سفرنامه ایی بر سفر احمدی نژاد به بندر عباس

Share Button

نقشِ اتوریته عناوین!
«عناوین» یک بارِاتوریتاتیو دارند یعنی دارای جرم و مایه اجتماعی، تاریخی و علمی هستند. یک شخص به اعتبار خود میتواند وزن «اتوریتاتیو» یا «کارسماتیک» داشته باشد یا به اعتبار عنوانش. رستم، رستم است و خود، نمادِ پهلوانی. حسن پهلوان است بخاطرِ کسب این عنوان. تقی آنست که عمویش فرمانده ارتش بود.
عنوان میتواند بیانگر جایگاه گردنِ کلفت محل باشد یا بیانگر یک جایگاه علمی، مذهبی، نظامی، سیاسی و یا ورزشی.
عناوین زائیده هزاران سال تاریخ بشریتند و انتساب آنها به افراد، نوع نگاه احاد جامعه را به شخص صاحب عنوان تعین میکند. فلانی: سپهبد، قهرمان کشتی، دکتر، مهندس، مجتهد، آیت الله، تاجر، رئیس جمهور، نماینده مجلس، وکیل، وزیر، استاد دانشگاه. و.. است، یعنی آن فلانی هویتی ارزشی (اجتماعی ـ تاریخی) دارد. برای نمونه (در یک جامعه بهنجار مثل جامعه پیش از انقلاب خودمان) انسان میتواند یا میتوانست چاقو کش محله را با یک ریش مصنوعی گریم کرده و با عمامه، عبا، ردای روحانی ملبس و در حضور جمعی که طرف را نمیشناسند وی را حجت الاسلام یا آیت لله خطاب بکند. بلافاصله حضار به نشانه احترام خود را جمع و جور میکردند. کمتر کسی حتی جرئت میکرد با چند پرسش، اصالت هویت روحانی این شخص را به سئوال بکشد. این وضع ظاهری در بسیاری مردم نسبت به طرف، احساس و واکنشی احترام آمیز برمی انگیخت. حال اگر همین چاقو کش محل یک لباس ژنرالی هم میپوشید و در انظار ظاهر میشد، ابهت «تیمساری» او خیلی ها را میگرفت. بهمین قرار است سایر عناوین.
مقام شاهی بیش از ۵ ـ ۶ هزار سال قدمت دارد و بعنوان پدر ملت، سرپرست قوم یا قبیله، یا زندگی افسانه ایی، عنوان شاهی حرمتی اتوریتاتیو یافته است. مردم حتی نسبت به نوه نتیجه های پادشاهان هم نگاهی ویژه دارند. اگر همین فردا در همین محل ما در این گوشه سوئد کسی شایعه بیاندازد که این «حبیب» از تِرکهِ سلسله منقرض شده قاجار است، از همین فردا همه نگاهها ی اهالی محل بمن تغیر میکند.
رئیس جمهور، که پیشینه ایی نه چندان طولانی دارد، در ناخود تاریخ، بصورت لینکن ها، ژنرال دو گل ها، ژورژ واشینگتن ها، نهروها، آیزنهاورها و… تا امروز اوباماها و سارکوزیها ثبت شده و یاد آور قدرت، اعتبار و جایگاه آنها است. در نگاه مردم حتی آبدار چی کاخ ریاست جمهوری هم یک پا شخصیت است. بر همین روال حتی خانم جناب سرهنگ و خانم دکتر(همسر آقای دکتر) هم خودعناوینی هستند که حد اقل در بخش سنتی حتی همین جامعه اروپا، نگاه ویژه ایی را در آدمها ایحاد میکنند.
این عناوین در جمع خود بخشی از فرهنگ و نظام ارزشی و ارزشگذاری جامعه بوده و نقشِ واقعیِ کارکردی دارد نه صوری. انسان نباید فقط به جنبه های منفی این اتوریتیه «عنوانی» نگاه کند. معلم، روحانی، دکتر، روان شناس، پلیس راهنمایی، راهنمای توریستی، کودکیار مهد کودک و .. ، با داشتن اتوریته ناشی از آن عنوان و جایگاه خود است که نقش مفید خود را اجرا میکنند. در پس احترام به ستاره های روی شانه یک ژنرال احترام به آن ارتشی قرار دارد که حافظ مملکت است و همین نگاه احترام آمیز است که در نظامیان غروری ملی می آفریند تا در صورت لزوم سینه خود را سپر دفاع از مردم خویش کنند. در پس احساس احترام ناخود اگاه به مقام ریاست جمهوری، احترام به آن مجموعه ایی است که ملت و مملکت نامیده شده که آن شخص نماد و سخنگوی آنست.
حال در نظر بگیریم که در سرزمینی؛ جماعت شیره ای وتریاکی، پهلوان ـ رمالان و دعانویسان آیت الله و حجت الاسلام ـ دکتر علفی ها و حجامت چی ها و ختنه کن ها، دکتر و جراحِ متخصص ـ ماشین دزدها، پلیس راهنمایی و رانندگی ـ معرکه گیرهای خیابانی رئیس جمهور، رئیس مجلس و.. ـ و سر انجام، روضه خوانی هم، مقام معظم رهبری شود و به این خیمه شب بازی تاریخی اضافه کنیم که مثلاً یکی مثل آقای حجاریانِ نیمه شهید هم تلویزونی شده و در پشت صفحه ضزغامی، بعنوان توبه بگوید؛ همه این «فتنه ها» تقسیر «ماکس وبر»(غول جامعه شناسی سیاسی آغاز قرن بیستم) بود و من بی تقصیرم! و مقامات توبه گیر و نادم ساز هم نفهمند او چه می گوید و از تلویزنی کردن او خرکیف باشند.
رستمها، هرکول ها اتوریته بخشِ عنوان پهلوانی اند و پهلوانان تاریخ نیز با پهلوانی خود به این عنوان جِرم و جوهر ارزشی داده اند. بقراط ها، بطلمیوسها، برزویه های حکیم، ابن سینا ها، وزنی« اتوریتاتیو» به عنوان «دکتر» داده اند وپزشکان نیز در طول تاریخ این علم، با درمان بیماران و یا کشف بیماریها بر حرمت علمی و اتوریتاتیو این عنوان افزوده اند. بر همین سیاق، سقراط ها و افلاطونها، پروفسور حسابی ها، رشدیه ها و راسل ها نیز برای مقام استاد و معلم اتوریته آفرینی کرده اند.
در نقطه مقابل این سیر ارزش آفرینیِ عنوانی تاریخی، جمهوری اسلامی عنوان سوزِ ما قرار دارد. در طول تاریخ کیمیا گران کوشیدند تا مس را طلا کنند اما کیمیا گران جمهوری اسلامیِ ما از طلا مفرغ ساختند و آنرا همچنان طلا خواندند.
جمهوری اسلامی از همان نخستین روز استقرار خود، فاقد شجره ایی واقعاً ارزشی از خود بود و از آنجا که قادر به جذب چنین نظام «عنوانی و ارزشی» هم نبود شروع به تخریب آن عناوین نمادین و ارزشی کرد. به ملایی که دوره ۶ ساله ابتدایی را هم نخوانده بود بنام«عمید زنجانی» عنوان دکترا داد(در حدیث و علم قرآنی) و این ملای یکشبه دکتر شده در حوزه علمیه قم را به ریاست دانشگاه تهران منسوب کرد. به بسیاری از کمیته چی های سابق که بسیاری از آنها از روی بیکاری جذب کمیته ها و سپاه شده بودند، تند تند درجه سرداری داد که معادل همان «امیر» دوران شاه بود. در صورتیکه اخذ درجه امیری در آن دوران مستلزم دیدن دوره دانشکده افسری و سپس، دانشکده جنگ بود.
این سرداران به درجات سرداری هم اکتفا نکردند از چاپخانه مدرک سازی، اکثرشان درجه دکترا گرفتند که یکی از آنها مرحوم دکتر کردان بود و یکی دیگر از آنها سردار سپهبد دکتر محسن رضایی، رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام است.
کار کرد این چاپخانه دکتر سازی را، «دکتر» احمدی نژاد که خود یکی از همین دکتر هاست در جریان احضارش به مجلس با اشاره به اینکه وکلا با تصویب نامه ایی، بخاطر دوره ۴ ساله نمایندگی خود، بخود درجه لیسانس و کارشناسی ارشد داده اند را بخوبی و با طنزی در خور توضیح داد.
دکترهای جمهوری اسلامی این عنوان بلند پایه را چنان به زمین کشیدند تا به اندازه قد و قواره خودشان شود. برهمین سیاق، رئیس جمهور شدن احمدی نژاد، انتقام تار یخ از ما ملت بودتا او، از عنوان رئیس جمهوری حیثیت واتوریتیه زدایی کند.
دکتر کردان در کنار دکترای جعلی یک پرونده تجاوز به عنف گشوده داشت و چند روز پیش رسانه های داخلی و کمیسیونهای مجلس خبر دادند که یکی ازنماینگان دوره جدید مجلس پرونده قتل و جنایت و کلاه برداری و زمین خواری دارد. این در حالیست که کاندیدای دو دوره پیش حزب سوسیال دموکرات سوئد بخاطر چند برگ جریمه پارکینگ مجبور شد کاندیاتوری نخست وزیری خود را پس بگیرد.
برای اینکه بهتر و ملموستر بدانیم چگونه «احمدی» همان بلایی را که بر سر پول ملی و مدارک دانشگاهی ما آورد بر سر اعتبار و اتوریته عنوان و مقام رئیس جمهوری آورده است ویدئو کلیپ زیر را حتماً ببینید!
توضیح: در توضیح نقش اتوریته از «هانا آرنت»* ( بین گذشته و حال) استفاده شده است.
Mellan det förflutna och framtiden*

سفر احمدی نژاد به بندر عباس

No Comments