مملکت به سوی ورشکستگی

Share Button

دریک کلام: ـ دولت، بانکها و موسسات مالی، سازمان تامین اجتماعی،  صندوق های بازنشستگی، صنایع عمده کشور از جمله صنایع خودروسازی حتی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی همه ورشکست می باشد زیرا هزینه همه اینها بر مبنای درآمد نفتی بشکه ای حداقل ۶۰ دلار و صادرات روزانه حداقل یک میلیون بشکه شکل گرفته است. بوروکراسی حجیم و خارج از قاعده این شرکتها و سازمانها بر دوش آنها سنگین تر از آنست که کمر آنها را نشکند.    

 هفته قبل در یادداشتی با عنوان:” شرکتهای بورسی سودآور شده اند یا ریال بی ارزش شده است؟” نوشتم:

 «… به نوشته  خبرگزاری آنا  کسر بودجه دولت برای سال جاری، ۱۳۱٫۰۰۰ میلیارد تومان تخمین زده میشود که به نظر نگارنده این سطور همین رقم وحشتناک هم بسیار خوش خیالانه است زیرا بر اساس صادرات یک میلیون بشکه روزانه نفت محاسبه شده است که این خبرگزاری در خوشبینانه ترین حالت، حد متوسط ۶۰۰ هزار بشکه در روز را پیش بینی میکند.» رویترز امروز گزارشی از وضعیت صادرات نفتی ایران دارد که حتی بد بینانه تر از نفطه نظر

من در یادداشت فوق میباشد. 

این خبرگزاری مینویسد: « صادرات نفت ایران به علت ترکیب عوارض ناشی از ویروس کرونا و تحریمهای آمریکا، که روزی دومین صادرکننده اوپک بوده است، به شکل بی سابقه ای کاهش پیدا کرده است.

بنا به اظهارKpler که یک رصد کننده جریان نفتی میباشد، صادرات نفت ایران در ماه گذشته(آوریل) ۷۰٫۰۰۰: بشکه  در روز بوده است که زیر ۲۸۷۰۰۰ بشکه در ماه قبل از آن (مارس) میباشد. به نظر این ناظر نفتی، میزان این برآورد ممکن است  در آینده تغییر کند که نهایتاً میتواند ۲۰۰٫۰۰۰ بشکه باشد. ولی همین میزان هم بسیار کمتر از مقداری است که ایران طی دهه های گذشته صادر کرده است.»

دانیل گربر، دیگر ناظر جریان نفت، رئیس یک شرکت لجستیک نفتی می گوید:« ما شاهد کاهش خرید نفت توسط چین از ایران هستیم و نشانه ای از تغییر مثبت در صادرات ایران به چین دیده نمی شود.»

سارا وخشوری، از شرکت مشاور بین المللی انرژی SVB میگوید: « پیدا کردن مشتری چندان آسان نیست زیرا مقدار متنابهی نفت ارزان قیمت، بازار را اشباع کرده است.»

ایران و دولت دوست آن، ونزوئلا که آن هم تحت تحریم آمریکا قرار دارد، مجبورند در رقابت با عربستان سعودی تخفیفهای زیادی هم  به خریداران نفت خود بدهند و همچنین حق دلالی زیادی به واسطه ها بدهند تا نفت آنها را بفروشند.»

بر اساس تازه ترین آمارهای مربوط به ماه مارس، خرید نفتی چین از ایران در سطحی بی سابقه نازل میباشد و در گذشته هم که واردات نفت این کشور افزایش یافت، روسیه جای ایران را در صادرات نفت به چین، با نفت وافر و ارزان گرفت.

موسسه نظارت بر ترافیک دریایی Refintiv Eikon میگوید که سوریه تنها مقصد صادراتی نفت ایران است ‌که واردات آن قابل رَدگیری است ولی رَدگیری دیگر محموله های نفتی ایران ممکن نیست. 

یک کمپانی دیگر که صادرات نفتی دنیا را ردگیری میکند و نخواست که نامش خود را فاش کند، می گوید که صادرات نفت ایران در ماه آوریل ۳۵۰٫۰۰۰ هزار بشکه بوده است ولی برای ماه جاری(می) پیش بینی میشود که ۲۰۰٫۰۰۰ بشکه باشد. 

پایان ترجمه گزارش رویترز.

کامنت من:

در گزارش فوق بیشترین میزان صادرات برآورد شده ۳۵۰ هزار بشکه و کمترین آن هفتاد هزار بشکه میباشد. و تا آنجا که به صادرات به سوریه مربوط میشود، قطعاً بخش عمده آن رایگان و بخشی هم با اعتبارات بلند مدت است زیرا سوریه تقریباً هیچ منبع درآمد ارزی ندارد تا بخواهد پول واردات نفت خود  از ایران را بپردازد.

تحت چنین شرایطی است که دولت روحانی با دستپاچگی تعداد زیادی از شرکتها و بانکهای دولتی را برای فروش وارد بورس کرده است و صاحبان نقدینه های سرگردان هم که نه به بازار سیاه ارز اطمینان یا دسترسی دارند و نه به آینده بازار مسکن یا بازار های دیگر و نه به موسسات مالی و بانکهای کشور که بیشترشان ورشکسته اند و نرخ بهره ها را هم دستوری کاهش داده اند، به بورس هجوم آورده و در بحبوهه سقوط  سریع وسراسری اقتصادی کشور، شاخص بورس را به نحو بی سابقه ای چنان بالا کشیده اند که موجب حیرت بیشتر اقتصاد دانان کشور گردیده است.

دولت روحانی که حتی برای پرداخت حقوق کارکنان دولتی در سال جاری مشکل جدی دارد، حال بماند تعطیل پروژه های عمرانیِ بیکاری آفرین، با راندن مردم به سوی بورس میخواهد هم موقتاً درمانی برای کسر پرداختهای بدون منبع خود، پیدا کند و هم در شرایط کسر بودجه تورم زای دو رقمی، تورم را مهار کند. 

تنها جذب نقدینه  سرگردان به بورس نیست که تورم را مهار میکند در حالی که پارادوکسال ماشین چاپ اسکناس بانک مرکزی شبانه کار میکند و بانکها هم شبانه روز مشغول وام و اعتبار دادن به دولت هستند تا کسر وصولی های بودجه را پر کنند، بلکه دولت با گسترش بی سابقه فقر عمومی آنچنان قدرت خرید مردم را، حتی عمداً، کاهش میدهد تا در اثر این تضعیف قدرت خرید مردم، مازاد کالاهای قابل صدور به وجود آید؛ تا با صادرات آنها کسر موازنه ارزی دولت و بانک مرکزی جبران شود.

گسترش فقر عمومی از تقاضای داخلی برای ارز و کالا می کاهد، و با تحمیل محرومیت به مردم، هم صرفه جویی ارزی میشود و هم صادرات کالاهای مازاد بر تقاضای داخلی افزایش می یابد ! 

اگر تا کنون فقر آفرینی در ذات نظام جمهور اسلامی بوده است اکنون با رویکرد جدید دولت روحانی، به راهبُرد مدیریت اقتصادی کشور مبدل شده است  تا به هرقیمت بر صادرات کالا افزوده گردد بدون اینکه تولید و اشتغال افزایش یافته باشد و از مصرف کالاها و خدمات ارزبَر هم کاسته شود تا پرداختی های ارزی دولت و بانک مرکزی کاهش یابد..

 ولی از بخت بد این دولت، روز به روز دروازه های ممالک همسایه که عمده خریداران کالاهای ایران میباشند به روی صادرات ایران بسته میشوند و فقط پایین

 آوردن مداوم قیمت است(دمپینگ) که میتواند صادرات را تا حدودی تضمین کند تا کیسه خالی ارزی دولت قدری پُر شود.

نکته آخر اینکه کاهش میزان و بهای نفت صادراتی، تنها از درآمد ارزی دولت نمی کاهد بلکه درآمد مالیاتی و گمرکی دولت را هم که نفت بنیاد است تا حد زیادی کاهش می دهد. 

دریک کلام: ـ دولت، بانکها و موسسات مالی، سازمان تامین اجتماعی،  صندوق های بازنشستگی، صنایع عمده کشور از جمله صنایع خودروسازی حتی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی همه ورشکست می باشد زیرا هزینه همه اینها بر مبنای درآمد نفتی بشکه ای حداقل ۶۰ دلار و صادرات روزانه حداقل یک میلیون بشکه شکل گرفته است. بوروکراسی حجیم و خارج از قاعده این شرکتها و سازمانها بر دوش آنها سنگین تر از آنست که کمر آنها را نشکند.    

توجه!

این وبسایت از حدود یک ماه دیگر تعطیل می گردد! کاربرانی که مایل به پیگیری اخبار و تحلیلهای سیاسی و اقتصادی از زاویه نگاه این سایت هستند میتوانند با پیوستن به کانال تلگرامی (سیمرغ ایران) اخبار و تحلیل ها را پیگیری کنند!  

CimorghIran@


کاهش ۴۹%ی صادرات آهن و فولاد و کلوخه هایی آهنی در ماه مارس

No Comments