انتخابات آینده، مراسم ختم اصلاح طلبی و اصلاح طلبان

Share Button

انتخابات آینده را دولت پنهان خواهد بُرد. در این انتخابات رژیم همانقدر از مشارکت مردم سود خواهد بُرد که از تحریم مخالفان و مردم. تحریم به طور طبیعی میدان بازی را کاملاْ در اختیار دولت پنهان میگذارد در حالی که مشارکت آنان هم تا آن حد خواهد بود که مراسم نمایشی انتخابات را تزئین کند بدون اینکه حتی یک کرسی به «نق» زنندگان برسد.

شورای نگهبان تقریباْ همه نامزدهای اصلاح طلبان را بجز تعداد معدودی اصلاح طلب پادگانی و امنیتی مانند، علیرضا محجوب، محمد رضا عارف و کواکبی را رد صلاحیت کرده است.

رفتار شورای نگهبان در این رد صلاحیت های فله ای نامزدهای اصلاح طلبان، در این دوره، یک همپوشی بارز و پاردوکسال با رَدَِ صلاحیت همگانی این جماعت از سوی مردم دارد.

اگر شورای نگهبان هم نامزدهای اصلاحطلبان را رد صلاحیت نمیکرد، در این دوره انتخاباتی مردم آنها را به طور رسمی رد صلاحیت میکردند و تقریباْ محال بود آنها بتوانند نماینده ای به مجلس بفرستند. البته آن معدود عناصر پادگانی ماسکدار پیش گفته شاید با رای سازی یا توصیه خود اصولگرایان برای تزئین مجلس آینده به مجلس تنقیه بشوند ولی انتخاب مهندسی شده احتمالی آنها را نباید به حساب حضور اصلاح طلبان در مجلس تلقی کرد، چون این چند نفر آدمکهای دولت پادگانی و پنهان هستند.

در انتخابات گذشته مجلس، که با انتخابات مجلس خبرگان توام بود، آخوند مصباح یزدی و یزدی و حتی جنتی* نتوانستند رای کافی بیاورند و حذف شدند. علت عمده حذف آنان شرکت نسبتاْ وسیع مردم در آن انتخبات و رای دادن به رقیبان این سه، صرفنظر از اینکه آن رقیبان «که؟» باشند بود. مثلاْ بسیاری به آخوند پورمحمدی، از جلادان کشتار زندانیان سیاسی رای دادند تا رای او بر رای مصباح، جنتی و یزدی پیشی گیرد. 

شوخی است اگر فکر کنیم به لحاظ شخصیت اخلاقی، پورمحمدی تفاوتی با این ۳نفر دیگر دارد. ولی از منظر نمادین باید گفت که، پورمحمدی نماد ارتجاع حکومتی نیست ولی این ۳ آیت الله العظمی، چهره نمادین نظام هستند. آدم کُشانی نظیر پورمحمدی در این نظام کم نیستند ولی هیچکدام از چهره های نمادین نظام نیستند تا شکست انتخاباتی آنها، حتی در یک انتخابات طراحی و فیلتر شده، به عدم مشروعیت نظام و شکست آن تفسیر گردد. 

در آن انتخابات مردم با آرای سلبی خود، برای انتخاب نمایندگان مجلس، رژیم را کاملاْ آچمژ، کیش و مات کردند. تمام ۳۰ نماینده تهران نصیب لیست اصلاح طلبان شد. 

اما انتخاب همین جماعت هم تا حدود زیادی حاصل آرای سلبی بود و رای دهندگان، بیش از آنکه به نامزدهای اصلاحطلبان رای اعتماد بدهند به نامزدهای رژیم و دولت پنهان رای عدم اعتماد و منفی دادند.

تسخیر مجلس توسط اصلاحطلبان در دور قبل، نتیجه مهمی که داشت این بود که به طور موقت مانع یکدست شدن ساختار قدرت و ادغام دولت فرمایشی و صوری در دولت پنهان(پادگانی/آخوندی) گردید. اما  پیروزی اصلاح طلبان در آن انتخابات و دو سال بعد با حمایت آنان ازشیخ حسن روحانی در دست رد نهادن به سینه آیت الله قاتل ابراهیم رئیسی و ابقای روحانی در سمت ریاست جمهوری که نامزد مورد نظر خامنه ای و دولت پنهان نبود، این دست آورد را برای مردم داشت تا برای همیشه، با چهره واقعی اصلاح طلبانی که با خفت بارترین وجهی برای اهداف شخصی و گروهی خود گدایی قدرت میکردند آشنا شوند. و شهید نشدن اصلاحطلبان در مسلخ تصفیه استصوابی آن دو انتخابات مانند این دور، مانع از این شد تا از آنها شهید سازی سیاسی و انتخاباتی شود.

و به دین سان بود که مردم در اعتراضات چند سال گذشته خود، عبور خود را از گفتمان اصولگرایی و اصلاح طلبی نشان دادند. 

و اما اگر آن انتخابات ریاست جمهوری و مجلس گذشته، ماهیت سازشکارانه اصلاح طلبان را برای مردم آشکار کرد، به رژیم و دولت پنهان نیز نشان داد که مخالفین و منتقدین نظام میتوانند همین بازی نمایشی انتخابات را، با «مانور و ضد مانور» از نو تکرار کرده و آنرا به شکست سیاسی و حیثیتی خود نظام تبدیل کنند.

مصباح یا آیت الله یزدی(یکی از این دو)، پس از شکست مفتضحانه خود در انتخابات مجلس خبرگان، با لحنی سرشار از کینه توزی حیوانی گفت:« حالا دیگر مخالفین ما، راه کار را در دادن آرای سلبی یافته اند» (نقل به مضمون). 

البته مخالفین رژیم نتوانستند بهره برداری تبلیغاتی لازم را از شکست انتخاباتی دولت پنهان برای مجلس و عمده ترین مراجع فکری آن در انتخابات خبرگان بکنند. بسیاری از مردم و کُنشگران، در این تله افتادند که گویا «پیروزی» در آن دو انتخابات، در راه یافتن  اصلاح طلبان به مجلس و انتخاب مجدد شیخ حسن به ریاست جمهوری بوده است در حالی که ابداْ مهم نبود«کی؟» برنده شده است، مخصوصاْ این جماعت تسلیم طلب. 

حتی باید توضیح داده میشد که برنده شدن اصلاح طلبان و لیست امید روحانی، پیروزی مردم نیست! چون مردم در این دو انتخابات فقط گفته اند (که را؟) نمی خواهند! نه اینکه (که را؟) می خواهند. مهم برجسته کردن شکست خفت بار طرف بازنده بود! که انجام نه شد.

در حقیقت اصلاحطلبان در امتداد خط آویزان شدن به عرابه قدرت، به مردم تلقین کردند که ورود آنها به مجلس و انتخاب شیخ حسن روحانی پیروزی مردم و معجزه صندوق آراء بوده است. اینها وجه اثباتی این دو انتخابات را به خورد مردم دادند که برای خودشان سرمایه ساز بود و با اتخاذ این رویکرد، آنها این انتظار را در مردم آفریدند که گویا قرار است این شیخ سالوس و آن جماعت به مجلس راه یافته، کاری برای ملت به کنند! و بعد هم که معجزه ای از این خاجگان سیاسی حاصل نشد به روی خود نیاوردند که مقصر اصلی خودشان هستند و کاسه کوزه ها را بر سر شیخ حسن کوبیدند.

اگر برای انتخابات آینده مجلس، شورای نگهبان، دست رد فله ای به سینه اصلاح طلبان می نهد، علاوه بر اینکه میداند اینها دیگر در جامعه بی اعتبار شده و پایگاه اجتماعی خود را کاملاْ از دست داده اند، این نیز می باشد که، شورا نمیخواهد ریسک مانور رای دهندگان را در بازی انتخاباتی پیش روی مانند دو انتخابات قبلی بپذیرد. در این انتخاباتی که مقرر است برای همیشه نه تنها اصلاحطلبان را از صحنه زندگی سیاسی به مغاک و محاق فراموشی پرتاب کند بلکه همین رویکرد را شاید خیلی هم شدید تر، نسبت به  تیم احمدی نژاد و دولت بهار او و اصولگرایان خام اندیشی مانند مطهری دارد.

احمدی نژاد به لحاظ پایگاه اجتماعی برای رژیم عددی نیست ولی تفاوتش با اصلاح طلبان در این است که او و تیمش حد اقل از جسارت و صداقت بیشتری برخوردار هستند.

نتیجه گیری:

انتخابات آینده را دولت پنهان خواهد بُرد. در این انتخابات رژیم همانقدر از مشارکت مردم سود خواهد بُرد که از تحریم مخالفان و مردم. تحریم به طور طبیعی میدان بازی را کاملاْ در اختیار دولت پنهان میگذارد در حالی که مشارکت آنان هم تا آن حد خواهد بود که مراسم نمایشی انتخابات را تزئین کند بدون اینکه حتی یک کرسی به «نق» زنندگان برسد.

پس از این انتخابات، دیگر اثری از حیات در جریان اصلاح طلبی باقی نخواهد ماند جز خاطره فریب مردم و سازشکاری آنان روی آرای مردم.

در اینجا، هرچند کاملاْ بی ارتباط، باید به دو نکته اشاره کنم. نکته اول: ـ این روزها اصلاح طلبان رقبای اصولگرای خود را به «خودی و ناخودی» متهم میکنند! خجالت دارد! چون این اصطلاح را برای اولین بارخود  آنها در مجلس هفتم یا هشتم به کار بردند.

نکته دوم: ة مفاهیم سیاسی ما چقدر بدبخت و شورفرجام شده اند! چون آِن اصولگرایان همانقدر «اصول گرا» هستند که این اصلاح طلبان «اصلاحطلب!»

انتخابات آینده، یک انتخابات رقابتی در درون دولت پنهان و پادگانی است و ربطی به ملت ندارد تا در آن شرکت یا آنرا تحریم کند!

  • جنتی هم در انتخابات خبرگان رای نیاورد ولی رژیم برنده آخر را وادار ساخت تا انصراف دهد تا جنتی وارد شود که بیش از آن بی حیثیتی برای رژیم پیش نیاید!

No Comments