در سوریه چه خبر است؟

Share Button

نگاهی به اوضاع سوریه!
«در دنیا و منطقه هر کس از ظن خود طرفدار طرح ۶ ماده ایی عنان است»

سوریه را میتوان مهمترین خاکریز امنیتی برون مرزی حکومت اسلامی و آخرین خاکریز دفاعی برای روسیه بعنوان یک قدرت جهانی بحساب آورد. مهمترین خاکریز امنیت ملی برای حکومت ما از این نظر که با سقوط آن رژیم، و پیامد های منطقه ایی اش؛ که تغیر وضعیت رادیکال حزب الله لبنان، حماس، اوضاع لبنان و سرانجام عراق را در پی خواهد داشت، بادکنک دایعه قدرت منطقه ایی بودن ایران چون حباب خواهد ترکید و امید دولت ما برای اینکه با استفاده از این کارتهای برنده از غرب امتیازات امنیتی بگیرد برای همیشه برباد خواهد رفت.
نتیجه سقوط اسد به اینجا ختم نشده بلکه محورترکیه، عربستان و قطر که با خطی کمرنگ یا نامرعی اسرائیل را نیز میتوان بر آن افزود جای فلک سیاسی کنونی، یا چندی پیش را در منطقه خواهد گرفت. ارزیابی پیامد شکل گیری چنان منظومه فلکی قدرت منطقه ایی برای ایران اسلامی در شرایط موجود چندان دشوار نیست.
و اما برای روسیه:
تاریخ دنیا بطورعمده تاریخ تعاملات و ستیزه های سیاسی نظامی بوده است. در این تاریخ، جنگها و تعاملات مذهبی و ایدئولوژیکی در بین دولتها، میان پرده هایی کوتاه مدت بوده اند، جنگهای ضد استعماری ملل مستعمرات علیه متروپولها و دو جنگ بزرگ جهانی از جمله جنگهایی با مضمون و اهداف غیر ایدئولوژیکی هستند.
از منطقه خاورمیانه عربی که بخاطر ورود اسلام به عرصه سیاسی در آن، ایدئولوژیزه شدن پان عربیسم و درهم تنیدن آن با پان اسلامیسم وایدئولوژیزه شدن اسرائیل و امریکا ستیزی که بگذریم، کشکمکهای بین دولتها و ملتهای دنیا، روی دعاوی سیاسی، ارضی و یا اقتصادی بوده است.
قریب ۳۵ سال از جنگ خونین طولانی هندو چین با آمریکا و فرانسه میگذرد و امروز روابط سه کشورِ ویتنام، کامبوج و لائوس با آمریکا و فرانسه و مستملکات مستعمراتی سابق در این منطقه: فیلیپین، اندونزی، مالزی و سنگاپور و تایلند با غرب نمونه وار و عاری از رسوبات ایدئولوژیکی است.
در عرصه سیاست بین المللی میدان مانور چندانی نه برای چین و نه روسیه بعنوان بزرگترین حامیان این سه کشور هندوچین بعنوان حامی آنها در جنگشان علیه امریکا باقی نمانده است. امروزه این سه کشور هندو چین با آمریکا و فرانسه رابطه ایی بمراتب بهتر از رابطه با پشتیبانان قدیم خود روسیه و چین دارند.
تنها در خاور میانه عربی و تا حدودی افعانستان، پاکستان و ایران است که بعلت ایدئولوژیزه شدن سیاست در آنها، رسوب غرب ستیزی ایدئولوژیک، برای روسیه قرقگاه و میدان مانور سیاسی ایجاد کرده است تا این کشور خود را دوست ملل عرب و مسلمان منطقه در مبارزاتشان علیه آمریکا و اسرائیل جا انداخته و بعنوان قدرتی جهانی به لحاظ دیپلماتیک و سیاسی در برابر غرب ظاهر شود.
از این روی، سقوط رژیم بشار اسد برای روسیه فقط به معنای از دست دادن یک پایگاه و بندرگاه نظامی یا یک متحد دیگر نیست بلکه بمعنی سقوط جایگاه آن از یک قدرت جهانی به یک قدرت محلی و ملی خواهد بود که میزان قدرتش را در آینده قدرت اقتصادی آن تعین خواهد کرد و نه حتی زراد خانه هسته ای اش. لذا رمز جانسختی روسیه در دفاع از رژیم محتضر اسد در این حیثیتی بودن مسئله و قدرت جهانی بودن است تا از دست دادن یک پایگاه بندری در سوریه و یا یک مشتری اسلحه. با سقوط بشار اسد خاور میانه عربی به خاور میانه غربی و اتومانی عثمانی تبدیل خواهد شد که پیامد آنرا میتوان برای ایران و روسیه محاسبه کرد.
سفر عنان به منطقه برای سرهم بندی کردن نوعی صلح یا اطفای حریق موقتی جنگ داخلی در سوریه، درحقیقت نه با پیش فرضِ ماندن رژیم بشار اسد بر سر قدرت، بلکه با هدف تعین جایگاه و محدوده نقش آفرینی روسیه در سوریه ی پس از اسد انجام میشود.
یک دیپلمات روسیه بطور خصوصی به یکی از رسانه غربی، نظر کرملین را چنین ابراز میکند: «رژیم اسد پس از این همه کشتار نمیتواند بر راس قدرت بماند.» معنی این حرف اینست که رژیم اسد همچنان به کشتار ادامه میدهد تا معامله با روسیه روی نقش و محدوده نفوذ آن در منطقه و سوریه پس از اسد مورد توافق قرار گیرد.
این سیاستی است که کرملین در رابطه با مسئله دفاع از ایران نیز که در پیش دارد. ساده اندیشی بیشتر از این نیست اگر نفهمیم که روسیه از ایران در برابر غرب حمایت میکند تا از تنش بین دولت ایران و آمریکا برای امتیازگیری و معامله با آن دولت برسد و بمجرد جوش خوردن معامله و گرفتن امتیازات کافی رژیم ایران را نیز به امان خدا در برابر آمریکا، اسرائیل[ و افزون برآنها : جبهه وسیع عربی پس از بهارش با محوریت عربستان، قطر و امارات و ترکیه] رها خواهد کرد.
در دنیا و منطقه هر کس از ظن خود طرفدار طرح ۶ ماده ایی عنان است. اروپا، آمریکا، ترکیه و اتحادیه عرب به مأموریت عنان بعنوان ترتیب دهنده انتقال مسالمت آمیز قدرت در سوریه مینگرند و اپوزیسیون رژیم اسد، به آن بعنوان فرصتی برای بسیج و به خیابان آوردن مردم برای سرنگونی بشار اسد. روسیه بعنوان طرحی که برای آن و متحدین سوری و منطقه ایی اش جای پایی و امکانی برای نقش آفرینی در آینده پس از اسد باقی خواهد گذارد مینگرد.
پس بحث کلاً بر سر شکست یا موفقیت طرح عنان نیست بلکه بر سر این میتواند باشد که عنان بسود کدامیک از طرفین دعوا مسئله را حل کند چون این طرح نمیتواند به راه حل مرضی الطرفین برسد. تا لحظه ایی که همه از ظن خود فکر میکنند این مأموریت بسود آنها تمام خواهد شد، همه از آن دفاع میکنند: اپوزیسیون، اتحادیه عرب، بشار اسد، غرب و روسیه هرکدام فکر میکنند که حرکت عنان بنفع آن تمام خواهد شد. ولی نتیجه هرچه باشد از هم اکنون میتوان برخی تأثیرات روانشناختی سیاسی این طرح را روی رژیم اسد به حساب آورد.
اعلام آمادگی اسد برای مذاکره با اپوزیسون ـ اپوزیسیونی که اسد آنرا فتنه اسرائیل و آمریکا و باندهای تروریستی القاعده نام گذارده بود ـ پذیرش آتش بس دوساعته در روز برای رسیدگی به مجروحان، اجازه به اعتراضات مسالمت آمیز به مردم، آزادی زندانیان سیاسی و صدور بدون تبعیض ویزا برای خبرنگاران خارجی موادی نیستند که بمورد اجرا گذارده شوند بدون اینکه زلزله ۱۰ ریشتری در دستگاه قدرت بشار اسد و جامعه سوریه و پایگاه اجتماعی رژیم ایجاد کنند.
لذا نتیجه گیری من اینست که طرح عنان به چه صورت موفق شود و به چه صورت نشود، رژیم اسد فرو پاشیدنی است و بعید است اپوزیسیون رژیم، کشور های عربی ضد اسد و غرب امتیازی هم به روسیه هم بدهند.
از اینکه در این رابطه تنها کشوری که به بازی گرفته نشده است حکومت مدعی قدرت منطقه ای ماست که سوریه را بعنوان متحد استراتژیک منطقه ایی خود جا زده و با آن فخر سیاسی فروخته است چیزی نمی گویم.
پی نوشت ۱ ـ لازم به یاد آوریست که قرار است در شنبه و یکشنبه پیش روی، اجلاس ادواری اتحادیه عرب در بغداد تشکیل شود. الاعرابی بعنوان دبیر اتحادیه از طرح عنان حمایت کرده است و دولت سوریه که از این سازمان کنار نهاده شده دخالت اتحادیه را در مأموریت عنان و امور داخلی سوریه رد کرده است.
تصور من اینست عربستان و کشورهای محافظه کار عرب بدون گرفتن امتیاز از عراق با تشکیل اجلاس در این کشور موافقت نکرده اند و این امتیاز هم جز فاصله گرفتن عراق از ایران و پیوستن به جامعه عرب چیزی نمیتواند بوده باشد.
انداختن چفیه عربی به گردن و شانه از سوی مقام معظم رهبری ماهم، به سیاق جیگرکی های جمشید سابق، کمکی به جبهه گیری کشور های عربی در برابر ایران نمیکند. ایران اگر هم بخواهد با دشمن صهیونیستی در آینده بجنگد این جنگ را فقط در صفحه تلویزونی ضرغامی و کیهان شریعتمداری میتواند ادامه دهد چون دسترسی زمینی به اسرائیل نخواهد داشت و راه هوایی آن هم توسط اعراب بسته خواهد شد.
پی نوشت ۲ ـ شنبه و یکشنبه گذشته اجلاس« شورای ملی سوریه»* در استانبول تشکیل جلسه داد. بنا به گزارش الشرق الاوسط این اجلاس تقریباً فرا گیر بوده و توانسته است، ۳۰۰ حزب و شخصیت سیاسی مطرح را دور شورای ملی سوریه جمع کرده و برای این شورا اعتبار نامه سیاسی بگیرد. این اجلاس مبرا از اخلال و حرکت های ضد ائتلافی نبوده است. در همان آغاز جلسه، هیتم الماله از مخالفین قدیمی و زندان کشیده سیاسی عصر اسدها، بخاطر اینکه ریاست جلسه، بخاطر سن و سال، حق وی بوده که از او دریغ شده است ، پس از سخنرانی نماینده قطر و ترکیه جلسه را ترک میکند.
« شورای هماهنگی ملی» نیز که یک جریان درونمرزی مرکب از چپها، ناصریستها، ناسیونالیستها و جریانی از کردهاست، به بهانه دیگری که گزارشگر الشرق الاوسط آنرا عحیب مینامد نیز جلسه را بعنوان عدم تأئید ترک میکند. علاوه بر ایندو «شورای ملی کردها» نیز به بهانه اینکه بیانیه تنظیم شده اجلاس که حقوق «ملی» ملت کرد را طبق منشور سازمان ملل متحد نادیده گرفته است نیز از پیوستن به «شورای ملی سوریه»* خود داری می کند.
نشست استانبول برغم کاستی هایش در متحد کردن عمده نیروی اپوزیسوین ضد اسد موفق بوده است. بنا به تصمیم این اجلاس باید آئینامه جدیدی برای شورا نوشته شود و نماینده ترکیه صریحاً از«ارتش آزاد سوریه» میخواهد تا بجای پراکندگی آنارشیک و «دسته جاتی» خود سر، خود را تحت نظارت شورای ملی سوریه، بعنوان عالیترین ارگان سیاسی که باید جای رژیم کنونی را تا مرحله انتخابات و در مرحله انتقالی بگیرد قرار دهد.
سند نهای اجلاس تآکید میکند که نظام سیاسی سوریه ی پس از اسد: فراگیر، دموکراتیک، عرفی و مدنی، آزاد، کثراتگرا و عاری از تبعیض خواهد بود. این سند وظیفه «شورا» میداند که بلافاصله پس از سقوط بشار اسد، تدارک برای تنظیم فانون اساسی جدید، انتخابات آزاد و با حق رأی همگانی با شرکت همه جریانهای سیاسی را آغاز کند.
پی نوشت۳ ـ در همین دو هفته گذشته بسیاری کشورهای عربی، ترکیه و اروپایی سفارتخانه خود را در دمشق بستند. یک دیپلمات ترک به الشرق الاوسط میگوید علت تردید ترکیه در برسمیت شناختن شورای ملی سوریه بعنوان نماینده مردم سوریه فقط اختلافات داخلی در این شوراست نه ملاحظه رژیم اسد.
به گمان من بعنوان نگارنده این سطور، اختلافات راهبردی، سیاسی در اپوزیسیون سوریه نه بطور مطلق ولی بطور عمده از جنس همان اختلافاتی است که در شورای ملی لیبی وجود داشت و از جنس همان اختلافاتی است که در درون ما ایرانیان چه منتقدین رژیم چه اپوزیسیون برانداز آن وجود دارد. این جنس، جز نفوذ ستون پنجم کهنه ریشه کرده دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در درون ما بعنوان مخالفین و منتقدین رژیم نیست. و آنچه این ستون پنجم را استتار کرده و حتی گاهی به آن وجاهت و منطقیت استدلالی میدهد، ایدئو لوژیکی کردن سیاست است و تزریق آمریکا ستیزی، غرب ستیزی، تفرقه گرایی قومی تحت عنوان ملت سازی قومیتی و پهلوی ستیزی هیستریک است.
در کشور ما رد پای این سیاست گری ایدئو لوژیزه شده را حتی در نوشتار ها و سایتهای مدعی سبز میتوان دید. برای مشاهده نمونه ایی از چنین رد پای شُبه انگیزی به لینک زیر از سایت جرس مراجعه کنید. نوشتاری است در لجن مالی رضا پهلوی.
من نه طرفدار سلطنت هستم و نه پهلوی پرستی و پهلوی ستیزی را ایدئو لوژیزه میکنم ولی خواننده مقاله حق دارد از نویسنده این مقاله بپرسد: سایت جرس، در شرایط کنونی با دروغِ نسبت دادن دزدیدن ۳۱ میلیادر دلار به شاه که از شاخداری آن، بر سر انسانی که با اعداد و ارقام آشناست، بجای علف چمن و بوته زار سبز میشود، بکجا میخواهد برسد. چه من نوعی بپسندم و یا نپسندم، رضا پهلوی بخاطر مخالفتش با رژیم استبداد دینی و ولایی از موضع مردمگرایانه و مترقی، امروزه طرفدارانی در میهن ما دارد که هیچ معلوم نیست میزان آنها از میزان طرفداران آقای هاشمی یا خاتمی و سایت جرس، کمتر باشند اگر البته یک انتخابات کاملاً آزاد در مملکت ما برگزار شود که سایت جرس هم مدعی آنست! من تصمیم داشتم بنام «دفاع از حقیقت»، دروغ بافی این نوشتار در سایت جرس را به نقد بکشم ولی با خود گفتم این وظیفه من نیست. لذا به اشاره ایی کوتاه به آن در این پی نوشت بسنده میکنم.
*
SNC (Syrian Ntional Counsil)

**
http://www.rahesabz.net/story/51133/

No Comments