پوتین مخالفین خود را متهم به تدارک تقلب میکند!

Share Button

فرانس پرس
امروز چهار شنبه پوتین به مخالفین هشدار داد که تسلیم اکثزیت شوند. او منتقدین خود را متهم کرد که آنها برای استفاده از دوز و کَلَک های کثیف در انتخابات ریاست جمهوری آماده می شوند.
پوتین گفت:« قاعده احترام گذاری به اقلیت، ولی تسلیم شدن به اکثریت است.» او گفت که اپوزیسیوین بر آنست تا صندوقهای رأی با پر کردن صندوقها با اوراق آرای تقلبی انتخابات را بی اعتبار کند.
…………………
کامنت من:
نفسِ بکار گیری چنین ادبیاتی و چنین اتهاماتی از سوی پوتین حکایت از:« سالی که نکوست از بهارش پیداست.» دارد. پوتین طی ماههای گذشته همه انواع پوپولیسم مبتذل را برای جلب توجه اقشار عقب مانده جامعه روسیه بکار برد. از نمایشهای کاراته بازی، اسب سواری های نمایشی، دمیدن به شیپور زنگ زده آمریکایی ستیزی، ناسیونالیسمِ مبتذلِ خارجی ستیز روسی تا وعده های سر خرمنی نوع احمدی نژادی و لجن مالی چهره های اصلی مخالف با پخش مکالمات تلفنی آنها و.. .
طی چند ماهه اخیر ولادیمر پوتین نشان داد نه سیاستمداری، حداقل، از طراز کاسگین و گرومیکو یا گورباچف بلکه از قماش احمدی نژاد و هوگو چاورز است.
پوتین به پیروزی خود در این انتخابات اطمینان ندارد و از آن بیشتر از این واهمه دارد تا پس از انتخابات به تقلب متهم شود اتهامی که میتواند طلیعه ی اعتراضات مداوم و اوج گیرنده خیابانی شده و سر انجام به بهار روس یا انقلاب مخملی منتهی شود.
پوتین در بن بستی قرار گرفته است که تقریباً یکسال پیش بشاراسد بدان دوچار بود. اگر تن به رفرم داده و دست از پوپولیسم و عوامفریبی بردارد، ساقط شده و بخاطر قانون شکنی های بسیار، در دوران فرمانروایی اش، جایش پس از چندی گوشه زندان است و اگر تن به رفرم ندهد، باید در مقابل اعتراضات رشد یابنده مردم بایستد و روز بروز از ابزار سرکوبِ بیشتر استفاده کند.
اما روسیه سوریه نیست. ارتش روسیه مطیع پوتین نیست .علاوه بر حزبِ کم یا بیش ریشه دار کمونیست، احزاب لیبرال و ناسیونالیست هم هستند که بعید است اجازه دهند ولادیمیر پوتین دیکتاتوری شخصی خود را مستقر کند.
صرفنظر از نتایج انتخاباتی، روسیه آبستن اعتراض وسیع مردمی است. حال این اعتراض با چه شتاب و چه وسعتی آغاز شود و گسترش یابد، به روحیه تغیر یابنده مردم در جریان انتخابات ۴ مارس [۱۵ اسفند] در روزهای آینده بستگی دارد. ولی احتمال ژرف شدن تنش بین مردم ( بویژه اقشار متوسط شهری و و بخشی از کارگران) با دولت پوتین و الیگارشی مالی/ امنیتی پشت سر آن بسیار است. حتی اگر پوتین موفق به خفه کردن اعتراضات مردم هم شود، نطفه مخالفت با کل نظام شکل گرفته است و ولادیمیر پوتین و حزب روسیه متحد او شانس و فرصت ابتکار عمل را از هم اکنون از دست داده اند زیرا در برابر خود اقشار تحول طلب جامعه را دارند که آنها بدانچه پوتین قادر است به آنها بدهد قانع نیستند. ساقط کردن پوتین در دستور جنبش کنونی قرار گرفته است. رخدادهای روزهای آینده روسیه هم بر سرنوشت ایران و هم سوریه تأثیر جدی خواهد داشت.
Balatarin

No Comments