کامنتی کوتاه بر یادداشت جوابیه عبدی به کاظمیان

Share Button

یاداشت کوتاه زیر کامنتی است بر(با دقت نقد کنیم؛ پاسخی به انتقادهای آقای کاظمیان ۱)
در سایت جرس
تاریخ انتشار: ۱۱ فروردین ۱۳۹۱
عباس عبدی
………………………………
با سپاس از آقای عبدی و کاظمیان که این بحث را گشودند
و سپاس از جرس که آنرا منعکس میکند
من بحثهای راه افتاده پیرامون مصاحبه آقای عبدی را با دقت و وسواس دنبال میکنم بلحاظ اینکه نکات مطرح شده در این مصاحبه و نقدهای بر آن، در بنیاد خود، واجد آموزه های مهم تاکتیکی و استرتژیکی هستنند و به دانش فن مبارزات سیاسی ما می افزایند، صرفنظر از اینکه ایشان چقدر حق داشته باشند یا نداشته باشند.
بحث ایشان مطالب کتاب «چپ روی، بیماری دوران کودکی کمونیسم» لنین را در ذهن تداعی میکند. و بنظر من این اثر لنین یکی از آثار درخشان اوست که تا هنگامیکه استبداد و مبارزه در شرایط استبدادی در جهان وجود دارد این اثر کلاسیک نیز، بلحاظ آموزه های تاکتیکی اش، اعتبار خود را حفظ خواهد کرد.
در دو مقطع متفات تاریخی بلشویکها ، یکبار شعار تحریم انتخابات دو ما را می دهند و بار بعد شعار مشارکت. البته وضعیت ایران ما و روسیه آن هنگام کاملاً شبیه نیست ولی درسهای مبارزه بلشویکها میتواند آموزنده باشد.
قصد نقد اساسی مواضع بیان شده آقای عبدی در مصاحبه ایشان و منقدین را ندارم چون هردو طرف را در برخی موار محق و در برخی موارد در اشتباه میدانم. مثلاً:
آقای عبدی حق دارد وقتی میگوید به لحاظ دیوارکشی های مخاطباتی، پیام تحریم اصلاح طلبان فقط به گوشهای خودشان منعکس میشود و روی لایه های اجتماعی حریف اثربخش نبوده و نیست.
ایشان حق دارند وقتی میگویند تقلب جدی درمیان نبوده است. اگر البته بپذیریم کم کردن حدود ۱۰ میلیون از تعداد واجدین حق رأی، تقلب نبوده است.
واقعاً ساده اندیشی بیشتر این نمیشود که تحلیلگران جبهه تحریم [که بنظر من بسی بیش از اصلاح طلبان و سپس سبزها بودند] اینجا و آنجا با فانوس دنبال کشف تقلب بودند در حالیکه رژیم با یک مداد ۱۰ میلیون از واجدین حق رای را کاهش داده و چند میلیون هم به آرای باطله اضافه کرده و احتمالا ، چند میلیون رای هم به آرای تعداد بسیار معینی از کاندیداهای نورچشمی افزوده باشد.
تقلب بزرگ انتخابات که اقای عبدی هم به آن نپرداخته اند و مشروعیت« نیآفرینی» انتخابات قلابی هم، در هیچ یک از این موارد مورد اشاره نبوده و نیست، در نظارت استصوابی، رد صلاحیت هاست، در رقابتی نبودن و فاقد موضوعیت انتخابات و برنامه نداشتن کاندیداها بوده است. هیچ یک از کاندیداها، با برنامه انتخاباتی، با وعده وعید های مشخص انتخاباتی جلو نیامدند، وعلاوه بر همه اینها غیبت احزاب سیاسی و نهاد های مدنی و نظارت مطبوعاتی و.. ، اینها هستند که از این خیمه شب بازی، اعتبار زدایی کرده و شرکت ۹۰درصدی و صفهای چند کیلومتری رای دهندگان هم برای رژیم و انتخاباتش نمیتوانست مشروعیت زا باشد. شعارهای بیشتر نمایندگان همان شعارهای کلیِ کلیت نظام بود تو گویی این کاندیداهای نمایندگی، نه برای نمایندگی مردم و بخش جغرافیایی منطقه ایی معینی از آنان، بلکه برای نمایندگی کلیت نظام و در مرکز آن، مقام قُدسی مرتبت معظم رهبری به میدان آمده اند. و تازه همه این هزینه پرخرج برای مجلسی که گوش به فرمان و بی اختیار است. میزان اعتبار مجلس را آقای احمدی نژاد با رفتار و لحن تحقیر آمیزش در مجلس به همگان نشان داد. من بخاطر رفتار بحقش ، بحق و از صمیم قلب آقای احمدی نژاد را تحسین میکنم. اگر او یک کار بسیار خوب در این۶٫۵ سال ریاست جمهوری اش کرده باشد همین تحقیر مجلس است که به همه چیز شباهت دارد جز مجلس نمایندگی مردم. ای کاش نمایندگان مجلس ما از نمایندگان مجلس همان آل خلیفه بحرینی، که آنرا دایم به باد انتقاد میگیرند، یاد میگرفتند. از صمیم قلب به احمدی نژاد به خاطر رفتارش در مجلس درود میفرستم.
نظرات آقای عبدی جای نقد بسیار دارد همچنانکه نظرِ منتقدین نظر ایشان. که من بسهم خود در آینده نزدیک بهر دو خواهم پرداخت ولی نه بصورت کامنت در جرس بلکه در وبسایت خودم. شروع و گسترش این بحث بسیاری قفل ها و گره های تاکتیک مبارزه دموکراسی خواهی ما را میتواند بگشاید و ازهمین روی این بحث را باید بسیار جدی گرفت و تا آنجا امکاان دارد باید آنرا بسط داد.

No Comments