تابناک: توهم حباب در بازار طلا و ارز

Share Button


هجوم به بازار ارز و طلا که ناشی از عوامل پیش گفته است، موجب آن شده که این بازار با سرعت سرسام آوری به قیمت‌های کنونی« برسد. در همین جاست که باید گفت، ذخایر طلا و ارز کشور پس از چندی و با ادامه همین روند پاسخگو نخواهد بود. همچنین خروج »سرمایه‌ها از بورس به دلیل رکود شدید بازار سرمایه که در حال شدت گرفتن است، تحریک بازار ارز و طلا را به دنبال دارد

*******************
یاداشت زیر، تحلیلی پیرامون نوسانات ارزی روزهای اخیر، وسقوط ریال از سایت تابناک است. تنها نکته جدیدی که در آن هست که آنرا خواندنی میکند، اعتراف یکی از سایت های نیم رسمی حکومتی به عمق فاجعه پولی مملکت است. که البته برغم صراحت نسبی یاداشت گزارشگر، هنوز همه فاجعه را کاملاً باز نکرده است.
من در روزهای آینده و قبل از اجرای تحریمات نفتی و مالی اتحادیه اروپا تا ۵ روز دیگر تحلیل خودم را مینویسم. ولی عچالاتاً خواندن این گزارش تابناک را توصیه میکنم
ح ت
***********
تابناک ۵ تیر
تحلیلی بر سقوط ارزش ریال:
چند ماهی است که محمود بهمنی و تیم اقتصادی دولت، درگیر تنشی بی‌نتیجه با نیروهای مرموز بازار ارز و طلا شده‌اند تا از افت شدید ارزش ریال جلوگیری کنند، ولی باید گفت که پیش از اینها، بانک مرکزی، جنگ خود با بازار طلا و ارز را باخته است، حال آن که هنوز سخن از حباب و قیمت‌های کاذب در این بازار می‌شود.
چند ماهی است که محمود بهمنی و تیم اقتصادی دولت، درگیر تنشی بی‌نتیجه با نیروهای مرموز بازار ارز و طلا شده‌اند تا از افت شدید ارزش ریال جلوگیری کنند، ولی باید گفت که پیش از اینها، بانک مرکزی، جنگ خود با بازار طلا و ارز را باخته است، حال آن که هنوز سخن از حباب و قیمت‌های کاذب در این بازار می‌شود.
به گزارش «تابناک»، مدت زمان زیادی است که سیاست‌های پولی بانک مرکزی و دولت در راستا و مبتنی بر نگاهداشت ارزش ریال در برابر دلار، به رغم تورم دو رقمی و پایین بودن نرخ سود سپرده‌های بانکی که کمتر از نرخ تورم است؛ بی نتیجه مانده. بی‌نتیجه بودن این سیاست‌ها ـ که بار‌ها خود را در ماه‌های اخیر نشان داده ـ افراد را به این سمت کشانده که برای پاسداشت سرمایه‌های خود در عین بی‌اعتمادی به ریال، سرمایه خود را به دلار یا دیگر ارز‌ها و ابزار نقد شونده همچون طلا تبدیل کنند.
می‌توان گفت که این افت شدید ارزش ریال، در مجموع به دلیل چهار رویداد اساسی بوده که در ماه‌های اخیر رخ داده است؛ دو عامل سیاسی و دو عامل اقتصادی: تنش‌های سیاسی درونی در کشور که به ویژه در آستانه و پس از انتخابات مجلس شورای اسلامی است و تنش‌های سیاسی بین ایران و غرب، تحریم‌های ایالات متحده و شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه سیستم مالی و بانکی کشور و در نهایت، نتایج و اثرات سوء مدیریت‌های اقتصادی و مالی و همچنین سیاست‌های ناکارآمد و نامناسب پولی و مالی دولت.
این عوامل همگی موجب آن شد که ریسک ریال در کشور به شدت بالا رود. این در حالی است که هنوز هم سخنان مسئولان، حاکی از وجود حباب در بازار ارز و طلا و کاذب بودن قیمت‌ها در این بازار است؛ بدون اینکه در نظر آورده شود چگونه ریسک سرمایه‌گذاری، اثر روانی و واقعی تحریم‌های مالی و بانکی و کاهش نرخ سود سپرده‌ها در سال‌های گذشته بی‌اعتمادی به ارزش ریال را در سیستم اقتصادی کشور و در افکار عمومی نفوذ داده است
با توجه به همه این‌ها در واقع در بازار ارز و طلا، بهای کاذب و حبابی وجود ندارد و به عبارتی، ریال می‌رود تا بها و ارزش واقعی خود را نشان دهد، که البته تا همین جا نیز تا اندازه بسیاری نشان داده است؛ اما چرا؟
ریسک و سقوط ارزش ریا
ارزیابی سیاست‌های کنترلی و دستوری دولت و بانک مرکزی درباره سیاست‌های پولی و مالی در ماه‌های گذشته، با نگاهی به کارآیی و بازدهی اقتصادی در کشور، بی‌گمان، منفی است. در واقع دخالت‌های دولت در اقتصاد کشور که به تازگی به یک اقدام تعزیراتی و پلیسی نیز تبدیل شده، به شدت بر فضای اقتصادی تأثیر گذاشته و به جای تنظیم عملکرد بازار و اقتصاد، مستقیم دولت را جایگزین بازار کرده و جالب آنکه در همین محل است که دولت شکست می‌خورد.
در واقع دولت محاسبه تعادل هزینه و سود دخالت حداکثری در اقتصاد را ارزیابی نکرد و برآوردی از نتیجه اقدامات تنظیمی خود و دخالت در کار نیروهای بازار به دست نیاورد.
در بیش از شش سال ریاست جمهوری دولت نهم و دهم، به شکل تقریبی بیش از ۴۷۰ میلیارد دلار درآمد نفتی نصیب کشور شده که بانک مرکزی، معادل ریالی آن را در اختیار دولت گذارده است. بانک مرکزی با ذخیره‌سازی این درآمد ارزی و انتشار اسکناس این کار را انجام می‌دهد و این ارز خارجی ذخایر ارزی بانک مرکزی را که تقریبا نزدیک ۷۵ میلیارد دلار است، تشکیل می‌دهد.
از سویی دولت صندوق ذخیره ارزی را در اختیار دارد که هدف از آن ایجاد توازن بودجه‌ای در مواقع ضروری و بروز معضلات اقتصادی بود. هم‌اکنون بنا به گفته محمود احمدی‌نژاد، این صندوق خالی است و معنای دیگر آن، این است که دولت توان نگهداری درآمد ارزی خود را به هیچ وجه در سال‌های اخیر نداشته است.
در نتیجه رقم حاصل از تفاوت ۴۷۰ میلیارد دلار درآمد نفتی و ۷۵ میلیارد دلار ذخیره ارزی بانک مرکزی، رقمی است که دولت در این سال‌ها و برای تأمین نیاز ارزی خود ـ در هر مسیری (از جمله واردات، پرداخت بدهی‌ها و…) ـ مصرف کرده است.
از سویی بنا بر آمار، ایران در سال‌های گذشته تلاش کرده است که در راستای تنوع بخشی به ذخایر ارزی خود، اقدام به خرید و ذخیره سازی طلا کند.
بر پایه این آمار ایران طی دهه گذشته پس از چین و روسیه و هند، جزو بزرگترین خریداران طلا بوده و با در اختیار داشتن نزدیک سیصد تن طلا در زمره بیست کشور بزرگ ذخیره کننده طلاست. با احتساب میانگین ۱۶۰۰ دلار در هر اونس، هم‌اکنون ایران بیش از پانزده میلیارد دلار ذخیره طلا دارد.
در همین حال دولت و محمود بهمنی، بار‌ها گفته‌اند که به اندازه کافی ذخیره ارزی برای پاسخگویی به نیاز جامعه هست و همچنین اظهار شده که ایران برای ده تا پانزده سال آینده به میزان کافی طلا دارد.
آینده ذخایر طلا و ارز
از سویی بانک مرکزی و دولت بار‌ها اعلام کرده‌اند که نرخ دلار غیر واقعی است و قیمت‌های کنونی در بازار کاذب است. با یک محاسبه ساده می‌توان پیش‌بینی کرد که این قیمت‌ها و نرخ کنونی در بازار هم ذخیره ارزی و هم ذخایر طلا را در چشم به هم زدنی تمام خواهند کرد؛ البته اگر افراد در جامعه بنا به روال جاری اعتماد خود را به ریال از دست بدهند.
با آغاز هدفمندی یارانه‌ها، حجم نقدینگی در کشور حدودا از ۲۷۰ هزار میلیارد تومان به ۳۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده، حال آن که حجم نقدینگی تقریبا دو برابر ذخایر ارزی در کشور است که نشان از بی‌پشتوانگی ریال دارد. اگر چهار عامل پیش گفته، همچنان پابرجا بمانند، هیچ جای شگفتی نیست که افراد برای حفظ سرمایه خود به خرید دلار و طلا و دیگر ارز‌ها روی آورند. با وجود تورم بالا و مهمتر از همه ریسک‌های جاری سیاسی و اقتصادی، افزایش تبدیل ریال به سایر ارز‌ها از جمله دلار فزاینده و در عین حال طبیعی است.
هجوم به بازار ارز و طلا که ناشی از عوامل پیش گفته است، موجب آن شده که این بازار با سرعت سرسام آوری به قیمت‌های کنونی برسد. در همین جاست که باید گفت، ذخایر طلا و ارز کشور پس از چندی و با ادامه همین روند پاسخگو نخواهد بود. همچنین خروج سرمایه‌ها از بورس به دلیل رکود شدید بازار سرمایه که در حال شدت گرفتن است، تحریک بازار ارز و طلا را به دنبال دارد.
به همه این مسائل بیفزایید مشکلات ناشی از سیاست نرخ مدیریت شده ارز را که خود، با در نظر گرفتن مابه التفاوت بازار آزاد و ارز رسمی، منجر به آن می‌شود که بانک مرکزی به گونه‌ای همیشگی و خستگی ناپذیر برای پوشش این مابه‌التفاوت، ذخایر ارزی خود را استفاده کند.
هرچند در سال‌های اخیر افزایش بهای نفت و در نتیجه درآمد ارزی دولت این امکارن را برای بانک مرکزی فراهم کرده، مشخص است در بلند مدت و با کاهش بهای جهانی نفت، چه پیش خواهد آمد. از سویی کسری بودجه دولت که بیش از هر چیز از محل هدفمندی یارانه‌ها می‌تواند ناشی شود، اجازه ذخیره شدن ارز در بانک مرکزی را به دولت نخواهد داد.
این ریسک بزرگ نشان می‌دهد که چرا ارزش ریال در حال سقوط است و پاسخ این پرسش را نیز می‌دهد که آیا قیمت‌ها در بازار ارز و طلا کاذب است یا خیر؟ بی‌پشتوانه بودن ریال و خطر از دست رفتن ذخایر کنونی ارز و طلا معضلی است که بانک مرکزی به شدت با آن درگیر است و منجر به آن شده که ریال به شدت ریسک پذیر شود.
در مجموع باید گفت، هرچند ارزش دلار در برابر ریال در سال‌های گذشته به تدریج در حال افزایش بوده، به دلیل سیاست‌ها و رفتارهای پولی و مالی بانک مرکزی و به همراه سیاست نرخ مدیریت شده تقریبا از یک ثبات نسبی برخوردار شده که نه در واکنش به رشد اقتصادی بلکه ناشی از درآمد نفتی بوده است. آنچه امروز می‌بینیم، بی‌ثباتی بازار، آینده مبهم و سیاست‌های انفعالی و اشتباه بانک مرکزی است که منجر می‌شود این آشفتگی در بازار ارز و طلا همچنان بر قرار باشد.
نکته مهم در این میان آن که بپذیریم بازار ارز و طلا قیمت کاذب و حباب ندارد، بلکه این قیمت‌ها در بازار ـ صرف نظر از نوساناتی که دلیل آن مشخص است ـ در حال حاضر تا حد زیادی نشان دهنده ارزش واقعی ریال است.

No Comments