بحران جدیست با موعظه درمان نمیشود!

Share Button

در چشم انداز این معوقات و سوختها نه تنها هیچ روزنه روشنی برای وصول آنها مشاهده نمیشود بلکه باید منتظر شتابگیری منحنی آن بود تا مرحله ایی که بانکها با سپرده گذارانی روبر شوند که سپرده های خود را میخواهند و بانکها وجهی نخواهند داشت تا آنها را باز پرداخت کنند.
وقتی من از آغاز روند فروپاشی اقتصاد کشور که همه عرصه های پولی، ارزی، تولید و توزیع را در برمیگیرد مینویسم، از آنجایی که این روند با چنان شتابی در حال رخ دادن است که حتی در کشوری مثل زیمبابو هم رخ نداده است، درک و لمس قضیه دشوارمیشود چون از فاجعه ایی سخن بمیان می آید که تجربه شده نیست و بدیل تاریخی ندارد.
سایت بانک و بیمه «بینا»* در گزارشی به نقل از آقای بهاء الدین حسینی هاشمی با عنوان «آیا بانکها در پرداخت اعتبار ناتوانند؟» از عدم باز پرداخت قریب ۲۰% تسهیلات واگذاری بانکهای تسهیلات دهنده گزارش میدهد. با نگاهی به آمار بانک مرکزی** معلوم میشود که کل تسهیلات اعطایی بانکها تا مرداد ماه ۹۱ یعنی دوماه قبل ۳۹۶هزار میلیارد تومان بوده است که ۲۰% آن میشود قریب ۸۰ هزار میلیارد تومان. این ۸۰ هزار میلیارد تومان تا همین یکسال پیش بنا به گزارشهای رسمی ۵۰ هزارمیلیارد بوده است. اولین سئوال ساده ایی که هر آدم معمولی میتواند مطرح کند اینست که با این منحنی تند افزایش بلاوصولی های بانکی، سیستم بانکی تا چه مدت دیگر میتواند روی پای خود بایستد و همچنان سپرده های مردم را بسوزاند؟ برای روشن شدن بیشتر قضیه من چند فراز ازگزارش مورد اشاره «بینا» را ذیلاً به اختصار می آورم.
۱ـ مطالبات معوق به کل اعتبارات پرداخت شده، بیش از ۲۰درصد می‌رسد؛ از زاویه تامین منابع، این موضوع یکی ازعوامل کاهنده قدرت وام ‌دهی بانک‌ها تلقی می‌شود.
۲ ـ به گزارش بینا، بهاءالدین حسینی هاشمی، کارشناس اقتصادی، با بیان این که بانک ها همچنان دست در جیب بانک مرکزی می کنند، علت آن را کمبود منابع اعلام کرد.
۳ ـ به گفته وی، در حال حاضر بانک ها در شرایط درماندگی قرار گرفته اند و بانک ها در پرداخت اعتبار ناتوان هستند.
۴ ـ هاشمی تصریح کرد: بخش عمده ای از ناتوانی بانک ها و افزایش مطالبات معوقه مربوط به اوراق مشارکتی است که بانک‌ها بازخرید کردند و نتوانستند وجه این اوراق را ازشرکت‌های دولتی و شبه دولتی اخذ کنند. [معنی ساده این حرف اینست که دولت به مردم، بهر عنوان ودلیل (پرداخت بدهی خود. جلب سرمایه … )اوراق مشارکتی واحد هایی را توسط بانکها فروخته است که آن واحدها زیان ده بوده اند و مردم پس از چندی اوراق را به بانکها برگردانده و پول خود را پس گرفته و دست و پای بانکها را در پوست گردوی دهها میلیارد تومان وام بلاوصول گذارده اند و بحث از ورشکستگی این واحدها و سوخت مطالبات بانکهااست و نه از«معوقات» آنها. ح تبریزیان]
۵ ـ وی با اشاره به اینکه مهمترین دلیل ناتوانی اعتباری بانک‌ها در این است که تسهیلات اعطایی به بانک‌ها بازنمی‌گردد، اظهار داشت: بخشی از تسهیلات تکلیفی یا دیربازده که گردش نقدینگی در بانک را دچار اخلال کرده است.
……..
با استفاده از اظهارت این کارشناس بانکی، میتوان این فهرست را ادامه داد ولی فکر میکنم تا همین جا کافیست. فقط لازم به یاد آوریست که گزارش میزان نسهیلات بانکی تا قبل از اوج گیری بحران ارزی این ۳ ماهه اخیر است و تصور وخامت بیشتر اوضاع طی این ۳ ماهه تلاطم ارزی دشوار نیست. زیراکه بسیاری از مردم در عرض این مدت سپرده های خود را از بانکها بیرون کشیدند تا به دلار تبدیل کنند و بسیاری از بدهکاران خوش حساب بانکی هم صرفه را در پرداخت جریمه دیرکرد وام خود دیده و میبینند تا پرداخت اصل بدهی های خویش و مضافاً اینکه بعلت فراگیر شدن این سیر خود بخودی و مسری عدم باز پرداخت تسهیلات بانکی، دستگاه های اجرایی هم از رسیدگی به این استنکاف وسیع بدهکاران از پرداخت بدهیشان به بانکها، ناتوان شده است.
نکته شایان تذکر اینست که تسهیلات بانکی باز نگشته زمانی رخ داده است که وامهای دریافتی در شرایط نرخ برابری دلار بین ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ تومانانجام یافته است.
در چشم انداز این معوقات و سوختها نه تنها هیچ روزنه روشنی برای وصول آنها مشاهده نمیشود بلکه باید منتظر شتابگیری منحنی آن بود تا مرحله ایی که بانکها با سپرده گذارانی روبر شوند که سپرده های خود را میخواهند و بانکها وجهی نخواهند داشت تا آنها را باز پرداخت کنند.

بحران ارزی و خواهش آقای رحیمی از تجار صادر کننده برای فروش ارزشان به دولت
اقای رحیمی معاون رئیس جمهور، چند روز پیش با لحنی آمیخته به؛ خواهش، التماس و قدری هم تهدید، از تجار صادر کننده خواست که ارزهای حاصله از صادرات خود را به دولت بفروشند.
آقای رحیمی گفت: «این استدعای دولت از صادرکنندگان برای ارایه ارز خود به دولت از سر عجز نیست؛ بلکه این درخواست صورت می‌گیرد تا اگر صادرکننده‌ای راه را گم کرده ‌است، به راه راست برگردد. این در حالی است که دولت تضمین می‌کند که در بازگشت پول صادرات به کشور اجازه ضرر به صادرکنندگان ندهد؛ البته برخی از صادرکنندگان این درخواست دولت را نپذیرفته‌اند که باید خطاب به آنها گفت که نوبت ما نیز می‌رسد، البته این سخن از باب تهدید نیست.»
این التماس و تهدید آقای رحیمی برای تحویل ارز صادراتی به دولت، کمتر از قضیه «جمشید بسم الله» کمیک بنظر نمیرسد. درکدام کتاب اقتصاد نوشته است که میتوان یک بازار ملتهب را با این گونه فرمایشات و موعظه ها مدیریت کرد و دینامیسم مهیب عرضه و تقاضا را با این خواهش و تمناها تنظیم کرده و تحت کنترول در آورد؟ مگر بانکها خود با این گونه خواهش و تمناها به کسی دیناری وام میدهند که کسی بخواهد دلاری را که میتواند به ۳۵۰۰ تومان در بازار بفروشد بیاورد در«مرکز مبادلات ارزی به ۲۸۰۰ بفروشد؟ این فقط جانشین کردن موعظه گری صدقاتی و صله رحمی بجای تئوریهای اثبات شده اقتصادی است. این یعنی که گوینده این حرفها، در حد یک سبزی فروش معمولی هم از سازو کار های اقتصادی با خبر نیست
من فرض را بر این میگیرم یکباره این «نفجه» ربانی آقای رحیمی در دلهای سنگ شده از مغناطیس دلار ۳۵۰۰ تومنی تجارصادرکننده، کارگر افتد و آن تجار بیایند و دلارهای خود را با ۳۰% تخفیف به دولت بفروشند؟ در چنین حالتی آن «بازاری» که تا کنون احتیاج ارزی خود را از محل ارز این تجار بطور آزاد تأمین میکرده است به کجا خواهد رفت؟ آن شخصی که میخواهد مستقلات خود را بفروشد و پول آنرا از ایران خارج کند چکار خواهد کرد؟ آن مسافری که میخواهد چند هزار دلار اضافی ببرد خارج خرج کرده کیف کند چه خواهد کرد؟ آن مریضی که برای درمان خود حاضر است زندگی اش را بفروشد و بهر قیمت شده دلار تهیه کند تا برای معالجه به خارج برود چه خواهد کرد؟ آیا آن تقاضای پنهانیِ ده ها میلیارد دلاری که تا کنون از محل همین ارز تجارتی تأمین میشده است با اجابت این خواهش معاونت رئیس جمهوری سربه نیست خواهد شد؟ یا نه! از محل دلارهایی که منشاء و منبع آن قاچاق مرزی است خود را تأمین خواهد کرد؟ ایا این، به رشد سریعتر فساد، آلوده شدن بیشترگارد گمرکی مرزی به رشوه خواری بیشتر، و توسعه شبکه قاچاقاچیگری مرزی منجر نخواهد شد؟
چند روز پیش یکی از وکلای مجلس از قاچاق ۵۰ تن خُرده طلا از یکی از مرزهای کشور خبر داد. فکر میکنم منظور آن نماینده مجلس از خرده طلا، طلاهای خالص و بیشکلی (مثل طلاهای دندان) که قیمت طلای خالص را دارد و نه مثل زیور الات و سکه داری ارزش اضافی است میباشد.
چه تضمینی هست که قاچاقچیان مرزی در مقیاسی غیر قابل کنترول، در آینده به سمت صدور طلا، فرش، حبوبات، برنج، مواد سوختی و … ، کشیده نشوند؟ وقتی برای دلار ناشی از قاچاق آنها مشتری هست؟ آیا این نحوه برخورد با اقتصاد مملکت پرورش قاچاقچی گری و چیره کردن اقتصاد سیاه و پنهان بر مملکت نیست که نهایتاً سرنخ مدیریت آن بدست سپاه و دستگاه های امنیتی خواهد افتاد؟ زیرا تنها سازمانهایی که قدرت تعامل و تداخل به چنین شبکه وسیع قاچاقی را دارند نیروی سپاه و دستگاههای امنیتی هستند. تجربه روسیه نشان داد ه است که مافیای نظامی و ک. گ. ب آن سازمانهایی بودند که با فربه شدن اقتصاد سیاه و پنهان به درون آن کشیده شده با آن درآمیختند.
این برشمرده ها نکاتی نیستند که برای درک آنها نیازی به دانش زیاد اقتصادی باشد. هنگامی که همین نکات از دید مقامات بانک مرکزی و مقامی در حد معاونت ریاست جمهوری ندیده گرفته میشوند یا از درک بسیار نازل این مقامات از مفاهیم و سازو کارهای اقتصادی حکایت میکند و یا از سراسیمگی استیصال آمیز و خارج از کنترول آنها.
خطر این چنین رویکردهایی از جانب مقامات عالیه مملکت در اینست که آنها با عدم درک ابعاد بحران، اقتصاد مملکت را بسویی برانند و بکشانند که هیچ مسیحای اقتصادی ایی هم یارای نجات آنرا نداشته باشد.
بد نیست بگویم همین درکی که مقامات دولتی از مشکل اقتصادی دارند، رهبری نظام و مقامات نظامی و سپاه از مسئله چالشهای هسته ایی و نظامی دارند. تفاوت این دو خبط نگاه به مسئله اقتصاد و امنیت مملکت در اینست که مردم بعلت تجربه روزمره خود متوجه خبط نظر اقتصادی مسئولین میشوند ولی فقط زمانی متوجه دومی خواهند شد که فاجعه رخ داده باشد.
آقای رحیمی ام الفساد ارزی را یافته و نام وی را اعلام کرد،« جمشید بسم الله»! ولی به آقای رحیمی باید گفت تا هنگامیکه میلیاردها «تومان» هایی هستند که بعلت احساس نا امنی و بی آیندگی در کشور مانند مغزها و نخبه تحصیلکردگان مملکت، قصد فرار از مملکت را دارند اگر از هر تیر چراغ برق خیابان فرودسی هم یک «جمشید بسم الله» را بیاویزید، جمشید بسم الله های دیگر مثل قارچ از این زمین آلوده به بحران نابسامانی اقتصادی سبز خواهند شد.
*
http://www.bina.ir/news/index.php?option=com_content&view=article&id=20130:1391-07-29-10-21-10&catid=82:1389-10-11-06-22-58&Itemid=119

**
http://www.cbi.ir/simplelist/9825.aspx

No Comments