هدفگیری هاشمی و بومرانگ رهبری

Share Button

رژیم سعی دارد با باروت و مهمات خود، توپخانه «اپوزیسیون» را تجهیز و هاشمی و خانواده اش را، از زوایای بسیار گوناگون نشانه رود. علت این امر اینست که توپخانه تبلیغاتی خودش علیه رفسنجانی و هر جریان دیگری کاربرد خود را نه تنها از دست داده است بلکه برعکس کار میکند. رژیم هرکس را مورد حمله قرار دهد، بعلت بی آبرویی خود، برای او سرمایه سیاسی ایجاد میکند و در پرانتز بگویم که دستگاه اطلاعاتی رژیم آگاه بر این وجهه منفی خود، از این متُد برای جا دادن مهره های خود در درون مخالفینش استفاده میکند.

خواننده میتواند بومرانگ را شلیک به خود درک کند در حالیکه تیرانداز هدفگری دیگری دارد.
بازگشت مهدی هاشمی از انگلیس پس از اقامت سه ساله اش در آنجا، و باز گشت فائزه هاشمی از سفر کوتاه مدت چند هفته ایی اش در ۲ ـ ۳ ماه پیش، برگشت تیر مرگباری بود که مقام معظم بسوی آیت الله هاشمی رفسنجانی شلیک کرده بود. چندی پیش که فائزه هاشمی به انگلیس رفت رسانه های افتدارگرایان فریاد کشیدند که« فائضه هاشمی در رفت» و این در حالیست و در حالی بود که برای ارگانهای تحت فرمان و کنترل این اقتدار گرایان ممنوع الخروج کردن او زحمت و دردسری نداشت. در جنجال پیرامون برگشت مهدی هاشمی، برگشت فائزه کاملاً به محاق فراموشی رفت حال آنکه این دو رویداد را، هم برگشت مهدی و هم فائزه را، باید در یک متن نظاره کرد و به تحلیل کشید.
در اینکه مقام معظم چاپلوس پرور، تاب تحمل رقیبی مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی را حتی اگر فقط به خاطر فقدان همین یک صفت و استقلال رأیش هم شده است برنمی تابد شکی نیست، نمیتوان تردید کرد. به فهرست طولانی دلایل مغضوبیت وی، باید حمایت غیر مستقیم او از جنبش سبز و طرفداری صریح فائزه[میتوان گفت نیابتی] را از این جنبش و متهم بودن مهدی هاشمی به شرکت در مهندسی آن جنبش را باید افزود. سخنرانیها و اظهار نظرهای آیت الله رفسنجانی طی این سه ساله پس از جنبش سبز مبنی بر: دفاع از انتخابت آزاد، مداراگری با خارج و مردم و مخالفین، آزادی زندانیان سیاسی و.. ، مواردی هستند که بازهم باید بر آن گناهان نابخشودنیِ برشمرده هاشمی رفسنجانی افزود.
برای مقام معظم زندانی یا حصر کردن هاشمیِ« بی بصیرت»، حد اقل در شرایط کنونی که او هنوز در درون دیوانسالاری نظام و بخشی از اصولگرایان واقعی و نه بوقلمونی، از نفوذ قابل ملاحظه ای برخوردار است، و نه کمتر از آن در میان بخشهای وسیعی از لایه های میانی جامعه بعنوان تنها کسی که میتواند مملکت را از بن بست کنونی خارج کند، کار آسانی نبود.
ازطرفی تضاد مقام معظم با رفسنجانی، برعکس کم لطفی اش به احمدی نژاد بدلیل لگد پراکنی های بی موقع رئیس جمهور، نه سطحی بلکه بر شالوده یک نگاه راهبردی و استراتژیک کاملاً متفاوت قرار دارد، نکته ایی که مقام معظم رهبری به بهترین وجهی در سخنرانی معروف خود که بطور غیر مستقیم از رفسنجانی بعنوان قدیمی ترین دوستی «بی بصیرت» که مواضع وی با رهبری فاصله دار میباشد نام برد. در حالیکه از نزدیکی و همخوانی مواضع آقای احمدی نژاد با مواضع خود و کلیت نظام یاد آوری کرده و این انطباق راهبردی را مورد تأکید قرار دادند.
در تفاوت راهبردی مواضع آقای رفسنجانی با مقام رهبری به نکته های بسیاری میتوان اشاره کرد ولی فکر میکنم همین نکات ذکر شده کافی است.
گفتم که بنا به دلایل ذکر شده برای مقام معظم در شرایط کنونی حصر یا زندانی کردن هاشمی آسان نبود بنا براین؛ فرار دادن و هراساندن خانواده وی به ترک ایران آن ضربه نرمی بود که رهبری فکر کرده بود از طریق آن عملاً؛ هم اتهامات وارده به مهدی هاشمی و کلاً خانواده هاشمی در مورد سوء استفاده های مالی را به گردن وی می اندازد وهم فرصت دفاع را از او بخاطر«فرارش» از کشور میگیرد و هم بخاطر اینکه فرزندان آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ دومین شخصیت نظام، رئیس مجلس تشخیص مصلحت، از کشور فرار کرده و به انگلیس رفته در آنجا خوش میگذرانند، در انظار عامه نمره بسیار منفی بزرگی برای هاشمی رفسنجانی بجا میگذارد که مانع اظهار وجود او در صحنه سیاسی کشور، بویژه در انتخابات حساس پیش روی میگردد. اول منفعل کردن و سپس گوشمالی او.
رژیم همه کوشش تبلیغاتی و تهدیدی خود را بکار برد تا فائزه و مهدی هاشمی را انگلیس نشین کرده و مانع بازگشت آنها شود. ولی این تلاش رهبری و اقتدارگرایان، بخاطر مطرح شدن رسانه ای مسئله، اینک به بومرانگی تبدیل شده است که خود مقام معظم و کل اقتدارگرایان را نشانه گرفته است.
فائزه هاشمی علیرغم اینکه ۶ ماه زندان و ۷۰ ضربه شلاق در انتظارش بود به کشور برگشت و مهدی هاشمی هم همچنانکه همیشه گفته بود علیرغم همه تهدیدهای قضایی که علیه او وجود داشت به کشور مراجعت کرد.
بنظر من او باز گشته است تا در صورت محاکمه شدن، محاکمه خود را به محاکمه رهبری و اقتدارگران و دولت احمد نژاد تبدیل کند. برای رژیم پس از این همه تبلیغات علیه او، با اتهامات سوءاستفاده های مالی و فتنه سازی در جریان انتخابات ۸۸، غیر علنی کردن دادگاه او آسان نیست و علنی کردن آنهم یعنی راه اندازی محاکمه ایی که میتواند بیشترین توجه افکار عمومی را نه تنها در داخل بلکه در دنیا برانگیزد و میتواند تتمه حیثیت رهبری را بین «خود هواداران رهبری» بر باد دهد. محتمل ترین گزینه ایی که در برابر رژیم قرار دارد لفت دادن قضیه است تا پس از انتخابات، یا از طریق کش دادن مراحل نخست پرونده سازی و یا آزاد کردن او با وثیقه، از اهمیت مسئله درانظار عمومی بکاهد و خریدن فرصتی تا راه دیگری برای فرار از مخمصه ایی که خود برای خویش ایجاد کرده است بیابد!
و اما از دید من بعنوان «یک کنشگر سیاسی» و نه یک تحلیلگر بیطرف، اینکه هاشمی یا خانواده اش چه بوده و یا چه کرده اند «در حال حاضر» مطرح نیست. اگر با این معیار بخواهیم دادگاه سیاسی تشکیل دهیم، بجز طرفداران نظام پیشین و شادروان بختیار، باید همه آنها که انقلاب کردند یا در آن انقلاب شرکت کردند اعدام شوند یا به زندانهای ابدمدت محکوم گردند.
بد شانسی هاشمی رفسنجانی مثل بد شانسی میر حسین و کروبی این بود که به جریانی تعلق داشتند که آن جریان به قدرت رسید و حاکم شد. اگر بجای آن جریان؛ مجاهدین، جبهه ملی، حزب توده ، فدائیان از هر تیپ و گروهی، و.. ، بقدرت رسیده بودند امثال هاشمی امروز در جایگاه اتهام زنندگان و دادخواهان بودند و امثال ما دادخواهان امروز در جایگاه جنایتکاران رژیم حاکم.
رژیم سعی دارد با باروت و مهمات خود توپخانه«اپوزیسیون» را تجهیز و هاشمی و خانواده اش را، از زوایای بسیار گوناگون نشانه رود. علت این امر اینست که توپخانه تبلیغاتی خودش علیه رفسنجانی و هر جریان دیگری کارُبرد خود را نه تنها از دست داده است بلکه برعکس کار میکند. رژیم هرکس را مورد حمله قرار دهد، بعلت بی آبرویی خود، برای او سرمایه سیاسی ایجاد میکند. در پرانتز بگویم که دستگاه اطلاعاتی رژیم آگاه بر این وجهه منفی خود، از این متُد برای جا دادن مهره های خود در درون مخالفینش استفاده میکند. این دو نکته، آن نکاتی است که باید در قضاوت روی «مسئله هاشمی ها و رهبری» با دقت بدان توجه کرد و در دام اطلاعاتی های رژیم نیفتاد.
من فقط در پایان به باز نویسی تیتر مقاله بسیار خوب سید مهدی طباطبایی، مندرج در سایت کلمه بسنده کرده میگویم:
« آقای هاشمی! به خانواده بزرگ زندانیان سیاسی خوش آمدید!»
اضافه میکنم؛ گر شرط شود که مست گیرند ـــــــ در شهر هرآنکه هست گیرند. و به نوبه خود پیوستن آیت الله هاشمی رفسنجانی را به اردوی مردم خوش آمد میگویم. فکر نمیکنم در این قضاوت خود اشتباه کنم هرچند هیچ امری ۱۰۰% تضمین شده نیست. کوشش ما نیز در تحقق یک امر تضمین نشده نیز بی اثر نمی باشد.
کلمه:
« آقای هاشمی! به خانواده بزرگ زندانیان سیاسی خوش آمدید!
اشتراک سه شنبه, ۴ مهر, ۱۳۹۱
چکیده :آقای هاشمی! به جمع مردم مظلوم و بی پناه، به جمع خانواده های زندانیان سیاسی، به جمع رانده شدگان از قدرت به جرم پایبندی به حقیقت، به جمع کسانی که از سال ها قبل به تحقق آرمان های انقلاب با شیوه های موجود تردید کردند، به جمع مدیران سابق نظام که بر باد رفتن سرمایه های کشور را می بینند و جز خون دل خوردن کاری نمی توانند، به جمع آنها که ۳۳ سال قبل به خیابان ها آمدند تا به ۲۵۰۰ سال حکومت سلطانی پایان دهند و امروز می بینند هنوز به آنچه که می خواستند نرسیده اند، به جمع کسانی که انقلاب را منحرف شده می بینند و می خواهند هرطور که می توانند برای بازگرداندن آن به مسیر اصلی آستین ها را بالا بزنند، به جمع صاحبان چشم های نگرانی که بیمناک آینده ی ایران اند، به جمع مظلومانی که تنها عدالت را می خواهند و امید چندانی به تحقق این آرزو در دوره حاکمیت فعلی ندارند، به جمع متکثر آنها که با هر فکر و جهتگیری سیاسی می خواهند از گذشته درس بگیرند و انقلاب را از دست غاصبان نجات دهند و به مردم بسپارند؛ به راه سبز امید که می خواهد ایران فردا را رقم…
کلمه – سید مهرداد طباطبایی:

………..

توجه! دوستانی که با محتوای یاداشت موافق هستید در انتشار آن کوتاهی نکینید! دفاع از هاشمی بخشی از مبارزه برای دموکراسی است!

No Comments