فراخوان تحریم کافی نیست! آنرا سازمان دهیم (۳)

Share Button

مخالفین رژیم آخوندی حاکم، اولاْ باید خطر(رضاخان) شدن این سردار جنایتکار را قبل از آنکه بتواند بر موج هیجان مردمی ناشی از اصلاحات مورد آرزوی مردم سوار شود، خنثی سازند. و دوماْ سوابق سرکوبگریهای او را در هنگام تصدیش بر نیروهای انتظامی، اقداماتش علیه دولت اصلاحات خاتمی و کلان دزدی هایش در جایگاه شهردار تهران را  افشاء کنند. او نباید بتواند به هیچ طریقی به شعور مردم شبیخون بزند و سرمایه تاریخی و ملی ما را به سود رژیم اوباشان و روضه خوانان وجوهات بگیر دیروز و ولینعمتان امروز مردم مصادره کند. 

سون تسو:« یک ژنرال کارکشته، خطر را پیش از آنکه ایجاد شود در نطفه خفه میکند!»

سون تسو، ژنرال و استراتژ نامدار چین باستان

با تاکید بر آموزه پیش گفته این ژنرال بزرگ چینی، باید گفت که انتخابات آینده مجلس هم آبستن خطراتی برای جریانات سیاسی مخالف و منتقد رژیم است و هم در بر دارنده فرصت هایی که آنها میتوانند با بازی درست در میدان آن، با مانور و ضد مانور، از آن حداکثر بهره برداری را برای عقب راندن رژیم و تضعیف سلطه مافیایی آن بکنند.

شرط اینکه مخالفین رژیم نه تنها به چاله سیاسی ای که رژیم برایشان کنده است نیفتند، بلکه رژیم را در آن چاله ای که برای آنها حفر کرده است چنان زمینگیر کنند که هرگز نتواند از آن بیرون آید اینست که اهداف رژیم را در این انتخابات دقیقاْ شناسایی و ارزیابی کنند تا بتوانند آنچه آموزه سون تسو در این باره به ما می گوید را دقیقاْ به کار بندند. سون تسو میگوید آن ژنرالی که هم نیروی خود و هم حریفش را بشناسد برنده جنگ است.

دو لشکرمتحارب که روی هم ایستاده اند، ازهم گله گزاری نمی کنند، خطاهای انسانی همدیگر را به رخ هم نمیکشند، دَم از حق و باطل نمیزنند و روی مظلومیت نمایی خود و  ظالم نمایی حریف حساب نکرده بلکه روی نیروی جنگی خود و اینکه میخواهند طرف مقابل را با بی رحمی کامل خُرد کنند داد سخن داده و جنگ روانی راه می اندازند تا دل طرف مقابل را لرزانده و جرئت پیکار را از او بگیرند. 

امروز صحنه جامعه ما به یک میدان جنگ تبدیل شده است که در یکسو مردم هستند و در سمت مقابل نیروی ضد مردمی به رهبری خامنه ای و بازوی اجرایی او سپاه، بسیج، نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی قرار دارند. 

دیگر تمام نقاب های تزویر و دروغ و مردم فریبی دینی از چهره رژیم افتاده است و نیروهای فریب خورده اجتماعی بیدار شده اند و آنان که با رژیم مانده اند، ابداْ توهمی راجع به ماهیت ضد مردمی و ضد ایرانی بودن رژیم ندارند چون نیروی حاکم میباشند. 

آنها که با رژیم مانده اند، مانند اشغالگران دوره نخست فتوحات مستعمراتی(اسپانیا و پرتقال) هستند که با قایقهای توپدار با اهالی سرزمینهای متصرفاتی خود سخن میگفتند و جز به بردگی کشاندن آنها سیاست و زبان دیگری نداشتند. اساس این سیاست مستعمراتی نه بر پایه توسعه دادن مستعمرات به قصد استثمار بهینه آنها بلکه بر پایه تحمیل کار اجباری و غارت علنی منابع طبیعی و خام آنها و تصرف عدوانی بارخیزترین زمین هایشان بود. سیاستی که با دول متروپل بعدی(انگلیس، هلند، فرانسه، بلژیک) که از راه توسعه دادن مستعمرات بهره کشی میکردند متفاوت بود.

قشر مافیایی حاکم، به قیمت ویرانی مملکت، علناْ می دزدد، غارت میکند و به دست نشاندگان منطقه ای خود بذل و بخشش میکند و کَکَش هم از افشاء شدن ندارد هرچه مملکت عقب مانده تر بماند حکومت کردن بر آن برای این باند مافیایی آسان تر است. 

فقط ظرف دو دهه گذشته، علاوه برغارت هزاران میلیارد(دلاری)، با پوشش  قانونی مانند واگذاریِ: ـ اراضی شهری، شکارگاهها و جنگلها، معادن و کارخانه ها به خواص حکومتی، از طریق بنیادها و نهادهای تحت نظارت رهبری ، سپاه، نهادهای مذهبی و شبه مذهبی، فقط دهها میلیارد دلار از منابع مالی کشور به طور علنی اختلاس شده است و بیش از ۱۵۰میلیارد(دلار) منابع بانکی ملاخور شده است.

چنین تاراج بزرگی را تاریخ به یاد ندارد. اعراب یا مغولهایی که به ایران حمله کردند نه دنبال معادن ما بودند نه دنبال جنگلهایمان، آنها فقط باج گرفتن و خراج گذاردن که شامل اموال جنسی منقول بود، بودند در حالیکه این رژیم آبهای زیر زمینی صدها هزار سال دخیره شده ما را هم تاراج و دریاها و دریاچه هایمان را از آبزیان آن لخت کرده است و نزدیک به نیمی از ۱۸ میلیون هکتار مربع ارضی جنگلی کشور با قطع اشجار آن به مُلک تجاری و مستقلاتی تبدیل و به خواص خود بخشیده است. 

رژیم به طور کامل دیگر با زبان قدرت محض با مردم و مخالفین خود سخن میگوید. اگر سردار همدانی در خاطراتش می نویسد که «ما ۵۰۰۰ زندانی لات و چاقوکش را بُردیم آموزش دادیم و به کمک آنها اعتراض خیابانی ۸۸ را جمع کردیم، یعنی رژیم در درون خودش، حتی پی فریب دادن طرفداران و نیروهای خود نیست و چاقوکش و آدم کُش تربیت میکند تا با حاکم کردن آنها بر زندگی مردم نطفه خطر براندزی خود را در زهدان جامعه خفه کند.

تحت چنین شرایطی مردم ما با انتخابات ۲ اسفند آینده روبرو میشوند. برای نخستین بار رژیم دیگر ابداْ دغدغه نرفتن مردم را به پای صندوقها ندارد چون از این فاز عبور کرده است. اگر هم از مردم هم دعوت میکند منظور همان پایگاه اجتماعی رانت بگیر خودش میباشد و نه همه مردم. این انتخابات انتخاباتی است بین طبقه حاکم و در چار چوب نیروهای خودی آن. والسلام!

شیخ حسن روحانی که بیش از همه به بازی سیاسی در درون نظام آشناست از ترس به جیغ زدن افتاده است زیرا ساطور این انتخابات در درجه اول او را نشانه گرفته است. با یکدست شدن مجلس به عنوان یک دست شدن کُل حاکمیت، اگر او به عنوان تابلوی دولت صوری محکوم به انقراض سرنوشتی بدتر از خاتمی نیابد، فرجام بهتری نخواهد داشت. رئیس مجلس آینده سردار گاز انبری، محمد باقر قالیباف خواهد بود که صدارت بر مجلس آینده نربان صعود او به سریر ریاست جمهوری است که راه را برای فرمانروایی کامل و علنی سپاهیان و سپاهیزه کردن تمام عیار ساختار سیاسی باز میکند.

قاالیباف ماموریت دارد، همه آن وعده هایی را که خاتمی، اصلاح طلبان و دولت نا امیدی شیخ حسن به مردم دادند و به علت کارشکنی همین باند اصولگرا، هرگز اجرایی نشدند را، اجرایی کند و از خود کارنامه ای توسعه گرا، گشاینده فضای فرهنگی و گشاینده نسبی فضای سیاسی و گشاینده باب تعاملات دیپلماتیک با دنیا را به جا گذارد تا تمام مخالفین سیاسی نظام را از هر نظر خلع سلاح کند. 

اگر تا انتخابتهای قبل، رژیم و عواملش با وعده های سرخرمنی مردم را به پای صندوقهای آراء می کشاندند، در دوره فرمانروایی یک دست اصولگرایان و ادغام(یا حذف) دولت صوری و رسمی با دولت پنهان، برنامه این است تا با عرضه کارنامه ای مثبت در همه عرصه ها، مردم به اعجاز صندوق های آراء از نو ایمان بیاورند تا در انتخابات ریاست جمهوری بعدی و انتخاباتهای بعد از آن با سر به سوی حوزه های رای گیری بدوند و سلطه غارتگران بر مملکت را برای همیشه نهادینه کنند و بدان مشروعیت واقعی دهند.

رژیم به معنی دولت پنهان تا توانست در کار دولتهای رسمی، از هاشمی گرفته تا شیخ حسن، کارشکنی کرد تا با حل آن مشکلات خود آفریده و ناشی از آن کارشکنیها خود، با دستان دولتی تماماْ از جنس خویش(سپاه، نیروهای امنیتی و بیت رهبری)، برای دولتهایی از جنس دولت پنهان، سرمایه مردمی و سیاسی ایجاد کند. 

اگر شیخ حسن یا خاتمی و حتی احمدی نژاد، مسئله حجاب، سخت گیریهای فرهنگی، مسئله حصر، مسئله بیش از ۱۵۰ میلیارد دلار معوقات بانکی، مسئله کلاهبرداریهای مٰوسسات مالی، مسئله مذاکره با آمریکا و آشتی با دول عربی منطقه، مسئله تفکیک های جنسیتی آزار دهنده در مدارس و دانشگاهها و اماکن تفریحی و … ، را حل کرده بودند، نه حاج قاسم شیاد در صورت رئیس جمهور شدن میتوانست چیز زیادی به مردم بدهد و نه سردار گازانبری و آیت الله قاتل در کسوت رهبر آینده! 

تمرکز مخالفین رژیم روی مساائلی از قبیل حجاب و آوازه گری بیش از حد روی این قبیل مسائل فرعی، یعنی ذخیره سازی سرمایه سیاسی برای آن نیروهایی که جنس حاکمیت هستند و اذن حل این مسائل را دارند. بسیاری از این مسائل، غیر استراتژیک هستند که در نهایت رژیم به این یا آن نحو آنها را حل خواهد کرد بدون اینکه دچار لرزش ساختاری شود.

در دوران رژیم شاه، برای بیش از دو دهه حزب توده شعار داد:« دهقان باید صاحب زمینی باشد که روی آن کار میکند» و کارگر باید این یا آن حقوق را داشته باشد. اما اصلاحات شاه با عنوان انقلاب سفید، از آنچه حزب توده شعارش را داده بود فراتر رفت، هم دهقانان صاحب زمینی که روی آن کار می کردند شدند هم کارگران در سود کارخانه ها سهیم گشتند، هم بیسوادی تقریباْ ریشه کن شد و هم سپاه دانش و بهداشت راهی روستاها شدند.  پس از این اصلاحات، رژیم شاه قوی تر شد و طبقه متوسط مدرن را به عنوان پایگاه اجتماعی خود توسعه داد و حزب توده دست خالی ماند.   

مخالفین رژیم آخوندی حاکم، اولاْ باید خطر(رضاخان) شدن این سردار جنایتکار را قبل از آنکه بتواند بر موج هیجان مردمی ناشی از اصلاحات مورد آرزوی مردم سوار شود، خنثی سازند. و دوماْ سوابق سرکوبگریهای او را در هنگام تصدیش بر نیروهای انتظامی، اقداماتش علیه دولت اصلاحات خاتمی و کلان دزدی هایش در جایگاه شهردار تهران را  افشاء کنند. او نباید بتواند به هیچ طریقی به شعور مردم شبیخون بزند و سرمایه تاریخی و ملی ما را به سود رژیم اوباشان و روضه خوانان وجوهات بگیر دیروز و ولینعمتان امروز مردم مصادره کند. 

رژیم تا انتخاباتهای گذشته آرای انتخاباتی مردم را می دزدید و حالا در این انتخابات کمین کرده است تا شعور انتخاباتی مردم را بدزدد و خود را نهادینه کند. 

هدف اصلی و استراتژیک رژیم در این انتخابات، مخالفان برون مرزی یا برانداز نیست بلکه در هم کوبیدن تمام عیار باقیمانده باروی نیمه ویران نیروهای تحول طلبی است که در عقبه جنبش اصلاح طلبی و هاشمی گرایانِ سازندگی و جنبش سبز، طی این چند دهه قد علم کرده و به نوعی برای نظام چالش آفریده اند ولی عارضه جانبی این تهاجم سیاسی دولت پنهان، اگر موفق شود خالی کردن زیر پای نیروهای ضد رژیم و برانداز هم به میزان زیادی خواهد بود و شاید به نحوی جبران ناپذیر.  

No Comments