دو خبر و دو کامنت از لبنان و مصر

Share Button

این دولت ماست که هزینه مسلح و مجهز کردن حماس و جهاد اسلامی وسهم عمده هزینه باز سازی.ویرانیهای جنگهای غزه را میپردازد و نه ترکیه یا مصر و یا ۱۴ مارس. ولی بهنگام روی صحنه دیپلماسی رفتن؛ این ۱۴ مارس (دشمن خونی حزب الله لبنان و رژیم ایران)، داود اغلو، وزیر خارجه لبنان و وزیر خارجه قطر است که برادارنه با آغوش باز در غزه مورد استقبال و پذیرایی رسمی قرار میگیرند و از مناطق آسیب دیده و بیمارستانها دیدن کرده خود را به مردم نشان میدهند. از سوی دیگر این تقاضای حقارت آمیز وزارت خارجه ماست که برای بازدید از غزه، با بی اعتنایی تحقیر آمیزی مسکوت میماند در همان حالی که هنیه از کمک های مالی ایران در گذشته و آن کمکهای که در آینده باید داده شوند تشکر میکند بدون اینکه از قصیده سرایی رزمی وزارت خارجه ما در رثای پیروزی خود بر دشمن سخنی بمیان آورد.

نهار نت لبنان
۲۶ نوامبر ۶ آذر
دیدارهیئت نمایندگی ۱۴ مارس از غزه
برابر گزارش تلویزیون المستقبل لبنان، یک هیئت از بلوک ۱۴ مارس از نوار غزه دیدار و با مقامات آنجا دیدار خواهد کرد.
رادیو صدای لبنان امروز گفت که دبیر هماهنگ کننده «۱۴ مارس»، فارِص صُید، این هیئت نمایندگی را هدایت و با مقامات رسمی غزه دیدار و گفتگو خواهد داشت.
برنامه این بازدید، پس از دیدار هیئت نمایندگی وزرای خارجی، در میان آنان، وزیر خارجه لبنان، عنان منصور، در جریان آخرین حمله اسرائیل ار منطقه نوار غزه گذارده شد.
درگیری غزه ۸ روز طول کشید که در جریان آن بیش از ۱۶۶ فلسظینی کشته و صد ها تن دیگر مجروح شدند. در عین حال برای اولین بار موشکهای حماس توانستند تل آویو و ژروزالم را هدف قرار دهند.
درگیری زمانی پایان یافت که با میانجی گری آمریکا و مصر در ۲۱ نوامبر، بین طرفین درگیری میانجی گری آتش بس برقرار شد.
پایان خبر از نهار نت لبنان
ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
کامنت من:
برای یک روزنامه خوان عادی عرب در این گزارش نکته ویژه ایی وجود ندارد. ولی برای من بعنوان یک ناظر ایرانی، قضیه بدین صورت مطرح است که: این دولت ماست که هزینه مسلح و مجهز کردن حماس و جهاد اسلامی وسهم عمده هزینه باز سازی.ویرانیهای جنگهای غزه را میپردازد و نه ترکیه یا مصر و یا ۱۴ مارس. ولی بهنگام روی صحنه دیپلماسی رفتن؛ این ۱۴ مارس (دشمن خونی حزب الله لبنان و رژیم ایران)، داود اغلو، وزیر خارجه لبنان و وزیر خارجه قطر است که برادارنه با آغوش باز در غزه مورد استقبال و پذیرایی رسمی قرار میگیرند و از مناطق آسیب دیده و بیمارستانها دیدن کرده خود را به مردم نشان میدهند. از سوی دیگر این تقاضای حقارت آمیز وزارت خارجه ماست که برای بازدید از غزه، با بی اعتنایی تحقیر آمیزی مسکوت میماند در همان حالی که هنیه از کمک های مالی ایران در گذشته و آن کمکهای که در آینده باید داده شوند تشکر میکند بدون اینکه از قصیده سرایی رزمی وزارت خارجه ما در رثای پیروزی خود بر دشمن سخنی بمیان آورد.
یک دوستی از کشور های منطه خودمان داشتم که در همین سوئد زندگی میکرد یک پسر داشت که بچه های محل فقط رمانی سراغ او می آمدند که او اسباب بازی جدیدی یا شوکولات جات داشت. آن بچه ها اسباب بازیها و شوکولاتهای او را از او میگرفتند و تا آخر نوش میکردند و بعد او را بحال خود تنها میگذاردند. این دوست من خیلی نگران بود که بچه اش نمیتوان با بچه های دیگر جوش بخورد و مسئله زبان یا خارجی بودن هم مطرح نبود چون خیلی از آن بچه ها هم وضعیت مشابهی داشتند. این دوستم نگران این بود که با این پخمگی ممکنست بچه ها بلاهای دیگری هم سر بچه اش بیاورند. گره کار در اینبود که هروقت پدره از او میپرسید؛ باز اسباب بازی یا شوکلات هایت گرفتند؟ پسرش با سماجت برای پنهان کردن پخمگی خود قضیه را انکار میکرد و میگفت نه آنها دوستهای من هستند، منتها من خودم خسته شدم آمدم و خانه.
پوست کلفتی و پخمگی دولت ما در مقابل دولتچه های دنیا و منطقه نمونه تاریخی ندارد و فقط با مورد آن پسر دوستم و موارد مشابه قابل مقایسه است. حکومت ما میخواهد پخمگی خود را در میان مجموعه ی کشورهای این دنیای جهان سومی با عربده کشی برای کشورهای بزرگ دنیا جبران کند زیرا برای این دولتچه ها نه میتواند عربده بکشد چون از خود او با او بدتر میکنند و نه این عربده کشی توجه کسی را هم جلب میکند ولی در عوض آمریکا و اروپا خریدار پخمگی حکومتها از جمله حکومت ما نیستند بلکه منافع خود را میخواهند و از سویی عربده کشی برای آنان شهره ساز و عوام پسند نیز هست. اگر احمدی یکی از آن سخنرانیهایی را که در آمریکا میکند در کشوری پاکستان یا کنیا بکند او را از پشت تریبون پائبن میکشند و با خفا بدون مراعات تشریفات دیپلماتیک بیرون می اندارند.
……………………..
و اما چند نکته در تحلیل آخرین رخدادهای مصر که برای منطقه از جمله برای میهن ما مهم میباشد:
محمد مُرسی که با واکنش مخالفت آمیز وسیع جامعه شهری، احزاب سیاسی و دستگاه قضایی مصر در برابر «حکم حکومتی» خود روبرو شده است. او نه راه پیش دارد و نه راه عقب نشینی برای خود باز گذارده است. برای پیشروی نیروی سرکوب ندارد و هرگونه پس روی هم مخالفین را در مطالبتشان مصمم تر میکند.
دیروز دوشنبه، در تلاشی مذبوحانه با وساطت «مِکی» وزیر دادگستری اسلامیست خود، مُرسی با هیئت نمایندگی« شورای عالی قضات» برای حل مسئله دیدار کرد. او کوشید با ارائه قرائت جدیدی از فرمان خود و لحنی نرم کننده و اینکه منظور این هست و آن نیست از تنش روبه افزایش بکاهد. تا لحظه نگارش این یاداشت خبری مشخص و رسمی از نتیجه مذاکرات به بیرون درز نکرده است ولی سخنگوی ریاست جمهوری گفته است که فرمان صادره تعدیل نخواهد شد و انتظاری هم جز این نمیرود چون تعدیل کم هزینه این فرمان بدون یک توافق چند جانبه متعهد کننده که هیچ یک از طرفین پس از آن، افزون خواهی و بهره برداری نکرده و به عدم تشدید تعرض سیاسی متعهد شوند، بی فایده است. از این گذشته طرف دعوا تنها دستگاه قضایی نیست که مُرسی با تفاهم با آنها مسئله را فیصله دهد. مقاومت دستگاه قضایی، در درجه اول نه بُعد مقاومت سیاسی یا مدنی بلکه جنبه حقوقی دارد حال آنکه مقاومت احزاب سیاسی، هم مقاومت سیاسی است و هم با جنبش اعتراضی مردمی پیوند خورده است. آن هزارانی که هر روز در میدان تحریر گرد هم می آیند و در آنجا شبانه روز خیمه و خرگاه زده اند به صرف حصول تفاهم مُرسی با دستگاه قضایی که هیچ حتی حصول توافق با خود احزاب سیاسی هم، خیابانها را ترک نخوهد کرد.
از بخت بد مُرسی امروز اولین نفری که از طرف مخالین کشته شد فردی متعلق به «جنبش ۶ آوریل »بود. جنبش ۶ آوریل جنبش جوانانی است که مبارک را سرنگون کردند؛ آنهنگام که هنوز اثری جدی از سلفیستها و اخوانی ها در میدان تحریر نبود. ۶ آوریل خود را صاحب انقلاب میداند. این جنبش داری سازمان سراسری در بین جوانان مصر است؛ فاقد ایدئو لوژی و لذا فرا گیر میباشد. این جنبش تا کنون از هیچ یک از احزاب سیاسی پیروی نکرده است. هم مارکسیستها، هم مسلمانان و هم ناصریستها را در خود گرد آورده است.
قرار بود امروز موازی با برگزاری اعتراض «یک مییلونی» مخالفین، اسلامگرایان هم در حمایت از مُرسی و فرمانش تظاهرات«یک میلیونی» برگزار کنند. آنها نخست برای اجتناب از برخورد و درگیری، مکان اجتماع خود را تغیر دادند و سپس آنرا کاملاً لغو کردند. این عقب نشینی هرچند کاملاً بجا و عقلانی بود ولی فقط ایجاب کننده عقب نشینی های بعدی و بعدی خواهد بود. مخالفین؛ چه جنبش قضات و وکلا و چه احزاب سیاسی، محکم بر خواست خود دایر بر لغو «فرمان حکومتی» ایستاده اند و آخرین نفر حمدین صباحی رهبر بزرگترین ائتلاف سیاسی مصر بود که در پایان روز دوشنبه گفت که؛ تا الغای فرمان قانون اساسی تظاهرات در خیابانها ادامه خواهد داشت.
بنظر من با شرایط بوجود آمده امکان وقوع هر رخدادی مگر باقی ماندن مُرسی در رأس قدرت میرود. هم ممکنست کار به جنگ و جدل خیابانی بکشد تا جائیکه نظامیان مجدداً و البته با هماهنگی با بخشی از نیروهای سیاسی این یا آن طرف قدرت را بدست گیرند و هم میتواند به پولاریزه شدن کامل جامعه و پیدایش شکاف در همه سطوح دستگاه های دولتی و نظامی منجر شود و هم به هرج و مرجی خارج از کنترول.
بهترین کاری که مُرسی میتوانست انجام دهد پس گرفتن بی درنگ فرمان خود بود و تلاش برای حصول توافق با مخالفین، قبل از اینکه دیر شده باشد و نیروی خیابانی فرصت هرگونه ابتکاری را از احزاب سیاسی گرفته باشد. در درگیریهای یکشنبه یک نفر از سوی اخوانیها و یک نقر هم از این سو جان خود را از دست داده است. و این خود یعنی؛ سیر رویارویی میرود که توقف ناپذیر شود.

 

 

No Comments