انتخابات یا افتضاحات!

Share Button

انتخابات یا افتضاحات!
در طبقه بندی و نامگزاری رخدادها و پدیده ها، گاه چنان تناقضات مضمونی و ماهوی دیده میشود که انسان برای نامیدن دو رخداد یا دو پدیده ماهیتاً متفاوت با نام واحد دوچار سردرگمی میشود. بهر حال آنچه در جمعه آینده بنام انتخابات قرار است در میهن ما اتفاق بیافتد عنوانش انتخابات است، راه دور نمیروم و انتخابات چند هفته پیش مصر هم عنوانش انتخابات بود! اما تفاوت از زمین تا به آسمان. بنا بر این راهی ندیدم جز اینکه نمایش جمعه آینده را افتضاحات بنامم تا از این عنوانی که صدها سال پیکارآزادیخوانه مردم دنیا بدان معنا داده است هتک حرمت نکرده باشم.
بهر حال، چه افتضاحات و چه انتخابات، رژیم و دستگاه تبلیغاتی اش ماهرانه میکوشند توجه افکار عمومی را روی % رأی دهندگان متمرکز کنند.
در پشت سر«درصد» کل شرکت کنندگان، تقلب بزرگ ماهوی و معنایی از جمله در قالب پوشش قانونی میتواند خود را پنهان کند که هدف رژیم هم، پنهان کردن قلب ماهیت خود انتخابات است که میخواهد آنرا تحت الشعاع تقلب کّمی آرا ویا میزان شرکت کنندگان قرار دهد.
در آخرین انتخابات عراق عصر صدام بیش از نود درصد مردم در انتخابات شرکت کردند، در زیمبابوی رابرت موگوبابه، لیبریای ژنرال آراب مویی، لیبی قذافی و سودان عمر البشیر نیز همواره درصد قابل قبولی از مردم در انتخابات شرکت میکردند یا میکنند. ولی آیا می شود گفت این مشارکتِ بالاتر از ۵۰% ی انتخاباتی به مجالس هیچیک از این رژیمها اعتبار داده یا میدهد؟ مسلماً خیر. در این گونه رژیمها تنها تقلب در آراء نیست که پارلمانهای آنانرا بی اعتبار میکند، بلکه؛ هم نوع توده شرکت کننده و هم بله قربانگو بودن این مجالس است که آنها را فاقد صلاحیت عنوان پارلمان میکند.
آفتابی شدن یک روز انتخاباتی، مثلاً در سوئد، میتواند % شرکت کنندگان را به نزدیک ۵۰% کاهش دهد و شاید هم زیر ۵۰%. دولتمردان سوئد در هر دوره انتخاباتی نگران شرکت کم مردم در انتخابات میشوند.
بی میلی برای شرکت در انتخابات در دموکراسی های نوع اروپایی در مقایسه با کشوری مثل ایران، دو دلیل کاملاً متضاد دارد: در یکی «آرامش خاطر» مردم نسبت به کارکرد سالم سیستم سیاسی اشان و در دیگری «عدم اعتماد» به نظامشان و کل دستگاه های مقننه و اجرائی و قضائیشان باعت نرفتن مردم به پای صندوقهای رأی میشود.
بنابر این، هرچند شرکت درصد رأی دهندگان در هر ساز و کار انتخاباتی کم اهمیت نیست ولی آنچه به یک انتخابات معنی میدهد دستور بحث، کار و برنامه احزاب و کاندیدا ها است و در درجه دوم، چه گروههای اجتماعی، چه طبقاتی، چه گروه های سنی و جنسی.. ، در انتخابات شرکت میکنند؟ و، چه گروهها، اقشار، طبقاتی و… ، شرکت نمیکنند؟ این ویژیگی را میتوان جنبه دموگرافیک یا جمعیت شناختی انتخابات نام برد. بر این مبنا، نه، درصد و میزان شرکت کنندگان، بلکه« تیپ اجتماعی» شرکت کنندگان است که به یک انتخابات عنوان واقعی انتخابات را و به آن دیگری عنوان نمایش انتخاباتی را میدهد.
ماشین تبلیغات رژیم در این روزها نتیجه نظر سنجی های حکومتی را پخش میکند که برابرآنها، گویا انتظار اینست که ۵۷% مردم، که میانگین شرکت کنندگان در انتخاباتهای گذشته بوده است، در این انتخابات نیز شرکت کرده و رژیم را رو سفید کنند. ولی رژیم نه تنها با ۵۷% بلکه با ۷۷% شرکت کننده هم[ حتی اگر این نسبت واقعی هم بوده و رقم سازی هم نباشد] مشروعیت انتخاباتی نخواهد یافت.
اولین دلیل اینکه اگر رژیم تا این حد در جامعه پایگاه دارد چرا باید اجازه یک راهپیمایی ساده قانونی، بی شعار و پلاکارد را از مخالفین خود دریغ کند؟ آیا در صورت برخورداری از یک پایگاه اجتماعی حتا ۵۰ ـ ۶۰% ی، برای رژیم بهتر نبود تا محض بی اعتبار کردن جنبش فتنه سبز هم که شده چنین اعتراضات خیابانی را تشویق هم میکرد تا بی پایگاهی آنها را در مقابل نیروی دشمن شکن خود نشان دهد؟
دومین دلیل اینکه رژیمی که تا این حد به پایگاه اجتماعی خود باور دارد، چرا باید صدها چهره سیاسی منتقتد خود را به زندان بیاندازد، چرا باید گروهی را وادار به عکس العمل های اعتصاب غذایی تا دم مرگ کند که موجب رسوایی اش شوند، چرا باید به مجرد یک فراخوان ساده به یک راهپیمایی ساکت از سوی فتنه گران سبز، تمام پایتخت و شهر های بزرگ را امنیتی کند؟ چرا باید برای همین انتخابات مجلس دهم، پیشاپیش از طرف دستگاه های امنیتی اش، برای مردم التیماتوم امنیتی صادر کرده و ۸۰ هزار بسیج را ورانه خیابانها کند؟
رژیم با این این بلوف های نخ نما شده سرچه کسانی را میخواهد شیره بمالد؟ هم هوادارانش و جماعت رانتخوار حامی آن میدانند قضیه از چه قرار است و هم مخالفین و هم جهانیان.
رژیم میتواند با رقم سازی تعداد شرکت کنندگان را کم و زیاد کند، میتواند با کاستن از شعبات اخذ رأی تراکم مصنوعی ایجاد کند، میتواند با کاستن از وقت و زمان رأی گیری و کاستن از تعداد مامورین ثبت رأی صفهای مصنوعی در مقابل صنوقهای اخذ رأی درست کرده از آن صفها فیلم بگیرد و نشان دهد، میتواند بطور غیر مستقیم و مستقیم همه کارمندان و کارگران دولتی و وابسته به دولت را به پای صندوقها بکشاند و… .
ولی کدام یک از این حقه بازی و شارلاتان بازیها توانسته است تا کنون ذره ایی بر مشروعیت این رژیم افزوده و به افتضاحات آن معنا و مفهوم انتخابات دهد؟
مردم نباید تعچب کنند اگر در فردای انتخابات، رژیم رقم شرکت کنندگان را ده ها میلیونی و دشمن شکنانه اعلام کند ولی باید از این تعجب کنند که؛ رژیمی که ادعا میکند از حمایت یک چنین جمعیت دشمن شکن دهها میلیونی بر خور دار است چرا باید شیخ کهنسالی مثل کروبی را که که بزعم رژیم بیش چند صد هزار رأی هم نداشته است در زندان یا حصر نگاه دارد؟ چرا کسی مثل دکتر خزئلی و محمد نوریزادها با آن سابقه رزمی و مذهبی بخاطر هیچ و پوچ زندانی کند که برای رژیم و شخص رهبر بی حیثیتی بیشتر ایجاد کنند؟
نه!
جناب خامنه ایی!
میزان شرکت کنندگان در انتخابات یا افتضاحات پس فردا را نه از روی آماری که گماشتگان رانتخور شما میدهند بلکه از روی تعداد روزنامه های بسته شده در این ستمکده ایی که تو درست کرده ایی و از روی تعدادِ زندانیان سیاسی، تیپ جرم و تعلق سیاسی و اجتماعی آنان در این مملکت میتوان دریافت. آمارسازی پادوها ی تو هم تغیری در آمار واقعی شرکت کنندگان دراین نمایش تهوع آور نمی دهد و از همه مهمتر «وزن اجتماعی و سیاسی» تحریم کنندگان این نمایش است که نمایانگر تناسب نیروی اجتماعی و سیاسی تحریم یا شرکت کنندگان و میزان سنج مشروعیت این به اصطلاح انتخابات است.
Balatarin

No Comments