از یک روزنه میتوان دشتی را دید!

Share Button

ازیک روزنه میتوان دشتی را دید!

دو حادثه همزمان.

حادثه اول در سوئد:

چند روز است که رسانه های سوئد، بسیاری از مقامات را از جمله پلیس را بخاطر کشته شدن ۴ بچه خرس به ثُلابه کشیده اند. کسی هم به قسم آیه های مقامات پلیس دایر بر اینکه آنها مجبور به کشتن بچه خرسها بخاطر راحت کردن آنها شده اند توجهی نمیکند. اصل قضه از این قرار است که در یک پیست اسکی، چند بچه دبستانی اسکی میکرده اند. یکی از بچه ها از مسیر خارج و ناخواسته در جلوی لانه یک خرس ماده که ۴ تا بچه داشته کله پا میشود. خرسه از لانه بیرون آمده به آن بچه حمله میکند که دوستان اوکه متوجه انحراف مسیر دوست خود شده بودند بدنبال او می آیند و بموقع رسیده و با هو و همهمه خرس را ترسانده و  فراری می دهند.  بعد مقامات پیست آمده و بچه را به بیمارستان میفرستند و پلیس هم نگهبان میگذارد که ببیند خرس مادر پیدایش میشود  یا نه. گویا خرسه چنان از سرو صدای ناگهانی بچه ها ترسیده بوده که قید بچه هایش را هم میزند و دیگر برنمی گردد. پس از ۲ یا ۳ روز که پلیس از پیدا شدن خرس مادر ناامید میشود و بچه خرسها را هم بهردلیلی نمیتواند غذا بدهد آنها را میکشد. قضه بالا میگیرد و از پلیس به دستگاه قضائی شکایت میشود. افکار عمومی حساسیت نشان داده و مقامات پلیس به مؤآخذه کشیده میشوند. با گواهی سازمان مربوط به صیانت از حیوانات وحشی مبنی براینکه شلیک به بچه خرسها با اجازه آنان بوده است فعلاً قضیه فرو کش کرده است مشابه همیین جنجال رسانه ایی چندی پیش درمورد کشتنبی دلیل یک گرک و سال قبل از آن برای کشتن یک خرس توسط یک کشاورز شد.

 

و اما حادثه دوم:

این حادثه در لیبی، یکی از کشور های اسلامی رخ میدهد. در جریان اعتراضات خیابانی مردم در طرابلس زن جوانی ( گویا بی مورد هم) بجرم شرکت در تظاهرات دستگیر شده به یکی از پاسگاه های انتظامی برده میشود. در آنجا تمام افراد پاسگاه به تعداد ۱۵ نفر به مدت دو روز و به دفعات به او تجاوز میکنند. پس از این دو روز با توجه به وضع وخیم روحی و جسمی طرف، او را ول میکنند. این زن بلافاصله با تعدادی خبرنگار خارجی و داخلی تماس میگیرد و همه را به یک هتل دعوت کرده و در آنجا با حالتی بغایت پریشان و دستخوشِ حمله های عصبی ناشی از تجاوز دسته جمعی، قضیه را تعریف میکند.  در همین هنگام پلیس از ماجرا باخبر شده  به هتل آمده و در حضور خبرنگاران سعی میکند او را ساکت کند که نمیتواند. سپس در جلوی چشم خبرنگاران،  چند پلیس گر دن کلفت  بزور دست و پای  اورا گرفته  با خشونت توی ماشین پلیس می چپانند. الان ۴  روز است خبری از وی نیست.  پدر و مادر وی به رسانه ها اطلاع داده اند  که مقامات با آنها تماس گرفته؛ هم تهدید کرده اند و هم سعی کرده ند با وعده پول زیاد آنها را تطمیع کنند که همه ماجرا را تکذب کنند. آنها نپذیرفته و احوال  دختر خود را جویا و خواستار آزادی بیدرنگ وی شده اند. تا امروز از سرنوشت آن زن خبری  دردست نیست. مقامات پلیس یکبار اعلام کردند که او دیوانه است و سابقه جنون دارد و بعد در اطلاعیه دیگری مجدداً اعلام کردند که او بجرم روسپی گری دستگیر شده است. توضیح اینکه این زن وکیل دادگستری است و ازدواج کرده.

گزارشگر رادیو سوئد میگفت که؛ آنقدر که خود فیلم ویدئویی و برآشفتگی روحی آن زن در هنگام توضیح بلائی که سرش آمده و خشونت پلیس در کشاندن او بدرون ماشین، مردم دنیا را تکان داده است شرح ماجرا توسط خود آن زن  از آنچه  که در بازداشتگاه پلس بر او رفته است مردم تکان  نداده است.

داستان اول نشان میدهد که ارزش ۴ تا بچه خرسی که در حال مردن بوده اند و پلیس برای راحت کردنشان آنها را با مجوز  ، هم، کشته است در یک کشوری که در آنجا مردم حق حرف زدن دارند چقدر است و حرمت یک انسان، یک زن  خانواده دار در چنگ دستگاه های پلیس یک  کشوری اسلامی چقدر  و دامنه بی فریاد رسی و بی پناهی انسانها  در این کشور دوم چه اندازه است.

البته استفاده از نیروی هوایی و بمباران معترضین بی دفاع در خیابانها ی بنغازی و راسلانوف و .. ، کافی است تا انسان رابطه این حکومت را با مردمی که مدعی نمایندگی  آنانست بداند.  همین اندازه  حادثه کافیست تا انسان بداند که مردم لیبی هیچ دشمنی بیرحمتر،  قصی تر و بیگانه تر از همین حکومت قذافی  با خود ندارد. اگر واحد پانزده نفره پلیس دو روز تمام به آن زن تجاوز کرده اند رژیم قذافی و خانواده او ۴۲ سال است به ملت .لیبی د رحال تجاوز کردن هستند

 

و تنها لیبی نیست که این چنین است. سودان نیز چنین بوده است و سوریه و ایران اسلامی ما نیز اگر بد تر نباشند بهتر نیستند.  این حق مردم کشور هایی مانند ماست تا برای دفع چنین تجاوز ممتد و خشنی بهر وسیله ای که میتواند به آزادیشان بیانجامد متوسل شوند و تصوری غیر از این، جز تن دادن به خود فریبی و افسون شدن با بحر طویل های خواب کننده و توهم آفریننده نیست آری! از روزنه کوچک این حادثه میتوان دشت نا مردمی گری، خیانت و جنایت پیشگی رژیم قدافی را دید همچنانکه از روزنه  رویداد های کهریزک میتوان عمق ماهیت  غیر مردمی بودن نظام حاکم بر میهن خودمان و درجه اخلاقمداری آنرا اندازه گرفت.

 

حبیب تبریزیان

www.iranesabz.se

 

 

No Comments