینی«در راس امور» باشد، میدان بدهد. این فرایند هرچند پارادکسال، به ظاهر با سرشت توتالیتر نظام در تباین است ولی در واقع امر فرایندی است که طی آن مجلس از ته مانده  صوری استقلالش ازاله خواهد شد. مجلسی که تا کنون در باطن بخشی از رهبری نظام بود حالا دیگر رسماْ در رهبری نظام چنان مستحیل میشود که فقط نامی از آن باقی می ماند. تصمیم مجلس از آن به بعد تصمیمی نیست که با اراده رهبر کمترین تعارضی داشته باشد. اراده این مجلس، مشیت مقام عظما خواهد بود و بالعکس!

این مجلس اختیار خواهد داشت تا حجاب را آزاد کند، محدودیتهای تفریحی را بردارد، تفیک جنسی در سواحل راهبردارد، مشروب خوری و مشروب فروشی را آزاد کند، حصر سران جنبش سبز را بردارد، با امتیاز دهی به آمریکا و اروپا و دولتهای عربی منطقه، با آنها سازش کند و تمام این اصلاحات را به نام خود به انجام رساند تا پرچم تحول طلبی را از دست مخالفین خود برای همیشه گرفته و آنها را از شعارهایشان خلع سلاح کند.

هیچ یک از این عقب نشینیها نه تنها به کمترین اعتراضی از سوی پایگاه ظاهراْ مذهبی رژیم نمی انجامد بلکه از سوی دو آتشه ترین جریانهای حزب الهی و ولایتمدار آنهم مورد استقبال قرار میگیرد زیرا برای این جماعت همه این خشکه مقدسی و قشریگریها  تا کنون ابزاری برای سرکوب و حذف نیروهای آزاداندیش جامعه بوده است و اگر تا بحال با گرز قشری گری کار رژیم پیش رفته است حالا با دست بالا گرفتن در اصلاحات و گسستن زنجیرهای انقیاد دینی از دست و پای جوانان و جامعه پیش میرود.

خلاصه اینکه سردار گازانبری، به گمان من، رئیس مجلس أینده خواهد بود. او با ریش دو تیغه تراشیده و ژستی روشنفکرانه، مکُش مرگ مایی وغربی نما، بر کرسی ریاست مجلس خواهد نشست و آشیخ حسن را آج و داغ و احتمالاْ «بنی صدری» خواهد کرد. 

قالیباف خیز ریاست جمهوری آینده را دارد تا این پروژه را به کمک ابراهیم رئیسی، «آیت الله قاتل» تا آخر به اجرا بگذارد. 

سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان با تغییر اساسنامه حزب الله و حذف هدفِ برقراری حکومت اسلامی در لبنان، از ده سال پیش با جزمیان و ظواهر مذهبی خدا حافظی کرد و حتی فواحش اجیر شده نیمه لخت را پرچمدار راهپیمایی های حزب الله کرد. او با این رویکرد انبساطی نه تنها قدرت ونفوذ اجتماعی خود را از دست نداد بلکه توانست با نشان دادن رواداری و تولرانس مذهبی اقشار جوان و نیمه مدرن جامعه لبنان را هم به صفوف خود جذب کند. رقیبان سُنی و مسیحی مذهب او توان این میزان بُردباری و تحمل پذیری مذهبی را نداشتند زیرا آنها آخوند نبودند تا همه احکام دینی را بر مبنای مصلحت خود تفسیر کنند.

پرچمدار حزب الله لبنان در یک راهپیمایی

ولیعهد عربستان، محمد ابن سلمان، در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای از قشریت وهابیگری، ظرف همین ۲ـ ۳ سال اخیر دهها کنسرت بزرگ اروپایی را به جده دعوت کرده است که هر بار صدها هزار نفر از شهر وندان سعودی در آنها شرکت کرده اند. ۴ سال پیش بزرگترین نمایش مُد را در ریاض برگزار کرد که در هیچیک از ممالک خاور میانه سابقه نداشته است. در یک کلام، او میخواهد عربستان را به بزرگترین مرکز توریستی خاور میانه و )شرق و شمال آفریقا تبدیل کند با (سعودی دیسنی و لاس وگاس عربستانی. 

بخش محافظه کار جامعه سعودی چنان فرسوده است که یارای اعتراض ندارد و بخش مدرن و نیمه مدرن عربستان هم از این تحولات با آغوش باز استقبال مینکند! 

آخرین سخن اینکه: ـ مخالفین رژیم تا کنون طی این ۴۱ سال، با انقلاب و چماق احکام کوبنده آن از صحنه مشارکت سیاسی به بیرون گود پرتاب شده اند حال باید بترسند از اینکه، از این پس در اثر تهیدستی برنامه ای و پیش دستی رژیم در انجام تحولات ره گشاینده، بازی را در عرصه سیاسی برای همیشه ببازند.

افشاء رژیم کافیست! به خود بیائیم و قدری روی استراتژی پیکار و تاکتیک مبارزه بیاندیشیم! 

نگتارنده مدعی نیست که همه این پیش بینی ها از دقت ریاضی برخودار میباشند ولی یک پیکارجوی سیاسی ضد رژیم حق ندارد و نمیتواند از آنها به عنوان«احتمالات» پیش روی بگذرد.!     

No Comments