تبار شناسی«قائد اعظم » لیبی

Share Button

 

قریب ۴۲ سال پیش، در آن دوران شوق و شور بیداری احساسات ناسیونالیسم عربی  که آغازگرش جنبش افسران جوان مصر به رهبری سرهنگ نجیب و جمال عبدل ناصر بود، کشورهای  پادشاهی عربی منطقه همچون کارتهای دومینو یکی پس از دیگری بدست نیروهای انقلابی سرنگون و جمهوری های انقلابی برقرار شدند. این جمهوری های نوبنیاد انقلابی بر سکوی عربیت، اسلامیت ایستاده و داعیه مبارزه با استعمار، امپریالیسم و صهیونیسم داشتند واغلب بر سر خوان سخاوتمندانه دلارهای نفتی لمییده  مسئله هیچیک توسعه نبود بلکه دریک رقابت سیاسی هریک میخواست خود را  بیشتر از دیگری انقلابی نشان داده تا شانس بیشتر برای متولی گری «وطن عربی» داشته باشد. «ناصر» در مصر، «عبدل کریم قاسم» در عراق، «نمیری» در سودان، «زیاد باره» در سومالی، بعثی های «میشل افلقی» از جمله پدر همین بشار اسد« حافظ اسد» در سوریه، همین« قذافی» درلیبی و.. .

این دولتهای تازه به قدرت رسیده، بدون استثناء، مبارزه  انقلابی، ضد صهیونیستی و ضد امپریالیستی خود را با کشتار و قتل عام رقبای سیاسی خود و دگر اندیشان سیاسی آغاز و با تبدیل منابع اقتصادی کشورهایشان به تیول خانوادگی  خود ادامه دادند. انقلاب هایی که با عدالتخواهی و پان عریبت  و پان اسلامیت آغاز شده بود، سلسله  هایی  از قُدیسان را آفریدند که از قداست آنهاها فقط بتکده ها و بتهایی باقی ماندند که تشنه خون، گرسنه قدرت و دیوانه وار در ولع ثروت بودند.  یکی از آنها صدام حسین و دیگریشان، حافظ اسد، نمیری، همین معمر القذافی بودند. فهرست قتل عام ها و جنایات این قبیله انقلاب و جمهوریت های پان عربیستی طولانی تر از آنست که در ده هاجلد کتاب بگنجد ولی بطور خلاصه میتوان گفت مجموعه قربانیان دهه ها حکومتِ تمام رژیم های پیشینی که این جمهوریهای شبه خاقانی با سرنگونی آنان تأسیس یافتند، ازقربانیان یک شبانه روز این حکام ضد صهیونیست و ضد امپریالیست کمتر بود. جالب اینست بدانیم که الهام دهنده این پان عربیسم در آغاز، نازیسم هیتلری بود که میخواست احساسات ضد انگلیسی و ضد فرانسوی و یهود ستیزی را در منطقه بپروراند.  اتحاد شوروی سابق و روسیه امروز، در پیوند با دیکتاتور هایی محلی این رویکرد ابزاری را مصادره  و ازآن، علیه رقبای غربی خود در تمام طول تاریخ دوران بعد از جنگ جهانی دوم استفاده کرد.  هزینه این خیانت قدرت طلبانه نورسیگان به قدرت در منطقه وسوء استفاده ابزاری شرق و دردرجه اول روسیه از این رخداد منطقه ایی و تاریخی قربانی شدن ملل عرب منطقه و نهادینه شدن گقتمان «دشمن» « امپریالیسم»«امریکاستیزی کور» وبرافروختن کینه های سیاسی و منطقه ایی بود که راه همزیستی مسالمت امیز در منطقه مسدود و بستر تنش سیاسی داائمی در منطقه بوده است که برنده اصلی آن هم  امثال همین «قائد اعظم» سرزمین لیبی است.  قذافی خود را قائد اعظم میخواند.

هفته قبل یکی از تحلیلگران والاستریت ژورنال در ارزیابی قدرت نظامی قذافی و در رابطه با پیوستن نظامیان به مردم نوشت که ۹۰% نیروی نظامی لیبی شامل نیروهایی میشود که فقط برای دفاع از حکومت قذافی تربیت و تجهیز شده اند و ارتش فقط نقش دکوراتیو دارد. طبق گزارش خبر گزاریهای دنیا، «قائد اعظم» لیبی برای سرکوب مردم فتنه ساز  لیبی هزار نفر مزودر و آدمکش حرفه ایی را از کشور های مجاور نظیر چاد، صحرا، و نیجر بخدمت گرفته است.         

No Comments