احمدی نژاد و بحران ارزی در دو سال پیش

Share Button

نگاهی به بیانات تلویزیونی احمدی نژاد راجع به وضع ارزی کشور

من این یادداشت را در ارتباط با سیاست پولی و ارزی دولت در ۲ سال پیش بمناسبت سخنان تلویزیونی وی، در اکتبر ۲۰۱۰ نوشته ام.  مجدداً آنرا درج و خواندن آنرا به علاقمندان توصیه میکنم . یادآوری اینکه احمدی نژاد آنروز چه گفت؟ و  بعد چه شد؟ در شرایط کنونی که نرخ دلار سربه جهنم کشیده و با شتاب براهش ادامه میدهد آموختنی است و ضمناً میتوان تصویری از آینده را نیز بدست دهد.

آدرس لینک دوسال پیش:

http://iranesabz.se/?p=443

 

شب پیش آقای احمدی نژاد بیاناتی را راجع به وضعیت ارزی مملکت و نرخ برابری ریال و دلار، از تلویزیون ابراز کرد که نه علف، بلکه موجب سبز شدن چمن روی سر هر آدمی با شعور متعارف اقتصادی در حد یک کاسب محل میشد.
از ماه ها پیش و شاید هم سالها پیش نرخِ«مصنوعاً تثبیت شده و سیاسیِ» برابری ریال با دلار، حول محور هزار تومان، که به زیان اقتصاد ملی، تولید و اشتغال درکشورمان بوده، مورد انتقاد جدی صاحبنظران امر و دست اند کاران قرار داشته است و اجماع کارشناسی بر این بوده که نرخ دلار باید تا حد ریادی افزایش یابد تا کمر تولید کنندگان داخلی زیر بار کالای ارزان خارجی خُرد نشود، تا میلیونها کارگر بیکار نشوند و دستاورد های فنی ده ها ساله کشور در بسیاری زمینه ها از عرصه تولید ملی ریشه کن نگردد.
در چنین شرایطی جناب رئیس جمهور می آید پشت تلویزیون و اظهار میدارد که؛ بدلیل قدرت بی سابقه ریال صندوق ارزی لبریز از دلار است و بدلیل بهای ۸۲ دلاری نفت در بازار جهانی، نرخ تسعیر ریال در برابر دلار و سایر ارزها باید افزایش یابد. یعنی متقاضی دلار بتواند با مقدار کمتری ریال، دلار بیشتری تحویل بگیرد.
ساده ترین سئوالی که یک مسافر عازم خارج میکند اینست که جناب احمدی نژاد! اگر شما اینقدر به ذخیره و درآمد ارزی خود مطمئن هستید بجای ارزان کردن نرخ دلاری که، جز از ما بهتران حاشیه قدرت کسی دیگر از آن بهره مند نخواهند شد، شرط شبه کوپنی ۲ هزار دلار بهر مسافر را بشرط داشتن بلیط و پاسپورت بردارید.
سبزی فروش سر فلان گذر حق دارد بگوید آقای رئیس جمهور! منسوجات، وسایل الکترونیکی و برقی و… چینی کافی نبود! از این ببعد ما سبزی فروشان هم باید بخاطر دلار ارزان سیب زمینی، پیاز، کدو و گوجه فرنگی ترکستانی و موز و کیویِ پاکستانی و سیب و مرکبات ترکیه ائی به مشتریان بفروشیم؟
یک روزنامه خوان معمولی حق دارد بپرسد؛ آقای احمدی نژاد! نفت بشکه ائی ۸۲ دلار در کجا؟ دریای برنت یا خلیج فارس؟ به کدام مشتری؟ چین و کره و ژاپن که خرید نفت اشان را از شما نصف کرده اند و یا در بازارهائی که شما با تخفیف های بسیار باید نفت را بفروشید؟ نفت در بازار دنیا بشکه ای چند است؟ یا که فلانقدر است مربوط به امارات، عراق و سعودی است نه مملکتی که تحت مدیریت شماست! با چه شرایطی؟ و با چه قیمتی؟ و به چه طرفهائی؟ با چه پولی بهای آنرا محاسبه و با چه ارزی وجه آنرا دریافت میکنید؟ با «یوان» چینی؟ یا «دینار» صربستانی؟ و یا «لیره» ترکی یا دلار! زیمبابوـ ای؟
وقتی این اظهار نظر آقای احمدی نژاد را در سایت دنیای اقتصاد خواندم نمیتوانستم باور کنم گوینده یک آدم سالم است و هنوزهم، بدلایلی که ذیلاً می آورم نمی توانم باور کنم رئیس جمهور این سخنان را جدی ابراز کرده است زیرا نه منطق و نه بی منطقی پشت این سیاست را درک نمیکنم مضافاً اینکه کلاً این، وظیفه مسئول بانکی و پولی است که بیاید و بگوید که، به این یا به آن دلیل نرخ پول و یا بهره بانکی را بالا و یا پائین میبریم و نه رئیس جمهور یک کشور.
از حیرت فقط توانستم این مقایسه ای را که شرح میدهم در ذهن خود سناریو سازی کنم:
بچه تنبل و سمجی را درنظر بگیریم که به حرف مادرش گوش نداده و جیش نکرده به رختخواب رفته است. لذا او پس از لختی خواب رختخوابش را خیس میکند. برای اینکه قضیه را لوث کند پارچ بزرگ آب را روی رختخواب ولو میکند و روی آنهم با سماجت دراز میکشد و تا صبح بخود میپیچد، بروی خود نمی آورد و با سماجت، در فردای بیداری میخواهد خیس کردن جا را برغم بوی تند ادرار انکار کند و با اصرار تقصیر را گردن جام آب ریخته شده در رختخواب بیاندازد.
اگر آقای رئیس جمهور در این سیاستِ پولی و ارزی خود جدی بود، نمی توانستم چیزی به این مثال، در باره وی، بیافزایم.
در این تردید ندارم که آقای احمدی نژاد یکی از کودن ترین سیاستمدارانی است که تاریخ ما تاکنون بخود دیده است. تردید ندارم که سماجت وی در دفاع از سیاست های ویرانگرانه پولی اش حکایت از وجود یک ناهنجاری جدی روانی در وی میکند. ولی با این حال اینرا میدانم که در اطراف وی افرادی وجود دارند که تا این حد عقب افتاده نبوده و تا این حد نابهنجار نمی اندیشند. همین امر مرا به فکر فرو میبرد.
به تنها نتیجه ایی که میرسم اینست، که؛ آقای رئیس جمهور برآنست تا با یک پاتک غافلگیر کننده و چند منظوره؛ به «فتنه» ارزی، به بازار پولی، به رقبای سیاسی درون جبهه حکومتی شوک وارد کند و.. ، یکباره نرخ دلار را نه تنها تنزل ندهد، بلکه در حد ۲ هزار تومان و شاید هم بیشتر افزایش دهد تا به ظّن خویش، هم انگیزه دلار بازی را در بازار از بین ببرد. هم تولید داخلی را تقویت کند و هم با هزاران میلیارد تومان ناشی از افزایش نرخ دلار ، پول کافی برای پرداخت یارانه ها را دست و پا کرده و با مازاد آن بخشی از کسر بودجه دولتش را نیز جبران کند و شاید هم بتواند قسمتی از بدهی های هنگفتش را به وزارت نیرو، سازمان تأمین اجتماعی و بانکهای کشور بپردازد.
با عرض پوزش از خواننده این یاداشت باید بگویم که همه این محاسبات آقای رئیس جمهور، از قماش محاسبه آن کنیزک نگونبخت شعر مولوی است که گز نکرده پیش رفت و… ، بر او آن رفت که می باید و جنازه اش یافته شد.
در ذیل گزارش بیانات تلویزیونی وی را می آورم:

احمدی‌نژاد: پول ملی باید تقویت شود
فرمان دلاری از تلویزیون
دنیای اقتصاد- شنبه شب همه آنانی که برای کسب اطلاعات از جزئیات نحوه اجرای قانون یارانه‌ها به صحبت‌های رییس‌ جمهور از تلویزیون گوش فرا می‌دادند،. دیدگاه صریحی را در خصوص سیاست ارزی دولت از زبان احمدی‌نژاد شنیدند که اگرچه در مقطعی از دولت نهم نیز در دستور کار قرار گرفته بود، اما گمان می‌رفت که به بوته فراموشی سپرده شده و نظر دولت در این زمینه تغییر کرده است.
شاید در آن لحظه که رییس‌جمهور اعلام کرد که «از دکتر بهمنی (رییس‌کل بانک مرکزی) خواسته‌ایم تا نرخ دلار را واقعی کند»، خیلی از فعالان و صاحب‌نظران اقتصادی گمان کردند که منظور وی از واقعی‌سازی نرخ ارز همان چیزی است که آنان اعتقاد دارند؛ اما با جملات بعدی احمدی‌نژاد معلوم شد که منظور دقیقا برعکس است. بسیاری از صاحب‌نظران اقتصادی اعتقاد دارند که تثبیت نرخ اسمی دلار طی ده سال گذشته در شرایط تورم دورقمی باعث شده است کالاهای داخلی به نفع کالاهای وارداتی از بازار کشور عقب‌نشینی کنند؛ چراکه هزینه تولید کالاهای داخلی متناسب با تورم هر ساله افزایش یافته، اما کالاهای وارداتی به دلیل ثابت بودن نرخ دلار هیچ‌گونه افزایش قیمتی را شاهد نبوده‌اند و همین موضوع باعث رکود و بیکاری در بسیاری از حوزه‌های تولیدی شده است و این نظر را بسیاری از تولیدکنندگان تایید می‌کنند. بر این مبنا، معتقدین به این نظر به این نتیجه می‌رسند که نرخ دلار باید متناسب با مابه‌التفاوت نرخ تورم در ایران و جهان طی ده سال گذشته افزایش می‌یافت که در این صورت شاید با در نظر گرفتن کاهش ارزش جهانی دلار، نرخ آن در ایران حداقل به ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ تومان می‌رسید.
البته برخی از اقتصاددانان به نرخ‌هایی بالاتر از این رقم‌ها نیز اعتقاد دارند و جالب آنکه در یکی از گزارش‌های بانک مرکزی، رقمی بسیار بالاتر برای نرخ واقعی دلار برآورد شده است.
اما به هر صورت، تعریفی که احمدی‌نژاد از دستور واقعی‌سازی نرخ دلار ارائه کرد، کاملا متفاوت بود؛ چراکه به اعتقاد وی، وقتی ذخایر عظیم ارزی در اختیار داریم باید پول ملی را تقویت کنیم و به همین دلیل روند کاهش نرخ دلار باید ادامه یابد.
دیروز به دنبال انتشار این دیدگاه صریح، وزیر اقتصاد دولت دهم نیز که در عین حال سخنگوی اقتصادی دولت نیز هست در حمایت از این دیدگاه اعلام کرد که با توجه به افزایش قیمت نفت، درآمدهای ارزی و همچنین افزایش عرضه دلار، انتظار این است که نرخ دلار در بازار کاهش یابد.
نکته جالب توجه آن است که تقویت پول ملی در شرایطی به عنوان سیاست ارزی کشور اعلام شده است که هم‌اکنون کشورهای مختلف جهان بر سر تضعیف پول ملی به عنوان «استراتژی تصرف بازارهای جهانی» با هم مسابقه گذاشته‌اند؛ موضوعی که تحت عنوان «جنگ ارزی» به مساله روز اقتصاد جهان تبدیل شده است.
www.donya-e-eqtesad.com

مطلب را به بالاترین بفرستید:

No Comments