داستان بی پایان ِ آن جنایت بزرگ!

Share Button

از میان اِمیل های رسیده
آنچه را بر این افشا گریها میتوان افزود اینست که: نمیتوان همچنان از آن انقلاب دفاع کرد و دامن خویش را از گرداب خونفشان آن پاک بیرون کشید.دفاع از خمینی یعنی امضاء انداختن زیر همه این جنایات!
ح ت
****************
یکشنبه ۰۹ جمادى الأولى ۱۴۳۳هـ – ۰۱ آوریل ۲۰۱۲م
بنا بر اطلاعات فاش شده توسط یک کارمند سابق قوه قضائیه
رازهایى از اعدام هاى دهه ۸۰ ایران و گورهاى دسته جمعى افشا شد

دبى – العربیه.نت

در یک سرى گزارش که توسط مسعود نقره کار و به نقل از یک کارمند ذى
نفوذ سابق قوه ى قضاییه ى ایران منتشر شده است پرده از رازهایى در
زندانهاى ایران برداشته شده است که مى تواند بر افکار عمومى تاثیر بسزایى
داشته باشد.

این نویسنده به نقل ازمنبع خود در پانزدهمین بخش از گزارشهاى خویش
توضیح مى دهد که “خمینی مثل اکثر آیت الله ها و مجتهدین بر مبنای احادیث
و احکام ابتدا نظرش این بود که بعد از کشتن منافق، جسد را باید در بیابان
رها کرد تا طعمه حیوانات شود”

گفتنى است “منافق”، “محارب”، “ضد انقلاب” و چندین ناسزا و برچسب
دیگر، از آغاز پیروزى انقلاب سال ۱۹۷۹ تا کنون “اتهاماتى” شمرده شده است
که مخالفان و منتقدان را روانه ى چوبه هاى دار، سینه هاى دیوار و انواع
اعدامهاى دیگر که یکى از آنها “تعزیر حتى الموت” (شلاق تا مرگ) مى باشد،
کرده است.

در این بخش از سرى گزارشهاى منتشر شده در گویا نیوز به نقل از کارمند
سابق حکومت ایران، روشن مى شود که رهبر پیشین جمهورى اسلامى از ترس فاش
شدن ارقام بالاى تیرباران شده ها، حلق آویزگشته ها و زیرشکنجه جان باخته
ها، نصیحت ناصحان را مى پذیرد و از رها کردن اجساد در بیابانها طبق نظریه
ى سنتى فقها، منصرف شده، به طرح گورهاى دسته جمعى دور افتاده تن مى دهد.
گورهای ناشناخته

گزارش حاکى است که در کشتار تابستان ۱۳۶۷ هجرى شمسى (۱۹۸۸ میلادى)
چون تعداد قربانیان بسیار زیاد بود و اعدام ها، دسته جمعی و در فواصل
کوتاه انجام می شد، جسد قربانیان در گورهای دسته جمعی در مناطق مختلف دفن
شدند. لذا هنوز بسیاری از این مناطق ناشناخته مانده اند.

کارمند سابق قوه ى قضاییه مى گوید: “برخی مناطق لو رفتند و یا توسط
ماموران به خانواده ها گفته شدند، برخی را خانواده قربانیان بر اثر تصادف
شناسائی کردند. در شیراز در یکی دو منطقه جسدها را چون باعجله دفن کرده
بودند وعمق گور ها کم بود باران مهر ماه همان سال خاک را شسته بود و
جسدها نمایان شده بودند و رهگذران پی بردند که آن منطقه گور دسته جمعی ست
و خبر پیچیده بود.”

وى مى افزاید: در شیراز برنامه دفن در گورهای جمعی در غالب مواقع
توسط شاهرخ صبوری وحسین الهی و سرمست اخلاق تابنده انجام می شد، سرمست تا
۶۳-۶۴ (۱۹۸۴- ۱۹۸۵) به عنوان راننده لودر در دفن قربانیان نقش داشت و بعد
نعمت زراعت پیشه این وظیفه را به عهده گرفت. شاهرخ محل را مشخص می کرد و
سرمست و بعدها نعمت از ساعت ۱۱ تا ۱ بعداز نیمه شب گور راحفر می کرد، و
حدود ساعت ۱ بعد از نیمه شب ، یا شب بعد در تاریکی اجساد را می بردند و
می ریختند توی گور، و بلافاصله هم لودر روی اجساد خاک می ریخت.

او توضیح مى دهد: معمولا” بعد از بیست روز می آمدند خاک را زیرو رو
می کردند و گرد سفیدی که در بشکه های آبی بود، روی اجساد می ریختند و روی
آن سیمان خالی می کردند. اوائل تصور من این بود که این گرد سفید آهک است
و آهک باعت از بین رفتن سریع تر جسد می شود، اما بعد ها شنیدم یک ماده
شیمیائی با بوی بسیار تند بود، هم برای سمپاشی و هم از بین رفتن سریع
اجساد. گاهی از یک گور دسته جمعی به دفعات برای دفن استفاده می کردند.

همین مسئول مطلع سابق فاش مى سازد: در شیراز دو گور دسته جمعی بزرگ
وجود دارد و چندین گور دسته جمعی کوچک و پراکنده. او سپس در مورد هر کدام
توضیحات مفصلى مى دهد.
نشانی گورها

گورهاى جمعى مورد اشاره ى وى عبارتند از: گور موجود در پادگان امام
حسین فعلی (پادگان مسگر سابق) و میدان چوگان روبروی این پادگان، مناطقی
از دارالرحمه شیراز به نشانی جاده کمر بندی و خیابان اصلی شهرک شیخ علی
چوپان، محله یا روستای مخروبه ای به نام محله “چنار سوخته ” به طرف دشت
ارژنگ، گورستان قدیمی دارالسلام در جوار دروازه شاه داعی الله، اطراف
تیمارستان سلامی در جاده اکبر آباد یا جاده فسا، آب انبار قوزی از شیراز
به طرف مرو دشت و قصر صاحب الزمان (یا پادگان صاحب الزمان در جنوبی ترین
منطقه شیراز)، ۷ گور دسته جمعی در مناطق پرتى در جاده سیمان شیراز، اطراف
پل حسین آباد جاده فسا و چاههاى خشکى در مناطق مختلف از جمله در زندان
سپاه (پلاک ۱۰۰).

کارمند مطلع و ذى نفوذ سابق قوه ى قضاییه ى ایران اسامى بعضى از
قربانیانى را که مى شناسد و مى داند که در “دارالرحمه” دفن شده اند را به
این ترتیب نام مى برد: وحید ( یا سعید) کریمی، مسعود ده بزرگی، مهرداد
نجاتی ،مینا طالب پور، شهلا فرهی ، مینا وحیدی و مصطفی میبدی. او مى
افزاید: می گفتند ۵ نفر آخری به دار آویخته شدند و بقیه تیرباران شدند.

وى همچنین یک لیست ۸۰ نفرى از شکنجه گران و اعدامگران را با نام و
شهرت و بعضى از ویژگى ها ذکر مى کند، ولى اضافه مى نماید که ممکن است
بعضى از این نامها “مستعار” باشند.

او در مورد بعضى از اینها مى گوید که در جریان اعدام های سال ۶۷
بسیار فعال بوده و سابقه تجاوز به دختران و زنان محکوم به اعدام داشته
اند. بعضى از آنها را هم بسیار وحشى، منحرف، سادیست، عصبى و شدیداً بى
رحم توصیف کرده است.

این کارمند سابق قوه ى قضاییه ایران راز بعضى از قتل ها را فاش مى
کند که در زمان خود “خودسوزى” یا “خودکشى” قلمداد شده اند.

او نه تنها گزارشهاى وجود تجاوزات جنسى به دختران و پسران جوان و
زنان در شکنجه گاههاى ایران را تایید مى کند، بلکه مى افزاید: عمل خون
گیری و در آوردن عضو بدن زندانی اعدامی در بیمارستان حافظ، طبقه آخر، که
بخش سپاه پاسداران بود، توسط پزشکان سپاه انجام می شد

No Comments