کامنتی بر یک نظر در یک سایت

Share Button

تحلیل اسلاوی ژیژاک( پروفسور دانشگاه اسلونیا) از انقلاب مصر.

تحت عنوان:

ترس از روحیه انقلاب‌خواهی اعراب

……………

اولاً عرض کنم تحلیل آقای ژیژک  بنظرم بسیار سطحی  آمد ولی نه فرصت نقد آن  برای من هست و نه  فرصت خواندن آن  برای خوانندگان ولی فقط اینرا میگویم که قسم و آیه خوردن رهبران، چه سیاسی و چه مذهبی و وعده وعید های آنان هیچ تضمینی برای تحقق آن وعده ـ وعیدها، در فردای پیروزیشان نیست بلکه دینامیسم خودِ گفتمانی که آنها و جنبششان می آفریند برآمدها و نتایج عملی و عینی خود را مستقل از نیت پاک و یا ناپاک گفتمان مطروحه بجای میگذارد.

روزی که مارکس وانگلس مانیفست کمونیست را انتشار دادند تصوراینرا هم نمیتوانستند در ذهن داشته باشاند که استالین نامی در دیار روس یا گرجستان بنام مکتب آنان میلیونها تن از خودِ مردم روس را بشمول بسیاری کمونیست های واقعی روسیه را میکشد و سیبری را به زنده بگورخانه میلیونهای دیگر تبدیل میکند. آنها نمیدانستند که  «پول پوت» ی در کامبوج ظهور خواهد کرد که بنام مکتب معصومانه آنان یک سوم مردم خود را کشتار میکند. روزی که مردم نوار غزه به حماس رأی دادند نمیدانستند در فردای آنروزدر نوار غزه حق تنفس سیاسی از همه از جمله از اعضای الفتح گرفته خواهد شد. راجع به ایران خودمان هم زیره به کرمان نمیبرم و حدیثی است همگان دانند.

موج   توده ی میلیونی به  خیابان آمده امروز در میدان التحریر قاهره، اراده خود را، هم  به صورت وهم به سیرتِ (هم شکل و هم محتوای) ساختارحکومتی پس از مبارک تحمیل خواهد کرد. بخش وسیعی از این توده  با «ذهنیت اعتقادی و ایدئولوژیک و نه ذهنیت اجتماعی» بمیدان آمده است این بدین معناست که این بحش از  توده که بعلت عقب ماندگی مصر  متاسفانه مثل اکثر جمعیت خاور میانه و یا  کل جهان سوم اکثریت هم دارند،  مطالبات اقتصادی ـ اجتماعی خود را در آینده ، از مجرای نهاد های «اعتقادی و نه اجتماعی»، مطالبه خواهند کرد، کانالی که به در کنترول بنیاد گرایان دینی است. و استفاده از این نهاد ها و تکیه بر آنان برای طرح مطالبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و.. این نهادها را چنان به مرکز ثقل قدرت توده ای تبدیل خواهد کرد که در فردای روزگار هیچ تهمتن سیاسی  ای قادر به مقابله با آنها نیست و قدرت انها علیه ساخت مدنی مناسبات اجتماعی عمل خواهد کرد. در انقلاب خودمان اینرا بوضح دیدیم مسجد و سقاخانه و هیت سینه زنی و مسجد ستاد سازمانیابی توده ایی شدند  و همان سندیکا ها ، تحادیه های کارگری و خانه کار هم توسط فرصت طلبان حکومتی و در رأس آنان سر شارلاتان سی سال وکیل شده ؛… محجوب، به هیت سینه زنی و مسجد تبدیل شد و انجمان های اسلامی کارگری جای سندیکا های قدیم را گرفتند.

من در کامنتهای دیگری نوشته ام و تکرار نمیکنم که وضع کنونی ایران بعلت وجود اجماع ملی روی: گفتمان سبز، رهبری آن و شبکه های اجتماعی و اگاهی توده ایی اش مبتنی بر درس های انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن و سی و دو سال پیکار با استبداد دینی، با وضع مصر از اساس متفاوت است. مردم مصر در وضعیتی قر ار دارند که ما در دوران حکومت بختیار قرار داشتیم و شاید هم عقب تر و بدتر چون ایران آنروز ما از همه لحاظ از مصر امروز پیشرفته تر بود.

درپس رخدادهای انقلاب گونه امروز مصر پیامی تاریخی برای اکثر ملل خاور میانه وجود دارد که در نگاه اول دیده نمیشود و توضیح آنهم آسان نیست.

در ۱۹۵۲ جمعیت افسران آزاد با یک انقلاب (و یا کودتا ـ انقلاب) قدرت را درمصر از خاندان سلطنتی فاروق گرفتند. ناسیونالیسم عربی، پان عربیسم شعار آنان بود. حسنی مبارک، سلف او انور سادات و رهبر آنها جمال عبدل ناصر برآمده از خانواده سلطنتی یا اشرافی ساقط شده نیستند، آنها از تبار انقلابند. آنها که مصر را به نکبت امروز آن کشانده اند، از درون همان انقلابی برآمدند که سطنت کهنسال خاندان فاروق را برانداختند. حدود ۶۰ سال پس از آن انقلاب مردم برخاسته اند تا آن انقلاب نکبت آفرین را با انقلابی در انقلاب برافکنند و عوارض شوم آنرا برانداخته به زباله دان تاریخ بریزند. مردم  مصر برآنند تا آثار انقلابی را که که حاصل آن؛ جز ۶۰ سال تنش با دنیا، ۳ جنگی که هریک بیشتر از دیگری بزیان مصر، بی افتخار پایان یافتند و استقرار استبدادی به مراتب خشن تر و عقب ماندگی همه جانبه چیز دیگری بدانان نداد از زندگی خود بروبند.

لذا، تعین اینکه رخدادهای امروز در مصر یک انقلاب است یا انقلابی علیه انقلاب  یا خیزش بحقِ ضد انقلابی توده های مردم قدری دشوار است. انقلاب۱۹۵۲ مصر، « هیچیک از کمبودها ی جامعه مصر عصر سلطنت فاروق را  به مردم مصر نداد   ولی بسیاری چیزها را که درهمان رژیم داشتند از آنها گرفت. لذا بهتر است انقلاب کنونی مردم مصر را انقلاب بر علیه انقلاب نامید.انقلابشان مبارک باد!

در دوران جمال عبدلناصر آنقدر از دگر اندیشان به جوخه های اعدام سپرده شدند  در تمام دوران چند صد ساله خاندان فاروق و حتی سلطه عثمانی کشته نشده بودند. تنها چیزی که دراین دوران ۶۰ ساله  ناصریست ها در مصر توسعه یافت، دستگاه های امنیتی و سرکوب بود.

No Comments