بسوی انتخابات ـ ۴

Share Button


در شرایطی که بازاریان محترم و طلافروشان و زرگران محترمتر از آنها هم، در این مملکت اسلامی ازخود «اتحادیه» های صنفی دارند، بحث از سندیکا و اتحادیه کارگری در محیط های کارگر ما، در حکم ارتکاب زنای محسنه ی اعتقادی و سیاسی است

من پس از پخته شدن بحثها و گزینه های رویکردی مطرح، در برخورد با انتخابات ریاست جمهوری آینده؛ تحلیل خود را بر اساس بحث های مطرح در این رابطه، و مشاهده آخرین مانورهای اقتدرگرایان، رهبری و اصلاح طلبان ساختگی، یعنی بازیگران عمده جبهه حکومتی در انتخابات آینده، نظرر نهایی و تحلیل خود را عرضه خواهم کرد ولی همانطور که قبلاً گفته ام، سعی خواهم کرد در این فاصله نظرات مختلف را منعکس کنم و در لابلای درج آن نظرات، کامنت های خود را نیز درج کنم. یاداشت زیر در اینجهت است.
با نگاهی به سایت های اقتدار گرایان چنین بنظر میرسد که: سردارمحسن رضائی و قالیباف با تأکید بر دکتر بودن خود و نه پیشینه پاسدار و کمیته چی بودنشان، و تأکید بر خدمتشان در دستگاه های کشوری، و نه نقش سپاهیگری ـ امنیتی اشان؛ این یک در مجلس تشخیص مصلحت و آن یک در شهرداری تهران، قصد کاندید شدن دارند. علاوه بر این دو، دکترولایتی از محارم حلقه اول مقام رهبری و مشاورت دهنده در تمام تصمیمم گیریها به وی نیز، کاندیدایی مطرح است. در کاندید شدن محسن رضایی و قالیباف فی نفسه ایرادی نیست آنچه در آن ایراد هست این است که آنها باید با عطف به سابقه و نقش اصلی خود در این نظام، یعنی با چهره حقیقی خویش باید به میدان بیایند و نه با ماسکهای جدید. و در ثانی با تأکید بر سپاهی گری اشان و نه دکتر بودنی که تمام ارزش آن در این مملکت چندهزار دلار یا زد و بند با یکی از دانشکده های کشور است. در ثانی آنها «همانقدر» میتوانند خود را منتقد وضع موجود یا برخی سیاستهای نظام به ملت معرفی کنند که ظرف این سه دهه انقلاب یا دو دهه شکاف در ساختار قدرت و نظام معرفی کرده و یا بوده اند. نمیتوان سه دهه نقش قداره بند رهبری و نظام را بازی کرده باشی و به ناگهان خواب نماشده و یکشبه به منتقد وضع موجود تغیر جبهه بدهی. عاریه یا مصادره کردن شعارهای مطالباتی «پیش مرگان» سیاسی اصلاحات و مطالبات دموکراتیک و مدنی دیگر نیرویهای سرکوب شده هم نمیتواند و نباید چهره کهنه خدمتگذاران رژیم را آرایش کند چون فاقد اصالت است.
چند ماه به انتخابات مانده نقش منتقد وضع موجود*به خود گرفتن معنایی جز اهانت به شعور این ملت که پاسخ مناسب خود را از سوی مردم هم البته خواهد گرفت معنای دیگری ندارد.
این تنها سرداران قالیباف و رضایی نیستند که قبای سیاسی و سپاهی گری خود را پشت رو کرده و با ژست های جدید «رنگ کننده» به میدان انتخابات پا میگذارند بلکه، اصلاح طلبهای قلابی و ساخته شده در کارگاه منتقد و اصلاح طلب سازی دستگاه های اطلاعاتی سپاه و وزارت اطلاعات، حسین کمالی وزیر کار دولت اصلاحات نیز برای تکمیل کلکسیون انتخاباتی نظام بمیدان می آیند. حسین کمالی کسی است که همان خانه ی نصفه و نیمه کارگری دوران رژیم شاه را که بمعنای صنفی تا حد زیادی کارگری بود و فقط پرو بال سیاسی آن چیده شده بود را، یکسره به حسینیه و هیئت سینه زنی و زائده مساجد و ستاد نماز جمعه تبدیل کرد. دو سال قبل در بحبوحه سرکوب جنبش اعتراضی علیه تقلب انتخاباتی و موج تعطیل کارخانجات و بیکاری کارگران و تعویق چند ماهه دستمزدِ هزاران هزار کارگر،علیرضا محجوب، بین کارگران قرآن مجانی با چاپ سفارشی توزیع کرده و برایشان مسابقات قرائت قران با جایزه تور زیارتی ترتیب میداد. علیرضا محجوب وظیفه مساجد و حسینیه ها را به دوش خانه تسخیر شده کارگر به هزینه حق عضویت های پراداختی کارگران خود گذاشته بود.
در شرایطی که بازاریان محترم و طلافروشان و زرگران محترمتر از آنها هم، در این مملکت اسلامی ازخود «اتحادیه» های صنفی دارند، بحث از سندیکا و اتحادیه کارگری در محیط های کارگر ما، در حکم ارتکاب زنای محسنه ی اعتقادی و سیاسی است.
حال این آقا میخواهد بعنوان اصلاح طلب بمیدان انتخابات بیاید و مزد سه دهه خیانت خود به کارگرانرا بعنوان کاندیدای آنها از آنها بگیرد. حد اقل فایده این کانداتوری خدمت به تحقق اراده مقام رهبری از طریق تقسیم کردن آراء طبق برنامه، ایجاد بحثهای و موضوعات مهندسی شده انتخاباتی، قرار دادن بحثهای دستوری در مجرای مطلوب رهبری نظام از یکسو و «کام بَک» سیاسی و مطرح کردن سیاسی خود از نو، از سوی دیگر است. ضمناً خیمه شب بازی انتخاباتی رژیم با یک عروسک بدلی اصلاح طلبانه دیگرهم، تکمیل تر میشود.
این وظیفه اخلاقی آقای خاتمی و سایر اصلاحطلبان است تا نقاب از عیار اصلاح طلبی این مهره هفت رنگ و رانتخور حرفه ایی بردارند وگر نه اقلاً اینقدر شهامت داشته باشند تا صلاحیت سیاسی و اخلاقی وزیر کار دوران اصلاحات را تأئید کنند. نقد وافشای صحنه سازیهای انتخاباتی اقتدار گرایان ضروریست ولی این امر، افشای مهره های کوکی این صحنه را بهیچوجه منتفی نمیکند. اگر حسین کمالی، حسین کمالی شده است تا حدود بسیاری از نتایج سپردن پست وزراتی اصلاحات توسط خاتمی به او بوده است والا او امروزه بیش از یکی از همان پیراهن شخصی های مقام رهبری جایگاهی در جامعه سیاسی ایران نداشت.

No Comments