پروواکاسیون درجنگی اسیمیتریک

Share Button

من تردید ندارم اگر رژیم ایران روزی به ساخت سلاح اتمی موفق شود موشکهای مسلح به کلاهک اتمی خود را در مناطق پر جمعیت قرار کشور خواهد داد تا «دشمن!» نتواهد آنها را بزند.(این فقط یک پرانتز بود.) 

دو اصطلاح پروواکاسیون از ریشه پرووکیت* در معنای تحت الفظی، تحریک کردن و دیگری اسیمیتریک*به معنای نا متعارف/ از واژه هایی می باشند که در متون سیاسی و نظامی به کار برده میشوند و درک صحیح و جامع آنها هم لازم و هم مفید است.

معادل فارسی «تحریک کردن» برای پروواکاسیون حتی در محاورات عادی هم چندان رسا نیست. 

فرض کنید یک مامور اطلاعاتی سعی دارد عقیده سیاسی شما را کشف کند و با این فرض این که شما مثلاْ کمونیست هستید ولی نمی خواهید نشان دهید. طرف شروع میکند به نحو بسیار اغراق آمیزی از نظام سرمایه داری تعریف و به همان اندازه اغراق آمیز، از ممالک کمونیستی بد گفتن. شما اگر فعال حرفه ای باشی خونسردی خود را حفظ میکنید و دست خود را رو نمیکنید ولی اگر ساده لوح  باشید سرآخر جوش آورده و به طرف می پرید که این اراجیف چیست سرهم میکنی! کار تمام است. دست شما رو میشود. با تکرار چند رفتار پروواکاتیو، طرف اطلاعاتی میتواند یقین کند که شما کمونیست هستید.

مثال دیگر، یک آدم مغرض میخواهد کسی را به دردسر بیاندازد یا با دست او کاری را انجام دهد. با تحقیر به او میگوید تو چرا هروقت مثلاْ با فلانی روبرو میشوی خودت را می بازی؟ چرا از او میترسی؟ و این حرف را آنقدر تکرار میکند تا طرف برای نشان دادن نترسی خود بالاخره به شخص مورد اشاره میپرد و توی درد سر میافتد. این دو مثال را میتوان تعمیم داد و مشابه بسیاری برای آن یافت. پروواکاسیون در عملیات جاسوسی، مبارزات سیاسی و عملیات جنگی کاربُرد زیادی دارد. سگ یک شکارچی در جنگل و بوته زارها شکار را تحریک میکند که پا به فرار بگذارد تا صاحب  شکارچی او متوجه شود و او را با تیر بزند. 

در اوایل انقلاب، دارو دسته های  حجتیه آنقدر شایعه طرفدار شوروی بودن پشت سر موسوی خوئینی ها پخش کردند که او در یک نماز جمعه شدید ترین حملات را در مقایسه با خود آِنها به کمونیستها کرد. بعد آن او نه جایی بین آنها یافت و نه آن حرمتی را که داشت حفظ کرد.

ما امروز شاهد نوعی عملیات ایزایی پروواکاتیو نظامی از سوی شبه نظامیان تروریست در منطقه روبرو هستیم که به صورت یک جنگ اسیمیتریک درآمده است. اسیمیتریک، مانند اینکه در یک رینگ بُکس، یک طرف طبق مقررات مسابقه بوکس با دستکش روی رینگ میرود و طرف مقابل او در داخل دستکشهای خود یک پنجه بُکس به دست کند. یا  در یک جنگ، یکطرف مطابق موازین جنگی و با رعایت اکید مقررات جنگی بر اساس کنواسیونهای ژنو در این مورد، ازجمله عدم استفاده از اماکن غیرنظامی و غیر نظامیان و رعایت حال اسراء و..  میجنگد وطرف دیگر کاملاْ برعکس. مانند حماس و حزب الله در جنگشان با اسرائیل بیشترین سوء استفاده را در این زمینه کرده، مناطق مسکونی را با موشکهای غیر دقیق میزنند و مساجد، شیرخوارگاهها، اماکن مسکونی، بیمارستانها، موسسات آموزشی و.. ، منطقه خود را نیز تبدیل به استحکامات و سپر انسانی دفاعی برای حملات موشکی خود به اسرائیل میکنند تا اسرائیل نتواند آنهارا هدف گیرد. 

اینها از سکوهای پرتاب موشکی در اماکن خدماتی و عمومی به اسرائیل موشک پراکنی میکنند. اگر اسرائیل با هر درجه دقت بخواهد استحکامات موشکی آنها را بزند بالاخره تعدادی غیر نظامی کشته میشوند و این، دقیقاْ آن هدف پروواکاتیوی است که حماس و حزب الله در غزه و لبنان تعقیب میکنند. 

آنها دنبال پیروزی دست نیافتنی نظامی بر اسراپیل نیستند چون میدانند که نمی توانند. آنها میخواهند از اسرائیل یک چهره خشن و غیر نظامی کُئش در ذهن تحریک پذیر مردم خود ایجاد کرده و احساس همدردی جهانیان را هم جلب کنند و به علاوه بذر نفرت ضد اسرائیلی در جامعه خود بکارند که محصول آن تا قرنها در ذهن مردم ماندگار و فرهنگی شود. هدف، بذر نفرت کاشتن برای جذب و تربیت نیروی استشهادی است.

حوثیهای یمن نیز از همین تاکتیک علیه ائتلاف عربی به رهبری سعودی استفاده میکنند. همین رویکرد را رژیم آخوندی ایران  در اشکال مختلف نسبت به غرب دارد.

این رویکرد جنگی از این نظر اسیمیتریک است که با قوانین کارزارهای متعارف جنگی کاملا  متفاوت است. ارتش آن یک، برای رویاروئی با یک حریف نظامی در میدان نظامی با سلاح های متعارف، تانک، توپ، تنفگ، بازوکا، کشتی جنگی و هواپیما آموزش دیده است این یک فقط فکر بهره برداری و پیروزی روانی، سیاسی و اخلاقی و مواد تبلیغاتی یافتن برای تحریک احساسات مردم خود است و بی خیال از هزینه گزاف انسانی خود.

من تردید ندارم اگر رژیم ایران روزی به ساخت سلاح اتمی موفق شود موشکهای مسلح به کلاهک اتمی خود را در مناطق پر جمعیت قرار کشور خواهد داد تا «دشمن!» نتواهد آنها را بزند.(این فقط یک پرانتز بود.) 

عملیات پروواکاتیو شبه نظامیان عراقی علیه آمریکا

دیروز برای چندمین بار متوالی، شبه نظامیان «النجبا» درعراق که ظاهراْ تمام تشکیلات رهبری آن در ابران میباشد به یک پایگاه نظامی و سه روز پیش هم به محوطه سفارت آمریکا، چندین راکت(موشکهای برد کوتاه) شلیک کرد. 

آن پایگاه نظامی، یک مرکز آموزش برای تعلیم نیروهای عراقی است و سفارت هم یک مرکز کاملا غیر نظامی و بر حسب قوانین بین المللی مصون از هر تعرضی باید باشد.

هدف«النجبا» در این حملات راکتی حتی کشتن آمریکائی ها هم نیست چون می ترسد و نه اینکه ملاحظه انسانی در این مورد دارد. 

هدف این سازمان شبه نظامی پرواکاسیون است. هدف تحریک آمریکا به واکنش تنبیهی است تا آنها بهانه ای برای برانگیختن مردم علیه حضور نظامی آمریکا در عراق پیدا کنند. 

این یک واقعیتی است که ذهنیت بیگانه ستیز جهان سومی مردم عادی عراق، از کشته شدن چندین یا حتی چند صد آمریکایی در اثر این موشک پراکنی تکانی نمی خورد ولی اگر امریکا با یک حمله پهبادی مقر پرتاپ موشک را بزند و چند تن از «النجبا» یا بدتر، چند عراقی شبه نظامی را بکُشد، واویلا راه خواهد افتاد و مجدداْ شعار تعطیل سفارت و بیرون کردن نظامیان آمریکا از عراق سوخت و زمینه تازه ای در فضای جامعه خواهد یافت.

از این روی است که این عملیات پروواکاتیو شبه نظامیان ادامه خواهد یافت و مقامات آمریکایی هم تا هنگامی که کسی از آنها یا متحدینشان یا سرویس دهندگانشان کشته نشده اند، دندان روی جگر خواهند گذارد. ولی اشکال این صبوری در این است که موجب تشجیع شبه نظامیان تروریست و اشتهار آنها در میان اقشاری از جامعه که پذیرای  چنین اقداماتی هستند و از مقررات بین المللی بی اطلاع میباشند میشود و در آنهااحساس تحسینی نسبت به این قدرت نمایی در برابر بزرگترین قدرت نظامی جهان ایجاد میکند که بستر ساز جذب نیرو در میان چنان اقشار اجتماعی میشود.

رژیم ایران سردسته و سازمانده بیشترین عملیات پروواکاتیو علیه آمریکا، اسرائیل و دولت عربی منطقه در خلیج فارس است. رژیم با نمایش این عملیات پروواکاتیو در بین نیروهای مسلح خود و طرفدران اجتماعیش غرور کاذب ایجاد میکند که آنها تصور قدر قدرتی از رژیم بهم میزنند.

ایجاداین گونه روحیه کاذب، موتوریکی(نیروی محرکه) میشود که عامل و فاعل آن را نهایتاْ به تبعیت خود در می آورد مانند یک گاری که در سراشیبی تندی افتاده و اسب را با فشار خود آنقدر سریعتر از توان کششی آن به جلو میراند تا به زمین زیر چرخ گاری بیفتد. 

چنین مواردی در طول تاریخ موجب اشتباه محاسباتی شده است که به جنگهای خانمان برانداز منتهی گشته است. نمونه آن ماجراجوییهای صدام حسین در حمله به ایران و کویت میباشند. 

چنین وضعیتی میتواند برای رژیم آخوندی پیش آید و آن را به  سوی ماجرا جویی های خطر ناکی براند که هزینه آن به گردن مردم ایران خواهد افتاد. 

در حاشیه

خارج از متن و موضوع یاداشت فوق بگویم: دارو دسته مقتدا صدر پس از آنکه در آغاز برای مصادره تظاهرات اعتراضی مردم در عراق به قصد مصادره آن به نفع خود  با آن درآمییختند پس از آنکه به هدف نرسیدند به هفت تیر و قمه کشی علیه آن متوصل شدند.

آنها مجدداْ در روزهای اخیر با معترضین در امیخته اند تا این بار شعار های ضد آمریکایی و زن ستیزانه و ارتجاعی خود را به جمعیت اعتراضی تحمیل کنند. 

اینهم خود نوعی پروواکاسیون است. اگر جمعیت با شعار آنها همراه نشود به آن انگ نوکری آمریکا و دین ستیزی میزنند و اگر همراهی کند آنها تا استحاله این جنبش اعتراضی به ضد خود، یکی پس از دیگری شعارهای خود را بدان تحمیل میکنند. 

اما چنین به نظر میرسد که میدان پیکار سیاسی عراق آبستن سورپرایزهای تکان دهنده ای می باشد که من در روزهای آینده به آن خواهم پرداخت.

*

Provocate

Asimitric        

No Comments