درسهای تحولات لیبی

Share Button

فرجام یک دیکتاتوردرسهای تحولات لیبی

بخش دوم

سون تسو، استراتژ عصر باستان چین:

« در یکصد جنگ شرکت کردن و در همه آنها پیروز شدن نشانه مهارت جنگی نیست بلکه در همه این جنگها، بدون جنگیدن پیروز شدن و جنگ را بدون جنگیدن بردن هنر است»*.

در برنامه خبری رسانه های جهان، دیگر خبری از پسر و یا خود قذافی با آن ژست های تهدید آمیزشان نیست در عوض امروز سخنگوی دولت لیبی با ژستی بسیار فروتنانه و با لباس مرتب و کراوتی شیک روی صفحه تلویزیون ظاهر شد و با لحنی خیلی فروتنانه و خوار، ضمن تأکید بر رعایت اکید آتش بس از سوی دولت متبوعش تقاضا کرد تا «هرچه سریعتر» ناظران بین المللی برای نظارت بر آتش بس به لیبی فرستاده شوند و تا آنجا در این خواهش پیش رفت که با چهره ایی رقتبار گفت اگر ناظران نیایند فاجعه رخ خواهد داد.

برداشت من از دعوت دولت قذافی از ناظران بین المللی اینست که او دیگر فقط بفکر جان خود و اطرافیان خود و ترس از تکه پاره شدن بدست مردمیست که از استبداد او جانشان بلبشان رسیده است.

رژیم قذافی بطور کامل جنگ را درعرصه روانی باخته است. با بهم خوردن موازنه کامل روانی بسود مخالفین، شاید دولت های غربی احتیاجی به عملیات نظامی چندانی پیدا نکنند مگر اینکه نیتشان فرم دادن به آنچه باید بعد از قذافی شکل گیرد باشد. یعنی کمک به شکل گیری دولتی که زیر نفوذ بنیاد گرایان دینی نبوده و با هنجار های دنیای مدرن سازگار باشد، زیرا تردیدی نیست که همه آنهایی که بر علیه قذافی برخاسته اند آمادگی پذیرفتن  هنجار های مرسوم دموکراسی و حقوق بشری نیستند.

همزمان در همان بخش خبری، دولت فرانسه بنمایندگی از ائتلاف جهانی ضد قذافی اطلاع داد که حمله نظامی، امروز پس از اجلاس پاریس از طرف این ائتلاف، آغاز خواهد شد.

رسانه های جهانی همزمان با اجلاس دیروز شورای امنیت از حمله قریب الوقوع ظرف چند ساعت خبر میدادند و امروز دولت سارکوزی از حمله نظامی پس از اجلاس پاریس خبر میدهد. از سوی دیگر هیلاری کلینگتون با صراحت اعلام کرد که اعلام آتش بس کافی نیست و دولت قذافی  باید از تمامی شهرها و مناطقی که از نیروهای مخالف گرفته است بیرون رود واین «شرط» قابل مذاکره هم نیست.

چنین اظهاراتی ذره ایی از اعتماد بنفس و روحیه مقاومت در رژیمی که ۴۲ سال با تکیه برسرنیزه حکومت کرده و یکباره در اوج خوش خیالی غافلگیر شده است باقی نمیگذارد.

تصور اینکه تا پیش از کنفرانس امروز بعد از ظهر پاریس قذافی استعفاء را پذیرفته و برای خود و خانواده خود تقاضای امنیت جانی و پناهندگی کند کم نیست.  تصور پیشروی سریع  مخالفان و بیداری جنبش اعتراضی ضد حکومتی در مناطق تحت کنترول حکومت قذافی نیز خارج از انتظار نیست. ولی قضایا بهر صورتی که پیش روند در چند چیز تردید نیست:

۱ ـ عمر سیاسی و حتی شخصی خود قذافی طولانی نخواهد بود.

۲ ـ از درون  قیام مردم لیبی نه یک چهره قهرمان لیبیائی بلکه دولتهای آمریکا، انگلیس و فرانسه بعنوان قهرمانان و فرشتگان آزادی بیرون آمدند. این پیروزی درمقایسه با جنگ بالکان که در آن، به هزینه ناتو، کشورهای منطقه به آزادی و استقلال رسیدند  بسیاربیشتر است. غرب از آن سرمایه حیثیتی د رآینده بهره ای خواهد برد که در تمام طول تاریخش نبرده است. این سرمایه برای تغیر چهره  سیاسی منطقه مصرف خواهد شد. نکته بسیار جالب اینجاست که اکثر اعتراضات منطقه از اجتماعات نماز جمعه شروع میشوند و به  تظاهرات اقشار کراواتی و متمایل به غرب ختم میشوند. روندی دقیقاً عکس آنچه در انقلاب اسلامی ما رخ داد. انقلاب اسلامی از دانشکاه ها شروع شد و به مساجد، تکایا  و هیئت های عزادری ختم گردید.

گویا مردم منطقه در مصر و تونس لیبی و..، درحال پس گرفتن رأی ما ملت ایران هستند، نه تنها  آرایمان در انتخابات دهم ریاست جمهوری بلکه آرایمان در رفراندم فروردین ۳۲ سال پیش.

۳ـ  امروز صبح، بانکیمون، دررابطه با رویدادهای سوریه به مقامات سوریه اخطار داد که از خشونت و استفاده از سلاحهای مرگبار علیه مردم خود داری کند. این اولین بار است که برای حادثه ای این چنین، کم اهمیت بمقیاس کشورهای منطقه، دبیر کل سازمان ملل چنین واکنشی نشان میدهد. توضیح اینکه برابر گزارش های خبری بین ۳ تا ۵ نفر در رویدادهای دیروز سوریه کشته شده اند.

۳ ـ در جریان عملیات «نجات» مردم لیبی از دست جلادشان؛ این، کشورهای چین و روسیه بودند که با زمین نهادن آرایشان قافیه دیپلماتیک را در تحول منطقه  باختند.

۴ ـ طوفان سونامیکی که از سواحل لیبی و شمال آفریقا برخاسته است، تمام منطقه را فرا خواهد گرفت و دولتهای غربی و طراحان استراتژیک آنها بقدر کافی با آموزه های «سون تسو» که در پیش نوشتار فوق آمد، آشنائی دارند تا آن آموزه ها را در رویداد های جاری بکار گیرند.

غرب مصمم است تا، با هزینه ای بسیار کم، بدون درگیری زیاد نظامی سیمای سیاسی منطقه را تغیر داده و به منطقه آرامش دهد. آرامشی نه بر پایه آمریت استعماری یا امپریالسیتی و یا بقولی استکباری بلکه آرامشی بر پایه تعاملات دموکراتیک و مبتنی بر حقوق انسانی و شهروندی در این منطقه استبداد زده از جهان. محوری ترین مقصد اصلی این تحولات کشور ما ایران است که درآن رژیم نشان داد که در استفاده از ماشین جنگی و نظامی علیه مردم و تظاهرات مسالمت آمیزشان کمترین تردیدی بخود راه نخواهد داد.

درسهای لیبی هم برای دولتمردان حکومتی ما، هم برای جنبش سبزمان و حاشیه های رنگین کمانی اش، دربردارنده درسهائیست که درک درست آنها از هزینه زیاد برای همه و در درجه اول برای مردممان در به کرسی نشان دموکراسی بجای اقتدار خداوندگاری ولایی، میکاهد. مرور درسها  و رخدادهای امروز لیبی، بویژه برای گوشهای سنگین حاکمان ما، حد اقل بخاطر فردای خودشان بسیار لازم است.

در پایان باید گفت که هرچند نگارنده این یاداشت در سیر عمده حوداث طبق آنچه در بالا آمد تردید ندارد، ولی عرصه جنگ روانی عرصه ای مملو از سورپرایزهاست. سارکوزی گفت بعد از ظهر امروز حمله میکنند ولی هیچ بعید نیست این حمله ده دقیقه دیگر رخ دهد و بهمین میزان ممکنست اصلاً اتفاق نیفتند.

پی نوشت:

ساعاتی پیش ضمن رانندگی از رادیو سوئد شنیدم که ژنرالی که در آغاز قیام به معترضین پیوسته بود پیش قذافی برگشت. من در بخش نخست این یاداشت نوشتم :

« ۳ـ  این بمب افکنها و توپخانه سنگین قذافی نبود که به او امکان داد تا شهرهای آزاد شده بدست مردم را در عرض ۲ ـ ۳ روز پس گرفته و موازنه روانی را بسود خود بگرداند بلکه این، استفاده وسیع او از ستون پنجم دردرون جبهه مخالفین بود که هماهنگ با عملیات نظامی ارتش و نیروهای امنیتی قذافی چنان هراس آفرینی و اختلالی در درون جبهه مخالفین ایجاد کردند که تقریباً در این جبهه، برای هیچ متخصصی امکان نداشت تشخیص دهد کی به کیست؟

جبهه مخالفین ظرف مدت کوتاهی شکل گرفته بود و تقریباً همه نیروهای امنیتی رژیم قذافی  خود را بدرون آن چپانده بودند. با توجه به وجود یک فرماندهی مرکزی برای این نیروها در ستادهای نظامی قذافی، دشوار نیست تصور اینکه ابتکار فرماندهی بسیاری از این نیروهاهی ضد قذافی، پارادوکسالت، در دست خودِ عوامل پنهانی قذافی قرارگرفته بوده و درست همین اطمینان خاطر بود که به قذافی اعتماد به نفسی کوربینانه داد  تا مانع از دیدن آن روی سکه یا کدوی معروف ژئوپولیتیسم  و فرا منطقه ای قضیه شود».

این، نفوذ و کنترول میلیشای بی سازمان سریعاً تشکیل شده از طرف ستون پنجم قذافی بود که او و ولیعهدش«سیف الاسلام» را چنان غّره کرده بود که با اطمینان خاطر از ورود قریب الوقوع ارتش حکومت مرکزی به بنغازی و تنبیه مردم خبر میدادند. باید گفت آنها طبق قاعده دو روی سکه قضیه را ندیده بودند آنروی اینکه خرابکاری پشت جبهه ایی این ستون پنجم در طول زمان قابل کنترول است ولی آوازه اینکه چند افسر عالیرتبه رژیم به شورشیان پیوسته اند خود به قدر کافی آنقدر در اردوی مخالفین اثر جنبشی و تشویقی دارد که خرابکاری موقتی این ستون پنجم  را خنثی کند.

بهر حالاز اخبار ضد و نقیض رسانه های بزرگ دنیا چنین معلوم است که قذافی آتش بسی را که خود اعلام کرده بود رعایت نکرده است و در ساعات و یا روزهای آتی باید شاهد تبدیل لیبی به یک جهنمی از آتش باری هوایی باشیم، جهنمی که قطعاً رژیم قذافی در ان خواهد سوخت.

*

The Art of War

Oxford University Press

P80

حبیب تبریزیان

www.iranesabz.se

No Comments