استشهادیون ژاپنی و استشهادیون وطنی

Share Button

بلشویک آذری و بلشویک کرمانی

مرحوم بقائی وکیل مجلس دوره ۱۴ از کرمان، که آنموقع  نامش مجلس شورای ملی و نه اسلامی بود، دریکی از سخنرانیهای پیش ازدستور خود و در رابطه با ملی شدن نفت داستانی را از پدر خویش نقل میکندکه شرح آن چنین است:

ـ پدرم والی کرمان بود و در یکی از سفرهایش به تهران، حاکم وقتِ تبریز را ملاقات میکند. ضمن گفتگو، بحث از بلشویسم پیش می آید و پدرم از والی تبریزمیپرسد؛ راستی فلانی شنیده ام که در تبریز بلشویک آمده این بلشویکهای آنجا چه میگویند؟ والی تبریز مختصراً توضیح میدهد که آنها میگویند، هرچه همه دارند مال همه و هرچه هم ما داریم مال همه!

پدرم هو و وم!! کنان و تعجب زده سر تکان میدهد! والی تبریز میگوید چطور؟ منکه  شنیده ام که در کرمان شما هم،  اینها پیدایشان شده.

پدرم پاسخ میدهد  که بلهً! ولی بلشویکهای کرمانِ ما حرفهای دیگری میزنند. آنها میگویند هرچه ما داریم مال خودمان و هرچه هم بقیه مردم دارند مال ما!

با شنیدن اخبار سونامی و نشت رادیو اکتیو در ژاپن و هجوم داوطلبان برای کمک به سونامی زدگان،  خاطره سخنرانی بقایی درذهنم تداعی شد.

امروز گزارشگرِ رادیو سوئد از ژاپن راجع به افزایش سطح تشعشعات اتمی و ترس همگانی توأم با خویشنداری مردم راگزارش داده و توصیف میکرد و گوینده رادیو این پرسش را مطرح کرد که: ـ با این فضای مخاطره آمیز، آیا کسانی یا داوطلبانی برای اطفای حریق و یا مسدود کردن منافذ نشتِ رادیو اکتیو و آب پاشی روی مخازن و کوره های مواد هسته ایی وجود دارند؟  گزارشگربه تفصیل شرح و پاسخ داد که تعداد داوطلبین از مرد، زن، جوان و پیر خارج از شمار است! با شنیدن این گزارش اشک در چشمانم حلقه زد ودستخوش  یک احساس احترام عمیق به این ملت ، به آن دموکراسی به آن سلامت و شادابی اخلاقی شدم. از روزی که این فاجعه رخ داده است همه اش به این نکته فکر کرده بودم که اگر کار به جاهای باریک بکشد آیا هستند کسانی که بخاطر دیگران، دور از پاداش دنیوی و اُخروی، ریسکِ شرکت در خفه کردن این کوره های مرگ را بعهده بگیرند؟

رویداد سونامی در جنوب ژاپن، زلزله بم را درذهنم تداعی کرد و یادآوری همزمانِ مارش نمایشی و قدرت نمایانه گروهای استشهادیی  حکومتی را در خیابانهای تهران با کمربندهای انفجاریشان.

منظره زلزله و ویرانی! فریاد مردم خانه خراب شده ای که به امان خدا رها شده درحالیکه، اعانه ها و هدایایی که بنام آنها جمع شده بود از طرف امدادگران حکومتی به تاراج میرفت. امدادگرانی (عمدتاً بسیج و سپاه) که  فقط به فکر امداد به کیسه های گشاد خود با مصادره کمکهای دولتی و مردمی بودند و حتی بدتر از آن، آنها بخاطر بچاپ بچاپِ فارغ از مزاحمت خود، مانع دیگرانی هم میشدند که مستقلاً از طرف امدادگران مردمی و غیر رسمی میخواستند کمک رسانی کنند. همه اینها  درذهنم زنده شد.

بی اختیار گردش افکار، این تصور را درذهنم آورد که اگر این اتفاق سونامی ژاپن در بوشهر ما با آن نیروگاه روسی ساخته اش رخ دهد چه خواهد شد؟ آیا حتی یکی از این نیروهای استشهادی حاضر خواهد بود ریسک نزدیک شدن به چند صد کیلومتری بوشهر را بخود داده و یا اینکه مراجع حکومتی ما از یک حد اقل وجاهت اخلاقی برخوردار هستند تا  با پیامی، احساس مسئولیت اخلاقی، انسانی ومردمی را در خیل صد ها هزار نفری این سپاه و آن بسیج میلیونیِ مجهزِ خود  بیدارکنند تا  قبول ریسک کرده و به اطفای کوره مشتعل هسته ایی بشتابند؟

از مردم عادی که به سائقه وجدان خود بیشک اگر اجازه یابند از کمک دریغ نخواهند کرد صحبت نمی کنم  زیرا آنها  از آمادگی و سازمان یافتگی لازم برای رویارویی با چنین فاجعه هایی برخوردارنیستند .

چندی پیش بود که یکی از مرکز جهانی سنجشِ پایبندی اخلاقی و رواج فساد را انتشار داد. کشور اسلامی ما در اواخر جدول قرارداشت نزدیک سومالی و زیمبابو. البته تنزل سطح اخلاق اجتماعی در کشور ما چیزی نیست که از کسی پنهان باشد و بسیاری از خود مقامات هم بدان اعتراف دارند ولی چیزی را که اعتراف نمی کنند منشاء و ریشه این فروپاشی نظام و هنجارهای اخلاقی است. هرچی نظام اسلامی محکمتر میشود نظام اخلاقی پاشیده تر میگردد.

 

حبیب تبریزیان

 

No Comments