گدایی کن تا محتاج خلق نشی!

Share Button

به روس و چین امارات باج بده تا با اسرائیل وغرب بستیزی!
ایسنا ۳ اسفند:
«رهبر معظم انقلاب اسلامی بزرگترین دستاورد موفقیت‌ها و پیشرفت‌های دانشمندان جوان در عرصه علم و فناوری هسته‌ای را، ایجاد احساس عزت نفس و عزت ملی در کشور و ارائه الگویی به ملت‌های منطقه و جهان از توانایی یک ملت برای ایستادگی در مقابل فشارها، استقلال و توانایی شکستن انحصار علمی قدرت‌های استکباری دانستند و تأکید کردند: ملت ایران هیچگاه به دنبال سلاح هسته ای نبوده و نخواهد بود و به دنیا نیز ثابت خواهد کرد که سلاح هسته ای اقتدار آفرین نیست، بلکه یک ملت با اتکاء به استعدادها و ظرفیت های بالای انسانی و طبیعی خود، توانایی شکستن اقتدار متکی به سلاح هسته ای را دارد.»
مخاطبین تأکید آقای خامنه ایی درسخنرانیش برای دانشمندان و دانش پژوهان هسته ایی کشور بر اینکه هدف جمهوری اسلامی دستیابی به سلاح هسته ایی نیست بی هیچ تردیدی آن جماعتی که در آنجا گرد آورده شده اند نیست چون اولاً اکثر آنان، یا به انگیزه امتیازات مادی یا امکانات صرف پژوهشی که در جای دیگر نمیتوانند بیابند جذب پروژه های هسته ایی رژیم شده اند و نه ساختن بمب اتمی یا با انگیزه های اسلامیت حکومتی. دوماً مقام معظم متبختر تراز آن هستند که ضرورتی برای دادن چنین توضیحاتی به فرودستان خود احساس کنند. بنا براین مخاطب مقام رهبری، دو روز پس از بازگشت هیئت بازرسان سازمان جهانی انرژی اتمی از بازدید بی حاصلشان از ایران کسان دیگری غیر آن جمع بگوش نشسته پژوهشگران هسته ایی ایران است. تأکید مقام رهبری بر اینکه (بخدا و به پیر و به پیغمبر) ما دنبال بمب اتمی نیستیم در واقع ترس از ادامه تحریمهای کنونی و تشدید بیشتر این تحریماست که امان از رژیم بریده است.
رژیم نه میتواند بعلت اهداف واقعی هسته ایی اش به بازرسان آژانس آزادی کامل برای بازدید دهد و نه میخواهد تبعات پنهانکاری های خود را بپذیرد. اگر واقعاً هدف رژیم استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است، در تکنولوژی هسته ای در این سطح، هیچ نکته پنهانکارانه ای، حتی بلحاظ تکنولوژیک نمیتواند وجود داشته باشد و حتی دشمنان قسم خورده ایران هم میتوانند بیایند و ببینند که اورانیوم در سطح مناسب سوخت انرژیک آن در کشور ما چگونه غنی میشود. این پروسه همانقدر میتواند سری باشد که تولید کاغذ در کارخانجات کاغذ سازی فنلاند و تولید دوچرخه در سوئد.
و اما سئوالهایی که در اینجا مطرح هستند و برای اولین بار هم نیست که مطرح میشوند اینها هستند: اگر واقعاً هدف حکومت ما از تکنو لوژی هسته ایی، تولید انرژی است؛ چرا با هزینه ایی بمراتب کمتر، بدون هزینه ایران ویران ساز تحریمهای سریال و در افتادن با دنیا حاضر نیست میله های حاضر و آماده اروانیوم غنی شده را از خارج بخرد؟ همانجور که امروز بنزین و نفت سفید را میخرد؟ مگر چند در صد انرژی مصرفی ایران در آینده قراراست از محل نیروگاه های هسته ایی تأمین شود؟
آیا اورانیومی که هنوز وارد چرخه تولید انرژی نشده است، از بنزین و نفت و گازوئیل و گندمی که در مقادیر زیاد وارد میکنیم برای ما استراتژیک تر هستند؟
چند تا از کشور هایی که دارای نیروگاه هسته ایی هستند خود، این سوخت را تولید میکنند؟
آیا این جاه طلبی هسته ایی به اینکه کشور ما تو سری خورده روسیه و چین امارات و ترکیه آذربایجان شود را دارد؟ آیا این توسرخوردگی مصداق گدایی کن تا محتاج خلق نشوی نیست؟
آیا این پروژه غنی سازی به تحریمهایی که میلیونها نفر را در میهنمان بیکار، پول ملی امان را به کاغذ باطله تبدیل کرده و دیپلماسی کشور را مضحکه شرق و غرب نموده و در بلند مدت توان، اعتبار منطقه ایی، جهانی و اقتصادی مارا با همان غرب و اسرائیل را فرسایش میدهد را دارد؟
چرا رژیمی که خود را محتاج انرژی بیشتر و از محل سوخت هسته ایی میداند باید به لبنان پیشنهاد صدور برق بدهد؟ این عجیب نیست؟ [خبر پیشنهاد فروش برق به لبنان چندی پیش هم در رسانه های لبنان آمده بود وهم سایت های داخلی]
آدم خیلی باید ساده باشد تا یاوه بافیهای مقام معظم رهبری را باور کند. واقعیت اینست که هدف ایران ساخت سلاح هسته است ولی غم انگیز و تراژیک تر اینست که برخلاف آنچه اسرائیل و آمریکا و اروپا و حتی شیوخ امارات تبلیغ میکنند، این بمبهای هسته ایی نه اسرائیل و آمریکا بلکه خود ملت ایران را نشانه میروند. منظور ساخت بمب اتمی، گرفتن تضمین های امنیتی از غرب برای ماندگاری بر اریکه قدرت، برای دهه های آینده است.
رژیم می اندیشد که با اتمی شدن بعنوان نخستین کشور اسلامی که در چالش با غرب و اسرائیل به سلاح هسته ایی دست یافته است میتواند افکار عمومی جهان اسلام را با خود همراه کند، میتواند با تکیه به آن حمایت جمعیت میلیاردی مسلمین جهان را جلب کرده و بعنوان زراد خانه انسانی خود در سطح جهانی، از موضعی نسبتاً متعادل با غرب به تعامل و بده بستان برسد همانکاری که روسیه بیش از ۷ دهه کرد.
جنبش کمونیستی دنیا که در هر کشوری یک شعبه، با کلی هوادار داشت در پیوند با قدرت اتمی و نقش جهانی اتحاد شوری بود. امتیاز اسلام ضد غرب و ضد اسرائیل برای رژیم تهران، از ایدئو لوژی کمونیسم برای امپراطوری شوروی بسی بیشتر است زیر اسلام ریشه عمیقتر تاریخی و ایمانی دارد و در اقشاری از جامعه ریشه دار تراست که دوچار یک کرختی فرهنگی هستند و براحتی به ابزار سیاسی تبدیل میشوند. ایدئو لوژی کمونیسم بعلت بر آمدنش از جهان مدرن و گفتمان های معاصر در تقابل با جهان امروز، بعلت ناهم خوانی اش با جهان، از شکنندگی بیشتری برخور دار بود تا ایدئو لوژی دینی(انزوا گرای) اسلامی که در ارتباط ارگانیک و مستقیم با جهان نیست.
کره شمالی هم بمب اتمی دارد ولی بمب اتمی کره شمالی؛ «بمب اتمی کره شمالی» است حال آنکه بمب اتمی جمهوری اسلامی «بمب اتمی اسلام» ضد اسرائیلی و ضد استکباری است و پیکان جهادی اسلام علیه کفر و استکبار جهانی و تبعاً ایران اسلامی بعنوان دارنده این پیکان، و ولی فقیه در رأس این جبهه جهادی علیه کفر و استکبار! از این موضع است که دستگاه رهبری جمهوری اسلامی که کشتی اش تا کمرگاه دکلش به گِل نشسته است میتواند، البته بزعم خود، با دنیا به تعامل امنیتی برسد. رژیم حاکم که بدون کمترین استثنایی در تمامی عرصه های سازندگی و توسعه وامانده است، تنها جلیقه نجات خود را در ماجراجویی اتمی می جوید که این ماجرا جویی را با اتیکت اسلامی در کشورهای اسلامی، و در میهن خودمان در اتیکت دو گانه اسلامی ـ ملی عرضه میکند.
رژیم و باند های مافیایی آن فکر میکنند با گذشت چند سال دیگر و بگور رفتن نسل انقلاب، تمام تبه کاریهای این ۳۳ ساله مشمول مرور زمان شده، هم خونها ریخته شده و هم ثروتهای غارت شده شسته میشوند.
رژیم به این امید بسته است که با به چالش کشیدن دنیا، روحیه ناسیونالیستی را از یکسو و اسلامیت را از سوی دیگر در ملت بیدار کرده و در پناه فوران این غیرت ناسیونالیستی و اسلامی هرگونه مقاومت سیاسی داخلی را در برابر خود خُرد کند.
بنابر این هدف ازساختن بمب اتمی نه بمباران اسرائیل و اروپا بلکه بمباران روانی ـ سیاسی اعتراضات داخلی، با غرور آفرینی بیمارگونه ناسیونالیسم ایرانی ـ اسلامی است حال آنکه، نه این رژیم از شیوخ امارت به اعتبار ایرانی بودن به ملت ایران نزدیکترند و نه به اعتبارمسلمان بودن. برای این رژیم هم ایرانیت و هم اسلامیت ابزارهایی هستند که بکمک آن میتوان شعور مردم را دزدید و اراده مقاومت را درآنها کُشت.
نتیجه:
آنهایی که با قلم یا زبان خود، در محکوم کردن تلاش هسته ایی رژیم کوتاهی میکنند، یا بدتر از آن، فشار های غرب را برای بازداشتن رژیم ایران از مسلح شدن به سلاح اتمی را تخطعه میکنند و یا با خودی دانستنِ( بهر صورت) این رژیم، و ایستادن در کنارآن در ماجراجویی هایش، فکر میکنند موضعی ملی اتخاذ کرده اند، آگاهانه یا نا آگاهانه رژیم را در مقاصد ضد ملی و ماجراجویانه اش، و راندن میهنمان بسوی رویارویی نظامی با دنیا کمک میکنند.
اگر رژیم بداند که مردم ایران، فرهیختگان سیاسی و اقشار آگاه جامعه ایران در این ماجراجویی های جاه طلبانه او بهیچ قیمتی، حتی در صورت بمباران سایت های هسته اش، که نه به ملت ایران بلکه به مقام رهبری و باندهای مافیایی تحت امر او تعلق دارند قرار نخواهند گرفت، مجبور خواهد شد هم در سیاست های خود، هم در برخورد با دنیا و هم مردم ایران تجدید نظر کند!
اگر تصور شود که راهی بجز این مسیر برای منصرف کردن باند حاکم بر میهنمان وجود دارد ، تصوری واهی است.

No Comments