مرسی رفتنی است، بر مصر چه خواهد رفت؟

Share Button

سخن گفتن از احتمال وقوع یک جنگ داخلی ممکنست قدری زود بوده و قضاوتی شتابزده بنظر آید ولی اصرار طرفین دعوا در مصر و تدارک نمایش قدرت خیابانی بعنوان یگانه زبان محاوره سیاسی حاکی از کشانده شدن بیش از پیش اختلاف از سطح و داخل کرویدورهای دستگاهای حکومتی و نشستهای سیاسی به زور آزمایی خیابانی است. و دقیقاً دینامیسم برخورد و تشدید خصومت در همین خیابانی شدن رویارویی است.


مجمع تدوین قانون اساسی که دیگر دربست در اختیار اسلامگریان سلفیستی و اخوانی و جماعت الاسلامیه است.

دیگر مسئله سرنوشت مصر و اخوان در میان نیست بلکه سرنوشت خود مصر مطرح است. دیروز ۴ شنبه هیئت دیوان عالی کشور مصر با ۲۷۰ رأی موافق در برابر ۱۹ رأی مخالف به اعتصاب رأی داد و اعلام کرد که تا هنگامیکه مُرسی «حکم حکومتی» خود که او را ماورای همه ارگانهای قانونی دیگر قرار میدهد، را پس نگرفته است به اعتصاب خود ادامه خواهد داد. با پیوستن دیوان عالی کشور تقریباً تمام دستگاه قضایی مصر به حالت اعتراض درآمده است. اهمیت اعتصاب سراسری دستگاه قضایی مصر نه در تغیر موازنه واقعی قدرت بلکه دردرجه اول زیر سئوال بردن مشروعیت ریاست جمهوری خود مرسی است.
اعتصاب سراسری دستگاه قضائی مهمترین وجه تحولات روزهای اخیر مصر نیست. هفته قبل همزمان با منتقدین مُرسی؛ اخوان نیز برای تظاهرات خیابانی در دفاع از فرمان مُرسی فراخوان داد که بعداً بخاطر اجتناب از درگیری محل آنرا که نزدیک میدان تحریر بود تغیر داد زیرا در آنجا مخالفین اجتماع داشتند و پس ساعاتی چند هم کلاً این فرخوان را پس گرفت. پس گیری این فراخوان کاری بسیار عاقلانه بود زیرا اگر نمایش خیابانی اخوان و سلفیستها همزمان رخ میداد نه اسلامگرایان میتوانستند نیرویی را که بنام آنان به خیابان آمده بود مهار کنند و نه مخالفین مُرسی و اسلامگرایان قادر به مهار جمعیت خیابانی تحت چنین جو رزمجویانه ایی بودند.
لحظه ایی نباید فراموش کرد که علاوه بر اسلامگریان و مخالفین سیاسی آنان نیروی پنهان دیگری وجود دارد که کُشت و کُشتار و جنگ داخلی در مصر را چون امداد غیبی تلقی میکند. اگر ذره ایی شانس برای بقای رژیم اسد در سوریه، و ادامه نفوذ روسیه، ایران و حزب الله در منطقه وجود داشته باشد رخداد چنان کُشت و کشتار فرقه ایی در مصر است که ملت سوریه را یکپارچه به دفاع از بشاراسد، شیعیان لبنان را بدفاع از حزب الله، و همه اینها را به دفاع از حضور مرعی و نامرعی روسیه و ایران در منطقه وامیدارد و فراتر از آن با چیره سازی گفتمان «ثبات» بجای گفتمان «دموکراسی» در دیپلماسی منطقه و جهان، در اجماع جهانی علیه رژیم سوریه و ایران شکاف می اندازد.
سخن گفتن از احتمال وقوع یک جنگ داخلی ممکنست قدری زود بوده و قضاوتی شتابزده بنظر آید ولی اصرار طرفین دعوا در مصر و تدارک نمایش قدرت خیابانی بعنوان یگانه زبان محاوره سیاسی حاکی از کشانده شدن بیش از پیش اختلاف از سطح و داخل کرویدورهای دستگاهای حکومتی و نشست های سیاسی به زور آزمایی خیابانی است. و دقیقاً دینامیسم برخورد و تشدید خصومت در همین خیابانی شدن رویارویی است.
هواداران احزاب سیاسی «جبهه نجات ملی» بعنوان جبهه اصلی اسلامگرایان، در میدان التحریر اعتصاب نشسته کرده و در آنجا ده ها چادر برای حضور شبانه روزی خود بر پا کرده اند. در میدان همواره صدها و شاید هزاران نفر از مخالفین مُرسی حضور دارند که میتوانند با یک فراخوان، سریعاً به ده ها هزار نفر هم برسند. در چنین شرایطی اخوان اعلام کرده است که برای همین شنبه پیش روی، یعنی پس فردا به حمایت از فرمان مُرسی راهپیمایی خواهد داشت. محل همایش و راهپیمایی را جای دیگری بجز میدان التحریر قرار داده است ولی زیرکانه سلفیستها بعنوان نیروی پیشمرگه خود به میدان تحریر میفرستد. سلفیستها اعلام کرده اند که روز شنبه در میدان التحربر تظاهرات خواهند داشت. با توجه به حضور دائمی مخالفین در آنجا این فراخوان سلفیستها که غیر ممکن است بدون موافقت اخوان و شخص مُرسی باشد، یعنی اعلام درگیری خیابانی. و در این هیچ تردیدی نیست که با وقوع درگیری همچنانکه گفتم کنترول از دست هردو طرف خارج خواهد شد. پیروزی هر طرف بر طرف دیگر بمعنای پیروزی سیاسی یک طرف بر طرف دیگر نیست بلکه فقط بمعنای فلج شدن کشور و پیروزی اغتشاشگران است. زیرا به فرض غلبه یکی بر دیگری در خیابان های قاهره موازنه نیرو در عرصه سیاسی بهم نخواهد خورد.
یک مقام بلند پایه نظامی در پاسخ اینکه موضع ارتش در این شرایط چیست با ظرفت پاسخ داد: «ارتش نمیخواهد مجدداً به سیاست کشیده شود.» مجدداً از وی پرسیده میشود اگر اوضاع بخوی تغیر یابد که دخالت ارتش را ایجاب کند،چه؟ طرف پاسخ میدهد:« اگر مردم دخالت ارتش را بخواهند!». این مردم که؟ هستند که اگر از ارتش بخواهند دخالت کند، ارتش وارد معرکه خواهد شد؟ این مردم میتواند بلوک اخوان و سلفیستها باشد ولی ممکن هم هست از بلوک مقابل باشد.
چنین بنظر میرسد که با پیشروی هردو طرف در صحنه سیاسی بسوی رویارویی، و قراردادن چنان شروطی برای آتش بس سیاسی، که پیامد «استراتژیک» در تغیر موازنه سیاسی دارد، راه هر گونه تعامل از هم اکنون بسته بنظر میرسد. هرگونه عقب نشینی برای هر یک از طرفین بمعنای چنان باخت «استراتژیک»ی است که ممکنست دیگر پس، از آن باخت به لحاظ سیاسی قد راست نکدد. اگر مُرسی بتواند«حکم» خود را به جامعه مصر تحمیل کند، مخالفین دیگر هرگز فرصتی نخواهند یافت تا از طریق سازو کارهای قانونی حریف پیشروی پیروزمندانه اسلامیستها شوند. واگر مخالفین هم موفق شوند مُرسی را به پس گرفتن حکمش وادار کنند، بی شک به همین جا بسنده نکرده و تا پس راندن اسلامیستها،[ اگر چه نه بطور کامل، چون بسیاری بدرستی خواهان حذف آنان نیستند] به خاکریهای سیاسی ضعیفر و غیر قابل دفاعتر به فشار خود ادامه خواهند داد. مانور مُرسی و اسلام گرایان مصر در ظاهر چنان عاری از پشتوانه بنظر میرسد که با ملاحظه آن هر ناظری به این فکر می افتد که حتماً آنها روی عواملی حساب کرده اند که از مدار ارزیابی ناظرین خارج و از دیده ها پنهان است. این عوامل میتوانند: جلب از پیش حمایت بخشی از ارتش، دستگاه انتظامی و یا هرچند ممکن است دور از عقل بیاید، کشاندن واحد های نظامی حماس و افراطیون فلسطینی به خیابانهای مصر برای قلع و قمع مخالفین باشد. آنچه مرا به این گمانه زنی خارج از تصور میرساند اصرار مُرسی به عدم تعدیل فرمان خویش و ایستادگی غیر منطقی اواست حال آنکه هرکس میتواند مقاومت وسیع جامعه مدنی و مدرن مصر را در برابر او ببیند! آیا اخوان عقل خود را از دست داده است؟ باور کردنش دشوار است.
در آخرین تحول و شاید خطر ناکترین نشانه از آمادگی رزمی اسلامگرایان، دیروز عصر «مجمع قانون اساسی» که: اولاً از طرف دیوان عالی منحل شده است ولی با فرمان مُرسی بکار خود ادامه میدهد، و دوماً، بنا به خواست مُرسی قرار بود تا دو ماه دیگر یعنی فوریه (اسفند)، پیش نویس قانون اساسی را برای گذاردن به همه پرسی آماده کند، ضرب العجلی و بسیار غافلگیر کننده اعلام کرد که پیش نویس را هم اکنون آماده کرده است و فردا در مجمع قانون اساسی به رأی خواهد گذارد تا بعد از تصویب در آنجا، به همه پرسی پرسی گذارده شود. این مجمع علاوه بر اینکه از سوی دیوان عالی منحل شده بوده است، همه غیر اسلامیستها آنرا ترک کردند و تحریم کردند. قانون اساسی که در غیاب کامل نیروهای غیر اسلامیستی نوشته شده و در مجلس سلفیستها و اخوان به تصویب برسد تا بعد به رفراندم گذارده شود، قبل از اینکه قانون اساسی و یک قرارداد جامع اجتماعی باشد یک اعلان جنگ به بخشی از جامعه است که آن قانون را نمیپذیرد و در تدوین و تنظیم آن شرکت نداشته است. این تصور که به صرف گذارندان یک قانون اساسی با اتکاء صرف به کمیت آرایی و با اتکاء به آرای ده ها میلیونی اقشار روستایی و سایر اقشار عقب مانده و سنتی شهر ی بتوان آن قانون را بدون پشتوانه نیروی اجرایی، اجرایی کرد فقط توهم است. آیا اسلامگرایان دوچار چنین توهمی شده اند؟ تشخیص این امر فعلاً آسان نیست.
آنچه خطر را هر روزه بیشتر و بیشتر میکند قدرت گرفتن و رسا تر شدن جناحهای افراطی اسلامگریان درجبهه حامی مُرسی دراین میان است. دینامیسم رویدادها چنان توسعه می یابد که اگر مُرسی نخواهد به پرچمدار افراطگرایی دینی تبدیل شود ممکنست خود بدست آنان از صحنه طرد شود قبل از اینکه سکولارها او را بزیر کشند.
برزمینه محاسبات و معادلات فوق؛ من گزینه های ذیل را برای سیر تحولات آتی در مصر پیش بینی میکنم:
۱ ـ آخوان یا بخشنهای از آن، با مخالفین ترک مخاضمه کرده و روی یک صلح مرضی الطرفین توافق کنند و از حیثیتی کردن درگیری و بهره برداری ازعقب نشینی همدیگر برای ناک اوت کردن هم اجتناب کرده و با اعتماد سازی روی یک مشارکت دموکراتیک توافق کنند. این تنها راهی است که به یک دموکراسی اصیل بر پایه آشتی ملیِ دولت ملت سازانه، در حد بضاعت یک کشور خاور میانه ایی منجر میشود.
۲ ـ مخالفین موفق شوند با نمایش قدرت و فشار مدنی و مسالمت آمیز خود، اخوان را به عقب نشینی و مُرسی را وادار به کناره گیری کنند و دولتی عرفی را مستقر و یک قانون اساسی عرفی را حاکم کنند که فضای لازم را در صحنه سیاسی برای اسلامگریان هم باز بگذارد.
۳ ـ قبل از اینکه کار به درگیری خیابانی و یا جنگ داخلی بکشد، ارتش جانب یکی از طرفین دعوا را گرفته یا: با پشتوانه اسلامیستها خود قدرت را بدست گیرد و یا اسلامیستها با پشتوانه آن قدرت را تماماً قبضه کنند. الترناتیو دیگر گرفتن بدست گرفتن قدرت توسط ارتش، با حمایت مخالفین اسلامگرایان و تشکیل یک حکومت نظامی موقت ولی مردمی است. یا تصرف قدرت توسط مخالفین مُرسی، با پشتوانه ارتش. این گزینه خیلی کم احتمال دارد زیرا روی کار آمدن یک چنین حکومتی مدعی دموکراسی، با مقاومت اسلامیستها روبرو میشود که احتمالاً درهم شکستن مقاومت آن، مستلزم یک اراده نظامیگرانه و قاطع است که چنین اراده و قاطعیتی در مخالفین سیاسی مُرسی وجود ندارد، هرچند برعکس؛ این قاطعیت دراسلامگرایان وجود دارد و آنها براحتی میتواند بساط قدرت خود را روی لاشه مخالفین خود بنا و مستقر کنند.
آخرین گزینه اینست که پس یک درگیری بین دو طرف ارتش مستقلاً و رأساً قدرت را بدست گیرد و در چنین حالتی، مردم هم تمکین خواهند کرد.
در پایان این توضیح را لازم میدانم که نیروهای سکولارمخالف مُرسی متأسفانه یک راهبرد استراتژیک خطا آمیز و متناقض را در پیش گرفته اند. دانش مبارزه چه سیاسی و چه نظامی، میگوید از مبارزه در دو جبهه باید مطلقاً پرهیز کرد. دیروز سازمان جوانان: حزب «قانون اساسی» البرادعی و « ائتلاف وسیع مردمی» حمدین صباحی؛ « مصر قدرتمند» منعم ابولفتوح و جنبش ۶ آوریل اعلام کردند که در مبارزه خود علیه مُرسی بهیچ وجه حاضر به قرار گرفتن در کنار هواداران و عوامل رژیم سابق نیستند. این درحالی است که بنظر من اسلامگریان حاضرند برای خُرد کردن مخالفین سکولار خود با افراطی ترین محافل اسرائیلی و با ابلیس هم کنار بیایند چون آنها به جنگ قدرت ؛ نه ازموضع ایدئو لوژیک بلکه از موضع نتیجه نهایی آن نگاه میکنند.
با قضاوت از روی آراء احمد شفیق بعنوان جناح لیبرال رژیم مبارک در انتخابات ریاست جمهوری، گفتن اینکه آنها با حدود ۳۰% آرای جامعه شهری و مدرنترین بخش آن بخشی از نیروی دموکراسی در مصر هستند و گذشتن از چنین نیروی استراتژیکی و بدتر از آن، جبهه داشتن در برابر آن از عدم درک الف بای میارزه ناشی میشود بیراه نیست. اشتباهی که میتواند هزینه سنگینی فراتر از سیاسی بلکه تاریخی داشته باشد. همان اشتباهی که ما ایرانیها کردیم و دیدیم که چه شد.

تکمیلی:

لحظه ایی پیش، یعنی دو ساعت پس از دزج این یاداشت، اخوان المسلمین اعلام کرد که همایش حمایتس خود را در میدان التحریر برگزار نکرده و محل دیگری تعین خواهد کرد. البته نخست این حزب النور سلفیست بود که تصمیم به برگزاری «ضد» تظاهرات در التحریر گرفته بود. انتظار اینست که النور هم تغیر محل دهد. ولی همین عقب نشینی اخوان نشان میدهد که، اخوان در ارزیابی خود از اوضاع دستخوش تردید، و  احساس عدم اعتماد است. این یعنی شکست.

««««««««««««««««««««««««««««««««
توجه!

یک اطلاعیه:
چون تصمیم دارم ماه آینده فرنگی یعنی ماه دسامبر را به کنترل و سنجش میزان از استقبال سایت اختصاص دهم ، از گذاردن لینک مطالب؛ برای این ماه، در بالاترین، گوگل، فیس بوک، و توئیتر، و همچنین از ارسال با اِ میل برای دوستان خود داری میکنم. چنانچه دوستان علاقمند به دیدن سایت هستند، میتوانند مستقیم به آدرس آن مراجعه کنند.

No Comments