کارنامه سازی صلح طلبی برای حاج قاسم شیاد

Share Button

حاج قاسم ماموریت صلح نداشت بلکه مامور بود تا به هر قیمت شده جنبش اعتراضی مردم عراق و لبنان را سرکوب کند. کما اینکه تک تیراندازان وابسته و تحت مدیریت او درهمان هفته های اول اعتراضات مردمی علیه فساد بیشترین تعداد از معترضین عراقی را کشتند واگر اعتراضات جهانی و اختلاف آراء بین خود سران حکومتی عراق نبود، حاج قاسم وشرکای حشد الشعبی او سناریوی سوریه را در عراق هم تکرار می کردند.

صدها سال پس کشته شدن امام علی در مسجد کوفه و بعدها حسین ابن علی و همراهانش در صحرای کربلا که برای این اتفاقات ادعایی هم ابداْ مستندات تاریخی وجود ندارد و هیچگونه یافته های باستانشناسی نیز اشاره ای به چنین شخصیت های مذهبی ندارند، گروهی  مفت خوردر آئین سازی از این افسانه های عامیانه، گنجی بی رنج و پایان نیافتنی یافتند که نسل اندر، نسل متولی گری و نگهبانی آنرا به آنها میداد. تمام سرمایه این متولی گری پربرکت، چند متر پارچه سیاه یا سفید و سبز به عنوان عمامه و هنر شالاتان گری و عوامفرینبی بود. 

آنها به عنوان مخترعین و بدعت گذاران شعیه گری از دل روایات روایات عامیانه، برای مردم و نه خود، آئینی مرده پرست ساختند که دکان ابدی کساد نشدنی آنها شد و رونقش به هنرعوامفریبی متولیانیانش بستگی داشت.

این عمامه داران، برای چنین شخصیت های مجهولی قداست آفرینی کردند و به آنها با هزاران رویت و حدیث ساختگی و من درآوردی شخصیت سازی مذهبی، الوهی، نظامی، سیاسی و حتی حقوق بشری کردند تا به کسب و کار مردم فریبی خود رونق روز افزون بدهند.

آنها برای زینب کبرا خطبه ساختند که معلوم نیست کدام ضبط صوتی آنرا در جا ضبط کرد یا کدام تند نویسی آنرا تحریر کرد. آنها برای علی ابن ابی طالب نهج البلاغه نوشتند که هم منشور حقوق بشر است هم آئین دولتمداری ابدی. 

تو گویی خود مردم این سرزمینهای عربی که از نزدیک با پیدایش و گسترش اسلام و اصل و نَسَب سران و پیشگامان آن سرو کار داشته و بعدها مورخین نامداری چون ابن بطوطه وابن خلدون ها را به دنیا دادند و سرداران دینی آنها قریب ۴۰۰ سال علیه مهاجمین مسیحی جنگیدند و سرداران نامداری چون  صلاح الدین ایوبی را به دنیای اسلام تحویل دادند و در دوران معاصرهم فرقه جهانگیر شده اخوان المسلمین (حسن البنا و قطب) را به عرصه اسلام سیاسی فرستادند، از آن امامهای ما، معجزات و گفته هایشان و قایم شدن کودک ۴ ماهه اشان در چاه خبر نداشتند و ندارند!؟

حتی اسلامی که امروز تاریخ آن مدون شده است، خود تا چه اندازه افسانه سازی دینی و تا چه حد پایه های واقعی دارد نیز معلوم نیست چون مستندات کمی برای آن وجود دارد. برای این فقدان مستندات مقایسه کنیم با ده فرمان حمورابی و لوح کورش و دیگر آثاری که از دل خاک بیرون کشیده شده اند.

حالا رژیم ایران و تذکره نویسان سپاه آن برآنند تا در عصر اینترنت برای شیادی آدمکُش، که در سرکوب  ۸۸ و ۱۸ تیرجنبش دانشجویی شرکت فعال داشت، نه تنها شناسنامه فوق انسانی، صلح طلبانه ومسالمت جویانه بنویسند وبسازند، بلکه به فکر افتاده اند تا با داستان سازیِ نوع عاشورایی و شهید سازی از او، برایش کارنامه صلح و صفای دیپلماتیک منطقه ای هم بسازند و او را سفیر صلح، دوستی و آشتی منطقه ای نشان دهند. 

داستان سازان رژیم  آخوندی با «ماموریت سازی صلح منطقه ای» برای او، ۴۰ روز پس مرگش میخواهند از او یک سفیر کبیر صلح بسازند که طی ماموریت صلح خود بین دول عربی منطقه و ایران، و به همین دلیل گاندای وار کشته شده است. 

هدف رژیم از سفیرکبیر صلح سازی حاج قاسم این است تا بین دول عربی ساحل خلیج فارس وآمریکا، به زعم خود شکاف اندازند و از سویی با چاشنی کردن این اپیزود ساختگی راه «نرمش قهرمانانه دیپلماتیک» خم شدن در برابر دول منطقه را چنان باز کنند که گویا این دولا شدن در برابر این دولتها، خود نوعی مبارزه با آمریکایی می باشد که با اصول اعتقادی آنان کمترین مغایرتی ندارد زیرا فرع بر اصل مبارزه با آمریکا می باشد.

سابقه این آدمکش حرفه ای در داخل کشور،  دو هفته پیش ناخواسته و نا آگاهانه از زبان سردار محمد علی جعفری لو داده شد:

«فرمانده سابق سپاه پاسداران در توئیتی که شامگاه یکشنبه ۲۰ بهمن منتشر کرد نوشت قاسم سلیمانی در حوادث سال‌های ۷۸ و ۸۸ «در صحنه مقابله با ضدانقلاب در کف خیابان بود».

در ۱۸ تیر ۷۸ حمله به کوی دانشگاه تهران روی داد و پس از خرداد ۸۸ نیز با گسترش اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، تظاهراتی ضدحکومتی شکل گرفت.

محمدعلی جعفری در توئیت خود درباره نقش قاسم سلیمانی در سرکوب این دو اعتراض گفته است: «بار‌ها شاهد حضور او در قرارگاه ثارالله بودیم».» رادیو فردا

چند روز پس اظهارات توئیتی سردار جعفری، یکی از سران سپاه این اظهارات جعفری را به شدت تکذیب کرد و گفت حاج قاسم هرگز ماموریت درونمرزی نداشته و در ماجراهای ۷۸ و  ۸۸ هم شرکت نداشته است. 

 در وحله نخست باید ازهمین تکذیبیه درک کرد که سران سپاه  خود و همگی به خوبی میدانند که سرکوب جنبش دانشجویی در ۷۸ و جنبش سبز در ۸۸ کاری جنایتکارانه و ضد ملی بوده است که لکه ننگ بزرگ آن برای همیشه بر دامان سپاه و رژیم نشسته است چون در غیر این صورت محال بود نقش حاج قاسم را در فرماندهی آن عملیات تکذیب کنند بلکه برعکس در اطراف رشادت و درایت او در سرکوبی آن دو جنبش قصیده سرایی هم میکردند.

 و اما نقش حاج قاسم بعنوان سفیر صلح از زبان سایت پادگانی تابناک:

«تحریریه تابناک جهان؛همزمان با اربعین شهادت حاج قاسم سلیمانی، گزارشی از یک نشست‌های محرمانه منتشر شده که نشان می‌دهد هدف قرار دادن سردار سلیمانی نه به خاطر کشتن یک پیمانکار آمریکایی توسط نیرو‌های عراقی و نه برای محاصره سفارت این کشور در بغداد توسط مردم عراق بوده است، بلکه به این خاطر بوده که با وساطت سردار سلیمانی و دیدار‌های محرمانه‌ای که در امارات برگزار شده، قرار بر این بوده که فراینده تنش زدایی بین امارات و عربستان با ایران به وساطت عراق و پاکستان، سرعت بگیرد. مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی پس از اطلاع از پیشرفت این مذاکرات محرمانه بر این اعتقاد بوده اند که پیشرفت فرایند تنش زدایی بین ایران و این کشورها، ائتلاف منطقه‌ای آمریکا و اسرائیل با کشور‌های منطقه علیه ایران را دچار فروپاشی خواهد کرد».

برای بازنمایی قضیه، قدری به عقب برگردیم. قریب ۱۰ روز پس از کشته شدن حاج قاسم، به یکباره سران دیپلماسی ایران پیامی سراسر تمنا آمیز و حتی حقارت بار برای پادشاهی سعودی و سران امارات فرستادند که میخواهند سریعاْ روابط خود را با عربستان و امارات بهبود بخشند. این پیامهای دیپلماتیک خیلی نازل و خفت بار فقط مقدمه ای برای نمایشِ بعدی بود. 

در پرده دوم نمایش، مقامات ایران «فاش»کردند که ماموریت سردار قاسم سلیمانی درعزیمت به عراق رساندن پیامی از طرف رهبری یا رهبران ایران برای پادشاهی عربستان و سران امارت بوده است که حاوی پیشنهادات جامعی برای تفاهم، آشتی و دوستی با این ممالک بوده است و  تنها علت ترور حاج قاسم هم همین بوده است زیرا که آمریکا و اسرائیل نمی خواهند بین ایران و این ممالک صلح و دوستی برقرار شود.

یک روز بعد از این نمایشات بدون خریدار از سوی رژیم آخوندی، وزیر خارجه آمریکا در یک گفتگوی رسانه ای گفت؛ ایران دروغ میگوید و سلیمانی نه چنین ماموریتی داشته است و نه پیامی برای سران عربستان و امارات. او در راه پیاده کردن یک عمل تروریستی بزرگ علیه نیروهای آمریکا و سرکوب جنبش اعتراضی در بغداد بوده است که قبل از اینکه فرصت اجرای آنرا بیابد کشته شده است. 

ابلهی نمایشنامه نویسان سپاه در چنین مواردی دراین است که آنها نمی دانند به عنوان یک اصل بدیهی حامل چنین پیامهایی، مقامات دیلپلماتیک یعنی ماموران عالیرتبه وزارت خارجه حتی خود وزیر خارجه باید باشند نه یک سردسته نظامی منفور و آدمکُش که از هر سو در منطقه و دنیا در مظان اتهامات تروریستی است و کارنامه کشتار او در سوریه، او را در رده نسل کُشان درجه اول معاصر دنیا قرار داده است. 

اگر همه روایت نویسان و حدیث سازان رژیم جمع شوند نمیتوانند کارنامه خونین حاج قاسم سلیمانی را به نوعی دیگری بازنویسی کنند و سران سپاه باید بدانند چنین آش هایی که در مطبخ آنان برای جنگ روانی و دیس اینفرماتیو علیه آمریکا و اسرائیل پخته میشود در رستورانهای مدرن سیاسی امروزخریداری ندارند. 

حاج قاسم ماموریت صلح نداشت بلکه مامور بود تا به هر قیمت شده جنبش اعتراضی مردم عراق و لبنان را سرکوب کند. کما اینکه تک تیراندازان وابسته و تحت مدیریت او درهمان هفته های اول اعتراضات مردمی علیه فساد بیشترین تعداد از معترضین عراقی را کشتند واگر اعتراضات جهانی و اختلاف آراء بین خود سران حکومتی عراق نبود، حاج قاسم وشرکای حشد الشعبی او سناریوی سوریه را در عراق هم تکرار می کردند.

فقط ساعتی از نگارش یادداشت فوق نگذشته، نسخه معاصر و انشاء نویسی شده توسط نهج البلاغه نویسان حکومتی در سایت پادگانی تسنیم نیوز درج شد. ۴۵ روز پس مرگ بی افتخار شیاد ، برایش انشاء نویسان حکومتی وضیت نامه نوشتند. اگر وقت دارید بخوانید تا بیشتر به آنچه من در بالا گفته ام پی ببرید:

متن کامل وصیت‌نامه حاج قاسم سلیمانی منتشر شد+دست‌نوشته متن کامل وصیت‌نامه سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در چهلمین روز شهادت ایشان منتشر شد.

.متن کامل وصیت‌نامه حاج قاسم سلیمانی منتشر شد+دست‌نوشته

تسنیم نیوز

No Comments