شرکتهای بورسی سودآور شده اند یا ریال بی ارزش شده است؟

Share Button

صاحب نظران اقتصادی نسبت به حبابی بودن بورس هشدار میدهند ولی اینها نمی دانند که اگر تورم ۳ رقمی شده و حتی ۴ رقمی شود که احتمال آن کم نیست، در چنین گردابی از ناامیدی، بورس و شرکت های بورسی زیان ده هم، تخته پاره ای هستند که آویختن به آنها بهتر از غرق شدن سریع و حتمی در این گرداب مرگ است. 

در حالی که همه کارشناسان اقتصادی در بیشترین نشریات اقتصادی نسبت به صعود جهشی ۹۹%ی بورس و رسیدن شاخص آن به مرز جادویی ۱ میلیون هشدار داده و از ترکیدن حباب آن در آینده خبر میدهند، هجوم نقدینگی و تازه کارهای بازار به سوی بورس همچنان ادامه دارد. 

واقعیت پنهان در پشت سر تمام شرکتهای بورسی این است که همه این موسسات، که بهترین آنها آهن و فولاد، پتروشیمی و سیمان و دیگر مصالح ساختمانی هستند زیان ده می باشند. آنچه زیان این شرکتها را می پوشاند، صرفنظر از نیروی کار بسیار ارزان، خدمات رانتی مستقیم و غیر مستقیم دولتی میباشند که با وضعیت بحرانی مالیه دولت، کمترین امیدی به ادامه آن رانتها  در آینده نیست. 

برق بسیار ارزان، مواد اولیه پتروشیمی ارزان از سوی شرکت نفت، انرژی ارزان، معافیت های گمرکی و مالیاتی، رانتِ دلار ۴۲۰۰ تومانی برای واردات و اجازه فروش ارز صادراتی در بالای ۱۰ هزار تومان، تسهیلات بانکی هنگفت و از همه مهمتر تورم (فعلاً) دورقمی است که  سود آن به جیب این شرکتها میرود که هم بدهکاران بزرگ بانکی هستند و هم خریداران بزرگ نیروی کار بسیار ارزان به قیمت نسبتاً ثابت.

علاوه بر رانتهای فوق، این شرکتها از رانت سیاسی هم حد اقل ظرف این ده سال گذشته استفاده فراوان برده اند. عراق با نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار واردات و بعد سوریه و لبنان مقاصد صادراتی ایران میباشند که تا کنون بازار آنها با دوپینگ دیپلماتیک بدون رقابت در اختیار صادرکنندگان ایرانی قرار داشته است.

با روی کار آمدن دولت جدید در عراق و برخاستن موج اعتراضات مردمی به حضور ایران در این کشور از یکطرف و بحران زدگی اقتصادی، به علت کاهش بهای نفت، قدرت خرید زیادی برای عراق و مردم آن باقی نمانده است تا کالاهای ساختمانی و صادراتی از ایران را جذب کند مضافا اینکه جنبش اعتراضی اخیر مردم، خرید کالاهای ایران را تحریم کرده است.

مس که یکی دیگر از اقلام عمده صادراتی ایران در بازارهای دنیا می باشد به علت کوید ۱۹ با مازاد عرضه روبرو شده است که نه تنها صادرات آن برای ایران تحریم شده دشوار خواهد شد بلکه قیمت جهانی آنهم(-۱۵% فقط در ۳ ماهه اخیر) به دلیل مازاد عرضه کاهش یافته است. 

دولت ترامپ برای مدت ۳ ماه دیگر معافیت تحریمی واردات گاز و برق توسط عراق از ایران را بعنوان امتیازی به دولت جدید الکاظمی تمدید کرد که تمدید آن، هم به علت نزدیکی دولت جدید عراق به سعودی که قبلا پیشنهاد تحویل گاز و برق با قیمت ارزانتر را به آن کشور داده بوده است و هم به علت فشار آمریکا بسیار بعید است در پایان این ۳ ماه از نو تمدید گردد. 

دیگر مشتری منطقه ای کالاهای ایران لبنان میباشد که خود در بحران ورشکستگی قرار گرفته، تا آنجا که از انجام تعهدات مالی اش بازمانده است. این کشورتقاضای ۱۰ میلیارد دلار وام از صندوق بین المللی پول کرده است که به این آسانی انجام شدنی نیست زیرا شرایط صندوق چنان سنگین است که قبول آن بدون درگیری دولت ضعیف حسن دیاب با مردم میسر نخواهد بود. مشتری دیگر کالاهای ایران سوریه است که وضع بهتری از لبنان ندارد. 

پس بنابراین انتظارات دولت از درآمد ارزی از این ممالک، انتظاری غیر قابل تحقق میباشد. 

 به نوشته  خبرگزاری آنا  کسر بودجه دولت برای سال جاری، ۱۳۱٫۰۰۰ میلیارد تومان تخمین زده میشود که به نظر نگارنده این سطور همین رقم وحشتناک هم بسیار خوش خیالانه است زیرا بر اساس صادرات یک میلیون بشکه روزانه نفت محاسبه شده است که این خبرگزاری در خوشبینانه ترین حالت، حد متوسط ۶۰۰ هزار بشکه در روز را پیش بینی میکند. 

ولی به نظر من(نگارنده این سطور)حتی این میزان صادرات هم ابداً تحقق پذیر نیست زیرا در ماههای اخیر، صاحبنظرانی که در رسانه های دنیا راجع به صادرات نفتی ایران اظهار نظر کرده اند از صادرات روزانه، در کمترین برآورد، ۸۰ هزار بشکه تا بیشترین برآورد که ۳۰۰ هزار بشکه باشد سخن رانده اند. 

لازم به یاد آوری است که قرنطینه شدن بیشتر دنیا در اثر کرونا، موجب کاهش جدی  مصرف انرژی در جهان شده است به طوری که حتی کاهش تولید مورد توافق اوپک و روسیه و غیر مستقیم کانادا و دیگر تولید کنندگان به میزان ۱۰ میلیون بشکه در روز هم نتوانست بهای نفت برنت را که بیشر از نفت تکزاس است را به بالای ۳۰ دلار برساند.  

بسیاری تحلیلگران نفتی روی ماندگاری قیمت در همین سطح هم ابزار تردید میکنند زیرا پدیده کرونا برای اقتصاد جهان پدیده ای ناشناخته با پیامدها ناشناخته است از جمله در عرصه اقتصادی. 

طبق آخرین آمارها، منابع ذخیره سازی نفت دنیا تا ۸۵% پُر شده است، شرکت های پالایشگاهی دربدر دنبال انبار ذخیره سازی هستند و هزینه اجاره  انبارها و کانتینرها و تانکرهای شناور و حتی معادن متروکه نمک چنان افزایش یافته که در ماه گذشته بهای نفت در آمریکا برای یک روز منفی هم شد. یعنی از مجانی کمتر زیرا تولید کننده نه جای خالی ذخیره داشت و نه میخواست تولید را متوقف کند.

تحت چنین شرایطی است که آقای حسین رضوی، کارشناس اقتصادی در گفتگو با خبرگزاری آنا (دانشگاه آزاد اسلامی)، از فرا رسیدن ابر تورم در نتیجه کسری بودجه در سال ۹۹ سخن میگوید. ولی حتی برای این کارشناس و دیگر کارشناسان اقتصادی، ابعاد هولناک اقتصادی و مالی کسر بودجه دولت در سال جاری کاملاً روشن نیست زیرا بسیاری از پارامترهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اوضاع عمومی، بسیار فراتر از کسر بودجه نجومی دولت میباشد که هنوز ناشناخته می باشند. 

مثلاً واکنش گرسنگان و به خاک سیاه نشتستگانِ ناشی از ترکیب هم افزاینده: کرونا، کسری بودجه، سقوط بهای نفت، تشدید تحریمها و بسته شدن منافذ دور زدن آنها، حتی با تقریبی نا دقیق، برای حتی مبرزترین کارشناسان هم دشوار است. 

تنها امری که میتوان به آن اطمینان داشت فرا رسیدن سونامی فروپاشی همه ارکان اقتصادی و سیاسی و اجتماعی کشور است.

صاحب نظران اقتصادی نسبت به حبابی بودن بورس هشدار میدهند ولی اینها نمی دانند که اگر تورم ۳ رقمی شده و حتی ۴ رقمی شود که احتمال آن کم نیست، در چنین گردابی از ناامیدی، بورس و شرکت های بورسی زیان ده هم، تخته پاره ای هستند که آویختن به آنها بهتر از غرق شدن سریع و حتمی در این گرداب مرگ است. 

با ملاحظه چنین ابر تورم در راه، شاید آنها که به قمار خانه بورس جذب شده اند چندان هم قماری رفتار نکرده اند و نمی کنند  چون در مقایسه با آنچه در راه است مخاطره آمیز به این قمار نگاه نمی کنند زیرا بعید نیست آنها از مراکز غیبی و آنتنهایی که در داخل دستگاه حاکمه دارند هم اکنون میدانند که گزینه دیگر نابودی و خانه خرابی کامل میباشد!

توجه! این سایت از حدود یک ماه دیگر بسته خواهد شد

No Comments