عراق: پشت صحنه و روی صحنه سیاست

Share Button

نکته دوم اینست که تا آنجا که من ساعت به ساعت تحولات سیاسی این ۴ ماهه را درعراق و لبنان زیر نظر داشته ام، در عرصه سرکوب جنبش اعتراضی جاری درعراق، رژیم ایران و عوامل آشکار و پنهان آن ابتکار تاکتیکی را در دست داشته اند. ولی نتیجه سیاسی فعالیت سرکوب گرانه و دسیسه گریهای آنها زیر پایشان را از نظر سیاسی در داخل جامعه عراق چنان خالی کرده است که آنها اگر دهها و صدها هزار تن دیگر از معترضین عراقی را هم بکُشند، در پایان این رویاریی بازنده هستند.

آنچه این روزها در صحنه سیاسی عراق میگذرد دارای چنان نا همخوانی های عجیب و غریبی است که هر تحلیل گر سیاسی را به سرگیجه دُچار میکند. 

یک نمونه: ـ با شروع تقریباْ خود انگیخته جنبش اعتراضی ضد فساد که در آغاز مطالباتش بسیار محدودتر از امروز بود، مقتدا صدر هواداران خود را به شرکت در آن کشاند و سعی کرد به نوعی رهبری آنرا قبضه کند. 

موج اولیه تظاهرات چنان ناگهانی وعظیم بودکه همه پیکره سیاسی حاکمیت به شمول احزاب سیاسی پارلمانی را به دست پاچگی انداخت آنچنانکه همه تلاش میکردند خود را حامی و همسوی اعتراضات نشان دهند. 

شاید تنها جریاناتی که صریحاْ در دفاع از این موج برنخواستند و نمیتوانستند، شبه نظامیانی بودند که رسماْ مارک وابستگی به جمهوری اسلامی خورده بودند به اضافه حزب دولت قانون به رهبری نوری المالکی.

بغرنجی این موج و جریانهای مخالف و موافق پشت صحنه آن از آنجا ناشی میشود، که این موج اعتراض مردمی، در کلافی از فعالیت های پنهانی، بازیهای اطلاعاتی و امنیتی، جاسوسی و ضد جاسوسی و کارزار دیس اینفرماتیو، رخنه گری و سابوتاژ پیچیده شده است.

میتوان حدس زد، علاوه بر ایران که رسماْ و علناْ در پشت سر نیروهای سرکوب کننده این جنبش قرار دارد، دیگر نیروهای منطقه ای نیز بیکار نیستند. ساده اندیشی است اگر تصور شود آمریکا و انگلیس و فرانسه، کانادا و..، که هزاران میلیارد دلار هزینه مداخله خود، برای ساقط کردن صدام و سپس مبارزه با داعش را در این کشور متقبل شده اند، به این آسانی این کشور را تحویل جمهوری اسلامی دهند و صحنه را ترک کنند.

در حالی که استراتژی جمهوری اسلامی بر رخنه به درون ساختاری دستگاه دولتی به ویژه نیروهای امنیتی و ارتش از یکسو و ایجاد سازمانهای شبه نظامی گوناگون موازی می باشد، چنین به نظر میرسد که آمریکا و متحدین نزدیک به آن، به عنوان طرف مقابل، تلاش خود را بر کسب پیروزی سیاسی، اخلاقی و اجتماعی بر رویکرد دسیسه گرانه جمهوری اسلامی نهاده و تلاششان این است که قلدر مآبی فرمانروایانه شبه نظامیان وابسته به ایران را به برجسته ترین وجهی در برابر دیدگان مردم قرار داده تا احساسات ملی آنانرا در برابر تلاشهای استیلاجویانه جمهوری اسلامی قرار دهند به نحوی که مجال بازی و میدان داری را از شبه نظامیان حشد الشعبی بگیرند.

در این عرصه  رقابت سیاسی، تا کنون جنبش مردمی و حامیان غربی و منطقه ای آن برنده و جمهوری اسلامی و شبه نظامیان وابسته به آن طرف بازنده بوده اند.

جنبش ضد فساد مردم علیه همه نهاد های حکومتی، از ۴ ماه قبل، با اشغال میدان مرکزی بغداد، التحریر و تحصن جوانان در آنجا با چادر زدن شروع شد و به تدریج به دیگر شهرهای جنوبی و مرکزی هم سرایت کرد.

در همان هفته های اول، نیروهای امنیتی تابع وزارت کشور دولت المهدی با تیر اندازی مستقیم و به کارگیری دیگر تجهیزات ضد شورش علیه تظاهر کنندگان از یک سو و هدف گیری گزینشی فعالین جنبش توسط تک تیراندازهای نقاب پوش وابسته به ایران از پشت بام ساختمان های اطراف از سوی دیگر موجب کشته شدن قریب ۱۰۰ نفر از تظاهر کنندگان گردید. 

شبهه نظامیان نیز، دهها نفر از فعالین را به شیوه گانگستری در کوچه پس کوچه های شهرها ربودند که جنازه آنها بعدا در خیابانها یافته شد در حالی که آثار شدید شکنجه داشتند. این نشان میداد که آدم ربایان برای اطلاعات گیری از این فعالین آنها را تا سرحد مرگ شکنجه کرده بوده اند. 

در این مرحله رویکرد: ـ رخنه گرانه و تخریب از درون، جاسوسی، سابوتاژ و دیس اینفرماسیون از سوی نیروی سرکوبگر، وارد فاز دوم میشود. 

پس از اعتراضات متعدد آیت الله سیستانی نسبت به کشتن و سرکوبگری تظاهرات کنندگان و صدور بیانیه های اعتراضی کاخ سفید و نمایده سازمان ملل در امور عراق به خشونت علیه جنبش اعتراضی، مقتدا صدر در نقش کدخدا منشی، شریک سیاسی یا رهبر غیر رسمی  تظاهرات ظاهر گردیدد. 

در این مقطع، مقتدا صدر«سپاه صلح» خود را، که همان شبه نظامیان به ظاهر غیر مسلح«کلاه آبی» هستند را تحت عنوان محافظت از امنیت تظاهرات کنندگان و در عمل برای جاسوسی و شناسائی فعالین جنبش به داخل جمعیت تظاهراتی فرستاد که جمعیت هم برای ایجاد حائلی در مقابل باندهای آدم کش سپاه قدس و حشد الشعبی، با این زمینه که «سائرون(صدریستها)» بخشی از جنبش اعتراضی هستند، از ورود آنها به داخل جمعیت اعتراضی استقبال کردند. 

در این مقطع، با کشته شدن حاج قاسم و المهندس و تعداد دیگری از شبه نظامیان وابسته به ایران، با حمله پهبادی آمریکا به آنها، اتاق فکر عملیاتی سپاه قدس و رهبری ایران گویا به یکباره خود را دیگر بی نیاز از ادامه این بازی اطلاعاتی/امنیتی چند لایه علیه جنبش اعتراضی می بینند چون فکر میکنند با این عمل آمریکا، یک فرصت بسیار بهتر سیاسی پیش آمده و آنهم برانگیختن یک موج فراگیر توده ای ضد آمریکایی در بین مردم عراق است که با آن، هم تظاهرات ضد فساد مردم را میتوانند خفه کنند و هم آمریکا را وادار به فرار خفت بار از عراق.

در  فردای کشته شدن حاج قاسم و ال مهندس، مجلس عراق لایحه ای را ضربتی تصویب کرد که به موجب آن از دولت خواسته میشد پیمان نظامی ـ امنیتی دو جانبه با آمریکا را لغو، و نیروهای محدود نظامی آمریکا را از عراق اخراج کند.

و شبه نظامیان حشد، از این هم فراتر رفته خواهان بستن حتی سفارت آمریکا هم شدند.

نخست وزیر مُحلّل(المهدی) هم که با این سناریو کاملاْ موافق بود، شتابزده به آمریکا پیام داد که پیمان همکاری نظامی که پس از ورود ارتش ائتلاف برای مبارزه باد داعش بسته شده بود لغو میشود و نیروهای آمریکا باید به مصوبه مجلس عراق در این زمینه عمل کرده برای خروج از کشور آماده شوند. 

به موازات این فعالیت ها در عرصه سیاسی و دیپلماتیک، مقتدا صدر، برای جمعه همان هفته که طبق معمول مساجد از نمازگذاران پُر است برای برگزاری یک راهپیمایی میلیونی علیه آمریکا در منطقه سبز و مقابل سفارت آن کشور فراخوان داد.

برای یکی دو روز رژیم ایران و پروکسی های شبه نظامی اش در عراق احساس کردند که باد موافق در بادبان تحَرُکات ضد آمریکایی آنها افتاده است و از این نظر مست بودند ولی این احساس آنها چندان نپائید. از این روی آنها پس از یک یا دو هفته مجددا، به پروژه سرکوب خشن جنبش اعتراضی روی آوردند.

سیر تحول اوضاع بر حسب رخدادهای بعدی:

۱ ـ  ۲ یا ۳ روز قبل از راه پیمایی جمعه مورد اشاره فوق به دعوت صدر،«عراق پست» به نقل از برخی فعالین تظاهرات نوشت که کلاه آبی های مقتدا صدر که به عنوان محافظت از تظاهرات آمده بودند، به جاسوسی و شناسایی فعالین جنبش مشغولند شده اند و همین منبع از اینکه این کلاه آبی ها رهبران تظاهرات را از نزدیک شناسایی کرده اند به شدت ابراز نگرانی کرده بودند.

۲ـ سه روز قبل از راهپیمایی «میلیونی» جمعه مورد بحث مقتدا صدر، فرمانده حفاظت منطقه به شدت حفاظت شده سبز بغداد تغیر یافت و یک ژنرال وابسته به شبه نظامیان وابسته به ایران عهده دار فرماندهی امنیت و حفاظت آن منطقه شد که تمام ورویها و پسست های بازرسی منطقه را شامل میشد.

۳ ـ در روز برگزاری این تظاهرات به اصطلاح«میلیونی»، شبه نظامیان وابسته به ایران و صدریستها هرتعداد اتوبوس که در توانشان بود را بسیج کردند تا از اطرف و اکناف بغداد به منطقه سبز برای شرکت در اعتراض جمعیت کشی کنند. 

چند نفر از این تظاهرات کنندگان «ساندیسی» به خبرنگاران گفتند که به هریک ۲۰ دلار هم داده شده است( که راست یا دروغ این خبر قابل تکذیب یا تایید نیست).

۴ـ هم زمان با شروع این راه پیمایی ضد آمریکایی، چماقداران و تفنگ چیان شبه نظامیان به میدان التحریر آمدند و از تظاهرات کنندگان ضد دولتی و ضد فساد خواستند که به تظاهرات ضد آمریکایی در منطقه سبز به پیوندند. آنها چون نتیجه نگرفتند به تهدید پرداختند و چون تهدید نتیجه نداد به هفت تیر، چاقو و چماق متوسل شدند. حد اقل یک نقر را به ضرب گلوله کشتند و دهها نفر را هم لت و پار کردند.

۵ـ قبل از این جریانات و در همان آغاز شروع اعتراضات، اعتراض کنندگان ضد فساد در بغداد تلاشهای های متعددی کرده بودند تا از خط حفاظتی و بازرسی های منطقه سبز عبور کنند و خود را به داخل منطقه برسانند و حتی رهبران جنبش در یک بیانیه وعده داده بودند که در ماه دسامبر، قطعاْ و بهر قیمت وارد منطقه سبز خواهند شد و به نام انقلاب حکومت را منحل اعلام خواهند کرد.

اما آنها، علیرغم تلاشهای پی در پی خود که هزینه دهها نفری جانی و صدها نفری زخمی برایشان بجای نهاد نتوانستند وارد منطقه سبز شوند در حالی که جمعیت ضد آمریکایی حشد الشعبی و صدریست، بدون کمترین مقاومتی وارد منطقه شدند و تا آنجا که توانستند به تاسیسات بیرون سفارت از قبیل خودروهای سفارتی و پست های بازرسی آن صدمه زدند و بسیاری جاها را به آتش کشیدند. 

 درحمله این جمعیت به سفارت آمریکا، تعدادی از رهبران شناخته شده حشد الشعبی از جمله رهبر آن هادی الامیری و و حتی وزیر کشور کابینه المهدی هم از جمله شرکت کنندگان در این حمله به سفارت بودند. 

قرار بود تظاهرکنندگان مقابل سفارت آمریکا مانند تظاهرات کنندگان ضد فساد در میدان التحربر، در محوطه بیرونی سفارت تا تعطیل کردن آن چادر بزنند و بست بنشینند.

۶ـ اما «چه میخواستند و چه شد!؟»، این تظاهرات برنامه ریزی شده «میلیونی» که به کمک پول و اتوبوس مجانی و ساندیس سازمان داده شده بود نه تنها از چند ده هزار نفر تجاوز نکرد بلکه پس از صرف ساندیس ها، ظرف چند ساعت آب رفت و بیشتر آنها منطقه را ترک کردند و میدان را برای معدود افراد حرفه ای صدریست و حشد باقی گذاردند. 

از آنسو مقامات آمریکا در بیانیه هایی تندی از دولت عراق خواستند به وظیفه خود در حفاظت از نمایندگی های دیپلماتیک عمل کند و همزمان با هلیکوتر آپاچی ۷۰ نفر تفنگدار خود را هم روی بام سفارت پیاده کردند. آمریکا در بیانیه ای به دولت و رهبران تظاهرات هشدار داد که نزدیک شدن آنها به دیوار سفارت برایشان پُر هزینه خواهد بود و برخی مقامات امریکایی با یاد آوری جریان کنسولگری آمریکا در بنغازی که به مرگ دلخراش کنسول و تعداد از کارکنان سفارت انجامید گفتند دولتشان اجازه نمی دهد ماجرای بنغازی در بغداد تکرار شود.

۷ ـ جالب این که مقتدا صدر در همین اوان سر از قم درآورد و از آنجا این سناریوی اکسیون ضد آمریکایی را هدایت کرد. او از قم، معامله نامزد کردن محمد توفیق علاوی را هم برای پست نخست وزیری در همدستی با رهبر حشد الشعبی سرهم بندی کرد و هنوز هم تا لحظه نگارش این یادداشت او در قم اقامت دارد*.

۸ ـ به مجرد اعلام نامزدی توفیق علاوی برای پست نخست وزیری، جنبش اعتراضی به نامزدی او اعتراض کرد که از آن روز تا امروز، اکسیون های بزرگی در اعتراض به این نامزدی برگزار کرده است که همچنان ادامه دارند. 

۹ ـ پس از همه این جریانات، مقتدا صدر که هنوز در ایران است و صدریستها و کلاه آبی های «حافظ صلح» او همه ملاحظات را کنار نهاددند و علیه جنبش اعتراضی مسالمت آمیز رسماْ و علناْ دست به اسلحه شدند که تعداد کشته شدگان به دست آنها، ظرف همین چند روز در سراسر عراق از دهها نفر تجاوز میکند.

۱۰ ـ امروز شنبه ۱۹ بهمن، مقتدا صدر از قم اطلاعیه ای داد دایر بر اینکه نیروهای کلاه آبی از مقابله با تظاهرات کنندگان کنار می کشد و حفاظت از تظاهرات را نیروهای امنیتی میسپارد. 

۱۱ ـ روز جمعه این هفته، آیت الله سیستانی مجدداْ در اعلامیه ای با لحنی تند تر از گذشته خشونت علیه تظاهرات کنندگان را محکوم کرد و ایاد علاوی رهبر یکی از احزاب پارلمانی (الوطنیه)، در بیانیه ای درخواست کرد که یک کمیته حقوقی و قضایی بی طرف، مرکب از قضات بازنشسته به فرمان شخص رئیس جمهور تشکیل شود تا به همه این قتلها و اعمال خشونتها رسیدگی کند.

۱۲ ـ لحظه ای قبل(ساعت ۱۰ دیشت)عراق پست گزار ش داد که نیروهای امنیتی که محافظت تظاهرات در کربلا را پس از کلاه آبی ها به عهده گرفته بودند، دهها نفر از تظاهر کنندگان را بازداشت کردند.

خلاصه:

*من این احتمال را هم به طور قطعی منتفی نمیدانم که شاید مقتدا صدر با تله گذاری رژیم مانند مورد روح الله زم به ایران کشانده شده است و زیر فشار دستوارت دستگاه امنیتی رژیم را اجرا میکند.

دستگاه مخوف امنیتی و اطلاعاتی رژیم ایران در تمام تار و پود سیستم سیاسی، نظامی و قضایی و اقتصاد عراق رخنه کرده است و جنبش اعتراضی هم از این رخنه گری مصون نبوده و نیست. 

بسیاری از این ژنرال خوانده های امروز عراق که پست های فرماندهی در نیروهای امنیتی، انتظامی و نظامی دارند از قماش سپهد قاسم سلیمانی هستند که درجات آنها از بیت رهبری در مدتی کوتاه از نظامیگری به آنها داده شده است و شبیه دکترای شیخ حسن رئیس جمهور و دکتر محسن رضایی است.

برای یک تحلیلگر دشوار است حدس بزند کدام فرد نظامی و دولتمرد عراقی وابسته به رژیم اسلامی است و کدام یک مستقل و میهن پرست چون معلوم نیست موضعگیری های سیاسی آنها تا چه حد مانورآمیز و اغفال کننده اند و تا چه حد اصالت دارند. 

بازی رخنه گری، سابوتاژ، دیس اینفرماسیون و جاسوسی رژیم ایران و سپاه قدس درعراق و بعد در لبنان بسیار پیچیده تر از آنست که اولاْ به صرف چند نشانه، با قطعیت تحلیل شوند و درثانی چنین تحلیلی اگر هم میسر باشد نیازمند دهها صفحه گزارش حوادث روزانه است که هم از حوصله من به عنوان نویسنده این سطور خارج است هم از حوصله خواننده مطلب.

فقط دو نکته را به عنوان موآخره بگویم: ـ ساده لوحانه است اگر تصور شود، نیروهای ملی و مخالف سلطه جمهوری اسلامی در عراق و دول خارجی «صاحب نقش» در این کشور، در برابر این دسایس پیچیده جمهوری اسلامی بیکار باشند و بمانند. نکته دوم اینست که تا آنجا که من ساعت به ساعت تحولات سیاسی این ۴ ماهه را درعراق و لبنان زیر نظر داشته ام، در عرصه سرکوب جنبش اعتراضی جاری درعراق، رژیم ایران و عوامل آشکار و پنهان آن ابتکار تاکتیکی را در دست داشته اند. ولی نتیجه سیاسی فعالیت سرکوب گرانه و دسیسه گریهای آنها زیر پایشان را از نظر سیاسی در داخل جامعه عراق چنان خالی کرده است که آنها اگر دهها و صدها هزار تن دیگر از معترضین عراقی را هم بکُشند، در پایان این رویاریی بازنده هستند.

هدف از گزارشهای تحلیلی جنبش اعتراضی عراق و لبنان، در درجه اول باز نمایی شگردهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی است که در خود ایران  آنها را با دستی باز تر علیه جنبش مردمی به کار می گیرد که هشدار باشی برای فعالین سیاسی است.

شاید  نگارش این یادداشت تحلیلی را در آینده بعداْ ادامه دهم.

نمونه ای از اخبار تظاهرات به نقل از عراق پست: (ترجمه گوگلی از عربی به انگلیسی)

On the other hand demonstrators said, that the activist Muhammad al-Issawi was kidnapped in the Najaf governorate by an unknown group, and his fate was unknown.

از طرف دیگر، تظاهر کنندگان می گویند که یکی از فعالان جنبش، محمد ال عیساوی در نجف توسط یک گروه ناشناس روبوده شد و از سرنوشت او خبری در دست نیست.

No Comments