مرحله دوم هدفمندی یا آش کشک خاله‌؟

Share Button

عبدی

اینجاست که می‌توان حدس زد اختلافات میان دو قوه، از این پس در شیب تندتری قرار خواهد گرفت. ولی مسأله اصلی این است که وضعیت تورم و سایر موضوعات اقتصادی و نیز مسایل سیاست خارجی در دو ماه باقیمانده تا پایان سال هر روز در مسیری پیش خواهد رفت که کنترل و اداره امور را سخت‌تر می‌کند. این وضعیت محصول بذری است که ۸ سال پیش در زمین سیاست ایران و به دست اصولگرایان غالب کاشته شد. اگر هدف کاشت این بذر مرور شود، در طبیعی بودن محصول آن شکی نخواهد بود.

برگرفته از سایت آینده
منتشره در روزنامه اعتماد ۲۷-۱۰-۱۳۹۱
امروز توجهات سیاسی به مجلس است و این که آیا این جلسه برقرار می‌شود یا خیر؟ اگر شد رئیس دولت چه خواهد گفت و چه خواهد کرد و نمایندگان چه واکنشی خواهند داشت؟ فارغ از هرگونه اتفاق خاصی که بیفتد، پیشاپیش چند نکته را می‌توان حدس زد:
۱ـ با وضعیت فعلی و ادامه آن، مجلس در مبارزه و رودررویی با رئیس دولت، از پیش شکست‌خورده تلقی می‌شود. شاید شکست هم کلمه مناسبی برای آن نباشد، زیرا ابعاد آن بیش از شکست‌های معمولی است. مانند تیمی که بازی را یک بر صفر ببازد یا ده بر صفر. هر دو شکست است، ولی این کجا و آن کجا؟ دلیل این برداشت هم روشن است. به لحاظ قانون اساسی، مجلس دست بالاتر را دارد و می‌تواند با اتکا به اختیارات قانونی موجود، اراده خود در برابر دولت را به کرسی بنشاند. ولی این وجه حقوقی قضیه از دو سو با چالش مواجه شده است. از یک سو به نظر می‌رسد که مجلس اجازه یا توان استفاده از این اختیارات را ندارد. از این نظر گویی که فاقد چنین اختیاراتی است. مثل اسلحه ای است که در دست دارید، ولی هدف مقابل شما می‌داند که خالی است، یا گلوله آن مشقی است و فقط صدا دارد، آن هم صدای خفه. از سوی دیگر و از زاویه‌ی عنصر حقیقی قدرت، که در میدان جامعه تجلی دارد، رییس دولت دست بالاتر را نسبت به مجلس دارد و گمان نمی‌کنم که از میان مجالس پس از انقلاب، مجلسی تا این ضعیف (حتی مجلس هفتم و هشتم) را تجربه کرده باشیم. از این نکته می‌توان نتیجه هم گرفت؛ این که برخی از آقایان پیشنهاد انتخاب رئیس جمهور به وسیله مجلس بجای آرای عمومی مردم را داده‌اند، پیشنهاد مفیدی نیست، زیرا رئیس جمهور برآمده از چنین مجلسی، به مراتب از خود آن ضعیف‌تر خواهد بود و این یعنی فاجعه‌ای برای نظام مدیریتی کشور.
۲ـ مهم‌ترین نکته‌ای که ظاهراً موضوع و محور احتمالی سخنرانی رییس دولت در مجلس است، بحث مرحله دوم پرداخت یارانه‌هاست. موضع رئیس دولت در این باره روشن است، خواهان اجرای کامل و حتی یکباره این طرح و پرداخت ۵ برابری نسبت به ارقام فعلی است. موضع اکثریت نمایندگان هم روشن است، جلوگیری از اجرای آن حتی در اندازه‌های محدودتر این طرح. این یعنی شکست سیاسی برای نمایندگان. چرا؟ از اوایل سال ۹۰، همه رفتارها و برنامه‌های دولت فقط و فقط در قالب تحقق یک هدف سیاسی قابل درک بود و آن هم زمینه‌سازی برای پیروزی نامزد دولت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ است. رئیس دولت به زبان بی‌زبانی بارها تکرار کرده، که دولت او پس از سال ۹۲ نیز به نحوی ادامه خواهد یافت. روشن است که اگر هر گروهی غیر از گروه او عهده‌دار کرسی ریاست شوند، نه‌تنها رئیس دولت برای همیشه از عرصه سیاست حذف خواهد شد،‌ بلکه مسئولیت تمامی مشکلات کشور نیز به عهده او خواهد افتاد. لذا برای پرهیز از این وضع باید دولت بعدی را همسو با خود شکل دهد. با همین انگیزه زمینه‌چینی‌ها از انتخابات مجلس نهم آغاز شد ولی به دلیل ردصلاحیت‌های گسترده نامزدهای دولتی در آن انتخابات، اقدامات خود را مسکوت گذاشتند، ولی حالا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بهترین فرصت در اختیار آنان است. آنان مجلس را در یک دوراهی قرار خواهند داد. یا همراهی با اجرای طرح یارانه‌ها یا مخالفت. موافقت مجلس با اجرایی شدن این طرح، به منزله عقب‌نشینی آنان و پیروزی دولت است و مهم‌ترین ابزار سیاسی را در دست نامزد دولت قرار خواهد داد تا اولین پرداخت را در خرداد ماه انجام دهد و رای آوری خود را تضمین کند. نفری دویست هزار تومان! فکرش را بکنید. تصورش هم موجب تعجب است چه رسد به تحققش!!
اگر مجلس در برابر این طرح بایستد، در این صورت وارد یک جنجال جدی با رئیس دولت می‌شود که به یکی از مهم‌ترین موضوعات انتخاباتی تبدیل می‌شود و تنها نامزدی که شعار اجرای آن را خواهد داد، نامزد دولت است که در این صورت هم رد کردن او برای کلیت سیستم هزینه دارد و هم مقابله با او برای سایر نامزدهای احتمالی سخت خواهد شد. شعار اصلی که مردم را به صحنه بکشد، این است که اگر رأی آوردم، این طرح را اجرا خواهم کرد. پول آن هم برای پرداخت نقد و آماده و در جیب رئیس دولت است! پرداخت‌های قبلی هم ضمانت اجرایی بودن طرح است. به قول مرحوم توفیق، «آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته!». حالا این قضیه یارانه‌ها هم برای مجلس نهم همان آش کشک خاله محترمه است که تأیید کنند، به پایشان نوشته می‌شود، تأیید هم نکنند به نحو دیگری به پایشان نوشته خواهد شد.
اینجاست که می‌توان حدس زد اختلافات میان دو قوه، از این پس در شیب تندتری قرار خواهد گرفت. ولی مسأله اصلی این است که وضعیت تورم و سایر موضوعات اقتصادی و نیز مسایل سیاست خارجی در دو ماه باقیمانده تا پایان سال هر روز در مسیری پیش خواهد رفت که کنترل و اداره امور را سخت‌تر می‌کند. این وضعیت محصول بذری است که ۸ سال پیش در زمین سیاست ایران و به دست اصولگرایان غالب کاشته شد. اگر هدف کاشت این بذر مرور شود، در طبیعی بودن محصول آن شکی نخواهد بود.
۳ـ مشکلاتی که اصول‌گرایان غیردولتی دارند یکی دوتا نیست. آنان از یک سو می‌خواهند انتخاباتی داشته باشند که مشارکت بالایی از مردم را تأمین کند، مشارکتی که نقطه قابل اتکای سیاسی برای کلیت نظام و رئیس جمهور آینده داشته باشد و از سویی دیگر در پی عدم حضور اصلاح طلبان و یا رد نامزدی نماینده دولت هستند. اما محبوبیت و نفوذ لازم را برای تحقق این اهداف متعارض در جامعه نیز ندارند. به نظر می‌رسد که اصولگرایان حاکم باید یک تجدیدنظر اساسی درباره کلیت راهبرد خود در انتخابات بنمایند. راهبردی که سراسر متناقض است و این احتمال بیشتر وجود دارد که هزینه‌های اجزای این راهبرد متعارض را متحمل شوند، بدون آن که از منفعت آن‌ها نصیبی ببرند. یعنی چوب رد صلاحیت و مشارکتی نامناسب را بخورند و در نهایت هم نامزدشان پیروز میدان نباشد.
منتشره در روزنامه اعتماد ۲۷-۱۰-۱۳۹۱
پایان یاداشت
برگرفته از سایت آینده(عباس عبدی)
………………………………….
کامنت کم:
بنظر میرسد که این یاداشت قبل از حضور رئیس جمهور در مجلس تنظیم شده باشد. ولی تأخیر درج آن از اهمیت محتوای آن نمی کاهد
آقای احمدی نژاد بعنوان رئیس قوه اجرائیه مملکت از سرمایه ملی هرچه لازمست مایه خواهد گذارد و در حاتم بحشی از آن به «مستضعفین » و دادن وعده و وعید های سخاوتمندانه بدانان دریغ نخواهد کرد تا در این انتخابات فرادستی گرفته تا بعد و به تدریج این فرادستی خود را در تمامی نظام چنان نهادینه سازد که ولی فقیه آینده را هم او تعین کند و نه مجلس خبرگان رهبری و یا خود رهبر.
ضمناً، من فکر نمیکنم کارتهای برنده احمدی نژاد به طرح یارانه ها محدود شود، او یرگهای بسیار دیگری برای دیگر اقشار مردم و دنیا دارد که بر حسب اوضاع زمین خواهد زد.
من فکر میکنم نبرد قدرت بین اصولگرایان سنتی و تیم رئیس جمهور، نبرد «بودن و یا نبودن » خواهد بود و اگر رهبر پیش دستی نکند و رئیس جمهور را بنحوی مهار یا حذف کند خود او بدست رئیس جمهور مهار یا حذف خواهد شد.
احمدی نژاد فرادستی کامل دارد و با ابزارهای معمولی قانونی هم حذف یا به حاشیه راندن وی امکانپذیر نخواهد بود.
با اجازه یاداشت را در سایت شخصی کپی میکنم.
بخانه یکی بچه گرگ می پرورید
چو پرورده شد خواجه را بر درید

No Comments